Первые 200 строк.
.
داستان اصلی · فیلمنامه · طراحی کاراکترها آکیرا توریاما
صبح بخیر ، فریزا-سان
سوربت-ساما ...
چیه؟
یه خبر از سیاره ی شماره 448 بدست آوردم ...
با شورشهای محلی مواجه شدیم و سربازامون با فشارها عقب نشینی کردن
خب پس سربازای بیشتری بفرست
راستش، اکثر افرادمون تو سیارات دیگه مشغول مبارزه ـن، بهمن دلیل تعداد کمی فرستادیم
چی!؟
لعنتی! عقب نشینی! بگو عقب نشینی کنن!
سوربت هستم، ردّی از مبارزین نژاد نامک تو سیاره پیدا کردین؟
خیلی متأسفم سوربت-ساما
دوربینای جاسوسی زیادی فعالانه دارن جستجو میکنن ولی هنوز اونا رو پیدا نکردیم
پس بنظرمیاد که راه دیگه ای نداریم اما به سمت زمین میریم
زمین؟ ولی این خطرناک نیست؟
این زن کسیه که میتونه مکان دراگون بال ها رو با دوستان سوپرسایاجینش پیدا کنه!
اگه نتونیم نامکیان رو پیدا کنیم تنها گزینمون رفتن به زمینه
علاوه بر این، اطلاعات دوربینای جاسوسیمون نشون میدن که ...
اون زن تنها کسی نیست که جای دراگون بال ها رو میتونه پیدا کنه
معتقدم این اطلاعات دارن بهمون نشون میدن که افراد دیگه هم میتونن
تاگوما، داریم میریم به زمین، تو و من
بله. ولی منظورتون از تنهایی رفتنمون چیه؟
فهمیدم که این سایاجین های روی زمین میتونن قدرتای جنگی عظیمو بدون استفاده از اسکوترها شناسایی کنن
اگه افراد بیشماری رو ببریم درمعرض خطر قرار میگیریم
مفهوم شد، قربان
سوربت-ساما، شما خودتون تنهایی میخواین برین!؟
چراکه نه!، فریزا-ساما به زودی به زندگی برمیگرده!
سوربت-ساما، اونا رو پیدا کردیم اینا همونان
چی!؟
اونا قبلاً چندتا دراگون بال جمع کردن
پس عجله کن! باید قبل از اینکه هر7تاشو پیدا کنن، ازشون بگیریم!
چشم!
خب؟ آخریش اینجاس، درسته؟
بله! باید مستقیم همین زیرمون باشه ولی یه مشکلی ممکنه وجود داشته باشه ...
کف اقیانوس اینجا واقعاً عمیقه
تاگوما، بپر بیارش، لطفاً
به چشم!
چندلحظه مارو ببخشید ...
مای!تو باید از رادار اژدها برای سریعتر جمع کردنشون استفاده میکردی
حالا این بیگانه های عجیب و غریب دارن آرزوی ما رو میدزدن!
ولی شما کسی بودین که اونا رو دست کم گرفتین، پیلاف-ساما!
حالا تو فقط باید از سلاحت استفاده کنی ...
و تو شوو، از شمشیرت استفاده کن ...
تا حشره های کوچولوی مزاحمو جرواجر کنی!
چی؟ شما نمیخواین بجنگین، پیلاف-ساما؟
خب، من مسئول طرح کردن نقشه های حمله هستم،
ولی خیله خب، بیاین انجامش بدیم!
تو نباید منو بخاطر اینکه کوچیکم، دست کم بگیری
ما نبودیم، لطفاً، ما رو ببخشین!
متاسفم. کمی دیر کردیم
پان-چان! معذرت میخوام که منتظرت گذاشتم
عمو پیکولو ممکنه سبزه و ترسناک باشه ولی شخصیتش عالیه، اینطور نیست؟
چیزی شده؟
حس میکنم یه "کیه" کثیف داره مستقیم تو این مسیر میاد ...
اوه ... حالا که بهش اشاره کردی چی ممکنه باشه؟
کی میدونه؟
اوه، باشه باشه، متأسفم ...
