Prisoner 951

Prisoner 951

Скачать Farsi Persian субтитры

Сезон 1

Информация о релизе

Prisoner 951 S01E04 1080p iP WEB-DL AAC2 0 H 264-NESTED
Комментарий от NESTED
🔥Mr. Rocky | T.me/NestedSubtitle 🔥

Теги

webdl
Опубликовано: 2025-12-04
Загрузки: 259
Для слабослышащих: No

Предпросмотр субтитров (Farsi Persian)

Первые 200 строк.

‫تقدیم به تمام پارسی‌زبانان

NESTED ‫با افتخار تقدیم می‌کند

‫اسمم ریچارد رتکلیف هست

‫شوهر نازنین زاغری‌ رتکلیف

‫امروز قرار بود روز پونزدهم ‫اعتصاب غذای مشترکمون باشه

‫میگم قرار بود، چون همین الان ‫از زندان اوین زنگ زدن

‫گفتن نازنین اعتصاب غذاشو شکونده

‫منم الان شکوندمش

‫ما داشتیم به زندانی موندن ‫نازنین اعتراض میکردیم

‫وقتی که داره با ترومای ‫برگشتن گابریلا به انگلیس رو به‌ رو میشه

‫ولی به‌عنوان یه مادر، ‫همیشه بهترین کار رو برای بچش میکنه

‫ما یه خانواده معمولی هستیم. ‫یه خانواده بیگناه

‫امیدوارم به ‌زودی دوباره با هم باشیم

‫و امیدوارم نازنین بالاخره اون درمان ‫پزشکی ‌ای که تا حالا بهش ندادن رو بگیره

‫ممنون

‫24 جولای 2019

‫بوریس جانسون نخست ‌وزیر بریتانیا میشود.

‫نازنین به مدت سه سال و سه ماه ‫در زندان بوده است.

‫آه! چقدر قشنگه

‫امروز یکشنبه‌ هست

‫و بهم اجازه دادن آهرین ملاقات رو ‫با گیسو داشته باشم

‫یه بخشیم دیوونه‌ هست بغلش کنم، ‫بوش کنم، ببوسمش

‫ولی یه بخش دیگم میدونه ‫که این آهرین باره

‫تا کِی؟

‫داغون شدم

‫اینجا خونه هست. اینجا زندگی میکنیم

‫تو، من و مامان

‫احتمالا هیچ‌ چی یادت نمیاد. ‫خیلی کوچولو بودی

‫ریچارد، چمدونا رو کجا بذارم؟

‫آره، بذار تو اتاق خواب ها، از اینور

‫محمد، این اتاق توئه

‫وسایلو بذار اینجا و گابریلا

‫اتاق تو هم بغل اتاق مامان و باباست

‫محمد؟

‫گابریلا یه چیزی میگه

‫میگه این تخت مال بچه کوچیکه

‫آره راست میگه

‫ببخشید، میدونی، ‫آهرین باری که اینجا بودی

‫آهرین باری که دیدمت، هنوز نوزاد بودی

‫بریم یه تخت دختر بزرگ برات بخریم

‫تخت جدید، تخت دختر بزرگ

‫چون باید خیلی بخوابی ‫که تو مدرسه خوب باشی

‫حتماً خسته ‌ای، ‫یه لیوان شیر میخوای؟

‫یه بیسکویت هم بده. بیا دنبالم

‫اینجا آشپزخونه هست

‫یه کتاب خیلی خوب دارم، ‫برات قصه بخونم؟

‫اشکال نداره، باید بدونم چی گفت

‫میگه میخواد مامان ‌بزرگ براش قصه بخونه

‫قابل درکه

‫مامان ‌بزرگش تا حالا مامانش بوده

‫آره

‫- چرا خودت نمیخونی؟ ‫- نه نه، تو بخون، امتحان کن

‫ریچارد، چقدر خوشحالی که گابریلا خونه‌ هست؟

‫عالیه، معلومه، ‫بعد از سه سال و نیم دوباره دیدمش

‫دیشب براش قصه قبل خواب خوندم

‫خیلی بزرگتر شده

‫با یک سال و نیمش بود رفت

‫با پنج سال و کلی نظر شخصی برگشت، مرسی!

