Первые 200 строк.
اسمم لوئیس کوستائه، ۴۳ سالمه و مجردم
اهل پاریسم، متولد دی
من متعلق به خاندان کوستام، شامل
مادرم ژنویو و ۵ تا خواهرم
کارول
ماری
کاترین
اکسل
و ماکسین، تهتغاری. دست از سرمون بردار
تا برادرزاده و خواهرزادههام: اینس ۱۲
کلمانس، ملانی، اوا، ونسا، لو-آن
آلیس، پنلوپه، لوسیل، اورور، مانون
و سیمون. چه اسم ضایعی
از آقایون هم، ۴ تا شوهرخواهرم که به "پسرا" معروفن
و پدرم، هرکول (مادربزرگم عاشق
اساطیر یونان بود)
هرکول. بله
خب... کاکولاک، کی میخواد؟
اون طرفدار پر و پاقرص لوئیس ماریانو و یه جمهوریخواه واقعی بود
توی خونه "گروه جی ۷" رو راه انداخت
تمام تصمیمات مهم رو اونجا میگرفتیم
برای خانواده. من فقط یه بار ازش خوردم
کی باز هم میخواد؟
کاکولاک؟
اجماع آرا
یه روز، بابا یهو فوت کرد
از اون روز به بعد، همهچی عوض شد
یه طرح پیشنهادی به جی ۷ اینه که ایستاده ادرار کردن ممنوع بشه
به منظور جلوگیری از پخش شدن قطرات به همهجا
کی موافقه؟ بله
دموکراسی
به لجن کشیده شد
سالم بود و بدجور عاشق ساندرین بوراگ شده بودم ۲۱
اون دورانِ "آبا" گوش دادنم بود
یا شایدم "کیور"
نه، "آبا"
نه، "کیور". بگذریم، تصمیم گرفتیم با هم زندگی کنیم
چرا اونا میخوان
منو ببینن؟ میخوان باهات آشنا بشن
"میخوام هنرمند بشم."
یعنی چی؟
بوی تنبلی میده. کاترین
آخه پدر و مادر خودت هم هنرمندن
دوشیزه بوتارگ؟ بوراگ
این اسم از کجا میآد؟
بوتارگ؟
فکر کنم از مارسی! نه، از دیژون
بوراگ، که حفظ کردنش راحته
ساندرین، صبر کن
مرسی که ازم دفاع کردی، برو کنار
خیلی ضایعی! ساندرین
در هر صورت، فکر میکنم اگه بخوام
اگه بخوام، توی ۲۱ سالگی میتونم هر کی رو دلم میخواد ببینم
پیپو، تو که نمیخواستی باهاش ازدواج کنی
من این جور زنها رو میشناسم
چی؟ تا ۱۵ سال دیگه
میشه تل سر، دامن پیلیدار و یه سگ لابرادور زرد
با یه عالمه بچه
تصور کن پیپو
توی بقالی
با اون شکمش
دیگه هیچوقت منو نمیبینی
پیپو
جرئت داری برو
اینجا بوی خاله زنکبازی میده
تصمیم گرفتم فرار کنم و برم دنبال ماجراجویی
ولی نه اون شب، آخه بیرون یه کم سرد بود
ساندرین ترکم کرد، نتونستم نگهش دارم
بوش برام شده بود یه وسواس فکری
ولی کلاسهای شیمیم بهم کمک کرد بفهمم
که ۱۷ تا رایحه مختلف لازمه
تا بتونم بوی عشقم رو بازسازی کنم
تعجبآور بود، ولی انگار ساندرین از موز هم ساخته شده بود
شغلم رو پیدا کردم
من یه "دماغ" شدم
من عطر خلق میکنم
زیادی بوی کفپوش چوبی میده
به این کاره میگن "دماغ"
اسمم لوئیس کوستائه، ۴۳ سالمه و مجردم
و حالم هم خیلی خوبه، خیلی خوب
پیر-ایو، قهوه رو تو حساب میکنی؟ فرانسیس نوبتش رو حساب کرد
همیشه همین بساطه
همگی تعظیم کنید ای دستیاران زحمتکش آزمایشگاه
راه رو باز کنید
برای لوئیس کوستا، کسی که عطر "طاهر" رو ساخت
عجب چیزیه! کلی پول توشه
بیا تو بغلم لوئیسِ من! بیا بغلم، اوه
آه
اوه، این دماغ
ستون اصلی این شرکت
بیاین این دماغی رو که همهچیتون رو مدیونشین ببوسین
بوسه بر این دماغ! شارلوت
کریستیان، مارتین. آقایون هم همینطور
قدرتمند، ظریف، حساس... بدون فراموش کردن جنبهی جنگجویانهاش
این اسم اصیل از کجا اومده: "طاهر"
چیزی میخوای؟
اوه... این یکی جدیده؟
عوضی
کادوی زن سابقمه. عوضی
قشنگ تلفظش میکنه
خب؟ دیگه "طاهر" رو نمیخوان
چی؟ همین دیروز میگفتن معرکهست
زنِ مدیر "نیکو" فکر میکنه بوی گند میده
