A Series of Unfortunate Events

A Series of Unfortunate Events

Скачать Farsi Persian субтитры

Сезон 2

Информация о релизе

A Series of Unfortunate Events S02E07 720p WEB x264-METCON
A Series of Unfortunate Events S02E07 PROPER 720p WEBRip x264-WEBTiFUL
A Series of Unfortunate Events S02E07 1080p WEB x264-METCON
A Series of Unfortunate Events S02E07 720p WEB-DL x265-RMTeam
A Series of Unfortunate Events S02E07 480p WEB x264-RMTeam
A Series of Unfortunate Events S02E07 WEBRip XViD-AFG
A Series of Unfortunate Events S02E07 WEBRip x264-ION10
A Series of Unfortunate Events S02E07 720p WEB HEVC x265-RMTeam
A Series of Unfortunate Events S02E07 1080p WEB HEVC x265-RMTeam
Комментарий от Reza_potter7
مترجم: رضـا بـلالی | DibaMoviez | NightMovie

Теги

web
x264
720p
720
TS
webrip
BRip
1080
Web-DL
web-dl
WEB-DL
x265
480p
480
XviD
HEVC
Опубликовано: 2018-04-03
Загрузки: 49
Для слабослышащих: No

Предпросмотр субтитров (Farsi Persian)

Первые 177 строк.

«مجموعـه ماجــراهای ناگــوار»

:بیمارستان خطرناک بخش اول

،به بئاتریس .تابستان بی‌تو، به سردی زمستان است

.زمستان بی‌تو، از آن هم سردتر است

اسم من لمونی اسنیکت‌ـه ،و من فراری هستم

،عبارتی که اینجا یعنی

،رساندن این اطلاعات به شما" ".درحالی که پلیس به شدت در تعقیب منه

،فراری بودن، روشی نومیدکننده و ناخوشایند برای زندگیه

...بی‌شباهت به فشرده شدن در یک جعبه تنگ و تاریک نیست

،که از یک ماشین در حال حرکت ...،با سرعت به بیرون پرت میشه

،که در یک جاده خاکی ول میشه

و دوگانگی و شک آزارش میده ،و نمیدونه داره کجا میره

،که اگر فراری باشین .اغلب تنها راه برای سفر کردنتونه

.بودلرها هم خودشون رو در شرایط یک فراری پیدا کردن

دوگانگی و شک، آزارشون میداد .و نمیدونستن که دارن به کجا میرن

مخصوصا وقتی که ماشین آتشنشانی‌شون وسط "پس‌کرانه‌ها"، بنزین تموم کرد

،عبارتی که اینجا یعنی

مکانی برهوت که بعید به نظر میرسه" ".به مشکلاتشون پایان ببخشه

ولی مشکلات شما میتونن بلافاصله تموم بشن

اگه اینقدر عاقل باشین و زود این سریال شوم رو قطع کنین

.اطرافتون "stop" با زدن نزدیکترین دکمه

،التماستون میکنم .یه چیز دیگه به جز این داستان فلاکت‌بار ببینین

.این شاید آخرین فرصت شما باشه

."همه‌چیز فروشی آخرین فرصت" .یه اسم بدشگون

احتمالا یعنی .تنها ساختمون این اطرافه

.فکر کنم "آخرین فرصت" از "فرصتی نداشتن" بهتر باشه

.بریم ببینیم چی پیدا میکنیم

بنزنین تموم شده"؟"

."خطش قطع شده"

."شانسش ته کشیده"

!"قاتلان فراری"

