Первые 200 строк.
حرفهایترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی "فیلامینگو" تقدیم میکند
تازه متوجه شدم دو هفته از اصلاح همیشگیم گذشته
خیلی سرم شلوغه
وقتی اصلاحت تموم بشه شبیه پادشاه میشی
بذار تیغم رو تیز کنم
کمک
پاسبان کربتری پاسبان کربتری
قربان، گفت کربتری؟
من همینو شنیدم
پاسبان کربتری، یه داستان توی روزنامه ی امروز هست
که ممکنه خوشتون بیاد، هیولای دریایی
من پاسبان کربتری نیستم، پاسبان هیگنز نیوسام هستم
ببخشید
فکر کردم اسبان کربتری هستین
ولی میشه به هر حال یکی بخرین؟
نه، ممنونم
فکر کنم جورج معمولا اینجا کار میکنه
آره قربان، منطقیه که اشتباه کنه
ولی قبول دارین که قدم زدنم مردونه تره؟
پس فقط یه شلیک؟
بله
تیرانداز رو دیدی؟
نه
یهویی ظاهر شد
هر کسی که شلیک کرده، میدونسته داره چیکار میکنه
چه چیزی درمورد قربانی میتونی بهم بگی؟
اسمش ناتانیل مارستونه
شرکت ساختمانی مارستون و پسرها
به تازگی جای پدرش رو گرفته
که اینطور
مرد مهربونی بود
همیشه سخاوتمندانه انعام میداد
کی همچین کاری میکنه؟
طبق تجربه ی آدمای خوب به اندازه ی آدمای بد میمیرن
صبح بخیر خانم کربتری
صبح بخیر
اینا چیه؟
شنیدم اشیاء براق پرنده ها رو میترسونه
و از خونه دور میکنه
گفتم این زنگ های بادی رو امتحان کنم
خودت میخوای نصب کنی؟
چرا که نه؟ دوست دارم مفید باشم
میدونی که خیلی صدا میدن
نگران نباشین خانم هالستون
مطمئنم صدای قشنگی دارن
فکر کنم همسایه ها مشکل داشته باشن
باید این کارو بکنم خانم هالستون
چون اگه پرنده ها لونه کننن
لونه هاشون رو از بین نمیبرم که اینطور
نظرت درمورد فرفره ی چرخان توی حیاط چیه؟
این پرنده ها رو میترسونه
میدونی، بهش فکر نکرده بودم
ولی زنگ های بادی خیلی جذابن
دوست دارم خونه ام به زیبایی عکس باشه
البته
باز اون ولگرد اومد
میدونی اون روز سعی کردم بهش غذا بدم
ولی مثل اینکه فقط از آقای مکدول خوشش میاد
سلام این سگ ولگرد واقعا ازتون خوشش میاد
مگه نه آقای مکدول؟
خانم کربتریی
وای نه
نه، نه
زنگ بزن دکتر
طبق حرفای آرایشگر
ناتانیل مارستون مردی مهربون و سخت کوش بوده
ولی فکر میکنی قاتل قراردادی اونو کشته
بله، قربان، خانم هارت یه گلوله ی 30 کالیبری
از بدن قربانی بیرون آورده
بدون لبه بوده و نوک تیزی داشته
این فقط از تفنگ های جدید شلیک میشه
بله قربان
همونایی که قاتل های حرفه ای ترجیح میدن
و قربانی مدیر شرکت ساختمانی بوده؟
بله، همینطوره
ناتانیل من پسر خوب و باهوشی بود
آدم دشمن سازی نبود
به کسی بی احترامی یا آسیب نزده بود؟
دنیا پر از شایعه سازان و خنجرزنانه
ولی اون از این آدما نبود
اون دارایی شرکت من بود
شرکتی که بهش واگذار کردین
بیشتر قسمت ها رو
توی تصمیمات بزرگ باهام مشورت میکرد
آقای مارتسون، کی از برنامه ی آرایشگاه امروز صبح
پسرتون باخبر بوده؟
فقط منشیش، آقای تیبنز
اون برنامه ی روزانه ی ناتانیل رو میچینه
کجا میتونیم آقای تیبنز رو پیدا کنیم؟
باورم نمیشه که پامو شکوندم
چند هفته ی دیگه میتونی راه بری
ولی باید خلاصه ی حقوقی بخونم
و این داروها خواب آورن
چرخ های عدالت فقط به خاطر اینکه تو
یکی دوتا خلاصه رو نخوندی متوقف نمیشه
فکر کنم وقتشه تسلیم شم و
تا روزی که از بی حوصلگی بمیرم، به خیابون زل بزنم
اونجا رو ببین
آقای سندرز، بیچاره
میخواد ببینه نامه ای داره یا نه، هیچوقت نداره
تو که نمیدونی ولی میدونم
نامه رسون هر روز سر یه ساعت میاد
