Первые 200 строк.
مایک! چه غلطی داری میکنی؟
به این میگن رانندگی، مارکوس
یواشتر برو
چی؟ چهار دقیقه؟
تندتر برو
آهان، یعنی میخوای همزمان هم گاز بدم هم ترمز کنم؟
داریم به سمت جنوب تو خیابون کالینز میریم
داریم سریع به خیابون ۲۲ نزدیک میشیم
مفهومه. پشتیبانی هوایی دید داره
مایک
الان بالا میآرم
اوه، جرأت داری... غلط میکنی
این چرم دستدوزه. بهتره قورتش بدی
دارم خیابون شیشم رو میبندم
اونجا باید میپیچیدی مایک
لعنتی! ببین، تو مسیریابی، خب؟ واسه همینه اونجا نشستی
عینکات کو؟ باید عینکتو بزنی
من عینک لازم ندارم. مارکوس، تو چشمت هیچی رو نمیبینه
اوه، لعنـ... مایک. مایک. مایک
آروم باش. آروم! مایک. اتوبوس، اتوبوس، اتوبوس
شرمنده، پولدارای سفیدپوست
ما فقط سیاه نیستیم، پلیس هم هستیم
بعداً به جرم خودمون رسیدگی میکنیم
هی، حتی بتموبیل هم مثل این لامصب جاده رو نمیچسبه
منو از این ماشین کوفتی بیار بیرون
هی! اوه، گندش بزنن
بیخیال پسر
میتونی با یه پولیش ردیفش کنی. نه. تو میتونی با یه پولیش ردیفش کنی
پلیس میامی. راه رو باز کنید. داریم میآییم
راه رو باز کنید. پلیس میامی. پلیس میامی
برو! برو
ببخشید
بابا
جوکر
تو پدربزرگ شدی
عزیزم، نگاش کن. آره
شک نکن. از چشماش معلومه
و گوشهاش
و اسمش
مارکوس مایلز برنت
ولی این که اسم منه
اسم اونم هست. تصمیم گرفتیم اسم تو رو روش بذاریم. ایده رجی بود
فکر کردم حرکت محترمانهای باشه قربان. امیدوارم مورد پسندتون باشه
ایول، دمت گرم
ولی میدونی که هنوز باید دخترم رو رسماً به همسری بگیری
عمو مایک، حاضری بچه رو بغل کنی؟
نه. عمو مایک نمیخواد اون رو بگیره
خب؟ اون همون مصیبته
نه، مایک. تمومش کن
به بچه نگاه کن. همین الان بس کن. جدی میگم
به بچه نگاه کن
باشه، میدونی چیه؟ هروقت آدم شدی من بیرونم
مایک
بچه. اوه، اشکال نداره
بریم خانوما
تو بی عرضهای
تکون بخور
آرتاس
آرتاس
این دیگه چه کوفتیه؟
آمبولانس رو متوقف کنید
مامان
پسرم
برای مرگش غمگین نباش
روح پدرت از میلههایی که زندانیش کرده بودن آزاد شد
این آخرین هدیه بابا قبل مرگش بود
تو دیگه واسه خودت مردی شدی. بالاخره برای کاری که باید انجام بشه آمادهای
باید عزت و احترام رو به خانوادهمون برگردونی
پدرت قبل از اینکه زندانی بشه میلیونها دلار رو مخفی کرد
اینم مختصات جایی که میتونی پیداشون کنی
چیزی که مال ماست رو پس میگیریم
با این پول بالاخره میتونیم انتقام بگیریم
اونایی که خانوادهمون رو از هم پاشیدن، میفهمن شکار شدن چه حسی داره
اون نفر آخره که میمیره
بیا اینجا مارکوس. بیا اینجا
ما اینجاییم تا جشن بگیریم و به افتخار یکی از خودمون جامهامون رو بالا ببریم
و صمیمانه امیدوارم یه روزی همنامت راه تو رو ادامه بده
راه پدربزرگ پیر و از کار افتادهاش رو
برای محافظت و خدمت به شهر زیبامون
به سلامتی مارکوس
به سلامتی مارکوس! به سلامتی مارکوس
امیدوارم اسم مارکوس برنت تا سالیان سال لرزه به تن عوضیها بندازه
از همهتون ممنونم. ممنون... از همگی ممنونم
من و مایک نزدیک ۲۵ ساله که داریم تو این خیابونا کار میکنیم
و دلم میخواد فکر کنم که تغییر مثبتی ایجاد کردیم
شماها بهترینید
و ازتون ممنونم. واقعاً باعث افتخارم بوده
مارکوس
مارکوس! مارکوس! مارکوس
بابات اون پولا رو خیلی عمیق چال کرده بود، نه؟
اگه اینا خالی باشن، هنوزم بدهکاری
گنج دفن شده تو اقیانوس
داستاناشو شنیده بودم ولی لعنتی
باید هزینه موادی که در موردش حرف زدیم رو پوشش بده
حتی بیشتر از اون
این چیزیه که واسه خودت برمیداری
چی گفتی؟
ما قرار داشتیم
دارم دوباره مذاکره میکنم
بیا اینجا
بهم نگاه کن
من دوباره مذاکره نمیکنم
خانواده من دارن دوباره مدیریت این شهر رو به دست میگیرن
به چند تا کارمند وفادار نیاز داریم