بریم داخل؟

،هرکی که روزنامه رو خونده باشه .فکر میکنه که مجرمان فراری هستیم

،اگه همینجوری ول بگردیم .از نور آفتاب و/یا تشنگی میمیریم

.و/یا کنت اولاف

.این مغازه دستگاه تلگراف داره

تویی، «لو»؟

.نه - .الان میام خدمتتون -

.دارم شیرینی‌ها رو میچینم

.میخواستیم یه تلگراف بفرستیم

اون گربه‌های چینی رو اون پشت میبینین؟

.توی اون راهرو نیست

،بعد جاروها برین سمت راست .بعد از چوب ماهیگیریا برین سمت چپ

.آشنا به نظر میان جایی ندیدمتون بچه‌ها؟

.ما بازیگر هستیم - .نه، اون نه -

.حالا... یادم میاد

.اون مغازه‌دار ما رو شناخت

.باید عجله کنیم به کی تلگراف بزنیم؟

.گفتم شاید بتونیم به دفتر آقای پو تلگراف بزنیم

.آقای پو فکر میکنه ما قاتلیم

.و زنش بوده که اون چرت و پرتا رو درباره ما نوشته

.لو، تویی؟ آه ببخشید .الان خدمتتون میرسم آقا

،آقای پو شاید نتونه کمکمون کنه .ولی منشی‌ـش شاید بتونه

.من میگم و تو واژه‌ها رو وارد کن

و سانی، تو گوش کن که .مطمئن بشی پیام ارسال میشه

."یادت باشه بعد از هر جمله بگی "نقطه

چی بگیم؟

.به مدیریت مالی مالکچری، نقطه .توجه کنین، آقای پو، نقطه

.نقطه

.سلام، سلام، سلام

!آقا! آقا، کمک میخوایم

.صبرکنین، دستم بندِ شیرینی‌هاست

.سلام، لو

میلت»، اونارو ول کن و» .بیا تیتر اینا رو ببین

".یتیم‌های قاتل در پس‌کرانه‌ها شناسایی شدن"

