Первые 200 строк.
...آنچه در فراریها گذشت
مفتخرم که مورگان رو رئیس جدید ویزارد معرفی کنم
نذار عصا دستش برسه
هرکاری که مورگان داره با این گوشیا میکنه اصلا خوب نیست
این گوشیا دارن مردومو وحشی میکنن
من این پر عجیب رو توی گوشی پیدا کردن و نگاه
خودش خاکستر میشه
الکس؟ کمکم کن-
وایسا. این تاریکی هرچی هست نیکو تو نمیتونی کنترلش کنی
تو هیچی درموردش نمیدونی
مورگان ممکنه تنها راهمون برای رسیدن به الکس باشه
تا بزرگ شدی قدرتت رشد کرد
تا اینکه اونقدری قوی شدی که بیرون بیاری
واقعا نیاز بود پای بابامو وسط بکشی؟
وقتی پیداش کردم نابود بود من درمانش کردم
تو عاشق نیکویی
قضیه اینه که خیلی وقت مال من شده
چطوری وارد این حلقه شدی؟
با عشق کامل اعتماد کامل
چکار کنیم؟ نیکو کاملا طلسم شده
مکس گفت گوشیا تا چند وقت دیگه به صورت جهانی توزیع میشن
مترجمین: هستی و امیر Hasti.rzi & AMIRX79X
چرا گوشیه شناوره؟ فکر کنم من اپشو دانلود نکردم
این صدا چیه؟ کدوم صدا؟-
نمیشنویش؟
انگار مورگان داره توی پنکه حرف میزنه فقط بلندتر
خیلی بلند خب، این کار اونه-
چکار کنیم
راحته
فکرشم نکن
مالی، منم
چیسم
اوه
خوبی؟
آره ولی..اوه درد داشت
یه ایدهای دارم
اون زیر طلسمشه
فکر کنم بتونم از دستش درارم
بیا
آروم
خیلیخب پس جواب نمیده کسی ایدهی دیگهای نداره؟
اه، من میرم دستکشارو بیارم
برید تو، حالا
مالی، مالی؟ گوشی رو بده بهمون، باشه؟
مشخصا داره بهت آسیب میرسونه ...و داره
وحشیت میکنه برو بیرون-
دوست داریم ولی اینجا زندانیمون کردی
بیرون! برید بیرون
بیرون! بیرون
کرولینا
مالی
چیشد؟
یادت نیست؟
چرا دارین اینطوری نگاهم میکنین؟
چکارکردم؟
چکار کردم؟
اوه
دیشب عالی بودی
واقعا؟
یادم نیست
...ام
بهم مواد دادین؟
مواد؟
مسخره
پس، اه. کتابی که مورگان میخوند درمورد چی بود؟
کتاب طلسماشه مگه تو هم نداری؟
کجاست؟ منتظرته-
بابا، میدونم درمورد چیزی ...که دیدی چه فکری میکنی ولی
نیازی به توضیح نیست، نیکو
کاری که مورگان و دوستاش میکنن شخصیه
من به خودش و دوستاش کاملا اعتماد دارم
اعتماد دارم که خوب بهت رسیدن اوه واقعا؟-
همونطوری که به مامان رسیدی؟
بعد اینکه از استیج کشیدنش پایین کجا رفت؟
داره با یه روان پزشک معروف درمان میشه
مورگان میگه که دکتر لی عالیه
مورگان گفته؟
روان پزشک؟ بابا؟ کجاست؟
توی باغ وریتاس جاش امنه و داره استراحت میکنه
موندگارش کردی؟ غیرقابل باوره
یکم زمان میخواد که با جای جدیدش خو بگیره
من و مورگان فکر کردیم اینطوری بهتره
واقعا؟ این فکر تو و مورگانه؟
چرا میخندی؟ داشتم مسخرت میکردم
چون خوشحالم
بهش یه شانس بده، نیکو
...عشقم واسه اون
همه چیزو تغییر داده
نیکو
از دیدنت اینجا سورپرایز شدم
فکر کردم هنوز بخاطر دیشب داری استراحت میکنی
کلی خودتو جا دادی
اگه جا دادنم یادم بود حس بهتری داشتم
اوه، کلی رقصیدی به زبونای دیگه حرف زدی
یکم طلسم گفتی
میدونی، همین پارتیای معمولی جادوگرا نباید اولیت بوده باشه
راستش بود
خب، قطعا آخریش نیست
همه از ملحق شدنت به گروه خیلی هیجان زدهان
تو کلی استعداد داری
دقیقا واسه چی؟
دنیا آروم آروم داره تغییر میکنه
اگه هنوز متوجه نشدی، به زودی میشی
یه خانوم جوونی با استعداد تو ...باید سمت درستی باشه
وقتی عوض میشه
من کلیدشم
و تورو کنار خودم میخوام با هرچیزی که داری
دیشب عصا باهات نبود
دلیل خاصی داشت؟
دور غریبهها نمیارمش
ولی دیگه غریبه نیستیم، مگه نه؟