حالا، شروع کن
تـ - تو نمیخوای بعد از اینکه کارتو راه انداختم، ما رو بکشی دیگه؟
نگران این نباش. تو ممکنه بعده ها مورد استفادمون واقع بشی
چیه، به حرفم شک داری؟
اوه، اوم، نه ...
مـ - من دوست پسر دارم، اسمشم ترانکسه!
فقط زودباش کارتو شروع کن!
بـ - بیا بیرون، شنلونگ!
و آرزوی منو برآورده کن!
تاریک شد، نکنه یه نفر ...؟
شنلونگ؟ کجاس؟
حالا، آرزوتو بگو
هرچی که میخوای آرزوکن، من بهت اعطا میکنم
ا-اومممـ ... بفرمائید ...
سوربت-ساما، عجله کنین
خـ - خیله خب ...
پس، من یه آرزو دارم که بگم
فریزا-ساما رو به زندگی برگردون!
رستاخیر فریزا
رستاخیر فریزا
تیم ترجمه انیم کینگدام تقدیم میکند
تیم ترجمه انیم کینگدام تقدیم میکند
مترجم: d.gray-man
ترجمه شعرها: Nii-chan
انتشار توسط شما حرام است | tlg: @animkingdomsub
مـ - موضوع چیه!؟ مگه نگفتی میتونی هر آرزویی رو برآورده کنی!؟
البته که میتونم ...
ولی بدنش مدت بسیار طولانی در گذشته تکه تکه شده،
و من نمیتونم بدرستی احیاءش کنم
هیچ دلیلی هم برای برگردوندن روحش به اینجا وجود نداره
فریزا!
و-واقعا؟
این فکر خوبی نیست
سوربت-ساما، حتی اگه تکه های بدنش احیاء بشن،
آخرین مدل تجهیزات ارتش ما ممکنه بطورکامل بازسازیش کنه
واقعا؟ آره، حق با توئه
خیله خب
هوی! برام مهم نیس اگه تکه های بدنشو بیاری، فقط احیاءش کن!
این لحن حرف زدن مناسب نیست
ا-ازت درخواست میکنم، لطفاً فریزا-ساما رو بخاطر ما احیاء کن
خب، نمیتونم ازش اجتناب کنم ... دریافت شد
حالا، آرزوی دومتو بگو
چی؟ دومین آرزو؟
میتونی دوتا آرزو برآورده کنی!؟
درسته. وقتی خدای زمین عوض شد منم مهارتم پیشرفت کرد
دو ... دوتا، ها؟
شاید باید پدر فریزا-ساما رو هم دوباره زنده کنیم؟
من یه میلیون زنی میخوام!
به آرزوت رسیدی
چی!؟
حالا، بدرود!
ا-ای موشای کوچولو!
سوربت-ساما!
باید عجله کنیم! سایاجین ها ممکنه تو راه اینجا باشن!
باشه، یقه رو ول کن!
اگه اشتباه نکنم، ما یه دستگاه سرماداری، توی سفینه داریم
برش داریم بریم!
بله!
کمتر از این از فریزا-ساما انتظار نداشتم
با نیروی باورنکردنی و تکنولوژی احیاء ما مطمئنم که میتونه کاملاً بازسازی بشه!
بـ - ببخشید ...
اینو فراموش کردین
بفرما
ممنونم
خب پس، قبل اینکه دیر بشه برمیگردیم
همراه با فریزا-ساما و تمام ارتشش!
کارت خوب بود شوو!
تو تونستی به خواستت برسی یعنی 10میلیون زنی درخواست کردی!
خب، من فکر میکنم که برای خورد و خوراکمون کافی باشه ...
فهمیدم. درسته! خب پس، بیاین یمقدار پنکیک بخریم!
ناپدید شد. جریان چی بود؟
حس بدی در اینمورد دارم
خـ - خوشامدی ...
فریزا-ساما ...