کی شغل میخواد؟
خب، وضعیت بیمه دندونپزشکیت چطوره؟
یه بار دیگه بگو
آروم باش
خودتون به خودتون پاداش بدید. از همون توده پولی که اونجاست شروع کنید
باشه؟
باشه
شما دیگه برای من کار میکنید
آدماتو ردیف کن، از سر راه لعنتی من برو کنار، اونوقت نمیکشمت
این پولا رو بردارید
مامان
آرماندو
مال ماست
خیلی سریع بود
یه پایگاه عملیاتی جدید هم پیدا کردیم
اونقدر اون طرف وقت گذروندی که مثل یه خارجی حرف میزنی
من دیگه نیستم مایک
اوه، باز شروع شد
نه، این بار فرق میکنه
وقتی تو چشمای اون بچه کوچولو نگاه کردم، یه چیزی عوض شد
میخوام روزهامو با دیدن بزرگ شدن اون پسر کوچولو بگذرونم
ترزا اصلاً دلش نمیخواد تو خونه بشینی و چاق بشی و وسایل رو بشکونی
مایک، گذشتهمون از آیندهمون بیشتره
وقتشه یه سری تغییرات بدیم، جدی میگم
بیخیال این حرفا شو. من دارم به بهترین شکل زندگی میکنم
داری ریش پروفایلیتو رنگ میکنی، مایک
چی؟ داری ریشتو رنگ میکنی
من ریشمو رنگ نمیکنم
اون رنگِ "دانه کاکائوی نیمهشب"ـه. من این لعنتی رو میشناسم
ول کن این اراجیف رو. دانه کاکائو دیگه چیـ...؟
برو بابا. بذار یه چیزی ازت بپرسم
میخوای میراثت فقط تیشرتهای تنگ و تعداد جنازهها باشه؟
نمیدونی که فقط خانوادهست که مهمه؟
هی، پدربزرگ
ریتا. اوه، نه. پدربزرگ
داره با پدربزرگش میره
پدربزرگ؟ آره
عکس داری، پدربزرگ؟
اوه، معلومه که دارم، مگه نه؟ بیا اینجا. بذار ببینیم
وای خدای من، گوشها رو
آره، نوهمه. این نوهی منه
عاشقشم
آره. و تبریک به تو، ستوان
شنیدم هاوارد انتخابت کرده تا ریاست "آمو" رو به عهده بگیری
تبریک میگم
"آمو" دیگه چیه؟
عملیات پیشرفته مترو پلیس میامی
یه تیم کوچیک که با تاکتیکها و روشهای بازپرسی جدید آموزش دیدن
قراره جایگزین ما سگهای پیر بشن
یا چند تا ترفند جدید یادشون بدن
جدی میگم مارکوس، واقعاً برات خوشحالم
ممنون
هی بچهها
هی! همه اینجان
چطوری؟
احمق
چی؟ اون برای تو عالیه
باهوشِ باهوش
با اعتماد به نفس. بلندپرواز
اون فقط اونی نبود که من میخواستم
خب؟ پس کی برات خوبه؟
اینکه تنها و در کمال بدبختی بمیری؟
تو فقط حسودیت میشه
چند وقته ازدواج کردی؟ بیست ساله؟ بیست و شش سال
راستشو بگو. آخرین باری که رابطه داشتی کی بود؟
به تو هیچ ربطی نداره. دقیقاً
چند تا زن عالی رو میخوای از دست بدی؟
تو خیلی عشقوحال میکنی، ولی تا حالا واقعاً عاشق شدی؟
معلومه. یعنی، آره، من... من عاشق بودم
یه بار
خیلی خیلی وقت پیش
هیچوقت بهم نگفته بودی
پسر، قرار نیست من همهی زیروبم زندگیمو بهت بگم
ببین، تنها چیزی که باید بدونی اینه که من تا ۱۰۰ سالگی دنبال مجرما میدوم
تو آخرین کسی هستی که بعد از اون ماجرای بیمارستان باید درباره دنبال کسی دویدن حرف بزنه
بیمارستان؟ داری درباره چی حرف میزنی؟ مگه تو بیمارستان چی شد؟
اون موقع که میدویدی مارکوس کوچولو رو ببینی
من لوله ات کردم
تو تمام طول مسیر داشتی به پشت من نگاه میکردی مایک
داری میگی واقعاً از من سریعتر دویدی؟ تو مسابقه دو منو بردی؟
بله، اینطوری میگن
اوه، عمراً
هیچی غمانگیزتر از پیرمردهایی نیست که تو گذشته سیر میکنن
هی، از کشش بدنی خبری نیست
کشش یعنی تقلب
هی، رئیس رو کی شرط میبندی؟
من ۵۰ دلار رو پارگی رباط صلیبی میبندم
من مجانی نمیدوم. شرط چیه؟
اگه من بردم، بیخیال همه چی میشیم
استعفامون رو میدیم و بازنشسته میشیم
باشه، وقتی من بردم، این حرفای احمقانه درباره بازنشستگی رو تموم میکنی
تا آخرش با همیم. پسرهای بد برای همیشه
پسرهای بد دیگه واقعاً پسر نیستن
هی رئیس، فقط آمبولانس رو تو حالت آمادهباش نگه دار. پیرمرد قراره به سرم و اکسیژن نیاز پیدا کنه
خودشه رئیس. خودِ خودشه. خیلی خب
به جای خود، آماده، حرکت
No comments yet. Be the first to leave one.