Первые 200 строк.
باشه، دارم میام، دارم میام
بهش پول دادی، نه؟ بهش پول دادی؟
معلومه که دادم. توریست که نیستم
ممنون. اینجا یکم کمک لازم دارم
اومدم، اومدم
باشه. ای رامکنندهی بادکنکها
ممنون
مواظب سرش باش. مواظب سرش باش
دارم مواظبم لیلا. آخ
تبریک میگم. خوب پیش رفت
چیزی نیست، چیزی نیست. خب، فرانی
حالت خوبه عزیزم. دستت رو بده به من
الانه که از این تاکسی بیاریمت بیرون
بیا دیگه. چیزی نمونده
گرفتمت. خیلی نزدیکیم
اوه، هی نگاه کن
تکیه داده به در
خب، آمادهای؟ زود باش
اینجا. زیر بغلت
زیر بغل. آفرین، خودشه
فقط باید نگهش دارم. خب، همینجوری
زیر باسنت. همه چی ردیفه
خوبه؟ نمیافتی
گرفتمت. آخ
زن ۲: وای خدای من. زن ۱: اونو ببین
و اینو ببین
باشه
باید میاومدی پیش من زندگی میکردی
چرا؟ اوضاع خوب پیش میره
واقعاً؟ توی یه آپارتمان چهار طبقه بدون آسانسور
یه آپارتمان چهار طبقه بدون آسانسور
نمیدونم چطور میذارن مردم همینجوری خودشون برن
بدون هیچ کمکی. دیوانگیه
مگه قراره چی داشته باشه؟ اسکورت پلیس؟
زن ۱: خب... زن ۲: بیخیال
فرانی: نه. زن ۲: چرا، باید انجامش بدی
ببین. من همینجام
ببین، منم. سلام! گرفتمت
گرفتی؟ خب، لیلا، بلندش کن
خب بچهها، تا سه میشمارم
مواظب کمرت باش! یک، دو
سه. یوهو
ایول! باریکلا دختر
تو واقعاً... باشه، باشه، باشه
این واقعاً بدترین اتفاقیه که تا حالا برام افتاده
بیاین یکم استراحت کنیم
بیا. عالی داری پیش میری
چرا اون گیاه لعنتی رو نمیذاری زمین؟
نمیشه همینجوری توی راهرو ولش کرد
اصلاً راه نداره بتونیم ببریمش اون بالا
اصلاً راه نداره
بچهها، من واقعاً خستهم
اوه، بیاین از اون کمک بخوایم
نه... اوه
این همونه که...؟ آره، خیلی آدم عوضیایه
قوی به نظر میرسه. وای خدای من، ازش متنفرم
گرفتیش؟ آره
خوبه. ببخشید آقا
اوم، میخواستم ببینم میتونید یه لحظه به ما کمک کنید؟
چی؟
اوه، ببخشید. نمیدونم متوجه شدید یا نه
مثلاً، واقعاً به یه جفت دست کمکی نیاز داریم
متاسفم، باید برم سر کار
ماشین... ماشین بهش زده
تازه از بیمارستان آوردیمش خونه
واقعاً اینجا به یه کمک دیگه نیاز داریم
میخواید چیکار کنم؟ خب، نمیدونم
اه، خب، این چیه...؟ سلام. راستی
صدات خیلی بلنده. واقعاً؟
اوم، چی میشه اگه... چی میشه اگه مثلاً تکیه بدی به عقب؟
چی میشه اگه اون تکیه بده به عقب، میدونی، و بعدش
میدونی، فقط همینجوری تکیه بده به عقب
هی! نه، نه، نه
و بعدش میتونیم کمکش کنیم لیلی کنه
جدی؟ فقط میخوای کمکش کنی لیلی کنه
صبر کن، صبر کن، صبر کن
میدونی چیه؟ میدونم چیکار باید بکنیم
باشه
ببخشید
من گرفتمش
آخ
آره. این شکلی انجامش بده
یا مسیح، خودت کمک کن
اوه خدا
آره. گرفتم
اوه... وای! وای
آروم، آروم، آروم
آروم باش
باشه
تمرکز کن. همینجا
چسبیدی به باسنم
آفرین
آروم، آروم
آه... آه
آروم، آروم، آروم باش
حواسش بهت هست
بسیار خب
دهنم سرویس شد
عجب قهرمانی
اون واقعاً عالی بود
خب. خیلی ممنون
حالش زیاد خوب به نظر نمیرسه
گوش کن، کل یخچالت رو پر از غذا کردم
