Land of Sin

Land of Sin (Synden)

Скачать Farsi Persian субтитры

Сезон 1

Информация о релизе

Land of Sin S01E03 1080p WEB h264-NESTED
Комментарий от NESTED
🔥Mr. Rocky | T.me/NestedSubtitle 🔥

Теги

webdl
Опубликовано: 2026-01-06
Загрузки: 85
Для слабослышащих: No

Предпросмотр субтитров (Farsi Persian)

Первые 200 строк.

‫تقدیم به تمام پارسی‌زبانان

NESTED ‫با افتخار تقدیم می‌کند

‫پیشی خوب، بیا بخور. پیشی خوب.

‫تمام شب رو بیرون ‫مشغول شکار بودی، نه؟ اومم.

‫میبینم که دیروز طویله خوکها رو تمیز نکردی.

‫ببخشید بابا. فکرم خیلی مشغول بود.

‫یه مدتی هست.

‫پس لابد میتونیم خوکها رو ‫توی کثافت خودشون ول کنیم...

‫آره دیگه، چون آقا فکرش خیلی مشغوله؟

‫گوش کن.

‫هیچ وقت این رو نمیخواستم.

‫واقعا؟

‫هر روز کله سحر بیدار شدن... ‫غذا دادن به خوکها. کار روی زمین...

‫اون موقع، از دست ‫راگنار خیلی عصبانی بودم

‫وقتی وسایلش رو جمع کرد ‫و ما رو گذاشت و رفت.

‫اون من رو اینجا ‫توی این خراب شده تنها گذاشت.

‫زمان که گذشت، ‫یاد گرفتم زندگیم رو اینجا قبول کنم،

‫اما حقیقت اینه که، ‫این تنها چیزی بود که بلد بودم.

‫من به درد هیچ کار دیگه ای نمیخوردم.

‫اما برای تو فرق میکنه.

‫چی میخوای یان؟

‫بهم بگو چی میخوای.

‫پسرم، به من نگاه کن. جدی میگم.

‫میخوای چیکار کنی؟

‫دانشگاه.

‫- دانشگاه؟ ‫- اوهوم.

‫- فکر میکنی مردش هستی؟ ‫- فکر کنم آره.

‫خب، اگه اینطوریه... برو دانشگاه. ‫مزرعه همین جا میمونه.

‫- آره، اما کی قراره بهش برسه بابا؟ ‫- خودم مراقبشم.

‫اما تا وقتی درس هات رو شروع کنی، ‫باز هم باید فضولات رو جابجا کنی.

‫- باشه؟ ‫- باشه بابا.

‫- صبح بخیر. ‫- قهوه هست؟

‫یه قوری تازه دم کردم.

‫خب داشتین در مورد چی حرف میزدین؟

‫در مورد کلوخ کوب.

‫- میدونی که یه دونه جدید لازم داریم. ‫- آره.

‫- صبح بخیر. ‫- صبح بخیر.

‫- صبح بخیر پسرم. ‫- صبح بخیر.

‫صبح بخیر.

‫- خسته به نظر میای. ‫- فکر کنم بهتره بیدارش کنیم.

‫دوست نداری صبحها اذیتت کنم؟

‫یان!

‫- کمک میخوای؟ ‫- آره، سنگینه.

‫من این سرش رو میگیرم.

‫کیمن، اینجا چیکار میکنی؟ چطوری؟

‫خونه اوضاع چطوره؟

‫ایوار چطوره؟

‫از دیروز دیگه غذا نمیخوره.

‫کیمن...

‫چرا اینجایی؟

‫فکر کنم پلیس داره دنبال آدم اشتباهی میگرده.

‫آره، منم همین فکر رو میکنم.

‫چون قطعا فکر نمیکنم ‫ کاره این کار رو کرده باشه.

‫اونها باید دنبال... کسی بگردن ‫که کاره براش کار میکنه.

‫بهم بگو.

‫اسمشو میدونی.

‫داری بهم میگی اون برگشته؟ یرون؟

‫لعنتی.

