The Golden Hour

The Golden Hour (Het gouden uur)

Скачать Farsi Persian субтитры

Сезон 2

Информация о релизе

The Golden Hour S02E01 1080p WEB h264-NESTED
Комментарий от NESTED

Теги

webdl
Опубликовано: 2025-12-09
Загрузки: 55
Для слабослышащих: No

Предпросмотр субтитров (Farsi Persian)

Первые 200 строк.

‫تقدیم به تمام پارسی‌زبانان

NESTED ‫با افتخار تقدیم می‌کند

‫ماردیک، یکی باهات کار داره. ‫جلسه اجباریت. اتاق بازجویی ۱.

‫- حس میکنی هلندی هستی یا افغان؟ ‫- من تو هلند بزرگ شدم.

‫- هنوز آدمای قدیم رو میبینی؟ ‫- منظورت چیه؟

‫دوران بچگیت، از روستات.

‫- دوسم داری؟ ‫- آره، معلومه.

‫تروریست ‌ها سعی میکنن ‫با انجام یا تهدید به انجام حملات...

‫ترس و وحشت ایجاد کنن ‫تا جامعه رو مختل کنن.

‫تو همه حملات بزرگ، ‫تو ۸۰ درصد موارد...

‫بعد از حمله اول، یه حمله دوم ‫و حتی یه سوم هم انجام میشه.

‫حملات تو جاهای مختلف شهر...

‫تا پلیس کافی حاضر نباشه.

‫- شروع "ساعت طلایی" ، ۹ و ۳۳ دقیقه. ‫- نباید اینجوری به کسی حمله کنی.

‫یه هل دادن کوچیک، ‫تنها چیزیه که لازم دارن.

‫کجاست؟ ماردیک کجاست؟

‫میشل!

‫اگه تو شلیک نکنی، ‫ما شلیک میکنیم.

‫نه!

‫اون مظنون، رضا باقر هست.

‫- اون یه ون رو برای فیصل جور کرده. ‫- تو ون بمب هست.

‫خودشه! تو این مواد منفجره هست!

‫بشین رو زانوهات! ‫دستات پشت سرت!

‫لعنتی

‫دید رو از دست دادم

‫برید

‫آخ!

‫دبه بنزین رو بیار

‫میخواستی کیو ببینی؟

‫هیچکی

‫فقط برای کمی قدم زدن اومدی جنگل؟

‫میدونم که تو سرویس اطلاعاتی آلمان ‫دوستای جدیدی پیدا کردی

‫لطفا ...

‫دیگه با کیا حرف زدی ؟

‫هیچکی

‫بهت قول میدم.

‫نه، نه، نه

‫این چیه ؟

‫این کاریه که وقتی به مأموریت ما ‫خیانت کنی، اتفاق میافته

‫بریم برای آمستردام آماده بشیم.

‫ ‫قسمت اول

‫اون پلیسی که ون رو میروند.

‫خودشه.

‫فکر کنم حق با توئه.

‫که اون یه پلیس واقعیه.

‫اگه حق با تو باشه، همه چی ‫خیلی بزرگتر از اونیه که فکر میکنیم.

‫پلیس کثیف. هنوز داره راه میره.

‫احمق.

‫- ماردیک. ‫- نایجل؟

‫ایشون هوکسترا، ‫دادستان عمومی هستن.

‫دادستانی ملی، بخش ترور.

‫ایشون مسئول پیگیری حملات ‫چند روز گذشته هستن.

‫بشین.

‫میخوام برم خونه. زن و بچم...

‫تو بازجویی در مورد ‫یه پلیس که ون رو میروند حرف زدی؟

‫آره، اون ون که توش بمب بود.

‫که پیاده شد، ‫رفت پشت نردهای امنیتی ناپدید شد.

‫ما هیچوقت اون پلیس رو پیدا نکردیم.

‫نه فیلمی، نه شاهدی، هیچی.

‫فقط تو اظهارات تو وجود داره.

‫پس اون طرح چهره دیجیتالی چی؟ ‫بررسیش کردید؟

‫معلومه که آره.

‫چیزی هست که ما ‫بهش توجه نکرده باشیم؟

‫اون طرح چهره درسته. خودشه.

‫به پرونده‌ های کارمندی نگاه کردید؟

‫- هیچی ازش در نیومده. ‫- پس اون پلیس نیست.

