Первые 200 строк.
تقدیم به گیوم و ژولی
قطار ساعت ۱۱:۱۵ حرکت میکنه
مارتین از اینکه به قطار نرسه متنفره
دقیقهست که این اطراف معطلیم ۲۰
مارتین زنمه
از وقتی از بیمارستان مرخص شده
باید اعتراف کنم برخوردش خیلی مثبت بوده
ممنون
توی تاکسی، داشت از اشتباهاتش برام میگفت
از پشیمونیهاش
توی قطار
احتمالا از زندگی جدیدی که منتظرمونه برام میگه
و از بچهای که برای محکم کردن این زندگی لازم داریم
به هر حال، ساعت ۱۱:۰۲ دقیقهست و همهچی روبهراهه
عینک انگلیسی دارم
پیراهن و کراوات آمریکایی، کفشهای ایتالیایی
و زنی که عاشقمه
اما اوضاع همیشه اینطوری نبود
از دیدنت خوشحالم
ترسیدم نیای
چطوری؟ عالی
فکر نمیکنی باید یه کم آرومتر پیش بری سایمون؟
قشنگه
چقدر گیرمون میآد؟
سایمون، خواهش میکنم
کجا
الان کجا زندگی میکنی؟
توی هتل
و
کسی... کسی دیگه هم هست؟ منظورم اینه که کسی پیشته؟
توی هتل؟
ببین سایمون، بیا شروع نکنیم
یکی هست، مگه نه؟
مگه فرقی هم میکنه؟ چی رو عوض میکنه؟
پس یکی هست
آره. یکی هست
بیا... اینم از مارتین
نمیشه این رازهای کوچیک رو برای همدیگه رو نکنیم؟
میشناسمش؟
اسمش چیه؟
خندهت میگیره
اسمش ایگوره
قسم میخورم
ولم کن
آقا
مارتین
این آخرین باریه که منو میبینی
مارتین! آقا
دوستت دارم، مارتین
بله، سایمون؟
واقعا فکر میکنی اون میخندوندش؟
چون ظاهرا من دیگه نمیخندوندمش
با این حال، من خیلی بامزهم
تا حالا خندوندمت؟
هان، ژرژ-آلبر؟
البته، ولی تو که منو میشناسی
من به هر چیزی میخندم
اون داستان پسره رو شنیدی که یه موز داشت؟
توی گوش چپش؟ نه، سایمون
بس کن، داری به خودت صدمه میزنی
صدمه میزنم؟
اوه، نه
من دیگه هیچی حس نمیکنم
بیهوشی کامل
من حافظه ندارم. یه پاککن دارم
یه پاککن برقی
همین الانم نصفش پاک شده
مارتین
ولی یه چیزی دارم
هنوز، اینجاست
و اینجا
ایگور
ایگور
بیخیال سایمون
دیره. حیوونام گرسنهان. میرسونمت
خوب بخواب. فردا دیگه اثری ازش نیست
آه، ژرژ-آلبر! منو یاد مادرم میندازی
درسته. با این وضعیتی که داری باید تاکسی بگیری
همهشو بذار به حسابم
فردا میبینمت
آره، حتما. به سلامت بری
و یه کالوادوس... نه، یه شارتروز
سیگار داری؟
ممنون
شوخی میکنی؟
بفرما
صبح بخیر رئیس
آسپرین. بفرمایید
چرا منو نگاه میکنی؟
تا حالا منو ندیدی؟ آب نیست؟
برای چی؟ جوشانه
خب؟ دیگه چی؟
قدیر رو مچشو گرفتم. آره
به اندازه یه داروخونه مواد همراهش بود
چیزهایی برای خوابیدن، برای بیدار موندن
برای ایده گرفتن، و حتی برای سیخ کردن
دیگه چی؟
به بانک دستبرد زدن
دو نفر بودن، یکی کوتاه، یکی بلند. کشته نداشتن. تمیز در رفتن
