Первые 200 строк.
خواهش میکنم به حرفم گوش کن
میدونم کار اون نبوده
باید یه کاری بکنیم
میدونی چه خبر بوده؟
پس باید با هم حرف بزنیم
دارم پاتریس رو با ماشینش تعقیب میکنم
داریم میریم سمت شمال، خارج از «بِل مِر»
خواهش میکنم، خواهش میکنم بهم زنگ بزن
پاتریس؟ منم
چیزی دربارهی هریسون میدونی؟
آخ
پاتریس
این تلفن جک مونیه. لطفاً بعد از صدای بوق پیغام بذارید
ساکتید قربان
من؟ نه، فقط
معمولاً وقتی یه پرونده رو حل میکنی
یه حس آرامش واقعی به آدم دست میده، میدونی چی میگم؟
و تو پروندهی «تیانا پالمر» همچین حسی نداری؟
نه، ندارم
گروهبان کَسله
سلام گروهبان
همهچی روبهراهه؟
زخمی شده
چی؟ میگه بهش شلیک شده
چی؟! تیر خورده؟ کجاست؟
باید بیرون میموندم
منتظرت میموندم
نه، نه، نه، نه، اشکالی نداره گروهبان
فقط بگو کجایی، ما سریع میایم اونجا
نمیدونم
پاتریس رو تعقیب کردم. سمت شمال
اصلاً میتونی بگی کجایی؟
خالیه
گروهبان؟ گروهبان
جواب نمیده
گفت کجاست؟
آره، گفت پاتریس رو تا یه جایی تو شمال تعقیب کرده
گفت یه جای خالیه
تو جیپ یه نقشه هست. باشه
فلورنس تو پیغامگیر گفته که صدای پاتریس رو پشت تلفن شنیده
که داشت با یکی قرار میذاشت، واسه همین تعقیبش کرده
خب، این تنها جای شمالِ «بِل مِر» هست
یه کارگاه قایقسازی قدیمیه
نگاه کن، ماشین پاتریس اونجاست
شما دوتا برید پشت ساختمون. اما مواظب باشید، هر کسی این کارو کرده ممکنه هنوز اون تو باشه
گفت یه اتاق خالی
فلورنس
اوه نه! فلورنس؟
صدام رو میشنوی؟
جیپی! - قربان؟
فلورنس، اگه حرفام رو میشنوی یه علامتی بده
قربان... - حالت خوب میشه
باشه
اوه
فقط بیدار بمون فلورنس. حالت خوب میشه
جیپی
دیدی کی این کارو باهات کرد، فلورنس؟
نه. - باشه، نگران نباش، فقط پیشم بمون
تکون نخور. من پیشتم فلورنس
حالت خوب میشه
درست از همینجا. از این طرف جیپی
انگار یه تیر خورده به شکمش. بهوشه
حالش چطوره قربان؟
نمیدونم جیپی. زنده است
قربان، فکر کنم باید یه چیزی رو ببینید
باید صبر کنه جیپی. - قربان، نمیتونه صبر کنه
اوه خدای من، نه، پاتریس
شقیقهی چپش کبود شده
پس هر کسی این کارو کرده اول بهش ضربه زده
فکر میکنید این به پروندهی تیانا پالمر مربوطه؟
بله قربان، همینطوره
هریسون گرین همین یه ساعت پیش بازداشت شد
با اینکه اعتراف کرد کار اونه
پاتریس اینجا مطمئن بود که هریسون بیگناهه
هریسون قاتل نیست. من یه عمره میشناسمش
فلورنس صدای پاتریس رو شنیده که داشت با یکی تلفنی دربارهی هریسون حرف میزد
پس باید با هم حرف بزنیم
و با اون طرف همینجا قرار گذاشته
آره، میدونم. بیست دقیقه دیگه
گروهبان کسل تعقیبش کرد و... - بقیش رو هم که میدونید
قربان
آخرین شمارهای که پاتریس یه ساعت پیش باهاش تماس گرفته بود رو چک کردم
همون تماسی که فلورنس شنید. - هوم
یه خط ثابته متعلق به ویلایی در جزیرهی «روزالی»
خونهی «ایوان بوید»؟
ایوان بوید کیه؟
ایوان بوید صاحب یه شرکت سرمایهگذاری پرسوده
یه مولتی میلیونر
و تو همین جزیرهی روزالی زندگی میکنه؟
وقتش رو بین نیویورک و لندن تقسیم میکنه
و البته پناهگاهش تو دریای کارائیب، که خودش اینجوری صداش میکنه
الان اونجاست؟
شنیدم که برگشته
کس دیگهای هم اونجا زندگی میکنه؟
معمولاً با یه عده همراه میاد
یه چیزی تو اون کیسهست
عجیبه
یه کوسن؟
آره. پارچهی خیلی خوبی هم داره
آخه چرا باید یکی یه کوسن به این قشنگی رو بذاره تو کیسه
و بعد بندازتش تو دریا؟
شاید چون دیگه نمیخواستنش؟
ناخدا میگه تا ده دقیقهی دیگه
میرسیم به جزیرهی روزالی، جناب بازرس
از کدوم طرف باید بریم سمت خونه؟
