Первые 200 строк.
بلک داینامایت، من دانلد حسابدارتم، و به عنوان حسابدارت
یه مسئلهی حسابداری خیلی فوری دارم که باید باهات در میون بذارم
بلک داینامایت: واسم فرقی نمیکنه
حتی اگه «مرو گریفین» سازنده و مجریِ «برنامهی
مرو گریفین» باشی
باید مثل بقیهی ملت وقت بگیری، مرتیکه
لعنتی
هیااا
بلک داینامایت: اوه! سوییی
بلک داینامایت؟
بلک داینامایت: هان؟
دیگه نمیتونی این قضیه رو
نادیده بگیری
سعی کردم همونطور که گفتی وقت بگیرم، اما
بلک داینامایت: اون سلیطهی منشیم به خاطر اسهال غیبش زده
حالا هم نپر وسط کونگفوی من
سوییی
بلک داینامایت: مرد، نمیشه این قضیه صبر کنه؟
نه، نمیشه بلک داینامایت
دارن تیراندازی میکنن
بلک داینامایت: باشه. بیا تو
چیزی که تمام مدت سعی داشتم بهت بگم اینه که تو هشت ساله
که مالیات بر درآمدت رو رد نکردی
هزار دلار به ادارهی مالیات بدهکاری و حالا اونا میخوان ۶۰
خشتک از سرت بکشن و نفلهت کنن
بلک داینامایت: همهی این المشنگهها واسه همین بود؟
با این مادربهخطاها نمیشه معامله کرد
حرف حساب حالیشون نمیشه
نه دلسوزی میفهمن، نه پشیمونی و نه ترس
و اصلاً هم متوقف نمیشن، هیچوقت، تا وقتی که یا ریق رحمت رو سر بکشی
یا آسوپاس شی یا بیفتی گوشهی زندان، یا هر دو
اومدن
بلک داینامایت: دانلدِ حسابدارم
بلک داینامایت، من دیگه رفتنیام
خواهش میکنم، بهم قول بده
بلک داینامایت: هر چی بگی، مرد
هر چی تو دنیا بخوای
که مطمئن میشی این فرم قبل از نیمهشب پانزدهم مُهرِ پُست بخوره
وگرنه... ممکنه... شامل... جریمه بشی
آخ. من مُردم
بلک داینامایت: شرمندتم دانلدِ حسابدار
باید زودتر به حرفت گوش میکردم
انگار باید دنبال یه حسابدار جدید بگردی
بلک داینامایت
بلک داینامایت: تا پانزدهم وقت دارم، ای
دیوانسالارهای پولپرستِ بیهمه چیز
گورتون رو گم کنید، با شمام! گم شید
این هفته
همه: سورپرایز
درست جلوی چشمات
هانیبی: بلک داینامایت، همهمون شنیدیم که به خاطر مالیات
با اداره دارایی به مشکل خوردی. واسه همین همه جندهها و یتیما
توی این «جنده-یتیمخونه» دور هم جمع شدن تا برات
یه خورده مایه جور کنن
این دخترا تا شعاع ۱۰ مایلی
واسه هر ننه-قمری ساک زدن
بولهورن: من و کریمکورن هم دیشب یه مهمونی خفن راه انداختیم
تا هم پول جمع کنیم و هم همه بفهمن که
بلک داینامایت جیبش خالی شده
کریمکورن: چندهزارتا از اینا فروختیم؛ ۲ تا ۵ دلار
هانیبی: حتی این یتیمای فسقلیِ کلهفرفری هم کمک کردن
بلک داینامایت: خیله خب، وقتی بزرگترا دارن با بدبختی
دست و پنجه نرم میکنن، خفه شید
اگه به این پول نیاز نداشتم، میگرفتمش؛ اما حالا که لازمش دارم
عمراً اگه قبول کنم
حالا برگردید تو خیابون
و اون پولی که لازم ندارم رو کاسبی کنید
بولهورن: ببینید، دارم بلند فکر میکنم، شاید به گوشِتون
چرت بیاد، ولی شاید بی.دی
بتونه با مزدوربازی چرخِ زندگی رو بچرخونه
هانیبی: ایدهات حرف نداره بولهورن
کریمکورن: آره، واقعاً ایده خوبیه
بلک داینامایت: به نظر من که افتضاحه
کریمکورن: آره، یه جورایی افتضاحه
بلک داینامایت: مشکل پول گرفتن از کسی واسه انجام یه کار اینه که
اونا همیشه در عوضش از آدم توقع دارن
کریمکورن: خب، پس انگار باید
یه نقشه دیگه بکشیم
بلک داینامایت: لزوماً نه، چون بعضی وقتا
یه ایده افتضاح، بهترین ایدهایه که داری
و اگه یه چیز یاد گرفته باشم، اینه که همیشه باید با
بهترین ایدهای که داری جلو بری
ممنون که اومدی
بلک داینامایت
من تهیهکننده فیلمهای سینماییام
یعنی فیلم سینمایی تولید میکنم
از «ریچارد پرایر» چی میدونی؟
بلک داینامایت: منظورت همون یارو کمدینه است؟
بله، همون کمدین
بلک داینامایت: تو میگی «کمدین»، بلک داینامایت میگه
«کمدیمَن»
ما قبلاً با فیلمبرداری از کنسرت زنده ریچارد پرایر کلی موفقیت کسب کردیم
و الان هم ریچارد پرایر رو همینجا و بدون هیچ
دردسری داریم
ولی به دلایلی، هیچکس نتونسته ریچارد پرایر رو
پخش زنده از بلوار "سانست استریپ"، و اینجاست که تو وارد میشی
بلک داینمایت
اینو بگیر
بلک داینمایت: این دیگه چیه؟
مایه الهامشه
اه لعنتی، چرا بهم نگفتین که
هواپیما نشسته؟
تو خلاء داشتم میریدم
میدونی وقتی تو هواپیما نشستی و داری میرینی و
باسنِ مبارکتو میکشه پایین توی توالت؟
فکر نمیکردم ماتحتام دیگه برگرده، مشتی
گفتم: «عن رو ببر ولی منو ول کن پدرسوخته!»