‫همه مراجع متقابل ‫به همه پرونده‌ های موجود اضافه شده.

‫کاگنتک، فیسز، کلرویو، ‫هرچی بگی. هیچ تطابقی وجود نداره.

‫بیخیال، نمیشه که.

‫هنوز تموم نشده.

‫واقعاً نه.

‫یه حمله دیگه در راهه، صد در صد.

‫اتفاق هفته پیش تازه شروع کار بود.

‫- ما باید پیداش کنیم. ‫- ما؟

‫- فعلاً چیزی به اسم "ما" وجود نداره. ‫- داری در مورد چی حرف میزنی؟

‫در حال حاضر تو مظنون به ‫همکاری تو یک سازمان تروریستی هستی.

‫اما... چرا؟

‫قضیه اینه، ماردیک...

‫آثار دی‌ ان ‌ای تو روی بمب پیدا شده.

‫- دی ان ای من روی اون بمب؟ ‫- آره.

‫- امکان نداره. ‫- تو ون. پوست ‌های مرده.

‫- روی صندلی مسافر. ‫- آه، بس کن.

‫- پشت ون. ‫- نه. - کنار بمب.

‫- و روی خود بمب. ‫- نه، امکان نداره!

‫- یکی داره سعی میکنه منو بندازه تو دردسر. ‫- کی؟

‫نمیدونم. من اونجا نبودم.

‫تحقیقات جنایی دروغ نمیگه.

‫یکی باید دی ان ای منو ‫اونجا کار گذاشته باشه.

‫تو میگی خودت ‫ضربه بزرگ هنوز مونده.

‫پس باید بفهمی که...

‫ما فعلاً میخوایم تو رو اینجا نگه داریم.

‫تو ۹۰ روز اینجا میمونی.

‫از زمان حملات وحشتناک ‫هفته گذشته...

‫در یک مرکز خرید و در نووردرمارکت...

‫آشوب در کل هلند داره بیشتر میشه.

‫در آمستردام دیشب دوباره ‫شورش ‌های شدید با پلیس شروع شده.

‫اینها بعد از اون اتفاق میافته ‫که در دو مکان دیگه آتیش زده شد...

‫در مکانهای تعیین شده برای پناهجویان.

‫و فقط در آمستردام نیست...

‫بلکه در برلین، مادرید و منچستر هم...

‫چندین مغازه محلی ‫هدف خرابکاری قرار گرفتن.

‫در حالی که شورش‌ ها ‫در پلاس د لا رپوبلیک یک قربانی گرفت.

‫میخوام برم پیش بابا.

‫- فعلاً نمیتونی. ‫- خب کجاست؟

‫- اون باید بره با پلیس صحبت کنه. ‫- مگه خودش پلیس نیست؟

‫پیپ، فعلاً شرایط جور نیست.

‫نمیشه یا نمیخوای؟

‫لعنتی!

‫داداش. داری چی کار میکنی؟

‫ببخشید، مرد. ‫تو داشتی عقب میرفتی.

‫دفعه بعد یکم بهتر مواظب باش.

‫فکر نکنی که ‫من میخوام اینو جمع کنم؟

‫مگه اینکه از دوست دخترت بپرسی.

‫پلیس کثیف.

‫- چی گفتی؟ ‫- پلیس کثیف.

‫- آروم باش! آروم باش! ‫- چی میخوای!

‫منو ول کن! منو ول کن! بیا اینجا!

‫آه!

‫منو ول کن! بیا اینجا دیگه!

‫بیا! بیا!

‫اه!

‫آه!

‫برو کنار، عجله کن. جا باز کن.

‫- من کاری نکردم. ‫- دستات به دیوار.

‫بیمار رو ببرید داخل. ‫دو نفر بیرون بمونن.

‫اینجا، اینجا.

‫اینجا چه خبره؟ این چیه؟

‫- این سیرک برای چیه؟ ‫- اون در بازداشته.

‫باید سریع بره اتاق عمل. ‫اینجا. اینجا، سمت چپ.

‫آماده؟ ۱، ۲، ۳. یالا.

‫خون زیادی از دست داده.

‫بیا. ما میریم.

‫تنفسش خیلی منظم نیست.

‫ضربان قلب ثابته.

‫آره.

‫اون کل زندگیشو وقف...

‫حفاظت از امنیت ما کرد.

