Первые 200 строк.
بالاخره میتونیم دوباره زندگیمون رو از سر بگیریم
اون کیه؟
برای وکیلم کار میکنه، اسمش کسـه
اون هیچی نیست
باید بفهمم کی اون کارو با مگ کرد
نمیتونی تنهایی از پسش بربیای نیاز به کمک داری
یه اسکاچ دیگه بهم بده لطفاً
!اوه، خدای من - !ایمی! ایمی -
!قرار بود برینه تا بیاد بیرون - چیو برینه؟ -
هروئین؟ - آره -
فرانکی، میخوام امروز توی مراسم صحبت کنی
هنوز اون کلمهی جادویی رو نگفتی
و بعد خانم دیویدسون اومد اون بهم ایمان داشت
گذشتهای که درگیرش بودم رو دید شخصیتی که داشتم رو شناخت
جذاب بودنش خیلی کمکم کرد
...اون بهم عطش داد
تا انسان بهتری بشم
نفر بعدی تویی، لیز - !لیز -
...آخرین سخنران امروزمون
راهنمای داوطلب، الیزابت بریدورث هستن
مست کرده؟
خیلی وقته که مست نکرده
بعضی از زنای اینجا به زور به بچههاشون مواد میدن
ببرش بیرون - نه، نه، نه -
یه بچه کوچولو امروز اوردز کرد، مگه نه؟
و نزدیک بود بمیره
بگو دلت میخواد برات چیکار کنم
صبح بخیر
ای کاش خوابت درباره من بوده باشه
اریکا، سلام
الان وقتش نیست، هیلی
خیلی کار دارم
میدونی که اگر توی تحقیقات مگ جکسون کوچیکترین پیشرفتی حاصل بشه
باید از طریق کانالای عمومی صحبت کنی
میتونی با روابط عمومی حرف بزنی
همین الان دارن یه بیانیه صادر میکنن
درباره اون مراسم چی؟
زندانیای که مسئول اون اتفاق بود
اون دختر کوچولویی که توی اتاق ملاقات اوردوز کرد
راسته که میگن دپارتمان دیگه بهت اعتماد نداره؟
اینکه قول داده بودی روی زندانیان اصلاحات انجام بدی، اما نتونستی؟
ببخشید، شما کاری جز بیرون وایسادن
و آزار واذیت دیگران ندارین؟
نگهش دار
انگار رو نقطه ضعفشون دست گذاشتیم
فقط آروم باش
میخوان عصبانیت کنن تا یه داستان دستشون بدی
خب، با تشکر از لیز، همین الان هم یه داستان دستشون دارن
حداقل یه چیز مثبت از این قضیه بیرون اومد
دپارتمان این کارو کرده
موضوعات منفیشو برای وزیر رو نکردن
تا یه حدی البته
آره، خب، چندتا از زنا علاقه دارن
پیشرفت تحصیلی داشته باشن - علاقه دارن دربارش حرف هم بزنن؟ -
میتونن توی یه مکان عمومی خودشونو کنترل کنن؟
نه، احتمالاً تحت فشار که قرار بگیرن بهم میریزن
خب، دیگه نمیتونیم اون اتفاقی که با راهنمای داوطلب افتاد رو
تکرار کنیم
صبح بخیر، قربان
دیگه راهنمای داوطلب نیس
به کسی نیاز داریم که مجامع عمومی بهش واکنش مثبت نشون بدن
یکی که همه میشناسنش - فرانکی -
فرانکی
کی زمان عفو مشروطش میرسه؟ - دو سال دیگه -
اینجوری وقت داریم بفرستش بیاد یه صحبت بکنین
فکر کنم یه نقشهای داشتی باشی
باشه، به لیست اضافش میکنم
بزارش تو اولویت
هی، حواست باشه پسر
صبح بخیر، لیز - سلام -
زیاد خوب نیس آدم روزشو اینطوری شروع کنه
میتونست بدتر از اینا باشه میتونست گوه باشه
نه - حقیقت داره -
راه نداره - لعنتی تموم شده -
بیچاره
خیلی ناراحتم که داره این کارو میکنه
خب، خودش داوطلب شده
شغلش دیگه همینه
وایسا
!هی
فکر کردم تا الان یه بازخوردی باید گرفته باشی
خیلی مفید بود، مگه نه؟
همه از سخنرانیت لذت بردن
تو راضی بودی؟ - مقامات رو تحت تاثیر قرار دادی -
میخوان سرپرست بشی
اوه، به نظر جالب میاد
میتونیم بعداً دربارش حرف بزنیم
یکیو میفرستم بیارتت به دفترم
رسمی یا خودمونی؟
باید بدونم چه لباسی بپوشم
!هی، دور
!دور
!اووه
هی، پس کی میخوای باهام حرف بزنی؟
همون وقتی که به خاطر گند زدن به مراسم عذرخواهی کنی
متاسفم
نه نیستی - عه؟ -
یه جورایی خنده دار شده
دورین اندرسون، فرمانده - سلام، دورین -
توی دردسر نیافتادی بگیر بشین
کارت توی مراسم خیلی خوب بود
همه تحت تاثیر قرار گرفتن