‫سیلاس، اون... ‫قبلا براش خرده کاری انجام میداد.

‫اما بعدش گند زد.

‫وقتی گرفتنش و ازش بازجویی کردن، ‫اسم یرون رو به پلیس داد.

‫و یرون از این موضوع باخبر شد.

‫سیلاس با یرون معامله میکرد؟

‫اوهوم.

‫ایوار از این موضوع خبر داره؟

‫نه.

‫چرا الان داری اینو به من میگی؟ ‫چرا زودتر باهام حرف نزدی؟

‫عیبی نداره، کیمن.

‫پس سیلاس آمار یرون رو داده؟

‫آره.

‫و تو از کجا میدونی؟

‫میدونم دیگه. همین. الان دیگه تو هم میدونی.

‫- چیه؟ ‫- ها؟

‫- موضوع چیه؟ ‫- هیچی.

‫میتونم یه دونه آبیش رو داشته باشم؟

‫- بد خوابیدی؟ ‫- فقط سر کار خیلی مشغله دارم.

‫کدوم رو میخوای؟

‫وقتشه که برم.

‫- میشه منم یکی داشته باشم؟ ‫- باید برم.

‫- لطفا بابا. ‫- همین الان. بچه خوبی باش.

‫- اما بابا، بیخیال. گفتی میتونم. ‫- خداحافظ. دوستت دارم.

‫منم دوستت دارم.

‫- فعلا. ‫- اما بابا، قول داده بودی.

‫- چیه؟ ببخشید، باید برم. ‫- هفته پیش قول دادی.

‫بابا، نه، بیخیال. لطفا بابایی.

‫- سلام استفان. ‫- چطوری؟

‫خوبم، تو چطوری؟ ممنون که زنگ زدی.

‫- دی ان ای رو گرفتی؟ ‫- آره، گرفتم.

‫- گرفتیش؟ ‫- آره.

‫- موردی پیدا کردی که بخوره؟ ‫- دقیقا خودشه. خود بی شرفشه.

‫دی ان ای تاییدش کرد.

‫- کاملا مطابقت داره. ‫- مطمئنی؟ مطمئنی خودشه؟

‫صد در صد مطمئنم.

‫تو صبح به دنیا اومدی، یه کم قبل از ساعت دو.

‫اوایل تابستون بود. ‫خورشید تازه داشت در میومد.

‫اولین پرتوهای خورشید ‫آروم روی پشت بومها میتابیدن

‫و از پنجره بیمارستان میومدن تو.

‫از همون اول، میدونستیم ‫که ما فقط همدیگه رو داریم.

‫توی آشپزخونه، ‫آروم روی پام دراز کشیده بودی،

‫و بهم نگاه میکردی.

‫اون موقع، انگار داشتیم سعی میکردیم بفهمیم

‫اون یکی کیه.

‫الو؟ دنی؟

‫هی.

‫میدونی...

‫اگه میخوای استراحت کنی، ‫یادت باشه گوشیت رو خاموش کنی، باشه؟

‫داری تمرین میکنی دزد بشی؟

‫چند کرون میذارم که پول قفل رو داده باشم.

‫داری چه غلطی میکنی دنی؟ ‫نمیتونی همینطوری فرار کنی.

‫مشکلت غیب نمیشه.

‫خب قراره چیکار کنیم؟

‫باید بیاریمش بازداشتگاه.

‫دنی...

‫ما حتی نمیدونیم که کار خودشه.

‫دنی...

‫نمیتونیم کاملا مطمئن باشیم.

‫دنی، ما اثر انگشتش رو داریم. ‫اون سابقه داره.

‫اون پسره توی بخش جنایی رفیق منه.

‫آزمایشها رو به خاطر من سریع انجام داد.

‫اون تایید کرد که دی ان ای اولیور ‫زیر ناخنای سیلاسه.

‫پس چرا تا حالا نیاوردیش؟

‫چرا؟

‫منتظر چه کوفتی هستی؟

‫هیچکس دیگه ای از نتیجه آزمایش خبر نداره. ‫فقط منم که منتظرم.

