Первые 200 строк.
فالکائو، والیا، به خونه خوش اومدین
چی شد که گذرتون به داکی افتاد؟
برای ماه عسلمون اومدیم
ما تازه ازدواج کردیم
اوه، مبارک باشه
میدونید چیه؟
اتاقتون رو به سوئیتِ رو به باغ ارتقا دادم
امیدوارم از اقامتتون اینجا لذت ببرید
نه، من این کار رو انجام نمیدم. خیلی ممنون. واقعاً ازتون ممنونم
چی پشتت قایم کردی؟
یه کادوی کوچیک برای روز آخرت گرفتم
ولی باید بهت هشدار بدم، اصلاً نمیشه ازشون گذشت
هوم
گل؟
شکلات؟
نه، تو خلاقتر از این حرفایی
چیپسهای کیوسکی
باید همون موقع که گفتی نمیشه ازشون گذشت، میفهمیدم
نمیتونم بذارم بدون تنقلات ایرلندی موردعلاقهت از اینجا بری
هی، من همین الان اونها رو مرتب کرده بودم
ترتیبش باید اینجوری باشه: کوتوله ایرلندی، پرچم، بعد چنگ
اینجوری چیدمانش باحالتر میشه
«باحال بودن» که سیستمِ چیدمان نیست
من برای بازدهیِ بیشتر اینجوری چیده بودمشون
باشه
حالا که بحث بازدهی شد، تو لیست کارهای جنیفر دیگه چی مونده؟
فقط یه مورد دیگه: خداحافظی کردن
بیخیال دیگه
بیا یه کم با من استراحت کن
خیلهخب
این ایده تو بود؟
خب، یه پروژه مشترکِ پدر و پسری بود
دیگه از سورپرایز خبری نیست، قبوله؟
قبوله
البته بعد از یه دونه دیگه
فردا برای آخرین روزت تو ایرلند، یه ماجراجوییِ نهایی داریم
بعدش دیگه تموم
قول میدم
دلم برای بهترین دوستم تنگ میشه
چی بپزم که بتونم راضیت کنم همینجا بمونی؟
اسکون؟
مافین؟ یا هر دو؟
هر کاری بگی میکنم
وسوسهم نکن، کاترین
راستی، تو احیاناً نمیدونی کی
قضیه مصاحبه کاری من رو به چارلی گفته؟
شاید یه چیزایی بهش گفته باشم
میدونی، واقعاً داری به لقبت، «کثِ دهنلق»، اعتبار میبخشی
نقطه ضعفمه دیگه
ولی برای دفاع از خودم بگم، خودت تا کی میخواستی صبر کنی؟
جنا؟
فکر کنم همه منتظرن یه سخنرانی کنی
خداحافظ
خداحافظ
ممنون از همهتون که سال گذشته رو برام فوقالعاده کردین
این دوره کارآموزی همه چیز رو به من یاد داد
درباره اینکه چطور یه جای عالی مثل خونه خودِ آدم بسازیم
مخصوصاً میخوام از تو تشکر کنم، هملین
پاتریک، تو یه استاد بینظیری
و دوستپسر عزیزم، چارلی
اصلاً نمیدونم چطور به زبون بیارم
که چقدر خوشحالم تو وارد زندگیم شدی
آخی
خب، نظرتون چیه با کمی موسیقی جشن بگیریم؟
چارلی، نیل
یک، دو، سه، چهار
اگه
دچارِ سرگیجه بشی
باریکلا
فکر کنم شماها آمادهاید که تور کنسرتتون رو راه بندازین
امیدوارم
تا یه هفته دیگه راه میافتیم
نه بابا
یعنی تور رزرو کردین؟
همین الان بهمون خبر دادن
باورت میشه؟ قراره تو بارهای کل اروپا برنامه اجرا کنیم
عالیه
از اون کار توی اوهایو خبری نشد؟
هنوز نه
دوره آموزش مدیریت به سختگیری
و رقابتی بودن معروفه، ولی مطمئنم توی رزومهم خیلی خوب میشه
باشه
ببخشید
دکتر
باهاش حرف بزن
چی از دست میدی مگه؟
اوم، فقط ذره ذرهی اعتماد به نفسم رو
لیام
کث ازت خوشش میآد
کث؟
لیام ازت خوشش میآد
بفرما
دیگه رازی در کار نیست
باورم نمیشه واقعاً این کار رو کردی
خیلی وقت بود که باید انجام میشد
فقط تو نیستی که بلدی بقیه رو سورپرایز کنی
اوه، ما رو نگاه کن
عاشقشم
افتخار میدی این کار رو انجام بدی؟
بله
فکر کردم کارهای فنی رو بسپارم به متخصصِ دستبهآچارِ این رابطه
دیدن اون همه برنامه بازسازی خونه با پدرم بالاخره یه جایی به درد خورد، نه؟