‫مدال افتخاری که بهش تعلق گرفت...

‫در زمان خدمتش تو افغانستان...

‫نماد زیبایی از این موضوعه.

‫اون از اینجا میره.

‫نباید اونجا وایسی؟

‫رئیس ایلیا داره سخنرانی میکنه. ‫اونجا چی باید بگم؟

‫"اون یه قهرمان بود که جونش رو ‫فدای کشورش کرد"؟

‫- اینو خیلی دوست داشت. ‫- یه احمق از آ‌ی‌ و‌ی ‌دی...

‫که کلاً راهشو گم کرده بود. ‫اینو بهتر دوست داشت.

‫باید خوشحال باشه که تونستم ‫اینو اینجا دفن کنم.

‫دیدم داره به سمت پرتگاه میره، ‫تیل. نتونستم جلوشو بگیرم.

‫انگار ایلیا میذاشت جلوشو بگیرن.

‫اومدم ببینم تو حال و روزت خوبه.

‫هوم. خوبم.

‫پس بهتره برم این خرابکاری رو جمع کنم.

‫و یه سری جواب جور کنم.

‫کل هلند از خودش میپرسه چرا ‫ما اینو پیشبینی نکردیم.

‫آه، و...

‫- ماردیک سرداق ۹۰ روز حبس گرفته. ‫- چی؟

‫- ولی قرار بود امروز آزاد بشه. ‫- نه دیگه.

‫- اون بیگناهه، تیل. ‫- شاید آره. شاید نه.

‫اوه...

‫دارن اونو قربانی میکنن. ‫تا آبروی خودشون حفظ بشه.

‫- خودتو درگیر ماردیک نکن. ‫- این چیه؟

‫ها؟ چی؟

‫آه، اینو؟ آه، اون اونجا ‫رو زمین افتاده بود.

‫اونجا.

‫من جات بودم نگاهش میکردم.

‫4942.

‫اوه...

‫اگه چند سانت به چپ بود، ‫زنده نمیموندی.

‫حالا فقط باید امیدوار باشیم که ‫چیزی آتیش نگیره.

‫تو میتونی الان برگردی.

‫ولی ترجیح میدم یه شب دیگه ‫برای مشاهده اینجا بمونی.

‫خوب استراحت کن. هوم.

‫حالا جزئیات بیشتری منتشر شده...

‫از تحقیقات حملات روزهای گذشته.

‫سخنگوی پلیس اعلام کرده...

‫که در حال حاضر فقط یک مظنون ‫بیشتر در بازداشت میمونه.

‫گفته میشه این فرد ‫یه مرد افغان ‌تبار هست...

‫که احتمالاً دست داشته...

‫و احتمالاً با انگیزه تروریستی اقدام کرده.

‫پرونده توسط کارآگاهان پلیس ملی ‫در حال بررسیه.

‫یه تیم صد نفره از کارآگاه ‌هان ‫روی این پرونده گذاشته شدن.

‫به گفته جرم‌شناس ‌ها و جامعه‌ شناس ‌ها ‫شرایط فعلی...

‫بستری خطرناک برای ‫رادیکال شدن هست...

‫هم در جناح افراطی...

‫تو دقیقاً از کجا میدونستی ‫فیصل کجا روی سقف وایساده؟

‫تو هم کارآگاهی، مگه نه؟

‫مسیر شلیک رو دنبال کردم.

‫- و وقتی رسیدی اونجا بهش شلیک کردی؟ ‫- آره.

‫اون تهدید میکرد که مواد منفجره رو ‫با تلفنش منفجر میکنه.

‫و تو آخرش چجوری ‫رسیدی به اون انبار...

‫- که اون ون اونجا بود؟ خودت رفتی تو ون؟ ‫- اون ون رفته بود.

‫شما اون پلیسی که ون رو میروند ‫پیدا کردید؟

‫- داریم روش کار میکنیم. آره. ‫- و رضا؟

‫رضا؟ اون نوچه که تو ‫کتک زدی و داغونش کردی؟

‫اونو که تو یه آپارتمان ‫جا گذاشتی و رفتی؟

‫ما هیچوقت پیداش نکردیم.

‫فکر کنم فرار کرده. ‫شاید رفته خارج.

‫و الان فقط تو موندی از همه شون.

More Farsi Persian subtitles for The Golden Hour

Комментарии

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left