Homicide: Life on the Street

Homicide: Life on the Street

Скачать Farsi Persian субтитры

Сезон 3

Информация о релизе

Homicide Life on the Street S03E09 Nothing Personal 720p PCOK WEB-DL DD2 0 x264-NTb
Комментарий от warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 3 قسمت 9 Homicide.Life.on.the.Street زیرنویس فارسی سریال

Теги

webdl
Опубликовано: 2025-12-21
Загрузки: 14
Для слабослышащих: No

Предпросмотр субтитров (Farsi Persian)

Первые 200 строк.

باز هم یه شبِ بد، بو؟

نه، خوبم

مامانِ بت همین الان زنگ زد. بت داره برمی‌گرده

می‌خواد بچه‌ها رو هم با خودش بیاره

می‌خواد یه فرصتِ دیگه به رابطه‌مون بده

خب، عالیه. آره، و کسی چه می‌دونه چی میشه؟

این بار یه جورِ دیگه‌ای بهش حس دارم

می‌دونی، شاید بتونیم اوضاع رو درست کنیم

در ضمن، دیشب پرونده‌ی قتلِ «وودز» رو هم بستم

چی؟ آره، درست بعد از اینکه رفتی

دو تا مأمورِ گشت، «لشلی» رو آوردن و اونم همون‌طور که گفتی اعتراف کرد

خوشم میاد؛ پرونده‌ها حتی وقتی من نیستم هم بسته میشن

جزئیاتِ نهایی رو بهم بده تا گزارش رو تایپ کنم

تموم شده. روی میزِ «جی»ئه

به‌به، چه بهتر. دمت گرم، شریک

قهوه‌ت رو خوردی؟

قهوه. می‌دونستم یه چیزی کمه

فلتون اوضاعش خیلی داغونه

فکر کنم بیشتر به خاطرِ کم‌خوابیه، نه بچه‌ها؟

چشمات رو باز کن کی. قیافه‌ش داد می‌زنه داره خودش رو نابود می‌کنه

چشماش قرمزه، رنگ و روش پریده

پیشونیش هم عرق کرده و براقه

آره، می‌دونی که خیلی سختی کشیده. تو هم بودی داغون می‌شدی جان

می‌دونم وقتی زنت ترکت می‌کنه چه حالیه، ولی خب

ریختنِ غم‌ها تو الکل اصلاً فایده‌ای نداره

استن، زنش فقط ترکش نکرده

بچه‌ها رو برداشته و غیبش زده

این با اینکه زنت بذاره بره

تو یه آپارتمان تو سن‌دیگو زندگی کنه فرق داره، نه؟

سانتا باربارا. حالا هر چی! حالش خوب میشه

هی، فقط ما نیستیم. شما هم متوجه شدین، مگه نه؟

متوجهِ چی؟ خودت می‌دونی چی می‌گم

اینکه «بو» تازگی‌ها زیاد می‌ره سراغِ بطری

تازگی‌ها یه کم زیاده‌روی می‌کنه

واقعاً؟ اوه، پس کارِ شما اینه؟

پشتِ سرِ هم خاله زنک‌بازی درمیارین؟ اوم‌هوم

چون این نه به شما ربطی داره نه به من، مگه نه؟

خب، حالا که گفتی، آره یه کم داغون به نظر می‌رسید

می‌شه شما دلقک‌ها تمومش کنین؟

کسی حق نداره درباره‌ی زندگیِ شخصیِ شریکِ من حرف بزنه

اون به من نمی‌گه چطور زندگی کنم

منم قرار نیست به اون بگم چی کار کنه

چی؟ باشه

من ترجیح می‌دم یه پشتیبان داشته باشم

که بتونم بهش تکیه کنم، ولی خب، این نظرِ منه

خب، همگی گوش کنین

وقتش رسیده که پرونده‌های بازِ «کروستی» رو تقسیم کنم

اوه، هی «جی»، می‌تونم... می‌تونم یه لحظه درباره‌ی این باهات حرف بزنم؟

نه

نه، نه

مسئولیتِ اون پرونده‌ها با منه. من تنها کسی‌ام که ازشون خبر داره

همین الآنش هم سرت خیلی شلوغه مرد

همون‌طور که می‌دونین، موقعِ مرگش

«کروستی» پنج تا پرونده‌ی در جریان داشت

با توجه به حجمِ کاریِ هر کدومتون

این پرونده‌ها تقسیم میشن

به این صورت

پرونده‌ی «یانگ» مربوط به سال ۹۳ می‌رسه به «بولندر»