‫واقعاً عالیه

‫ولی راحت شدن به اون معنا نه

‫همیشه تو امنیت و محبت ‫پدربزرگ و مادربزرگش بود

‫مامانشو هم میدید

‫برگشتن گابریلا به انگلیس

‫برای هر دوشون سخته

‫گام بعدی اینه که نازنین رو بیاریم خونه

‫و من اعتقاد دارم

‫فقط با پرداخت اون بدهی ‫ ۴۰۰ میلیون پوندی میشه

‫مهم نیست دولت چی میگه

‫کل این ماجرا سر همونه

‫- گابریلا انگلیسی حرف میزنه؟ ‫- نه، نمیزنه

‫شاید یه کم بفهمه، ولی فارسی حرف میزنه

‫خیلی ذوق داره مدرسه بره

‫به‌محض اینکه رفت، ‫انگلیسیش هم راه میافته

‫آها، خودِ شیطونش پیداش شد! ‫یا باید بگم فرشته؟

‫تصمیم گرفته خودشو نشون بده، اونم با کیک

‫میخوای بذاری اینجا با هم بخوریم؟

‫میتونیم برش بزنیم، کیک جشنه دیگه

‫این گابریلاست

‫میگه نمیخواد برای بابانوئل نامه بنویسه

‫نمیخواد بیاد تو خونه‌

‫فکر کنم از این غریبه میترسه

‫بابانوئل تو ایران چی صداش میکنن؟

‫- بابا نوئل، نه؟ ‫- آره بابا نوئل

‫خب گابریلا، همون آدمه

‫فقط اسمش فرق داره. ‫تو انگلیس به بابا نوئل میگیم

‫پدر کریسمس و بچه‌ های انگلیسی

‫برای پدر کریسمس نامه مینویسن

‫دختر انگلیسی

‫میتونه یه لیست دیگه به انگلیسی بنویسه؟

‫آره، معلومه که میتونه

‫ببین، فقط حروف رو کپی کنیم کافیه

‫...o...

‫...l.

‫- عروسک ‫- عروسک

‫R... a... خرگوش

‫آماده‌ ام بابا، تو آماده‌ ای؟

‫آره، برو!

‫وای خدای من! خیلی خوشگل شدی!

‫از حالا خیلی باهوش به نظر میای

‫مامان یه روز اینو که ببینه ‫خیلی خوشحال میشه

‫یه دور بچرخ!

‫مارچ 2020

‫کووید در سراسر جهان گسترش میابد.

‫۱۰٬۰۰۰ زندانی به دلیل همه ‌گیری عفو میشوند.

‫سپاه پاسداران عفو نازنین را مسدود میکند.

‫به‌ جای آنکه آزاد شود، ‫نازنین تحت بازداشت قرار میگیرد.