نگاهش کن
حالا دیگه همیشه اینجا پیش مایی
نمیدونم چطور بابت تمام کارهایی که برام کردی ازت تشکر کنم
با زود برگشتنت ازم تشکر کن، باشه؟
میدونی که تو هم مثل خانواده مایی
بهتره برم به لیام تو جمعوجور کردن کمک کنم
چطوری اون بلیط رو گرفتی؟
ساعت ۷ صبحه؟
فردا؟ آره
الو؟
جنا، سلام، دیو جردن هستم
ببخشید که این موقع شب تماس گرفتم
اصلاً مشکلی نیست
خب، من از طرف تیم با یه خبر خوب تماس میگیرم
درخواستت پذیرفته و تایید شده
خیلی خوشحال میشیم که اینجا در پاگزلی به ما ملحق بشی
نظرت چیه؟
نظرم چیه؟
بله، بله، البته
قبول میکنم
فوقالعادهست. جزئیات رو بعداً میگم
شب خوش
ممنونم، آقای جردن
شب خوش
دیو صدام کن
دیو
بیا اینجا، میخوام یه چیزی بهت نشون بدم
چارلی
برای منه؟ زحمت کشیدی، لازم نبود
برای جناست
نظرت چیه؟
حلقه کلادا
تا حالا ندیده بودم برای یه دختر اینقدر جدی باشی
نمیتونم بذارم این یکی از دستم بره
داری میری سر اصل مطلب
یه راهی براش پیدا میکنیم
میدونم که درستش میکنیم
وای، این معرکهست
رسیدیم
صخرههای بِریهِد
واقعاً فوقالعادهست
داری به پدرت فکر میکنی؟
وقتی بچه بودم، عاشق رفتن به روستاش بودم
همیشه فکر میکردم برمیگردم، ولی از وقتی فوت کرده، برام خیلی سخت بوده
میدونم
شاید یه دفعه دیگه
خیلی خوب بود که تونستیم اینجا رو بگردیم
ایرلند و آشنا شدن با مردم دوستداشتنی داکی
واقعاً دلم براش تنگ میشه
و همینطور برای تو
باید یه چیزی بهت بگم، چارلی
چی؟
توی اون دوره قبول شدم
از هفته دیگه کارم رو تو پاگزلی شروع میکنم
این... این عالیه. خیلی برات خوشحالم
یه راهی براش پیدا میکنیم، مگه نه؟
میدونم که درستش میکنیم
امیدوارم از اقامتتون در پاگزلی لذت ببرید
بلی، ما چمدونهاتون رو میگیریم
خوشحال میشم اگه بخواید لیستِ
امکانات رو براتون بگم یا اطراف رو نشونتون بدم
ممنون، ولی من الان جلسه دارم
ببخشید، برگشتم. ممنون که به جای من پشت میز بودی
باور کن، باعث افتخارمه
دلت برای کار توی سالن تنگ شده، نه؟
اشتباه برداشت نکن، من بابت ترفیع گرفتنم ممنونم
ولی انگار هرچی مقامم بالاتر میره، بیشتر توی دفتر زندانی میشم
دلم برای اون تعاملِ چهرهبهچهره با مهمونها تنگ شده
خب، اگه دنبال تعامل با مهمونهایی
طبقه ۱۳ نشتی داره
پایهای تو کنترلِ اوضاع کمک کنی؟
چالشت رو میپذیرم
آره، فقط یه تَرَکِ موییه
شرط میبندم زیرِ یه ساعت درستش میکنیم
پیتر، چرا اولین و
پل رو نمیبری رستوران که یه وعده مهمون ما باشن؟
ما هم به واحد تعمیرات میگیم بیان اینجا
خیلی ممنون، عزیزم
هی پل، شنیدی؟
قراره یه غذای مجانی بخوریم
«مجانی» و «غذا» دو تا از کلمههای موردعلاقهمن، مخصوصاً وقتی کنار هم بیان
شما اهل ایرلند هستین
ایشون اهل ایرلنده
من اهل سانتافه هستم
ما سال ۷۷ توی یه کنفرانس در گالوی با هم آشنا شدیم
پیشنهادی بهش دادم که نتونه رد کنه
ازدواج
مگه میشد اون لهجه رو رد کرد؟
از اون موقع تا حالا صمیمیترین دوست و شریک کاری هم هستیم
خب، براتون آرزوی موفقیتِ روزافزون در کار و عشق دارم
دنبال من بیاید
لذت ببرید
سلام، غریبه
به این زودی از سیدنی برگشتی یا تورنتو بود؟
سیدنی. تورنتو فرداست
فردا
آره، جلسه یه هفته افتاد جلو
بهت نگفته بودم؟
No comments yet. Be the first to leave one.