بوی گند میده؟ یعنی چی؟
یه چیزی کم داره
سه تا آزمایشگاه دارن با هم رقابت میکنن، از جمله ما
سه ماه رو به خاطر یه سلیطه هدر دادیم
که میگه بوی گند میده. دو سال روش کار کردیم
میتونیم از این زحمات برای یه چیز دیگه استفاده کنیم
برای چی؟ خوشبوکننده دستشویی؟
این همه پولم خرجِ یه خوشبوکننده دستشویی بشه؟
نه، نه، نه
لوئیس، روی "طاهر" بیشتر کار کن
یه ایدهای پیدا کن... من دیگه بریدم
ماه تمام بدون وقفه روش کار کردم ۱۲
دیگه بیشتر از این از دستم برنمیآد
هزار یورو پاداش. بحث اون نیست ۱۵
دیگه تحملِ "طاهر" رو ندارم
همینه که هست
تقصیر من نیست
همگی برین خونه
تموم شد، تعطیلیم! برین بیمه بیکاریتون رو بگیرین
آقای لوئیس کوستا تصمیم گرفته این شرکت رو ببنده
خودتون رو از این لجنزار بکشین بیرون! لعنت بهش
هزار یورو پاداش خوبیه ۱۵
چرا نمیخوایش؟ آه
تو هم ۱۲ ماهِ تمام بدون وقفه روی یه عطر کار کردی؟
دیگه شامه ندارم
خوبی؟ خوبی آنیک؟
چی میل دارین؟
من یه گوجهفرنگی با موتزارلا میخورم
با یه کم مرغ
من گشنهم نیست. با هم میخوریم
فیشهای غذام رو فراموش کردم. مهمون منی
منم همون رو میخورم با یه گلابیِ پخته
با یه کم نون
امروز واقعاً خوشگل شدی
دارم چند مدل موی عروس رو امتحان میکنم
آه... نمیدونستیم
تبریک میگم. مرسی
اینم از تیپِ مورد علاقهت. آه، آره
دخترهای مو مشکی
آخرین باری که... کی بود؟
ماه شده، دقیقاً ۲ سال و ۱ ماه ۱
واسه آقا باورش سخته
"کسی که دنبال همه دخترهاست"
تامپون داری؟ اتفاقاً میخواستم ازت بپرسم داری یا نه
میشه یه وقتهایی هم تنوع داد
مثلاً گراتن گوجهفرنگی
هر یکشنبه همین رو میخوریم... برنارد
ژراردم. ژرارد، این غذای مورد علاقه
هرکول توی دورهمیهای خانوادگی بود
این وظیفهمونه که یادش رو زنده نگه داریم
شاید برای تنوع بد نباشه یه چیز دیگه بخوریم
چون هرکول فوت کرده، تغییرش نمیدیم
ناهار حاضره
ماری، لباسهای اتو شدهم رو کجا گذاشتی؟
میخوام بگم
تو کونِت! اینجا ننوشته
"خدمتکار"
آروم باش. نه
آروم چیه! حالم دیگه بهم میخوره
از اینکه مسئولیت
همه گندکاریهای تو رو به عهده بگیرم
توی خونه اون یکی هم که دست به سیاه و سفید نمیزنه
تو کاملاً وابسته به بقیهای
من کمک میکنم. داریم درباره لوئیس حرف میزنیم
ما همهمون اینجاییم
که همهچی رو برای پیپو ردیف کنیم
خرید، اتو کردن، غذا
بذارین یه کم بزرگ شه! جور دیگه صداش کنین
ماکسین، سرت به کار خودت باشه
تو خیلی جوونی. حق با اونه
من زنِ تو نیستم، خواهرتم
ما زنهای تو نیستیم. ۴۴ سالته، دیگه وقته
یه زن پیدا کنی که به همه اینها برسه
سالمه، در ضمن چرا از کوره در میرین؟ ۴۳
کسی که ۴۳ سالشه، خودش میتونه لباسهاش رو بشوره
اجارهش رو بده، گندکاریهاش رو جمع کنه
یعنی کلِ زندگیش رو! من ۴۰ سالمه ولی انگار مادرِ همهم
جنازهم از خستگی
برای من
دیگه تمومه، همین الان
حالم از آدمهای بیعرضه بهم میخوره! لوئیس هر کاری از دستش برمیآد میکنه
آه... داشتم درباره تو حرف میزدم
لوئیس نمیتونه
زن بگیره، زیادی بچهست
تو هیچی نمیدونی، هنوز ۲۰ سالت هم نشده
من بیشتر از توئه ۴۴ ساله میفهمم
۴۳
فرقی نمیکنه
اوه، بسه دیگه
"تو کونِت!"
ماری از ته دلش حرف زد
ولی حق با اونه
ما دیگه مجبور نیستیم ازت مراقبت کنیم
این وظیفه یه زنه
وظیفه زنِ تو
فوقالعاده
۷ جلسه جی
No comments yet. Be the first to leave one.