.قاتل؟ ای وای

.اونارو میشناسم .الان توی مغازه من هستن

چه شکلی هستن؟

،شبیه بچه‌های بی‌گناهی هستن .ولی قاتلای بدذاتی هستن

.ما رو ترسوندی، آقا - .خواهش میکنم -

.ما رو ببخشید .میخوایم چندتا بچه قاتل رو بگیریم

.منم همینطور

،و وقتی 14 سالم بود .منو به عنوان ملکه "بهار قلابی" انتخاب کردن

یه مراسم خفن با پیشاهنگان کوهستان داشتیم

.در نوک قله‌ی کوه

.دورِ یه میله میرقصیدن

اونجا بود که فهمیدم .به رقص میله چقدر علاقه دارم

.کلاوس، ببین

.نمیدونیم مخفف چی هستن - .نمیتونیم برگردیم داخل -

دیگه چه راهی داریم؟

،بعد، توی راه برگشت از کوه

توی غاری پر از خرس که ،به خواب زمستونی رفته بودن، موندیم

که اونجا بود باعث شد بفهمم .به پوست حیوونا چقدر علاقه دارم

آه، داوطلبین؟

.بپرین بالا

حالت خوبه آقا؟

.منو با آویزها کور کردن

.همچنین یکم اسنک و کلاه دزدیدن

کجا رفتن، آقا؟

.اون جاده فقط به یکجا میرسه

.«بیمارستان «هایم‌لیک

.ظرف شکر اونجاست .کتابداره بهم گفت

.دقیقا، عزیزکم

.اون بچه‌های لوس مشخصا دنبال ظرف شکر هم هستن

یعنی چی؟

.یعنی میتونیم هم اونا و هم ظرف رو با یه نشون بزنیم

چطوری عزیزم؟ .تو فراری هستی

.برعکسش، من مُرده‌ام

!چه خوشمزه

.تو مُردی

.و بودلرها برای قتل تو تحت تعقیب هستن

،به لطف کودن‌های پانکتیلیوی روز

.من یه مرد آزادم

.فکر کردیم ما رسما با هم دوست هستیم

.آره، خیلی برچسب گذاشتن روی روابط خوشم نمیاد !برو دنبال وَن

...آم

.سلام

هستین؟ V.F.D شما - .معلومه که هستیم -

مخفف چیه؟ V.F.D میشه بگین

.معلومه که میتونیم

.خدایا، عاشق این آهنگم

مخفف اینه؟ V.F.D پس داوطلبان مبارزه با بیماری‌ها؟

درسته، ما داریم میریم به بیمارستان هایم‌لیک .تا با بیماری‌ها مبارزه کنیم

،اگه بخواین میتونین به ما پیوندین .خواهرا برادرا

...بهتون میگم برادر و خواهر

چون باور داریم تمام آدما .خواهر و برادر هستن

،معلوما برادرا و خواهرا .والدین یکسانی دارن

.همیشه اینطور نیست، برادر

،میگردیم V.F.D ما دنبال گروهی به اسم .ولی فکر نکنیم شما باشین

.خب شما به «کتابخونه‌ی اسناد» احتیاج دارین

کتابخونه‌ی اسناد؟

یه اتاق خیلی بزرگ در بیمارستان ...که پر از مدارکی از سرتاسر دنیاست

.و پاسخ به هرسوال ممکنی که دارین اونجا پیدا میشه

،البته من تعریفشو شنیدم .خودم هیچوقت اونجا نبودم

.به نظر بیمارستان جای امنیه - .امیدوارم که باشه -

.شنیدم که این طرفا، قاتل‌هایی پیدا شدن

اینو توی روزنامه خوندین؟

.نه. ما هیچوقت روزنامه نمیخونیم .اخبارش خیلی ناراحت کننده هست

...شعار ما اینه - ."بی‌خبری، خوش‌خبری" -

!رسیدیم! رسیدیم - ...حالا میتونیم به مردم کمک کنیم -

.بریم، بریم

.هیچوقت از بیمارستان خوشم نمیومده

.درواقع نصف یه بیمارستانه

قیافه‌هاتون گرفته نباشه‌ ها، باشه؟

،تمام هدف داوطلبان مبارزه با بیماری‌ها .شاد بودنه

ما دقیقا اینجا چیکار میکنیم؟

خب بیشتر توی راهروها میچرخیم و آواز میخونیم

و بادکنکای قلبی میدیم به .تمام آدمای توی لیستمون

.همونجوری که آهنگ میگه - این چجوری به مبارزه با بیماری کمک میکنه؟ -

هی، همه

خواهر جدیدمون میخواد بدونه .آواز خوندن چجوری با بیماری مبارزه میکنه

...خب، چونکه

...چونکه وقتی میخندین

،وقتی میخندین، شما اکسیژن وارد بدنتون میکنین ...یا همچنین چیزی

...و اون اکسیژن میره به

چونکه شاد بودن، موثرترین وسیله .برای مبارزه با مریضیه

.فکر میکردم آنتی‌بیوتیک‌ها موثرترین هستن

"یا مخروط‌سانان"

!یالا همگی

.باید کتابخونه‌ی اسناد رو پیدا کنیم - .قبل از اینکه کنت اولاف ما رو پیدا کنه -

...بودلرها، آی بودلرها

،هرکجا که برین .من همیشه یه عقب پشت سرتونم

،نمیخوام خیلی ملودرامش کنم ،ولی اگه اون بچه‌های لوس، زودتر از من به ظرف شکر برسن

،چشمای خودمو از حدقه درمیارم

،و بعد مال تو، مال تو، مال تو .و همه هشت نفرتون

.بله

.مثل یه نسیم میمونه، عزیزکم

،بودلرها و ظرف شکر .جفتشون توی یه بیمارستان مخفی شدن

.فکر میکنم وقت یکم "دکتر بازی"ـه

.اصلا با این بازی راحت نیستم

.آقای ریشو، تیک خورد

.بقیه داوطلبا، تیک خورد

،این لیست بیماران امروزه ،که خودتون میدونین

.لیست کاملی از بیماران بیمارستان هایم‌لیک‌ـه

.ممنون خواهر - .اسم من «بَبز»ـه -

چطوری کتابخونه‌ی اسناد رو پیدا کنیم؟

"کتابخونه‌ی اسناد"

چجوری بریم داخل؟ - .فکر کنم با حرف زدن باید بریم -

"حرف؟"

.سانی راست میگه .همه پانکتیلیوی روز رو میخونن

.ما رو شناسایی میکنن

کسی اونجاست؟

،سوی چشمم مثل قدیما نیست .ولی انگار چندتا بچه اینجاست

.شاید همه نشناسنمون .ما داوطلب هستیم

.اووه، پس به جای درستی اومدین

اسم من «هال» ـه و ...شمار سال‌هایی که در کتابخونه‌ی اسناد کار کردم

.از دستم در رفته

Комментарии

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left