Первые 200 строк.
Hi, welcome to Big Taters. سلام، خوش اومدید به بیگ تیترز.
My name is Sarah. اسم من ساراست.
Can I start you guys off with an order of our freedom tots? میتونم برای شروع بهتون یه پرس از "فریدم تاتس"مون بیارم؟
Sarah, you know the rule about cell phones. سارا، خودت قانون رو دربارهی موبایل میدونی.
I'm sorry. I just... I was just checking on something. ببخشید. فقط... داشتم یه چیزی رو چک میکردم.
Yeah, well check it on your break. آره، خب تو وقت استراحتت چکش کن.
Mario, where has she been hiding that thing? ماریو، اینو کجا قایم کرده بود؟
Put the car in drive, Charlie. بزن دنده، چارلی.
You're here for one reason and one reason only... تو به یه دلیل اینجا هستی، فقط یه دلیل...
because... چون...
You know the lines. Keep your eyes up. دیالوگها رو بلدی. سرت بالا باشه.
I stopped going to church when I was 16. کلیسا رفتن رو ول کردم وقتی ۱۶ سالم بود.
So I don't... واسه همین من...
Up, up, up. بالا، بالا، بالا.
I really haven't been able to take my eyes off of Erin. واقعاً نتونستم چشم از اِرین بردارم.
The word on the street... شنیدم که...
there's a rumor going around that she's... یه شایعه پیچیده که اون...
bicycle but sadly I'm sitting here realizing... دوچرخه ولی متاسفانه اینجا نشستم و دارم میفهمم که...
that I've never gotten to take a ride... که هیچوقت فرصت نکردم سوارش بشم...
Oh, hi, how are you? Good to see you. اوه، سلام، چطوری؟ خوشحالم میبینمت.
- Hey, Sarah. Nice to see you. - Hello. - هی سارا. خوشحالم میبینمت. - سلام.
- How's it going? - Fine. - اوضاع چطوره؟ - خوبم.
- I'm glad you came. - Yeah. - خوشحالم اومدی. - آره.
And I'm glad you brought your wonderful roommate. و خوشحالم که رفیق فوقالعادهات رو هم آوردی.
Suck it, Danny. بسوز، دنی!
I said you were wonderful. من گفتم تو فوقالعادهای.
Are you coming? میای؟
Hey. Um... I honestly don't know what it is. هی. اِم... راستش نمیدونم چیه.
Oh, don't be coy. You're coming. اوه، لوس نشو. میای.
Yeah, come, and I'll tell you all about my new project. آره، بیا، و همه چی رو برات دربارهی پروژهی جدیدم تعریف میکنم.
Yeah, it's really good. آره، واقعاً خوبه.
We've been working on it for like the last two, حدوداً دو سه ماهه که داریم روش کار میکنیم،
three months now. سه ماه حالا.
- Cool. - I'm playing Simone. - باحاله. - من نقش سیمون رو بازی میکنم.
She has the best lines in the whole thing. اون بهترین دیالوگها رو تو کل قضیه داره.
I've been writing it and and Erin has been providing some very insightful feedback. من داشتم مینوشتمش و اِرین هم داره فیدبکهای خیلی خوبی میده.
I am honestly actually kind of surprised to see you here. راستش واقعاً یه جورایی از دیدنت اینجا تعجب کردم.
- I thought you were avoiding me. - Erin. - فکر کردم داری ازم دوری میکنی. - اِرین.
Why would you think that? چرا این فکرو میکنی؟
Because I "stole your role." چون من "نقشتو دزدیدم".
Okay, Danny do you want to help me in the kitchen? باشه، دنی میخوای تو آشپزخونه کمکم کنی؟
Yeah. آره.
I'm kidding. I'm kidding, Sarah. شوخی میکنم. شوخی میکنم، سارا.
- Don't worry. - Okay. - نگران نباش. - باشه.
I didn't even know that you auditioned for it... اصلا نمیدونستم که برای اون تست دادی...
and it was just a stupid commercial. و فقط یه آگهی مسخره بود.
Honestly, it was kind of a horrible experience anyway. راستش، کلا تجربه وحشتناکی بود.
The director was a total perv... کارگردانش یه منحرف تمام عیار بود...
and you should be glad that you didn't get it. و تو باید خوشحال باشی که قبول نشدی.
- Okay. - I'm going to get a drink. - باشه. - من میرم یه نوشیدنی بگیرم.
- سارا؟ - آره.
وای خدای من، سارا.
- با موهات کاری کردی؟ - نه.
میای Performation؟
- اِم... - اصلاً باید بیای.
همه میخوان یه چیزی اجرا کنن.
اِه، اجرا؟
آره، بالاخره میتونیم این هنرنماییهات رو ببینیم...
که اینقدر ازش شنیدیم.
خب.
از کفشات خوشم اومد، سارا.
من گینکو نیستم ولی پو هستم.
The Rosebowl یه میز از اونا داره.
هِی، باید فیلم رو پیدا میکردم ولی عالی کار میکنه.
اوه.
- بیا، اینو نگاه کن. - باحاله.
- سکسیه، نه؟ - آره.
دنی و من داریم یه دارک روم درست میکنیم.
که بتونیم همه پردازشها رو انجام بدیم.
- آهان. - باحاله.
خب، میخواستیم یه نمایشگاه گالری بذاریم...
ولی خیلی راحتتره اونا رو بندازیم تو اینستاگرام.
فقط مخاطبش خیلی بیشتره.
شوخی میکنی؟
آبجو ریخت رو باسنم.