«مانچ»، تو پرونده‌ی «اسمیت» رو بردار

«پمبلتون» پرونده‌ی «ریچمار» رو تموم می‌کنه

و بعدش با «بیلیس» روی پرونده‌ی «بکر» کار می‌کنه

می‌مونه پرونده‌ی «چیلتون»

خب جی، اون پرونده بدترین کابوسش بود

دیوونه‌ش کرده بود. براش مثلِ نفرین بود

نمی‌دونم این پرونده رو به کی بدم

هاوارد

چرا من؟

من اون پرونده رو نمی‌خوام

یه پرونده‌ی لنگیه. آره

و تو بالاترین آمارِ حلِ پرونده رو تو این جمع داری

رکوردِ ۱۰۰ درصد رو که نمی‌شه زد

خب که چی؟

هی، نمی‌گم از چالش خوشم نمیاد، ستوان

من کارم رو انجام می‌دم، ولی «اریکا چیلتون»؟

خب، شاید خوش‌شانسیِ تو به این پرونده هم سرایت کنه

شانس؟ منطقت رو نمی‌فهمم جی

داری این رو می‌دی به من چون تنها کسی‌ام که آمارِ حلِ پرونده‌ش ۱۰۰ درصده؟

من پرونده‌ی چیلتون رو می‌دم به تو

چون تو کارآگاهِ این دایره هستی

و این تصمیمی بود که گرفتم

بله قربان

فلتون، تو هم تو این کار باهاش همکاری می‌کنی

لوییس در جریانِ جزئیات قرارت می‌ده

خب، همگی

همین‌جوریش هم خیلی وقته که این پرونده‌ها خاک خوردن

بیایم کاری کنیم که «استیو» بهمون افتخار کنه

داشتم به منویِ غذایِ کافه فکر می‌کردم

و این طرحِ اولیه رو برای منو زدم

اینا که غذاهایِ فرانسوی و ایتالیاییه مانچ. آره

خب، می‌فهمم که باید یه چیزی

برای خوردن به مشتری‌هامون بدیم

ولی این... این وحشتناکه

خب، تو می‌گی چی بدیم دستِ ملت؟

همبرگر، کبابِ خرچنگ و ساندویچِ بوقلمون

همبرگر، کبابِ خرچنگ و ساندویچِ بوقلمون؟

من فکر می‌کنم اصلاً نباید غذا بدیم

مانچ، خطِ یک. با منه؟

آره مانچ. کیه؟

گوشی رو بردار شاید بفهمی، هوم؟

با اجازه‌تون، بچه‌ها

ببین، فکر کنم غذا دادن هزینه‌ی جانبیِ خیلی زیادی داره

تیمی پسرِ من، ما «باید» غذا بدیم

خب، اگه... اوم

اگه مجبوریم غذا بدیم، من می‌گم سوسیسِ آلمانی

سوسیسِ آلمانی؟ اون دیگه چه کوفتیه؟ اوم‌هوم

بانک می‌خواد ما رو ببینه

بانک؟ قضیه مربوط به وامِ

فکر کردم کارمون با اون تموم شده. شده بود

ظاهراً یه نفر یه جایی گند زده

این دفعه کارِ من نیست

چرا شما همیشه فکر می‌کنین کارِ منه؟

می‌خوام برای همه‌مون خیلی خاص باشه، می‌دونی

فقط من، بچه‌هام و زنم

جشن می‌گیریم و گذشته‌ها رو فراموش می‌کنیم

می‌دونی، درباره‌ی همه‌ی کارهایی که قراره تو سالِ جدید بکنیم حرف می‌زنیم

شاید برای مسافرت یا یه همچین چیزی برنامه‌ریزی کنیم

خوبه. آره

قرار بود کریسمسِ قبلی الکس رو ببرم اسکی

ولی نشد

می‌دونی، «پوکونوز» جای خوبیه. خیلی هم دور نیست، ولی

یه جورهایی رمانتیکه ولی به دردِ خانواده هم می‌خوره

آره. پوکونوز

اونا فکر می‌کنن من احمقم یا فقط زودباورم؟

کی؟ اوه، دوقلوهایِ افسانه‌ای

«گرنجر» و «بارن‌فادر»

