Первые 200 строк.
با اینکه کلی بهش هشدار داده بودن، داشت رو تخت سیگار میکشید و خوابش برد
کار بدی کردی!
و آتیش شروع میشه
بزن بریم!
نگران نباشید خانم. من اینجا هستم تا نجاتتون بدم!
اون مردم رو عقب نگه دارین! این یه وضعیت اضطراریه!
جرئت نکن بمیری!
نفس بکش، لعنتی، نفس بکش!
نجات پیدا میکنه! نجات پیدا میکنه!
این دیگه چیه...
اوه، لعنتی!
شاید باورش سخت باشه که یه استاد زیستشناسی به تنهایی،
با درآمد سالانه بالای ۱۷,۵۰۰ دلار،
بتونه وقت کنه تا اولین مقالات تحقیقاتی زیستشناسیتونو تصحیح کنه، اما من این کارو کردم.
همونطور که میبینید، یه ناهنجاری آماری شوکهکننده وجود داشت.
تقریباً همهتون نمره A گرفتید.
حق دارین به خودتون تبریک بگین. من حس خوبی به این گروه دارم.
و فکر میکنم این سرازیر شدن نمرههای A تا آخر ترم ادامه پیدا کنه.
منحنی زنگولهای هم که هیچ، مگه نه؟
منحنی زنگولهای مزخرفه!
آقای کین؟
دکتر کین، مثل اینکه اینجا یه اشتباهی شده.
من و برادرم هر کدوم یه سیمِنُس برای گزارشهامون گرفتیم.
سیمِنُس. منم همینطور.
اجازه بدید یه چیزی رو با کل کلاس در میون بذارم.
وقتی داشتم برگهها رو تصحیح میکردم، به دو تا شاهکار برخوردم، هر دو با عنوان "سلولها بد هستند."
و هر دو فقط با یه پاراگراف
که متاسفانه حفظش کردم.
"سلولها بد هستن.
عموی من تو یه سلول زندگی میکنه. ده فوت در دوازده فوته.
و مجبوره هر روز همون مجله کسلکننده رو بخونه.
پایان."
شما دارید در مورد برگههای ما حرف میزنید، مگه نه، دکتر کین؟
بله، همینطوره.
با اینکه معیارهای من مثل سابق نیست،
باز هم دلم نیومد روی اون شاهکارها نمره A بذارم.
امیدوارم درک کنید.
حتماً. آره، باشه.
برگردیم سر جدول تناوبی که، بر خلاف تصور بعضیا، نیست...
یه شهابسنگ؟ کجا؟
مسیر ۸۹-اِی
آره، فهمیدم.
خیالتون راحت، من اونجا خواهم بود. باشه. خداحافظ.
وضعیت چطوره، استاد؟
سخته.
واقعاً سخته نادین، ولی نه خیلی سخت.
فقط نمره لازم رو نداری. متاسفم.
زیاد ناراحت نباش. زمینشناسی سختتر از اونیه که مردم فکر میکنن.
مطمئنید؟ نمیتونید دوباره چک کنید؟
من واقعاً به این واحد نیاز دارم تا وارد دانشکده پرستاری بشم.
دانشکده پرستاری؟
راحتتر نیستید یه جایی کار کنید که زندگی مردم به شما وابسته نباشه؟
در واقع، چیزی که من واقعاً میخوام باشم دوشیزه آریزوناست.
ولی مشاورم میگه دانشکده پرستاری واقعاً داورها رو تحت تأثیر قرار میده.
باعث میشه شبیه کسی باشم که به مردم کمک میکنه. آماده ناهاری؟
یا قبلاً ناهار خوردی؟
داشتم یه جلسه استاد و دانشجو رو با نادین تموم میکردم، آیرا.
هری، تعهدت به شغلت برای همهمون الهامبخشه.
متاسفانه، من از قبل یه قرار ناهار با پروفسور کین دارم.
در مورد نمره اضافی تو بعداً صحبت میکنیم، باشه؟ سر حال باش.
