Первые 200 строк.
وقتِ غذاست! وقتشه
فلوید، بیا دم در. وقت شامه
فقط رفیقام منو فلوید صدا میزنن
تو هیچ رفیقی نداری، فلوید
این دیگه چیه؟
به این میگن لوف. لوف
یه ذره هم پاستا-ماستا توش داره
ناخنِ پا
فضلهی موش
هر چی که یه جوونِ رو به رشد مثل تو لازم داره
بیا اینجا. میتونم یه چیزی بهت بگم؟ بذار یه رازی رو بهت بگم
آره
یه روزی
هر جوری که شده، بالاخره یه راهی پیدا میکنم و از اینجا میزنم بیرون
و مثل عذابِ الهی روی سرت خراب میشم
پسر، تو همین الان یه مأمور رو تهدید کردی
آره؟ آره، همین کارو کردی
یه غلطی بکن
بیا یه کم خوش بگذرونیم
اون دروازهی لعنتی رو باز کن
زود باشین بچهها. وقتمو تلف نکنین
بخش سی! اون کلههای صاحابمُردهتونو از تو کونتون بکشین بیرون! رئیس اومده
باز کن
براوو ۱۴، حصار محیطی رو باز کن
عقب وایسا
اگه تکون خورد، سوراخسوراخش کنین، فهمیدین؟
میای پایین یا نه؟
قیافهشو نگاه کن
قانونا رو که میدونی، جیگر
نباید به این میلهها دست بزنی
چی، این میلهها؟ آره، همون میلهها
وای، خدای من
مخ تو واقعاً تعطیله، خانوم
جرأتشو داری بیای تو و اینو بهم بگی؟
یا خیلی میترسی؟
بیخیال، حوصلهم سر رفته
بیحوصلهم. بیا با من بازی کن
پنجتا از نگهبانامو فرستادی بیمارستان، عزیزم
هیشکی قرار نیست باهات بازی کنه
تو رو زمین میخوابی
من هر جا که بخوام، هر وقت بخوام، با هر کی که بخوام میخوابم
پسر، عاشقتم
آلفا یک، بزنش
بیخیال مرد، تو نزدیک دو متری
اون فقط یه دخترِ فسقلیه
امشب حق انتخاب داری. اینجا چی داریم؟
شکلاتی، توتفرنگی یا وانیلی
وظیفهی من اینه که تا لحظهی مرگت زنده نگهت دارم. شیرفهم شد؟
آآآه
تعطیلات بهاری
ایول
یه دنیا خوشگلی توی یه دنیا دیوونگی
وقتی سوپرمن توی آسمون پرواز کرد، دنیا عوض شد
و وقتی دیگه پرواز نکرد، دنیا باز هم تغییر کرد
آماندا. به خاطر همینه که من اینجام
ما یه قهرمان ملی رو از دست دادیم
ولی تو جوری اونجا نشستی که انگار خرکیف شدی
من از این فیلها زیاد هوا کردم
کلی زحمت کشیدم
اما بالاخره گیرشون آوردم. بدترینِ بدترینها
شایعاتی هست آماندا، که بعضیهاشون تواناییهای خاصی دارن
خب، شایعات درستن
میدونی مشکل این «فراانسانها» چیه؟
بخش انسانیشون
با سوپرمن شانس آوردیم. ارزشهای اون مثل ما بود
سوپرمنِ بعدی شاید اینطوری نباشه
داری با دم شیر بازی میکنی، آماندا
دارم آتیش رو با آتیش خاموش میکنم
دوباره نمیخوای اون پروژهی
«جوخه ایکس» رو به خوردمون بدی، نه؟
بله
اما این دفعه، قراره خوب گوش بدین
فلوید لایتون، ملقب به ددشات
اون تحتتعقیبترین آدمکشِ دنیاست
اینطوری بگیم که مشتریهای کلهگندهای داره
چی؟ هی، آنجلو
من همون سمپاشیام که برای مشکلِ موشها باهاش تماس گرفتی
حسابم یه کم خالیه
تا وقتی کار تموم نشه، پولی در کار نیست
نه، قانون این نیست. بی مایه فطیره
اوه، رفیقت همین الان رسید
با حدود ۲۰ تا از رفیقای صمیمیِ جدیدش
من هنوز اینجا فقط صفر میبینم، آنجی
گوش کن، خودتو لوس نکن و کارت رو انجام بده
دارن از ماشین پیادهش میکنن
تا ۳۰ ثانیهی دیگه، فرصتت برای همیشه از دست میره
باشه. باشه، باشه. آروم باش. یه اشتباهِ حسابداری پیش اومده بود
فرستادیمش
حالا به خاطرِ عوضیبازیهات، دوبرابرش کن. ۱۰ ثانیه وقت داری
ما از اونایی نیستیم که بخوای باهامون بازی کنی
تو الان... منو تهدید کردی؟
این یارو از بس که قراره بلبلزبونی کنه، گلوش درد میگیره
کثافتِ لعنتی