اوه، بله

اونا فکر می‌کنن ما احمق و زودباوریم

من اونجا بودم تا سعی کنم یه جایگزین برای «گفنی» پیدا کنم

من منتقلش کردم، کِی؟ شش هفته پیش؟

هنوز هم نمی‌خوان یه کارآگاهِ دیگه بهم بدن

این قصه رو بلدم

منم هفته‌هاست دارم سعی می‌کنم

یه جایگزین برای «کروستی» پیدا کنم

می‌دونم

حالت چطوره؟ بد نیستم

داری می‌ری خونه؟ اوم، نه. نه در واقع

یه دوست داره من رو می‌بره ناهار

که ترفیعم رو جشن بگیریم. کجا می‌برتت؟

«براس الفنت». اون خانمه

بعد از «دالسیو»، بهترین رستورانِ بالتیموره

آره، خب «آماندا» همیشه خوش‌سلیقه بود

عاشقِ غذاست

چرا با ما نمیای؟ واقعاً، بیا

می‌دونی، اگه قرار باشه یه زمانی معاشرتی بشیم

یکیمون باید گهگاهی از زیرِ کار در بره، مگه نه؟

نمی‌تونم، کلی گزارش دارم که باید بخونم، سندهایی که باید امضا کنم

و رئیس‌هایی که باید حرصشون رو دربیارم

و وقتی پسرها و دخترهایِ من تنها بمونن

یه دردسری درست می‌کنن

اوه، بیخیال! می‌تونی برای یه ساعتِ کوفتی هم که شده نباشی

تا ناهار بخوری، نه؟

بیا دیگه. در ضمن، آماندا فوق‌العاده‌ست

فکر کنم شما دو تا واقعاً از هم خوشتون بیاد

اوه، واقعاً؟ آره

خب. آره. هیچی نگو

بیا فقط بریم

به درک. صبر کن

خب، اینم از این

خب، نوارِ موفقیت‌هات

بالاخره باید یه روزی تموم می‌شد، نه؟

واقعاً؟ چرا؟ کی گفته داره تموم می‌شه؟

خب، فقط می‌گم که... اوم، شاید این همون پرونده باشه

ولی تو می‌تونی متواضع باشی، می‌دونم که می‌تونی

نه فرانک، من کارآگاهِ خیلی خوبی‌ام و فقط

خب، حتی بهترین کارآگاه‌ها هم گاهی پرونده‌های باز دارن

مایه‌ی ننگ نیست

شانس این‌جوری رقم خورده، می‌دونی؟

تو فقط خوش‌شانس بودی، همین

نه فرانک، من آمارِ حلِ پرونده‌م ۱۰۰ درصده

چون شمِّ خوبی دارم، دنبالش می‌کنم و تو کارم دقیق هستم

ببین کی، کی، من غرور رو می‌شناسم

من خودم استادِ این کارم

ولی تو این مورد شاید صدق نکنه

هی، ببین، ببین، امیدوارم این رو یه روزه ببندی

ولی یه کم رنگِ قرمز زیرِ اسمت

چیزی از ارزش‌هایِ تو به عنوانِ یه کارآگاه کم نمی‌کنه

حرفت تموم شد؟

آره، آره. تموم شد

خب، خوبه، چون کلی کار دارم که باید انجام بدم

هی آماندا

چطور این‌قدر سرحالی؟ فکر می‌کردم شغلِ سختی داری

خب، این سرخیِ گونه‌هام از عصبانیته

اوم، یه دوست رو با خودم آوردم، «ال جیاردلو»

همتایِ من که هیچ‌وقت نمی‌بینمش. اینم «آماندا دبروو»ئه

قدیمی‌ترین دوستم که اون رو هم هیچ‌وقت نمی‌بینم

خب، پس یه وجهِ مشترک داریم

از دیدنت خوشحالم ال. منم همین‌طور

«اریکا چیلتون توسطِ دخترِ شش‌ساله‌ش پیدا شده

در حالی که نیمه‌برهنه روی تختش بوده

و با بالشش خفه شده.»

بهش تجاوز شده بود؟

این چیزی بود که کروستی اولش فکر می‌کرد

رابطه داشتن

وضعیتِ اتاق نشون می‌داد که رابطه‌شون با هیجان و ولع بوده

ولی هیچ نشونه‌ای از تعرض نبود

الان دخترش کجاست؟ خواهرش بردتش

سمتِ غرب یا یه جایی اون طرف‌ها

تو یادداشت‌ها هست

خب، دیگه چی؟

همه‌ش تو یادداشت‌ها هست، کی

Homicide: Life on the Street subtitles in other languages

Комментарии

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left