بذار وسایلمو بردارم.
کجا داری منو میبری؟
دیشب یه شهابسنگ سقوط کرد.
آهان، پس اون صدا برای اون بود.
به عنوان نماینده گلن کانیون از سازمان نقشهبرداری زمینشناسی آمریکا،
منو مأمور کردن برم بررسیاش کنم.
دارم تو رو میبرم که اگه واقعاً لازم شد کار علمی کنیم. بعدش غذا میخوریم.
شما نماینده سازمان USGS هستید؟
از طریق اینترنت ثبتنام کردم.
تو یه سایت تشویقکنندهها بودی و اتفاقی به سایت USGS وصل شدی؟
یه همچین چیزی.
مواظب باش. یواش. اون ماشین منه!
مواظب باش. یواش. اون ماشین منه!
آها! یواش.
آهای، مواظب باش!
کی پول خسارت به ماشین کوفتیام رو میده؟
پسرم، بهت گفتم ما از این کارا نمیکنیم. این فورس ماژوره.
فورس ماژور چیه بابا! اون ماشین یه بیوک ریویرا مدل ۷۳ کلاسیکه.
شما کی هستید؟
هری بلاک، سازمان نقشهبرداری زمینشناسی آمریکا.
ایشون منشی من، آیرا کین هستن.
ما اینجا اومدیم شهابسنگ رو بررسی کنیم. اگه واقعاً شهابسنگ باشه.
معلومه که یه شهابسنگ لعنتیه. تقریباً ماشین کوفتیام رو ترکوند.
هنوز برام روشن نیست شما نصف شب اینجا چیکار میکردین.
با بتی لو اینجا.
برای هزارمین بار، داشتم برای امتحان آتشنشانیام تمرین میکردم.
که هفت دقیقه پیش شروع شد، پس ممنون میشم اگه بذارید برم.
شما و اون دختر بلوند شهابسنگ رو پیدا کردید؟
آره، من پیداش کردم.
ماشین منو ۲۰۰ فوت به هوا پرتاب کرد. میتونم برم؟
باب، همین الان اینو از اینجا ببر بیرون.
شهر رو ترک نکن.
کلانتر، آیا این...
محل نفوذه؟
آره، نفوذ کرده و تا یه غار ۸۰ فوت زیر زمین رفته.
این یه حفره است.
اوه، لعنتی! دفعه بعد، این کیف با توئه.
شما نماینده سازمان USGS هستید.
اون مسئولیت با این نشان همراهه.
وای خدای من! ببین!
فکر کنم هدف رو پیدا کردیم.
لبخند گنده، رفقا. بگید سیب!
الان بالا نگهش دارید. باشه؟
داغه! خیلی داغه!
من کمکت میکنم.
بازم باتوم!
ببین این احمقها رو.
آسوده باشید، آقایان.
مامورای فدرال رسیدن.
فدرال؟ کدوم فدرال؟
کی راهتون داد بیاید پایین؟ ستوان، بیاین درگیر نشیم.
سازمان زمینشناسی آمریکا و پلیس محلی مدتهاست که با هم همکاری میکنن.
ما اینجاییم که چند تا نمونه علمی برداریم، اگه شماها مشکلی ندارین.
آه، آره، حتماً.
هرچی مدرک تصویری لازم داشتیم، جمع کردیم. ادامه بدید.
ممنون. خسته نباشید.
دیشب تازه افتاده و یه چیزایی روش رشد کرده.
شاید خزه غار باشه.
خزه غار اونم فقط بعد از چند ساعت؟ عجیبه.
بیا یه نمونه برداریم و از اینجا بریم.
داره خونریزی میکنه.
یه سنگه که خونریزی میکنه.
حالا دیگه این واقعاً عجیبه.
بیا کیسهاش کنیم.
نمیدونم این کار انجمن زمینشناسی اونقدر که میگن باحاله یا نه.