همممـ؟ و تو شما؟
سـ - سربت هستم، فرمانده اسبق سومین ناحیه ی استلار
اوه، بله ... بنظر میاد که یادم اومد کجا دیده بودمت
فعلا، من ارتش رو بجای شما دارم هدایت میکنم
تو؟
بنظر میاد که واقعاً احیاء شدم، درسته؟
بله، باید از دراگون بال ها و آخرین مدل تجهیزات بازسازیمون متشکریم باشیم
دراگون بال؟ آه، این توپای اسرارآمیز که متعلق به مردم نژاد نامکه؟
ما نتونستیم محل نامکیان رو پیدا کنیم،
بنابراین تاگوما و من به زمین سفر و از دستگاهشون استفاده کردیم
من تاگوما هستم، و مفتخرم که در احیاء شما همکاری داشتم
اسم منم شیسامی ـه
اونا دوتا از بهترین جنگجویانن، که با این آخریای زاربون-ساما و دودوریا-ساما قابل مقایسن
باهات همدردی میکنم
درضمن، تو گفتی، سریع دنبالم گشتی تا احیاءم کنی؟
خـ - خیلی معذرت میخوام!
تا جائیکه تونستیم سریع آماده شدیم،
و با دراگون بال ها و تعجهیزات بازسازی و غیره ...
زمین واقعاً جای وحشتناک و تکان دهنده ای بود
و ما خوشحالیم که تونستیم کارمونو درست انجام بدیم!
مطمئنم که تو فقط منو احیاء کردی به اینخاطر که تلاش کنی همه چیزو بدون من حفظ کنی، درسته؟
نه، اصلاً
این برنامه از مدتها قبل ریخته شده بود، ولی در زمان فعلی ما تونستیم توانایی این ماشین های شفایخش رو توسعه بدیم
و بطورکامل شما رو از فرم قدمیتیون با اونا بازسازی کردیم!
پدرم چطور؟
خب، ما فقط تونستیم شما رو در زمان فعلی احیاء کنیم ...
قصد داریم سری بعدی پدرتونم احیاء کنیم ...
لازم نیست پدرمو احیاء کنین
اون همیشه یکم خودخواه بود، نه؟
د-درسته ...
امر شما رو فهمیدم ...
بنظر میاد که تا حدّی زنگ زده باشم
ممکنه یه مدت طول بکشه قبل از اینکه بتونم انتقام واقعیمو بگیرم
ا-انتقام؟
اینکار طبیعیه، اینطور نیست؟
مگه دستم به این دوتا سوپرسایاجین که این بلا رو سرم آوردن نرسه
تا نکشمشون، دوباره به آرامش نمیرسم!
منو ببخشین، اگه حرفتونو قطع میکنم ولی عاقلانه نیست که بسادگی نادیدشون بگیریم؟
بجاش، میتونین دوباره فرمان امپراتوری رو از سر بگیرین، و ...
سـ - سوربت-ساما!
تاگوما!
سپر! سپر رو فعال کنین!
بنظرمیاد که ارتش فریزا در طول غیبت من ، ضعیف شده
چطور قویترین نیروی جهان
میتونه بکارش ادامه بده اونم وقتیکه از چندتا سایاجین ترسیدن؟
ا-اما قربان ...
این سایاجینی که اسمش سان گوکوئه ...
ا-ازون موقع حتی قویترم شده ...
چطور شد؟ یعنی میخوای بگی اون از منم قویتر شده؟
د-درسته، دردناکه که اینو بگم ...
تا حدّ زیادی فرض کرده بودم
بسادگی باید حتی ازونم قویتر بشم
اون حتی ماجین بوو رو هم شکست داده!
گرچه هیچ اطلاعاتی ازش نداریم
ماجین بوو؟
پدرم بدون هیچ دلیلی بهم گفته بود که هرگز به ماجین بوو یا بیروس خدای نابودی حمله نکن
داری درباره ماجین حرف میزنی؟
بـ - بله
این حتی بیشتر از چیزیه که پیش بینی کردم ...
با اینحال، این میتونه برای من خیلی سرگرم کننده باشه ...
سـ - سرگرم کننده؟
هرچی نباشه، من ذاتاً اعجوبه بدنیا اومدم
هرگز تو زندگیم تمرین نکردم، چون دلیلی برای انجامش نداشتم
فـ - فهمیدم ...
تعجب میکنم که چی میشه اگه ... ؟
اگه من تمریناتمو شروع کنم، و تمام توانایی های نهفتمو بدست بیارم ...
شـ - شما میخواین بگین ...حتی میتونین قویتر از قبل بشین؟
البته! به اعتقاد من ...
No comments yet. Be the first to leave one.