از معامله باهات خوشحال شدم، آنجی
ولی هر کسی یه نقطهضعفی داره. و از نقطهضعف میشه به عنوان اهرم استفاده کرد
نقطهضعف اون، یه دانشآموزِ ممتاز ۱۱ ساله توی گاتهامه
دخترش
پس زیر نظر گرفتیمش و منتظر موندیم
باید بیشتر با مامانت حرف بزنی
آره، آره، میدونم
مامان بیشترِ وقتها تو تختشه
آره. هنوز شبها میره بیرون؟
بابا، مشکلی نیست. من میتونم ازش مراقبت کنم
الان دیگه یاد گرفتم چطوری پنکیک درست کنم
هی عزیزم، این خیلی عالیه
اوم، مثلاً اون قراره از تو مراقبت کنه
میدونی، روالِ کار اینه
میخوام بیای با من زندگی کنی
باشه؟ یه پول و پلهای دستم اومده. قراره یه جا واسه خودمون جور کنم
خیلی خوب میشه، باشه؟
مامان میگه نمیتونم باهات زندگی کنم چون تو آدم میکشی
حقیقت نداره. دروغه. داره بهت دروغ میگه
بابا... میدونم کارهای بدی میکنی
نگران نباش، هنوز دوستت دارم
بیا بریم
و شما گرفتینش؟ نه من نه
من فقط یه آمارِ محرمانه به آدمِ درستش توی گاتهام دادم
یه راهی براش پیدا میکنم. باشه؟
دیگه تمومه، ددشات
نمیخوام جلوی دخترت این کارو بکنم
بابا، خواهش میکنم. زویی، برو کنار
خواهش میکنم بابا. این کارو نکن
خواهش میکنم
نکن
باشه
دوستت دارم بابا
پس حالا مردی رو داریم که هیچوقت تیرش به خطا نمیره
کجا گذاشتینش؟
فقط اینو بگیم که، انداختمش تو یه سوراخ و خودِ سوراخ رو هم گموگور کردم
هارلی کوئین
قبل از اینکه فرار کنه و به سیرک ملحق بشه
به اسم دکتر هارلین کوئینزل شناخته میشد
یه روانپزشک توی تیمارستان آرکام
مأمورِ پروندهی خودِ اون دلقک شده بود
جوکر. دکتر کوئینزل
میدونی که من برای این لحظات با تو بودن زنده هستم
چی آوردی؟ برات یه پیشی آوردم
چقدر با ملاحظه
اون فکر میکرد داره درمانش میکنه، اما داشت عاشقش میشد
دکتر، یه کاری هست که میتونی برام انجام بدی
هر کاری. یعنی، آره
یه تیربار لازم دارم
یه تیربار؟
اینم از عاقبتِ یه عشقِ کاریِ نافرجام
ولم کن. هیس
اینجا چی داریم؟
میخوای چیکار کنی؟ میخوای منو بکشی، آقای جِی؟
چی؟
اوه، قرار نیست بکشمت
فقط قراره بهت آسیب بزنم
خیلی، خیلی بد
اینطور فکر میکنی؟
خب، من از پسش برمیآم
اونا شدن پادشاه و ملکهی گاتهام
و خدا به دادِ کسی برسه که به ملکه بیاحترامی کنه
بالاخره با هم آشنا شدیم
نه، اون دست نمیده
ولی بشین و یه چیزی بنوش
هی، جِی
از طرفِ همه، خوش اومدی
میخواستم بیام و شخصاً ازت تشکر کنم
تو داری پولِ خوبی به جیب من میزنی، منم دارم پول خوبی به جیب تو میزنم
داری واسم زبون میریزی؟
عاشقِ این یاروام
عجب آدمِ جدیایه
ممم. تو مردِ خوششانسی هستی
یه دافِ خفن داری
اوه، واقعاً همینطوره
آتیشِ شهوتِ من
خارشِ خشتکِ من
یگانه و بیهمتا، هارلی کوئینِ بدنام
اوه، بیا پیشِ بابایی
پودینگِ من
گوش کن
تو هدیهی من به این مردِ جذاب و خوشتیپی
حالا دیگه متعلق به اونی
خب
تو بانمکی
منو میخوای؟
من کاملاً مالِ توام
من دنبالِ شر نمیگردم
دنبالِ شر نمیگردی؟ شر نمیخوای؟
چرا، مگه چی شده؟ از من خوشت نمیآد؟
باشه. پس وقتمو تلف نکن
این خانمِ شماست
ببین، داره بهت خوش میگذره؟
نه
اون خانمِ شماست، جوکر
درسته
مرد ۱: هی، جِی. (صدای شلیک)
آماندا: و اون تازه اولش بود
یالا پودینگ، انجامش بده
اوه
مهمون داریم
بتسی، بتسی، بتسی
اون از خودش هم دیوونهتره
و نترستر
خفاشِ احمق، داری شبِ قرارمون رو خراب میکنی
پودینگ
پودینگ، من شنا بلد نیستم
No comments yet. Be the first to leave one.