آره، رزومهام رو پر میکنه ولی آیا من به عنوان یه آدم دارم رشد میکنم؟
آیا به عنوان مربی والیبال زنان لیگ سه دارم رشد میکنم؟
اون آزمایشهای طیفسنجی که تو دفترچه راهنما گفته رو انجام میدی؟
طیفنگار. آره، یه تحلیل طیفسنجی کامل انجام میدم.
رزومهات گل میکنه.
خوبه. من باید برم بازی. اگه چیزی پیدا کردی خبر بده.
آيرا؟ مطمئنی میتونی این کارو تنهایی انجام بدی؟
باشه، باشه.
این غیرممکنه.
ده جفت باز.
نه، امکان نداره.
ما اینو لازم داریم!
یالا دخترا، بجنبید!
تینا، وقتی لیزا میره برای آبشار، تو باید خط رو پوشش بدی.
لیزا، دو دست! دو دست!
خدا اون دو تا دست کوفتی رو بیدلیل که بهت نداده!
خبر بزرگ. شگفتانگیزترین اتفاق.
نمونههای شهابسنگ پر از موجودات تکسلولیان.
سرعت متابولیسمشون خیلی بالاست.
با سرعت باورنکردنی تقسیم میشن. عملاً رشدشون نماییه.
DNA اونها ده جفت باز داره.
ده جفت باز. خوبه که شنیدم. ممنون، آيرا.
DNA همه موجودات زنده روی زمین فقط چهار جفت باز داره.
یالا دخترا!
بجنبید!
هری، اینا موجوداتی از یه دنیای دیگهان.
اونها فضاییان.
جایزه نوبل رو قسطی میدن یا یکجا، مثل قرعهکشی؟
عجله نکنیم. اینجا. دفتر من.
من عجله نمیکنم. نگران عواقب مالیاتیام.
چرا اینجا؟ فقط میخواستم احتیاط کنم.
این کشف ماست.
سوزن سوزن شدم.
من زیستشناس نیستم، ولی موجودات تکسلولی چند تا سلول دارن؟
اگه میخوایم دانشمندای مهمی بشیم، باید نقششو بازی کنی.
چرا خودت یه نگاه نمیندازی؟
اون تو موجودات چندسلولی هستن.
آره، میدونم. ولی قبلاً اونجا نبودن.
پس یواشکی اومدن تو. نه، راهی برای یواشکی اومدن نبود.
این... نه، خیلی شگفتانگیزه.
چی؟ انگار دارن تکامل پیدا میکنن.
دارن رشد میکنن.
دارن به موجودات پیچیدهتر تبدیل میشن.
این تکامله.
نوبل، داریم میایم!
آره، ولی این معادل ۲۰۰ میلیون سال تکامله اونم فقط تو چند ساعت.
این خیلی سریعه.
اصلاً نمیدونی.
آماده شو.
با اشاره من.
برو!
آموزشی، بیدار شو.
بیدار شو!
برو! برو، برو، برو!
شیلنگ! این چیزه اینجاست!
ببخشید.
بجنب! بجنب! وین، برو!
برو، برو! یالا!
رفیق، این چیزا پیش میاد.
شش ماه دیگه یه آزمون دیگه هست.
شش ماه؟ من نمیتونم شش ماه صبر کنم!
حداقل هنوز کار استخر رو تو باشگاه تفریحی داری، درسته؟
عالیه. خیلی ممنون.
مواظب باش.
باشه. حواسم هست!
من بلدم.
انگار مهمون داریم.
بچهها، از اونجایی که این اولین سفر علمی ماست، لطفاً چند تا قانون ساده رو رعایت کنید.
خاک!
کفشای خوبی پوشیدی.
برای غارنوردی عالیه. به هیچی دست نزنید.
هیچی رو جابجا نکنید. حتی نفس هم نکشید مگر اینکه ما بگیم.
و همیشه دستکشهای محافظتون رو بپوشید.
چرا باید این کارو بکنیم؟ تجربه میدانی دست اول.
اصل و اساس زمینشناسی.
No comments yet. Be the first to leave one.