‫- منتظر چی؟ ‫- منتظر تو. من منتظر توام دنی.

‫لابد خیلی کشته مرده اون ترفیعی.

‫اوه، ترفیع؟

‫اینطوری فکر میکنی؟

‫من از آدمها سوءاستفاده نمیکنم.

‫نمیتونم بیشتر از این بهت وقت بدم دنی.

‫اون غیبش زده.

‫اما تو میتونی پیداش کنی.

‫بچه که بودم، یه سگ داشتیم. ‫مریض شد و مجبور شدیم خلاصش کنیم.

‫بابام بردش توی جنگل و کارش رو تموم کرد.

‫نمیخواست بذاره یه غریبه این کار رو بکنه.

‫خودت باید این کار رو انجام بدی دنی.

‫اینطوری فکر نمیکنی؟

‫اگه بخوای اولیور رو پیدا کنی، میتونی.

‫چطوریه که بعضی آدمها ‫یه همچین جاهایی رو انتخاب میکنن؟

‫چرا آدمها تمام عمرشون رو اینجا میگذرونن؟

‫و هیچ وقت هم نمیرن؟

‫خب...

‫شنیدی که بوئل چی گفت.

‫همه چی میرسه به پسر بزرگتر.

‫این هدیه نیست، یه جور مریضیه.

‫منظورت چیه؟

‫چیزهایی که به ارث میبریم.

‫چند تا بچه داری؟

‫سه تا.

‫پدر خوبی هستی، مالک؟

‫خب...

‫تموم تلاشم رو میکنم.

‫فقط همین لازمه.

‫که یه پدر خوب باشی.

‫- اون رفت. ‫- کی؟

‫پدر اولیور.

‫من اومدم سوئد که با اون باشم.

‫فکر میکنم اگه... زندگیم فرق میکرد؟

‫هیچ وقت نخواهم فهمید.

‫بیخیال.

‫سیلاس؟

‫آره.

‫رابطه اون و اولیور چطور بود؟

‫برادرانه.

‫رقابتی چیزی نبود؟

‫درست مثل برادرها.

‫اولیور واقعا آدم خشنی نیست.

‫میدونم اما... بنزوها مواد مزخرفین.

‫من دیدم اولیور با بنزو چه واکنشی نشون میده. ‫ اون از اون آدمای خشن نیست.

‫آره... اما پیش میاد دیگه.

‫لعنتی! بهت که گفتم! اون اصلا خشن نیست!

‫- بیا، بگیرش. ‫- ممنون.

‫اولیور.

‫- اینجا چیکار میکنی؟ ‫- بیا بشین.

‫مامان، تو نباید اینجا باشی.

‫میدونم میخوای جنس جور کنی. ‫من واسه اون اینجا نیستم، پس...

‫من نمیرم ترک، مامان، باشه؟

‫پلیس دنبالته.

‫الان داری جاسوسی من رو میکنی؟

‫لپت چی شده؟

‫کسی مجبورت کرد این کار رو بکنی؟

‫چی ازت داشتن؟

‫اولیور؟

‫بهم بگو بین تو و سیلاس چی گذشت.

‫بازم همدیگه رو میدیدین؟

‫بمون، لطفا.

‫داشتین چیکار میکردین؟

‫داشتین مواد میفروختین، درسته؟

‫اولیور، باید بدونم. چی شد؟

‫اون پلیسه میخواد بدونه؟

‫یا مامانمه که میخواد بدونه؟

‫- جفتشون. ‫- نه، باید انتخاب کنی.

‫تصمیم بگیر.

‫تو هم درست مثل اونی. اینو میدونی؟

‫مثل کی؟

‫تو منو نمیزنی... ‫اما راه های دیگه ای داری.

‫- داری در مورد پدربزرگ حرف میزنی؟ ‫- آره. شک نکن.

‫همیشه حق با توئه.

‫هیچ وقت اشتباه نمیکنی.

More Farsi Persian subtitles for Land of Sin

Комментарии

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left