و آقای سندرز بلند میشه تا اونو ببینه
فکر کنم هممون بنده ی عادتیم
آره، حالا کلی وقت دارم تا تکرار شدن
این عادت ها رو ببینم
ببین! رایمر
مامانش همیشه میره دنبالش تا توی خونه ناهار بخورن
و توی راه برگشت از مدرسه کلی بداخلاقی میکنه
وای
هیچ روزی رو از دست نمیده، فوق العاده ست
آقای کن مکدول
وقتی خوردم زمین بهم کمک کرد
دستش درد نکنه
عجیبه
قبلا توی جمع کردن شلنگ ماهر بود
!گمشو برو! گمشو
!هی! نه! گمشو آقای مکدول
گمشو! داریم بازی میکنیم
واقعا؟ چقدر عجیب
قبلا، اون سگه دمش رو تکون میداد و به نظر میرسید که ازش خوشش میاد
افی، باید برگردم به کلینیک
تو استراحت کن
آقای مارستون درست میگن
به عنوان منشیش، برنامه ی ناتانیل رو توی این دفتر نگه میدارم
آقای تبینز کی درمورد نوبت آرایشگاه آقای مارستون اطلاع داشت؟
اگه راستش رو بخواین
یه چیزی هست که روی قلبم سنگینی میکنه
با ما درمیون بذار
دیروز، یکی زنگ زد به دفتر تا درمورد
برنامه ی ناتانیل اطلاعات کسب کنه
کی؟
صداش رو نشناختم
اونی که تماس گرفته بود گفت که صبح
با ناتانیل قرار ملاقات داره
ولی متاسفانه باید لغوش کنه
بهش گفتم که اشتباه میکنه
چون صبح ناتانیل نوبت آرایشگاه داره
ادامه بده لطفا
بعدش پرسید
هنوز میره به آرایشگاه همیشگی پری
منم گفتم نه، میره آرایشگاه گودوین
این اطلاعات رو به یه غریبه دادی؟
خیلی اهل گفت و گو بود
بعدش گفت که حتما اشتباه کرده
و بدون اینکه اسمش رو
بگه، قطع کرد
متاسفانه گول خوردم
من یه احمقم
یه لحظه بهتون وقت میدیم
خب، مشخصه قاتل موقعیت قربانی رو
از منشی فهمیده
به نظرت تیبنز یکم چرت و پرت نمیگه؟
ناراحت به نظر میرسید، ولی همچین فکری نکردم، چرا؟
شاید تیبینز این تماس رو از خودش در آورده
به نظرت اینجوریه؟
برای همچین چیزایی غریزه خوبی دارم مرداک
هیچوقت اشتباه نمیکنه - خیلی خب پس -
ببینیم هنری میتونه منبع تماس رو پیدا کنه یا نه
اقای مکداول
ممنون بابت کمک امروزتون
سلام؟
جولیا، جولیا
منم - افی؟ -
یکم دیروقته، همه چیز خوبه؟
یه اتفاق خیلی عجیب داره داخل خونه مکداولها میفته
همسایههام رو یادته؟
کن و لیز رو یادته؟
نه
مشکل چیه؟
دارن تو حیاطشون گودال حفر میکنن
و یه کیسه دارن و هر چیزی که داخلش هست رو دارن چال میکنن
افی، مطمئنم چیزی نیست که نگرانش باشی
ولی به ویلیام میگم صبح زود بیاد اونجا
باشه؟
خب، لعنت به من
بیا داخل
سلام؟ - ویلیام -
خیلی ممنون که اینقدر زود اومدی
بله، جولیا گفت که متوجه یه چیز عجیب
در مورد همسایهات شدی؟ - آره، آره -
اقای کن مکداول، که اونجاست، میبینید؟
دیروز صبح، داشت اینجوری با شلنگ باغچهاش کار میکرد
بدون هیچ عیبی، انگار که کل عمرش انجامش میداده
ولی عصرش، دست و پا چلفتی شده بود
انگار نمیدونست چطوری باید انجامش بده
شاید یکم سر حال نبوده؟
ولی الان خیلی خوب با شلنگ کار میکنه
خب، اینم یه دلیل دیگه که فرض کنید اشتباه کرده
حس میکردم یه مرد دیگه هست
خیلی یهویی نتیجه گیری کردی
ولی ویلیام، یه سگ ولگرد داخل محله هست
دیروز صبح، سگه عاشق آقای مکداول بوده
دمش رو تکون میداده و لیسش میزد
بعدش بعد از ظهر سگه خرناس میکرد و بهش پارس میکرد
حیوونهای بدون صاحب گاهی اوقات غیرقابلپیشبینی رفتار میکنن
از پنجره داد زدم... ممنون
چون وقتی که افتادم و پام شکست بهم کمک کرد
و یه جوری خونسرد بهم نگاه کرد انگار که دیوونه هستم
افی، دیشب دقیقا چه اتفاقی افتاد
No comments yet. Be the first to leave one.