هی، نابغهها! هی، احمق
شاهدها رو برات آوردم
سه تا مشتری، دو تا نگهبان و کارمندها. خودت میبینی
بفرمایید
اوه، رئیس رو دیدم
باید فیلمهای امنیتی رو چک کنیم
کدوم فیلمهای امنیتی؟
مال سرقت بانک
اوه، درسته
خیلی رو مخه
گل گفتی
بازی فرانسه و برزیل
خیلی خوب بود
واقعا بازی عالیای بود. آره
"لعنت بهش." این همون چیزی بود که میخواستی بگی، مگه نه؟
هی، رئیس
این روزها چِت شده؟
هیچی
اگه مشکلی داشتی، بهم میگفتی
مگه نه؟ البته
پس مشکلی نیست
بگو ببینم، لانگزفلد، داماد کمیسر رو میشناسی؟
با فروشگاهش مشکل پیدا کرده. دزدیهای جزئی
بهش گفتم امشب یه سری بهش میزنی
الان نمیتونم
باید برم دنبال دخترم
این لطف رو در حقم بکن، سایمون. کلا دو دقیقه طول میکشه
ممنون. روت حساب میکنم
چند باری اومدن. نمیدونیم چطوری وارد میشن
یه وقتهایی حتی به یکی از فروشندههام شک کردم
نه دوربین امنیتی، نه نگهبانی؟
اعتصاب کردن و دوربینها هم خرابن
مثل خود من
تو اعتصابی؟
نه. خرابم
این اتفاقها کجا میافته؟
توی انبارها
اینجا چیکار میکنی؟ مدارکت همراهته؟
حالم خوب نیست
سرم گیج میره
فکر کنم قند خونم افتاده
اوه، لعنتی
بیدار شو. هی
یه جای دور بودم
صدات خیلی دور بود
بیا. بهتری؟
نگران نباش. امروز روزِ روزهداری منه
ساعت چنده؟
ساعت نهه
نه؟ مطمئنی؟
بله
دقیقه دیگه میتونم چیزی بخورم ۱۵
چه خبره؟
دارن تعطیل میکنن
فروشگاه رو؟ آره
اوه، نه! لعنتی
هی
گندش بزنن
تلفن هست؟
بله، ولی شبها قطعشون میکنن
به کی میخوای زنگ بزنی؟
به تو مربوط نیست
دخترم
با کولهپشتی و اسکیهاش تو ایستگاه قطار منتظره
کارآگاه بلانت. این بساط پیکنیک چیه؟
فکر کردی کجایی؟ دارم خواب میبینم؟
اینها رو جمع کن
عجله کن
نون تست... زیاد برشته نشه لطفا
زنت وقتی دیر میری خونه نگران نمیشه؟
دیگه عادت کرده
و باهاش مشکلی نداره؟
همیشه هم آسون نبود
مخصوصا اولش، خیلی سخت بود. خیلی سخت
اسمش چیه؟
مارتین
چی؟
مارتین
حسودی هم میکنه؟
آره، خیلی حسوده. خیلی زیاد
اون خیلی
انحصارطلبه؟ آره خودشه. انحصارطلب
خیلی قاطع. خیلی... پرشور؟
آره. مارتین همیشه خیلی پرشور بود
چرا این کار رو میکنی؟
فقط برای اینکه ببینم هنوز میتپه یا نه
پس ترکت کرد؟
خب. دیگه وقت خوابه
چقدر بدهکاریم؟
اینجا نگه دار. فقط برای یه لحظه
منتظرم بمون
زیاد طول کشید؟
اسمت چیه؟
اگه فقط برای همکلام شدنه، ویولتا صدام کن
و اگه ناراحت نمیشی، نمیخوام خیلی صمیمی بشیم
دیشب خیلی اراجیف گفتم؟
این روزها، وقتی مشروب میخورم
نه. خوب بودی
حالا چی؟
من توی این موزه کار میکنم
راهنمایی؟
No comments yet. Be the first to leave one.