‫چرا مامان پیش مامانی مونده؟

‫چون اجازه نداره از ایران بیاد بیرون

‫اجازه داره بره بیرون، ولی نه زیاد

‫فقط تا آهر کوچه

‫خیلی خوبه که دیگه تو زندان نیست

‫ولی بازم ناراحته که هنوز ‫نمیتونه بیاد خونه. هنوز نه

‫فهمیدی چی گفتم؟

‫یه کریسمس دیگه و بعد ‫تو اسفند سال بعد، میشه پنج سال

‫حکمش تموم میشه

‫نزدیک هفت سالت میشه

‫وای، پیرزن شدی دیگه

‫من تو زندان نیستم، ولی هنوز اسیرم

‫نمیتونم بیشتر از ۱۵۰ متر ‫از خونه‌ دور شم

‫ولی میتونم از ۵۰۰۰ کیلومتر دورتر ببینمش

‫روزها میشینم نگاش میکنم

‫ولی هیچوقت پیشش نیستم

‫بچه ‌ها، امروز داریم حرف یاد میگیریم

‫آف. آف

‫نات

‫نات

‫آن

‫آن

‫آف. آف

‫ریچارد، باز داری با لپ ‌تاپ کار میکنی؟

‫- ببخشید، ‫- داری با لپ ‌تاپ کار میکنی

‫- ۱۰۰ روزه. ‫- اون بود

‫میشه این کارو نکنی لطفاً؟

‫کابینتا یه کم خاک گرفتن، ‫دارم مرتب میکنم

‫- اعصابتو بهم ریخته؟ ‫- نه نه، فقط زیادی تنها زندگی کردم

‫هممون یه کم دیوونه قرنطینه شدیم

‫آفرین! بزن قدش

‫خیلی خوب بودی. ‫پرش کانگورو جان، آفرین

‫بعد از نزدیک پنج سال جدایی از خانوادش

‫نازنین زاغری ‌رتکلیف، ایرانی-بریتانیایی

‫بالاخره آهر حکمش در ایران آزاد شد...

‫نازنین زاغری ‌رتکلیف که تقریباً ‫پنج سال پیش در ایران زندانی شده بود

‫پابندشو مقامات برداشتن

‫تا پایان حکمشو نشون بدن

‫و امید برگشتنش به انگلیس بیشتر شد

‫حتی زحمت نکشیدن یه نفر بفرستن دادگاهش، ‫فقط بشینه اونجا

‫فقط بشینه

‫گفتن به نفعشون نیست

‫حتی نمیدونستن ‫کِی حکمش اول تموم میشه

‫انگار نازنین براشون کافی نیست

‫اون همه میلیون پوند رو بدن بره ‫یه مادر دوتابعیتی؟

‫هیچ شانسی نداره لعنتی

‫این اهرم فشاره

‫نباید هدرش بدن

‫هیچوقت نمیدن

‫6 ماه بعد

‫لیز تراس به‌عنوان ‫وزیر امور خارجه منصوب میشود.

‫او پنجمین نفر در پنج سال است.

‫24 اکتبر 2021

‫اداره امور خارجه و ‫کشورهای مشترک ‌المنافع لندن

‫وای... پنج تا. میتونی؟

‫آفرین

‫ریچارد عزیزم

‫هرگز تو یه میلیون سال فکرشم نمیکردم

‫دوباره مجبور بشی اعتصاب غذا کنی

‫میدونم محکم گفتی ‫این تنها راهه که دیده بشیم

‫و به تصمیمت احترام میذارم ولی

‫لطفاً سلامتیتو به خطر ننداز

‫میترسم

‫واقعاً میترسم

‫فکرم همیشه پیش تو و گیسوئه

‫نمیدونم اون چی حسی ‫نسبت به این وضعیت داره

‫و چقدر از این واقعیت عجیب یادش میمونه

‫خب، مدرسه باحاله

‫- آره باحاله. ‫- معلمات چطورن؟

‫- باحالن. ‫- کلی دوست پیدا کردی

‫اونا هم... باحالن. آه

‫خب این که خیلی باحاله

‫تو خیلی شجاعی

‫آره

‫این ‌طرف لطفاً

‫اعتصاب غذا – روز چهارم

‫معاون وزیر جیمز کلورلی داره میاد پیشمون

‫- بفرمایید. ‫- مرسی که اومدین

‫فقط خواستم سلام کنم، ‫ببینم حالتون چطوره

‫ دفتر هان لیز تراس

‫و بهتون اطمینان بدم که ‫هر کاری از دستمون برمیاد داریم میکنیم

‫اول اینکه بیاریمش خونه، ‫دوم اینکه نذاریم دوباره بره زندان

‫آزادی خانمتون اولویت خیلی بالایی داره

‫دقیقاً دارین چی کار میکنین؟

‫من آماده‌ ام هر کاری لازم باشه بکنم

‫ولی خب یه چیزایی هست ‫که نمیتونم بهتون بگم

‫و خیلی حواسم هست ‫که قدم اشتباه برندارم

‫این حرفا رو سال ‌هاست دارم میشنوم

‫از من خواستین بهتون اعتماد کنم و صبر کنم

‫دیگه هیچکدومشو نمیتونم

‫هیچ چیزی عوض نشده

‫به هر حال اون زندانی نیست

‫در اصل یه شهروند بریتانیاییه

‫که دارن ازش به ‌عنوان ‫مهره چونه‌ زنی استفاده میکنن

More Farsi Persian subtitles for Prisoner 951

Комментарии

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left