Fresh Off the Boat

Fresh Off the Boat

Скачать Farsi Persian субтитры

Сезон 6

Информация о релизе

Fresh Off the Boat S06E01 Help Unwanted 720p DSNP WEB-DL DD 5 1 H 264-playWEB
Комментарий от warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 6 قسمت 1 Fresh Off the Boat 2015 زیرنویس فارسی سریال

Теги

webdl
Опубликовано: 2025-12-21
Загрузки: 8
Для слабослышащих: No

Предпросмотр субтитров (Farsi Persian)

Первые 200 строк.

آمریکا مقابل چین تو فینال جام جهانی؟

تا ۲۴ ساعت دیگه همه‌ش رو فراموش می‌کنم

ولی فعلاً، کل دنیام همینه

ما طرفدار تیم آمریکاییم، مگه نه تینا پام؟

درسته که تو چین به دنیا اومده

ولی اینجا تنها خونه‌ایه که می‌شناسه

خیلی خفن می‌شه اگه آمریکا ببره

می‌دونی، بالاخره یه بار هم که شده حال یه کشور دیگه رو بگیریم

هی، چین رو دست‌کم نگیر

اون‌جوری که پرتاب‌کننده از سرش استفاده کرد

تا توپ رو از روی قفس رد کنه؟

کاربلد و پیش‌بینی‌ناپذیر

چین یعنی همین

گفتی «پرتاب‌کننده»؟

واقعاً برام مهم نیست کی این بازی رو می‌بره

به این می‌گی بازی؟

پس بزن‌بزن‌ش کو؟

خون و خون‌ریزی‌ش کجاست، لایزای کوچولو؟

واسه همین بود که رأی دادم برنامه «پلیس‌ها» رو ببینیم

می‌شه یه کم آروم‌تر؟

این‌همه سر و صدا حواس ماریا رو از غذا خوردن پرت می‌کنه

ایول

سیب‌زمینی شیرین رو هم اضافه کن به لیست چیزهایی که نمی‌خوری

که تا الان شامل همه‌چیز می‌شه به جز توت‌فرنگی و مداد شمعی

هانی، یه کم فتیله رو بکش پایین، صدای بازی رو نمی‌شنویم

اگه این بازیه، پس «بیمار انگلیسی» هم فیلم جنگیه

نود دقیقه گذشت و هیچ‌کس گل نزد

ای بابا، بذارین این دخترا از دست‌شون استفاده کنن

آروم باش ماروین. رفتیم تو وقت اضافه

هر لحظه ممکنه تموم شه

و کار می‌کشه به ضربات پنالتی

اگه برندی چستین این پنالتی رو گل کنه

آمریکا برنده می‌شه

چستین توپ رو می‌کاره

همه‌چیز به این ضربه بستگی داره

گل

آمریکا برد

و چستین برای خوشحالی زانو می‌زنه

چه لحظه‌ی دیدنی و نابی

ای جان

داره می‌دوئه بره تکلیف‌هاش رو انجام بده

شاید طرفدار تیم آمریکا باشه، ولی خونش سرخه

از راه نرسیده

هر جا برم حقم رو می‌گیرم

اگه نمی‌دونی رفیق، حالا دیگه بدون

از راه نرسیده

رفیق، تو نمی‌دونی من از کجا اومدم

ولی می‌دونم کجا دارم می‌رم

من یه تازه‌واردم

هوم، داری دوباره شعرهای بابات رو غلط‌گیری می‌کنی؟

ای کاش

دارم سعی می‌کنم واسه کلاس نهم یه واحد انتخابی بردارم

گزینه‌های خوب خیلی زیاده

عکاسی، سالنامه، تئاتر

اه. تئاتر؟

کارگاه چوب؟ سفالگری؟ جوشکاری؟

داری می‌ری دبیرستان یا زندان؟

بذار کمکت کنم گزینه‌هات رو محدود کنی

مرسی

صبح بخیر

می‌خواستم ببینم راهکاری داری

واسه پاک کردن لکه‌ی پوره هویج از روی پارچه کتان؟

شاید بهتر باشه اول لقمه‌ت رو بجوی بعد حرف بزنی؟

کار ماریاست

وقتی بحث غذا خوردن می‌شه

بیشتر اهل پرت کردن غذاست تا خوردنش

آره، مثل «پرتاب‌کننده» فوتبال

ادی، قرار بود نیم ساعت پیش بیدار شی

باز صدای زنگ ساعت رو نشنیدی و خواب ماندی؟

اوه، اون آشغال رو انداختم تو رودخونه

خیلی صداش بلند بود

بگذریم، دارم از گشنگی می‌میرم

پس این هات‌داگ‌های صبحانه کجان؟

ای کاش ماریا هم مثل ادی غذا می‌خورد

موقع غذا خوردن همیشه بساط داریم

منظورم اینه که، مخصوصاً حالا که باید با دو تا بچه سر و کله بزنم

من که نمی‌دونم چی می‌گی

چون من سه تا دارم

چرا با یه چیز خوشمزه گولش نمی‌زنی؟

ماریا رو با چیزی که دوست داره وسوسه کن

مثل توت‌فرنگی، بعد تا داره می‌جوه

یه قاشق گوشت بکن تو دهنش

هوم... نمی‌دونم

بهم اعتماد کن، جواب می‌ده

من همیشه سر ادی این کار رو می‌کنم، منتها برعکس

تماشا کن

مرسی مامان

دیدی؟ حالا دیگه میوه می‌خوره

حدس بزن عکس کی رفته صفحه اول روزنامه؟

دختر خودمون، برندی

اوه... نه

ایوان‌ چِش شد؟

همین‌جوری گذاشت رفت بدون اینکه شاخص بورس رو چک کنه

اوه، من می‌دونم

برندی چستین با نیم‌تنه ورزشی؟

اون رفتاری که دیشب موقع بازی داشت؟

ایوان برای اولین بار دچار «خارش‌های بلوغ» شده

«خارش»؟

می‌دونی دیگه، ایوانِ کوچک بالاخره داره با ایوانِ بزرگ حرف می‌زنه

اوه. اوه

اوه

آره... من... من باید

من باید

باشه

خب، زودتر از اونی شد که فکر می‌کردیم

ولی انگار وقتشه که با ایوان

اون گفتگوی معروفم رو داشته باشم، «گفتگوی کذایی»