من دیکه جزوی از خانوادهی باباتم و کاری واسه صدمه زدن بهت نکردم
آره ولی هنوز یه مشکل چشمای عجیب بنفش
...و عصاب خوردیا هستش واسه همین
اگه درمانی واسش داری که ...خیلی
خب، موقته
مگه اینکه...نباشه
ولی نگران نباش
مطمئن میشم که این اتفاق واست نیفته اگه بخوای
تنها چیزی که میخوام اینه که برگردم و الکسو بیارم
باید با تو و عصا کار کنم تا قدرتتو افزایش بدم
...زمان میبره الکس زمان نداره، داره عذاب میکشه-
دارم میبینم که دوستات همه چیزتن
اول عصا رو واسم بیار
تا منم هرچی که تو تواناییم هست واست انجام بدم
قبوله
فکر کردی میذاریم اینجا طلسم بخونی؟
مورگان باهوش تر از این حرفاست
اگه این گوشی ذهن مالی رو درگیر کرده
پس داره با بقیه هم همین کارو میکنه
و الان که داریم حرف میزنیم میلیونها ازش داره وارد جهان میشه
باید بهشون اخطار بدیم
نمیخوام اتفاقی که واسه من افتاد واسه کس دیگهای بیفته
یه دنیا پر از معتاد به گوشی چه تصویر وحشتناکی
شاید اینطوری ببریم
پیام مربوط به گوشی رو روی گوشیشون میفرستیم
گوشی کی؟
خوشحالم که میبینم سالم برگشتی
مهمونی خوش گذشت؟
ده بار بهت پیام دادم
آره. متاسفم...سرم شلوغ بود
شلوغ چی؟ میدونستی مالی تو دردسر بود؟
این بخاطر مالی نیست فقط چیزی که میخوای رو بگو
پشتتو بهم کردی چیزیو انتخاب کردی که بهت گفتم نکن
چونکه کتاب طلسم مورگانو میخوام
که به الکس برگردم و واسش هرکاری میکنم
هرکاری؟ نیکو وقتی اینطوری حرف میزنی، میترسونیم
مرزت کو؟ مرزی که نباید ازش بگذری؟
الکس اونجاست بخاطر من بخاطر کاری که کردم
پس میگی حد و مرزی نیست؟
میگم که باید با مورگان بازی کنم تا چیزی که میخوامو بهم بده
و اگه بفهمه که دارم چکار میکنم ...ممکنه من یا تورو بکشه
و بذاره الکس واسه همیشه اون تو بمونه
...ببخشید، میدونم اذیتت میکنه ولی باید کاملا پاش وایسم
اینو قبلنم گفتم ولی الان شاید بشنویم
میتونه یه راه دیگهای باشه که توش نخوایم خودمونو بدبخت کنیم
و اون راه چیه؟
مامانت
باور کن، اون الان نمیتونه کمکم کنه ...واسه همینم
خیلیخب. مشخصه که کاملا تصمیمتو گرفتی
خودتو جای یکی دیگه نمیذاری نمیذاری کسی کمکت کنه
همش شده نیکو و ماموریتش
که راستش اصلا چیز جدیدی نیست
با مورگان خوش بگذره
هرکاری میکنم باز برمیگرده رو حرف سی
و دو نقطه
واقعا دستمونو از پشت بسته
شاید یه پسووردی باشه؟
...اه
اینتر
یا مورفس الان زاده میشه و بهمون ...یه قرص ابی و یه قرص قرمز میده
یا از بین بردیش
اصلا نمیتونیم ویدیویی با این ماشین اپلود کنیم
شاید الکس واقعا یه قدرتی داشت
داره
الکس قدرت داره و وقتی برگرده ازش استفاده میکنه
راستش، اصلا به قدرت نیاز نداره
فقط به یه کامپیوتر سالم و یه جای خوب واسه گرفتن ویدیو نیاز داریم
من مکانشو دارم
مشکلی هست؟
دکتر لی گفت که پاک کردن اون تمام چیزیه که میخوام
مطمئنم منظورش خوب بوده
ولی مامانت رسما روز اول سختیو اینجا گذرونده
واسه همین متاسفانه نمیتونه ملاقاتی داشته باشه
خب، مورگان قرار ناامید شه
بازم مرسی
ببخشید؟
آره، ازم خواست که بیام پایین
یه پیامو خودم به مامانم برسونم
گفت از یه راههایی برم
...که خیلیا منو نبینن ولی
متوجهم
وایسا، شاید بتونم بهش زنگ بزنم
آره، حتما
میدونی که چقدر خوشش میاد ما هی بهش زنگ بزنیم
دیشب توی هتل دیدمت؟
ببخشید یکم سرم گیجه دیشب اوضاع یکم جذاب شد
ببخشید ...نشونتو ندیدم
اوه، آره. جدیدم ولی خیلی زود یکی میگیرم
پس...مامانم؟
No comments yet. Be the first to leave one.