چیزهای خیلی خوب
نگرانش نباش. مهمون منی
من و هنری همه چیز رو جابهجا کردیم
تا دم دستت باشه... صبر کن، دیجریدو من کجاست؟
اون رو دادیم به خیریه
اوه، نه مرسی. من باید برم
کاملاً بهت گفته بودم که باید برم
اوه. بهت گفته بودم
میتونم ایمیلش رو بهت نشون بدم. چی... باشه
قبلاً در موردش حرف زده بودیم. آره، ولی این کاملاً
دعوا نکنید. بچهها خواهش میکنم دعوا نکنید
من یخ رو میذارم توی اون وسیله
اون باید هر سه ساعت یه بار عوض بشه
آره، همهمون یاد گرفتیم. همه اونجا بودیم
خوبه. واو. باشه
خب، چرا من فقط... باشه
دستورالعملها رو میزنم روی یخچال
که اگه کسی یادش رفت، داشته باشتشون
هی، پس اون... اوم
پرستار فیزیوتراپ کی میآد؟
از فردا شروع میکنه. یک روز در میون
بسیار خب
خیلی خب. همه چی ردیفه
امشب بعد از ساعت ۶ میبینمت، باشه؟
همه چی درست میشه
فقط محض احتیاط، اگه نظرت عوض شد
پیشنهادم هنوز سر جاشه
لطفاً بیا پیش من بمون. خوشحال میشیم پیشمون باشی
ممنونم. باشه؟
عزیزم؟
خب، تو واقعاً عالی بودی. تو هم همینطور
اوم، بعداً بهم زنگ بزن
مرسی. برو. من کلی جا دارم
ما یه جورایی پولداریم. ما خوبیم
خداحافظ. باشه. خداحافظ بچهها
هیس، هیس
اون بدترینه! وای خدای من، بدترین
میتونی تصور کنی؟ چی رو؟
زندگی با خواهرت. اوه
گیر افتاده و بیدفاع توی نیوجرسی
یه گلوله خالی میکردم توی مغزم
وای خدای من
نگران نباش. بهش احتیاج نداری
همهمون مواظبت هستیم
ممنون
گرسنته؟
نه. نه؟
تا سه ماه آینده هیچی نمیخورم
نمیخوام چاق شم
هوشمندانه است. ممنون
هی
آره، پیش فرانیام. که بهت گفتم
بهش بگو سلام رسوندم. چی شده؟
۵ اه، حدود ساعت
میتونم ساعت ۵ خونه باشم، نه؟ اوم-هوم
منظورت چیه که میخوای باهام حرف بزنی؟
خب، منظورت چیه؟ چرا باید صبر کنیم؟
خیلی عجیب و مرموزه
داری منو میترسونی. منظورت چیه؟
خب، چرا همین الان نمیتونی بهم بگی؟
باشه، پس حتماً خبر بدیه
میخوای یه چیز بدی بهم بگی
چی، میخوای باهام به هم بزنی یا یه همچین چیزی؟
باورم نمیشه داره این اتفاق میافته
چهار سال لعنتی گذشت و اینجوری تمومش میکنی؟
فکر میکردم قراره با هم ازدواج کنیم! فکر میکردم
فکر میکردم عشق زندگیمه
میخواد با این دختره توی محل کارش باشه
اوه خدا
تو همینجا بمون. نه! نه
من پیشتم. میدونم
راستش، انگار نمیتونم روی چیز دیگهای تمرکز کنم
من چیزی نمیخورم... فقط چند تا از اینها رو
برای توی راه برمیدارم
باشه. واقعاً متاسفم
باشه. بهم زنگ بزن. خیلی دوستت دارم
حتماً
خیلی متاسفم. تو بذار من
متاسفم عزیزم. بعداً بهت زنگ میزنم
باشه، بهم زنگ بزن
باشه، فعلاً
داری شوخی میکنی؟
هی جیسون. دوباره منم. چه خبر؟
فقط زنگ زدم که یه خبری بگیرم
اوم
یه زنگ بهم میزنی؟
باشه
دوستت دارم. خداحافظ
فالون، زود باش دیگه
عجله کن! باید برم برینم
و اصلاً راه نداره توی اون لگن لعنتی کارم رو بکنم
فرانی؟
بله؟
ریچل هستم
من... من با فالون همکارم
اشکالی نداره اگه بیام...؟ آره
آره
No comments yet. Be the first to leave one.