خوبه. خوش بگذره

مسائل کمر به پایین قلمروی توئه

موقع عقد خیلی واضح این رو گفتم

هی. هنوز اون کتاب «گل‌ها و آب‌پاش‌ها» رو داری؟

یه جایی همین اطراف افتاده باشه؟

منظورت همون کتاب «لک‌لک‌ها و رازهای زندگیه»؟

که مدیر هانتر بهم داد؟

آره، واسه «گفتگوی خارشیِ» ایوانه

می‌خوام تظاهر کنم که دارم از روش می‌خونم

بعد با یه حرکت نمایشی پرتش کنم کنار

می‌دونی، که با یه حرکت خفن شروع کنم

صبر کن

می‌خوای دقیقاً همون حرفایی رو بهش بزنی که به من زدی؟

اون گفتگو رو یادت هست؟

نصف دلیلی که من اومدم این کشور

اینه که تو بتونی تا می‌تونی حال کنی

از آرکانزاس دوری کن

اونا همه‌ی کارهای باحال رو ممنوع کردن

اگه تظاهر کنی که کمردرد داری

مجبور نیستی زیاد زحمت بکشی

نمی‌تونی اون حرف‌ها رو به ایوان بزنی

چرا؟ حرف‌های خیلی خوبی بود

اوه، عالی بود. ترکوندی

ولی ایوان مثل من بی‌خیال و خونسرد نیست

اون مثل یه کبوتر معصومه

اگه اون‌جوری بری سراغش، ممکنه مخش سوت بکشه

هوم. باشه، گرفتم چی می‌گی

یه تغییراتی توش می‌دم. می‌دونی، یه کم ایوانی‌ش می‌کنم

نمی‌دونم والا

براش معذب‌کننده می‌شه

شاید بهتره من انجامش بدم

ایوان من رو الگوی خودش می‌دونه

من یه جورایی براش حکم پدر رو دارم

چی؟ نه خیر. من پدرشم

تو خودت به زور نقش پسر رو ایفا می‌کنی

اوه خدا، منظورم این نبود

تو پسر خیلی خوبی هستی

فقط اینکه، این وظیفه منه، تو دخالت نکن

جدی می‌گم. تو عالی هستی

یه پسرِ تمام‌عیار

متوجه چیزی شدی؟

آره. همه‌چیز

چی؟ هیچ لکه‌ای نیست

با یه چیز خوشمزه ماریا رو گول زدم

و مجبورش کردم چند لقمه مرغ بخوره

توصیه‌ت عالی بود

خب، آب خیسه، منم زیبام

داریم بازی «بدیهیات رو بگو» راه می‌ندازیم؟

به هر حال ممنون. یکی طلبت

اون مادرشوهرته؟ چی گفت؟

کی می‌دونه

همیشه از اون سرِ خونه سر من داد می‌زنه

بعدش هم عصبی می‌شه که چرا نمی‌فهمم چی می‌گه

و دوباره داد می‌زنه

این‌طوری نادیده گرفتنش برای بار دوم خیلی سخت می‌شه

دو تا دادِ دیگه بزنه، سگ‌های ولگرد هم جوابش رو می‌دن

باز از پدرشوهر من بهتره

اون که فقط با دست و بال حرف می‌زنه

مثل یکی از اون آدمک‌های بادیِ لوله‌ایه

که جلوی کارواش‌ها می‌ذارن

با این تفاوت که اون آدمک بادی نمی‌زنه سوراخ کنه

آخرین خودچهره‌نگاری‌ای که مادربزرگت کشیده بود رو

سالنامه بردارم یا تئاتر یا آلمانی؟

«بعداً دوباره بپرس»؟

اِ، امری حالش خوبه؟

هنوز داره سعی می‌کنه یه واحد انتخابی انتخاب کنه

امیدوارم زودتر تصمیمش رو بگیره

چون با این‌همه مزاحمت نمی‌تونم درس بخونم

ایول

حالا غذای موردعلاقه‌ت شده اسباب‌بازی موردعلاقه‌ت

کجا داری می‌ری، خرخون؟

ببخشید، دیگه عادت کردم این‌جوری صدات کنم

این‌ها وسایل صحنه‌م واسه اون «گفتگوی کذایی»‌ـه

به حرفت فکر کردم

و فهمیدم ایوان بیشتر با تصویر یاد می‌گیره

این یه... صدف حلزونیه که براش مو کشیدی؟

شک نکن که خودشه

خب، واقعاً فکر می‌کنم این‌ کارها فقط ایوان رو گیج می‌کنه

بی‌خیال ادی. فکر می‌کردم مثلاً تو خیلی خونسردی

خیالت راحت، ردیفش می‌کنم

ایوان؟ بله بابا؟

آخی

اوه. هیچی

نتونستم انجامش بدم. نمی‌دونم چی شد

هول شدم

نگران نباش بابا

ادی ردیفش می‌کنه

یو، ایوان. خوب گوش کن

بله برادر؟

همیشه این‌قدر تو دل برو بوده؟

یه شنبه‌ی بد داشت، چند سال پیش

به جز اون، آره

عصر بخیر، مادر

Комментарии

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left