ممنون - خیلی خوب صبحت کردی. خیلی اعتماد به نفس داشتی -
احترام زیادی پیش زنا داشتی
خیلی پیشرفت کردی
قبلنا میترسیدم جلوی بقیه بایستم
میدونم. دلمون میخواد بقیه هم مثل تو بشن
همونایی که دوست دارن شخصیتشون رو بهبود بدن
یه مثال خوب برای بقیهای
ها
به خاطر همین میخوام که راهنمای داوطلب جدیدمون باشی
...اما
اما این شغل لیزــه
خب، دیگه به لیز نمیشه اعتماد کرد
اوه، نه چیزی نیس
بهت آموزش میدم یه دفعه پرتت نمیکنم وسط ماجرا
خیلی از زنا هستن که از من بهترن مثل... بروک
توی واحد اچ 3. خیلی باهوشه یا جاستین
همه خیلی دوسش دارن
خب، من به بقیه هم فکر کردم اما فکر میکنم تو برای این کار ساخته شده
پس... پس یه مدتی کارو بعهده میگیرم تا لیز برگرده؟
نه، اگه خوب پیش بره تا زمان آزادیت شغل دائمیت میشه
نمیتونم
اینجوری از پشت به لیز خنجر میزنم
خب، لیز ناامیدت کرد، دورین
یعنی اینکه، لیز همه رو از خودش ناامید کرد
لیاقت وفاداریت رو نداره
اون عاشق این کاره - منم میدونم -
اما متاسفم
ما داوطلب جدید رو انتخاب میکنیم حالا چه تو چه یکی دیگه
!هی
چی میخواست؟
هیچی، میخواست یه سری چیزای خونگی براش درست کنم
اوه، لعنتی، تو درسر افتادم؟ فکر کنم پیداش کردن
آره - حالا چی میخواست؟ -
ببین، همین الان بهت گفتم
به اندازه کافی امروز سوال و جواب شدم
اوه، نقاشی داری رفیق؟
یالا برگرد، سرکار. اوه، آره
!بالا، بالا، بالاتر
!اوه
!هی، هی، هی
!بکش از من بیرون
نمیخوای کاری کنم؟
نه، چیزی نیس
!بکش از من بیرون
برگردید سر کار
!اوه
اگه این بهترین حرکتت بوده باید بگم ناامید شدم
داری میبازی، فرانچسکا
خیلی مشغول کص لیسی فرماندهای
هی، میشه به کَس بگی یه زنگ بهم بزنه
میتونم با بلوندا از اون کارا بکنم
هی، مگه مو مشکیا چشونه؟
زندگی جنسی حال بهم زنتو برای خودت نگه دار
هی، پس فکر میکنی موهای کَس واقعاً بلونده؟
آره، انگار که واقعنیه
وقتی موهاش درمیاد از اون چیز مشکیا
سر موهاش نیس
سلام
!خفه شو، لیز - !اوه، آره، داره حرف میزنه. دورین -
!برگرد با من حرف بزن
!دورین! دورین! دورین
خیلی بد تلاش میکنی
کاملاً واضحه که داری دوباره تسلیم میشی
تو اصلاً هیچ کوفتی نمیدونی، فلچ
اینو میدونم که اینجوری اصلاً نمیتونی بفهمی کی همسرت رو کشته
اگه مگ تورو اینجوری میدید، چی میگفت؟
باید یه کم آروم باشی و تمرکز کنی، ویل
عن و گوهتو جمع کن و فکر کن ببین چیکار داری میکنی
خیلی مسخره شدی
آخ
خب، دپارتمان فکر میکنه که تو پتانسیل خیلی زیادی داری
و میخواد کمکت کنه تا بیشتر نمایانش کنی
پس باید بین گزینههای شغلی یکی رو انتخاب کنی
که بر این اساس باید روی درست تمرکز کنی
بر این اساس
چی؟ - اوه، پس جلسه رسمیه -
ناامید شدم
فکر میکردم خیلی وقته رابطمون دیگه رسمی نیس
به نظرم بهتره این قضیه رو جدی بگیری
به نظرم پیشنهاد خوبیه - آره، میدونم -
این کارو میکنم - عالیه -
به شرطی که تو معلمم باشی
نه، امکانش نیس
تو کمکم کردی مدرک فوق دیپلممو گرفتم - نه نکردم -
من که جات امتحان ندادم، فرانکی
آره اما میدونی چطوری بهم انگیزی بدی
این من نبودم که مجبورت کردم آدم بهتری بشی - ما با همدیگه خوب کنار میایم -
من دیگه وقت تدریس بهت رو ندارم
سخت تلاشمو میکنم باعث میشم به نظر همه خوب بیای
نه نمیتونم
چرا میتونی
تیم پزشکی امروز یه کم مشکل زمانی داره
میدونی، دو روز پیش آزمایش ادرار دادم
رندوم انتخاب میکنن. اگه مواد مصرف نمیکنی نباید نگران باشی
میدونی، چند دقیقه قبل لیز رو دیدم اوضاش خیلی بیریخته
آره، خب، عفو مشروطشو از دست داد - اوهوم -
از جی او 1 به سی او 3
زندانی جدید توی بخش 20 داریم
No comments yet. Be the first to leave one.