من نشونتون میدم
انگار مهمون داریم
من ردیفش میکنم
عصر بخیر
من فرانسیس کامپتون هستم
چطور میتونم کمکتون کنم؟
بازرس جک مونی هستم
میخوایم با تمام کسانی که فعلاً تو این خونه اقامت دارن صحبت کنیم
دربارهی اتفاقی که امروز بعدازظهر تو «سنت ماری» افتاده
بفرمایید، از این طرف
ایوان بوید
به جزیرهی روزالی خوش اومدید، جناب بازرس
ممنونم که برای صحبت با ما وقت گذاشتید، آقای بوید
نه، لطفاً ایوان صدام کنید
خب، موضوع از چه قراره؟
پلیسه، مارتین
اومدن دربارهی یه قتل تو سنت ماری با ما صحبت کنن
ای بابا. پس قراره حسابی خوش بگذره
ایشون مارتین استو هستن، جناب بازرس
رئیس تیم حقوقی منه
بله، بابت این لباسها عذر میخوام
ولی تو یکی از اون موقعیتهای نادری مچم رو گرفتید
که موفق شدم برم باشگاه
سه روز پیش، زن جوانی به اسم تیانا پالمر به قتل رسید
و معتقدیم کار دوستپسرش، هریسون گرین بوده
این اسامی براتون آشنا نیستن؟
ما... هریسون رو میشناسیم
برای رفت و آمد به جزیرهی اصلی، از قایقتاکسی اون استفاده میکنیم
و همهتون ازش استفاده میکردید؟
خب، احتمالاً فرانسیس و ایوان بیشتر از من، ولی
مطمئنید کار اون بوده؟
پسر خیلی خوشبرخوردی به نظر میرسید
خب، خودش همین الان اعتراف کرده
اما از اون موقع تا حالا، یه قتل دیگه هم اتفاق افتاده
عجب گرفتاریای
و محض اطمینان بگم
هیچکدوم از شما با تیانا پالمر برخورد نداشتید؟
نه
نه، نمیشناسمش
تا حالا ندیدمش. ولی دختر زیباییه
ببخشید
اینا چه ربطی به ما داره؟
بعد از اینکه هریسون بازداشت شد
بهترین دوستش، مردی به اسم پاتریس کمبل
به این ویلا زنگ زد
پاتریس با هر کسی که تلفن رو جواب داده صحبت کرده
و برای حرف زدن دربارهی هریسون، تو سنت ماری باهاش قرار گذاشته
گروهبان من، پاتریس رو تا محل قرار تعقیب کرد
و به هر دوی اونا شلیک شد
و تماس با این ویلا در ساعت
یک و نیم امروز بعدازظهر انجام شده
و مدت تماس
اوه
دو دقیقه و سه ثانیه بوده
پس نتیجه میگیریم که یکی از شما تلفن رو جواب داده
یکی از شما با پاتریس کمبل حرف زده
خب، من که نبودم
من صدای زنگ خوردن تلفن رو شنیدم
ولی مشغول کار بودم
واسه همین... جواب ندادم
فکر کردم یکی دیگه جواب میده
من بعد از ناهار داشتم چرت میزدم
واسه همین با کمال میل گذاشتم زنگ بخوره
پس میگید هیچکس دیگهای تو این جزیره نبوده
ولی هیچکدوم تماسی که پاتریس کمبل گرفت رو جواب ندادید؟
و بهم بگید
کسی اینجا اسلحه داره؟
ببخشید، فکر کردید ما کی هستیم؟
اشکالی نداره مارتین
جناب بازرس فقط دارن وظیفهشون رو انجام میدن
نه. نه جناب بازرس، هیچکدوم ما اسلحه نداریم
بسیار خب، و تو دو ساعت گذشته کسی جزیره رو ترک کرده؟
نه
از روی کنجکاوی میپرسم
اگه لازم بود برید به جزیرهی اصلی، وسیلهای داشتید؟
خب، یه قایق کوچیک داریم، ولی الان تو سنت ماری دارن سرویسش میکنن
هرچند، صاحبهای قبلی
یه قایق پدالی کوچیک گذاشته بودن، ولی سوراخ بود، مگه نه؟
چند سال پیش انداختیمش دور
بفرمایید جناب بازرس
ما نه اسلحه داریم و نه اون قایق لعنتی رو
پس محاله کار یکی از ما باشه
امیدوارم قضیه براتون روشن شده باشه
میخوام تمام این سوراخسنبهها رو بگردید
ببینید میتونید اسلحه یا مدرکی ازش پیدا کنید یا نه
بله قربان
بذار ببینیم دربارهی نداشتن قایق راست میگفتن یا نه
قربان؟
خبری شده؟
خب، خونه رو گشتیم
اثری از اسلحه یا گلوله نیست
حتی مجوزی هم برای سلاح پیدا نکردیم
و شما چی قربان؟ قایقشون رو پیدا کردید؟
نه روبی، پیدا نکردم
دور تا دور جزیره رو گشتم -
No comments yet. Be the first to leave one.