Информация о релизе

 契 Love in Contract MoonRiverTeam E08
Комментарий от moonriverteam1
All.Vers HDTV | Viki | Webdl TVING تیم ترجمه مون ریور دانلود زیر نویس ها و آهنگها و فیلمهای درخواستی شما در تلگرام و وبلاگ ما @moonriverteam_sns https://moonriverteam.blogsky.com/

Теги

other
Опубликовано: 2022-10-13
Загрузки: 17
Для слабослышащих: No

Предпросмотр субтитров (Farsi Persian)

Первые 200 строк.

کلیه شخصیت ها، سازمانها، اسامی و اتفاقات این سریال، ساختگی می باشند برای ایمنی حیوانات، با حضور کارشناس در صحنه فیلمبرداری انجام شده است

صدای قطره های بارون مثل موسیقی میمونن

معمولا وقتی بارون میاد، ازش متنفرم

...سانگ اون

واسه این بود که احساس معذب بودن میکردم

...نگران بودم که تو

به خاطر معذب بودن، دیگه نیای خونه من

...برای همین تظاهر کردم هیچ اهمیتی بهش نمیدم

...بارون اون شب

واسه یکی نوید بخش شروع یه فصل گرم بود

...و برای یکی

واسه چی باید منتظر یکی که مرده بمونی؟

بیا این پول نفقه

بچه بازی درنیار و سعی نکن بهم برگردونیش

مثل بارش سوزنهای تیز بود

که دردناکن

عشق قـراردادی -❤ ترجمه و زیر نویس از مون ریور ❤- @moonriverteam _sns

عشق قـراردادی | قسمت 8 -❤ ترجمه و زیر نویس از مون ریور ❤- @moonriverteam _sns

...حتی اگه کشتی تفریحیتو از دست بدی

بازم کلی کار واسه انجام دادن داری @moonriverteam _sns

سرگرمی چیزی نیست که بتونی با پول بخریش

چیزای زیادی تو زندگی هست که بدون پول میشه ازش لذت برد

درست مثل خوردن پنیر و کره و روغن گرون قیمت؟

چرا همش تو دست و پای من میگردی؟

اگه کمک نمیکردم، آشپزخونه خرابه میشد که

چطوری میتونی بیشتر از اون چیزی که استفاده میکنی، اینور اونور بپاشی؟

چی؟

آره، میدونم خیلی پریشونم

بیشتر وقتا این سریالو می دیدم

که تو قلبم آتیش و تو سرم طوفانه

ولی با فروتنی این احساسات رو قبول میکنم

!راستی، پای

!بفرما- !واو-

نظرت چیه؟ خوشگله؟

!سرزمین عجایب زمستون

تعجبی نداره که بهترین شیرینی پز فرانسه دانش آموزهاشو به من ارجاع میده

ولی چیکار کنم؟

فکر کنم خیلی زیادی درست کردم

با اینا چیکار کنم؟

...لعنتی

میخوای من برسونمش؟

همشو خودم میخورم

اگه بازم موند، به فکری براش میکنم

شنیدم این روزا به خودش گشنگی میده

آره

بیخیال، فراموشش کن

من میرم

...نونا، اول در بزن! نمیتونی

...همینطوری بری تو

یکم پای اضافه هستش

همینطوری توش دراگون فروت هم ریختم

اگه دلت نمیخواد، میتونی نخوری

به نظر خوشمزه میاد

چقدر تاثیرگذار

...وقتی تو پاریس، هنر میخوندی

گفتی دلت میخواد شیرینی پزی یاد بگیری

من گفتم بی فایده ست و باهاش مخالفت کردم

یادم نمیاد ولی احتمالا مخالفت کردی

پس چطوری یاد گرفتی؟

اون وقتا هم خیلی لجباز بودی

خانم هیچ وقت سر هیچ چیزی، لجبازی نمیکردن

خانم یو هم هیچ وقت به درخواستهای من گوش نداد

اعتدال بزرگترین فضیلت برای طبقه اشراف محسوب میشه

من همه یکشنبه ـمو واسه درست کردن این، گذاشتم

از خوردنش لذت ببر، کوانگ نام

سرم درد میکنه @moonriverteam _sns

الان کار درست و حسابی نداری، درسته؟

گفتی میخوای بری خارج کشور

...باید الان به همه کارها، از جمله دارایی هات

...رسیدگی کنی، ولی تو

احتمالا همه پولتو واسه من خرج کردی

چی میخوای بگی؟

فکر نمیکنم بهت مدیون باشم

...بهایی که برای ساختن تو دادم

در برابر یه خورده پول، هیچی نیست

ولی میخوام شرایطو روشن کنم

...احتمالا الان دیگه

به اندازه کافی از دنیا تجربه کسب کردی

...دنیا

خیلی خوب میدونم

آدما رو هم خوب میشناسم

...خیلی هم خوب درباره ازدواج که

موضوع اصلی کار تو بود، خبر دارم

ولی یه چیزی هست که نمیتونم درک کنم

عشق دادن و عشق گرفتن، چه شکلیه؟

از کجا میدونی طرف مقابل چه احساسی داره؟

در این مورد، هیچی نمیدونم

باید اینا رو هم یادم میدادی، خانم یو