- حالت خوبه؟ - رفقا، نکنید.
سینه زد بیرون!
سارا.
هِی سارا، هِی خوبی؟
آره. آره.
هِی گوش کن، راستی در مورد این فیلمنامه...
که قبلاً در موردش حرف زدیم،
داشتم فکر میکردم شاید من و تو یه وقتی با هم بشینیم و...
وای خدای من.
چی شده؟
اوه، اِم، این آگهی برای یه نقش.
همین الان برای یه تست بازیگری صدام کردن.
- چی؟ واقعاً؟ - عالیه!
- نه بابا، باحاله. - مبارکه.
- باحاله. - نقش چیه؟
این یه فیلمه به اسم The Silver Scream.
وای خدای من.
امیدوارم یه اسم موقت باشه.
- هیس. - چی؟
واقعاً باحاله.
اِم، آ، کلویی کلافه نشده و همینجوری نرفته.
اون که باز نرفته سراغ یکی از اون...
اِه، مستیهاش.
اون که باز توی مستیهاش نیست.
بلایی سرش اومده.
من، اِ، من رفتم پیشش...
اِ... اِ...
رفتم به تریلرش و، اِ...
ببخشید.
اِ، خب،
من رفتم، اِ...
اِ، خب...
من رفتم، اِ...
اِ...
اوه، اوه خدای من.
اِ، اِ... من... من...
سارا واکر.
من سارا واکرَم.
من سارا واکرَم.
سلام سارا.
من یه هدشات آوردم.
نیازی به این نیست.
ما فایل دیجیتالتون رو داریم.
آره، معلومه.
اِ، خب، من فقط فکر کردم شاید یه نسخه چاپی بخواید.
کاری که الان توی این اتاق میکنید...
اون هدشات رو بی ارزش و از بین رفته میکنه.
وقتی از این اتاق بیرون برید...
یا یه تاثیر ماندگار گذاشتید...
یا غرق میشید توی دریای هزاران دختر فراموششده...
که هر روز از این سالنها رد میشن.
یه عکس نمیتونه اینو عوض کنه.
باشه.
اِ، خب، امیدوارم چیزی توی من ببینید...
چون میدونم که برای این کار عالیاَم.
من با فیلمهای ترسناک بزرگ شدم و خب، معلومه که بازیگرم.
واسه همین، فکر میکنم که خیلی خوب باشم.
به ما نگو، سارا.
نشونمون بده.
اوه.
کلوئی از فیلمبرداری خسته نشده که همینجوری ول کنه بره.
اون بیرون هم سر یکی از عیاشیهاش نیست.
یه بلایی سرش اومده.
بلایی سرش اومده؟ مثلاً چی؟
من بعد از اینکه همه گفتن رفته، رفتم به تریلرش...
و اینو پیدا کردم.
خب؟
باباش اینو بهش داده بود، چَز.
صبح تولدش، قبل از اینکه برای کار بره...
اون موقع که هنوز توی لانگ آیلند زندگی میکرد.
خب که چی؟
خب، تولدش یازده سپتامبره.
باباش همون صبح توی مرکز تجارت جهانی فوت کرد.
اون هیچوقت بدون این نمیرفت.
عمراً، هیچوقت.
باشه، خب، بدون اون نمیرفت.
یعنی، هنوزم به این معنی نیست که اتفاقی افتاده.
خب، همهاش این نیست.
وقتی تو تریلرش بودم یه خشخش شنیدم...
و بعد از گوشه چشمم یه چیزی دیدم.
نگو. نگو که تو هم الان این داستانها رو باور میکنی.
برگشتم. دیدمش، چاز.
- کیو دیدی؟ - کلوئی.
پس اون هنوز اینجاست.
خودش بود... فقط اینکه خودش نبود.
ممنونم، سارا.
خواهش میکنم.
باهات تماس میگیریم.
باشه.
نکتهای برام دارین؟
میتونم دوباره انجامش بدم، یه جور دیگه، اگه اون چیزی که دید رو دوست نداشتین.
اون چیزی که لازم داشتیم رو دیدیم، سارا. ممنون.
لعنتی. لعنتی. خدایا. لعنتی.
لعنتی!
خدایا!
شاید ما هنوز همه اون چیزی که ازت لازم داشتیم رو ندیدیم.
اون چی بود که داشتی تو دستشویی انجام میدادی، سارا؟
چی؟
اون حالتت.
اِم... اون... هیچی نبود.
سارا، حواسم بهته.
اِم، از خودم ناامید بودم.
پس خودتو تنبیه کردی.
نه، من... فقط یه کاریه که انجام میدم.
نمیدونم.
دوباره انجامش میدی، برای ما، الان؟
چی؟
میخوام اون حالتت رو ببینم، سارا.
من هیچوقت اون کارو جلوی هیچکس تا حالا نکردم.
خب پس، ممنون که اومدین.
ممنونم، سارا.
باهات تماس میگیریم.
هی، چطور پیش رفت؟
تست بازیگری چطور بود؟ چی شد؟
اِم، خوب نبود.
فکر کنم مسخرهام کردن.
چی؟
واقعاً نمیخوام الان در موردش حرف بزنم.
باشه، خب، هی، همه تا چند دقیقه دیگه میان.
تو هم بیا با ما باش.
یه جورایی دلم میخواد تنها باشم.
ممنون.
قلقلی کوچولوی ما، پر از شور تولد،
قلقلی کوچولوی ما، یه سال دیگه عمر کرده.
عاشق تولدم.
No comments yet. Be the first to leave one.