ها ها
معرکه بود، ریچیِ جـون
ولی بذارش واسه روی صحنه
چه خبر، سالار؟
رفیق فابریک خودم
کلهخرترین بشری که به عمرم دیدم
کوکائین
چته بلک داینمایت؟
تا حالا یه هنرمندِ سیاهپوست ندیدی که نعشه کنه؟
بلک داینمایت: نه
فقط مسئله اینه که تا حالا کسی دستمو اینطوری رو هوا نذاشته بود
اوه گندش بزنن! کلِ کوکائینمون همینه؟
شبِ درازی در پیش داریم، عمو
من یه تریلی جنس رو بالا میکشم. این کیفِ فسقلی
گوزِ هیچ کاری هم نیست
من با مامانهای آینده میپرم
اونایی که قراره مادر بشن، و اونایی که همین الاناِش هم مادرن
من یه جانوریم واسه خودم؛ وقتی همسن تو بودم
هیشکی بهم پا نمیداد
اما زندگی تو اینجا؟
شماها باید همهشون رو تور کنین
یه لکاته اومد تو خونه، من کلا ۷ سالم بود
با مشت میکوبیدم اونجاش چون دودولم
زیادی کوچیک بود
به اونجای طرف آپرکات میزدم
هر روز داشتم دخلِ یکی رو میآوردم
ببین خوشگله، تو منو یاد مامانم میندازی
هانی بی: اوه، عزیزم
واسه اینکه مهربون و دلسوزم؟
نه، سلیطه
واسه اینکه سینههای گندهای داری و خوب کاسبی میکنی
بولهورن: پسر، ریچارد پرایر
آتیشبارهای و دمت گرم دلاور
دماغت هم اونقدر گوشت داره که بشه باهاش
یه ساندویچِ کالباس مشتی زد بر بدن، پسر
همهاش هم که داری قافیه میبافی، لامصب
نمیفهمم این کلکه، تیکه عصبیه، استعداده یا سندروم تورت
کریم کورن: تو بامزهترین آدم روی زمینی، چه زنده باشی چه مرده
خب، دستت درد نکنه خانومی
فاحشهها و یتیمها زیر یه سقف؟
اصلاً ایده کی بود این؟
بلک داینامایت: من
پسر، اصلاً قبل این که این گندو بزنی، بهش فکر کردی؟
که بچهها و این دافا رو گذاشتی بیخ گوشِ
هم؟
هی، وروجکها
من بلک داینامایتم
میدونم هیچکدومتون ننه بابا ندارین، پس چطوره به جای اونا
یه عمر داف و حال براتون ردیف کنم؟
بلک داینامایت: این اون چیزی نبود که تو دلم به خودم گفتم
تو ذهنم
بولهورن: شاید برات
بامزه نباشه، ولی داری گند میزنی به کل پولات
بلک داینامایت: ببین اینجا رو آقای کمدین
ببین، من نه از تو سر در میارم، نه از این جکهای مسخرهت و نه کلاً از کمدی
ولی چیزی که میدونم اینه که باید ببرمت «سنست استریپ» تا
بتونم این مالیاتهای لعنتی رو بدم
حالیته؟
هانیبی: از قضا
همین الان یه بسته از اداره مالیات رسید
بلک داینامایت: اداره مالیات؟! نه
انگار باید هر چه سریعتر جیم بزنم از اینجا
بیاید بریم یه چیزی بخوریم قبل این که بلک داینامایت با این
بدهیهای مالیاتیش ما رو به کشتن بده
خندهداره چون واقعیت داره
پسر، بهت بگم... این اداره مالیات
شوخیبردار نیست، عمو
اون بیشرفا واسه پولشون تا ته میکنن تو کون آدم
تا حالا دقت کردی وقتی به چکت نگاه میکنی، نوشته "فیکا"؟
این فیکا یعنی «فلکت میکنیم واسه پولت»
بعد حسابدارم بهم میگه: «خبر خوب ریچارد...»
«حسابت تو سوده.»
منم میگم: «اسکل، تو میگی ۲ میلیون دلار دارم...»
«عوضی، من میخوام نقد ببینمش!»
«همین الان با ماشین حمل پول بیارش برام!»
بلک داینامایت: یعنی میخوای بگی هالیوود واقعاً
این همه پولو بابت ایستادن و چرت و پرت گفتن بهت میده؟
دقیقاً همینطوره
ولی این که بقیه همیشه بهت بخندن، اونقدرا هم که
فکر میکنی مالی نیست
بعضی وقتا فقط دلم میخواد یکی برام لاو بترکونه
میتونم براتون چیزی بیارم
بنوشید آقای پرایور؟
مگه این که تو اون ممههات شیر داشته باشی
با این ممههای گندهای که داری، نباید هیچ بچه گرسنهای
تو کل آفریقا وجود داشته باشه
نه عزیزم
همین دو دقیقه پیش عرقخوری رو بوسیدم گذاشتم کنار
اینا همهاش یه مشت
اراجیفه. هیچ احدالناسی حرفت رو باور نمیکنه
ریچارد پرایر
میدونم حرفم رو باور نمیکنی مرتیکه، چون تو
بدجوری داغونی
No comments yet. Be the first to leave one.