احتمالا برات غیرممکن بود

چون اگه من عاشق یکی میشدم

تو دردسر می افتادی

شاید دیگه باید "خانم" صدا کردن منو، تموم کنی

یه جورایی عجیب غریبه

!نونا! نونا

چرا اینقدر بی حیائه؟

...یه جورایی عین خودت حرف میزنـ

منظورم اینه، بگذریم اون میخواد اوضاع رو عوض کنه

حالا که داریم باهاش زندگی میکنیم بزار یه کاری کنیم اونم احساس خوبی داشته باشه

و ببینیم چه برنامه ای داره

یه کاری کنیم احساس خوبی داشته باشه؟

کی حس خوبی داشته باشه؟ بچه ـمونه مگه؟

چرا سر من داد میزنی؟

!خواهشا برو بیرون

...باشه، ای خدا

...وای

خیلی عصبانیم

چرا اینقدر بی چشم و روئه؟

و به چی اینقدر مینازه؟

...ببخشید

...شما بزرگترین

شاید شما باید یه کاری کنین اون احساس بهتری داشته باشه

نمیفهمی این چیزی نیست که به تو مربوط باشه؟

لیوان آب، خیلی خوشگله

تمام این مدت ازش استفاده می کردی

میدونم، همیشه میخواستم اینو بگم

اینطوری جواب نمیده

...اون شب رو

اون شب رو یادت نمیاد، میاد؟

اول از همه، اشتباه از من بود

من مجبورت کردم مشروب بخوری

و اصلا فکرشم نمیکردم اینقدر ظرفیت نوشیدنت پایین باشه

ولی نگران نباش، هیچ اتفاقی نیافتاد

پس هیچ دلیلی نداره که اینطوری احساس شرمندگی کنی

پس واسه اینه همش داری عجیب غریب رفتار میکنی؟

من؟

آره

متوجه ام، نگران اون شب بودی

نیستم، ولی تو هستی

...ولی مشکلی نیست، عادیه که نگران باشی

اون شب قبل اینکه از هوش بری چه اتفاقی افتاد

ولی نیازی نیست نگران باشی

من همه چیو یادمه

همه چیز رو

وقتی داشتی از کنارم رد میشدی ...بازوتو گرفتم

"گفتم " نگران بودم که تو به خاطر "معذب بودن، دیگه نیای خونه من"

واقعا همه چیو یادته

من حرفایی رو که نمیخواستم بگم رو زدم

برای همین یکمی احساس شرمندگی میکردم

اوه؟ خندیدی

پس بلدی چطوری لبخند بزنی؟

من معمولا لبخند میزنم

تو؟- اگه دقیق بهم نگاه کنی-

من چهره خندونی دارم

!پس جوک گفتن هم بلدی

به نظر میاد الان دیگه احساس راحتی میکنی

بیا غذامونو بخوریم

آره

جوک گفت که من احساس راحتی کنم؟

همیشه این مدلی بوده؟

فکر کنم یکمی عوض شدی

...نه اینکه سعی کنی اینطوری باشی، ولی

باعث میشی از خودم بپرسم " اون همیشه این مدلی بوده؟ "

هر چی که هست

امیدوارم بهتر باشه

!بازم خندیدی

این چیه؟ چرا اینقدر بامزه ست؟

چیه؟ سعی کن بازم لبخند بزنی

...خب

این یکی رو هم یادمه

گفتی که ابروهام قشنگه

و به خودت گفتی دیوونه شدی رفت

ابروهاش خیلی خوشگله

دیوونه شدم رفت

فکر کنم یه خواب عجیب دیدی

من این کارو نکردم

خوب میدونم که خواب نبوده

اگه واسه شرمندگی، داری میگی همچین چیزی نبوده

بیا فرض کنیم اصلا همچین اتفاقی نیافتاده- نه-

"نگو " بیا فرض کنیم من واقعا این کارو نکردم

واقعا این کارو نکردم

وقتی تحت تاثیر الکل بودم، عجولانه رفتار کردم

...واسه اینکه در شرایط عادی نبودم

این لزوما حقیقت نداره

...ای خدا، واسه همین

بهت گفتم که نمیتونم مشروب بنوشم

...نباید سر این بحث میکردم

...احتمالا دیگه بهت گفتم ولی

...منم نسبت بهت یه احساساتی دارم

...نه، خدایا

...احیانا

من چویی سانگ اون رو دوست دارم؟

...اون چی بود؟ وای

یادم میاد

همه چیزو یادمه

...من

فقط صادق باش، صادقانه حرفتو بزن

خوشحالم که تمرین کردم

...روز جمعه @moonriverteam _sns

قراره ساعت 6صبح با کلوب زوج ها برای گلف بریم، درسته؟

شرمنده که صبح به این زودی مزاحمت میشم

نه، گفتی تا الان 5بار دعوتشونو رد کردی

همیشه روزای یکشنبه ست

...تصمیم گرفتم بی خیالِ

احساساتم بشم

تصمیم گرفتم به جای اینکه به زور دنبال جوابش بگردم، بیخیالش بشم

کی میدونه، شاید هیچ چیز خاصی نباشه

پس توام نباید خودتو تحت فشار بزاری

بیا

بیا تا آخرش، تمام تلاشمونو بکنیم، باشه؟

نه، آشغالا رو بگیر

Комментарии

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left