Первые 200 строк.
Translated By Pouria75
خيلي خوب... يه رازي هست كه بايد بهت بگم.
الان وسط جاده ايم...
مي دونم... ميخواي بدوني چيه؟
مي خواي اول ماشينو يه حركتي بدي؟ - راستش نه -
فقط ميخواستم يه چيزي بهت بگم
چي؟
... اينجوري نميشه
باشه، بگو
... من عاشقتم
... بگذاريد بچه ها همراه با طبيعت قدم بزنند
... زيبايي ارتباط و گفت و گو با خدا را ببينند
...بين مگر و زندگي...
... وحدت جدا نشدني شادي
... و بياموزند كه مرگ لازم هست
همان طور كه زندگي زيباست
اين آرزو ي من براي ''بنت''هست.
... اين مرد شگفت انگيز جوان
... ما اونو ناگهاني از دست داديم ...
بسيار دوست داشتني بود ... كه با تمام فكر هاي زيبا احاطه شده بود
با اين حالت ذهن هست كه ما بنت'' رو بر ميگردونيم''
به جايي كه خداواند زندگي رو شگفت انگيز خلق كرد
درو باز كن، "رايان"0 - الان ميام -
منم...منم...0
بدو، بزار بيام تو
به خاطر خودت "رايان"0 اون پنجره ها رو باز كن
برام مهم نيست كه تو چي گفتي،0 دفعه بعد، بزار "گلوريا" بهت كمك كنه
به نظر ميرسه يه كسي مرده و به بهشت رفته
من نميدونستم كه اون اينجا بوده - خب بله نبوده -
ولي به زودي برميگرده
كجا بود؟ - همين جا بودم -
چي؟ تو خونه؟ - بله -
پس يه سلامي به ما مي كردي مامانت نگرانته
چيزي كه من ميخوام بدونم اينه كه... 0
هفده دقيقه زندگي براي بچه ام چقدر بوده؟
نميدونم چي بگم، خانم "بريور"، من اونجا نبودم
شما با همه ي دكترا،0
پرستار ها، آتش نشان ها، مراقب ها و ...0
كه اون شب كار ميكردن صحبت كردين...
من نميدونم چه اطلاعات ديگه اي ميتونم بهتون بدم
در مورد "جوردن واكر" چي؟ - آقاي "واكر"هنوز تو كما هستند -
...ميدونم، ولي من يه فيلم از دوربين مدار بسته دارم
و در اون فيلم به نظر ميرسه... ... كه اونا باهم صحبت كردن
باهم يه گفت و گويي داشتن ...
اون ميتونسته با پسر من صحبت كنه؟
اين به آهستگي خون ريزي مغزيش بستگي داره
امكان داره كه اون موقع به اندازه ...كافي هوشيار شده باشه
كه بتونه صحبت كنه...
پس اون آخرين نفري بوده كه قبل از مرگ پسرم، باهاش صحبت كرده
بله
واقعا متاسفم، ولي من يه قرار ملاقات دارم
به نظرتون كي بلند ميشه
همون طور كه گفتم من، خانم "بريور"من تمام جواب هايي كه ميدونستم بهتون دادم
ولي اون ميتونه بلند بشه و بگه كه چه اتفاقي افتاده
ببخشيد
آلن"؟"
آلن"؟"
سلام. سلام، چطوري؟ منو ببخش
من يه ذره خسته شدم
عرق كردي
بله.. بله.. ممنون خيلي ممنون
اين ورقه ها درسته؟ اينجا من هيچي اينجا براي تابستون ندارم
آلن"؟" - باشه -
به نظر ميرسه يادت رفته بخوابي
من خوبم - باشه
... ممنون براي گل ها، لازم نبود
خيلي وقت بود ميخواستم بهت زنگ بزنم ولي نميدونستم تو اين وضعيت چي كار كنم
من فقط ميخوام براي "گريس" محكم باشم همين. اين كاريه كه دارم ميكنم
حتما
پس ... ما... ما 30 نفر دانش آموز داريم
آماده و منتظر فارغ التحصيل
خب، ببينم چيكار ميتونم بكنم
اگر چيزي خواستي، هر چي، فقط كافي به من بگي
باشه حتما
امروز من يه فكر عالي دارم
حتي خريدشم كردم
من تحقيقات زيادي براي عزاداري تو اينترنت كردم
يه سري پيشنهاد عالي پيدا كردم
نه ،"آلن"، نه
پيشنهاد كرده بود كه يه زنگوله استفاده كنيم
هر موقع احساس دل تنگي "بنت" رو كرديم ... اينو به صدا در بياريم يا
وقتي بهش فكر ميكنيم
ميتوني هرجاي خونه بزاريش
بزار ببينمش
سلام - سلام -
تو بايد "رز" باشي، درسته؟ - بله -
بفرما تو
بفرما
چايي يا سودا ميخواي؟
نه، ممنون، ببخشيد كه مزاحم شدم
نه اصلا خوشحالم كه مي بينمت
از زمان خاك گذاري منتظر بودم كه باهاتون صحبت كنم
بله، ميدونم. كاشكي ميتونستم جواب هاي بيشتر به همسرش بدم
ميدونم كه چقدر دوست داره جواب ها رو بشنوه
اون قطعا دنبال جواب ها ميگرده خيلي رو اون موضوع تمركز كرده
ولي مشكل زمانه بگذريم حالت چطوره؟
آب... ميتونيد بهم آب بدين؟
بله، حتما. بشين اونجا و راحت باش
دارم سعي ميكنم بدونم چجوري با "بنت" آشنا شدي
شما بخشي از قسمت دولتي "هوستون" هستيد؟
... نه
پس بايد كار آموز روزنامه نويسي باشي؟
...نه
خدمت به اجتماع؟ بهم بگو دارم نزديك ميشم يا نه
نه هنوز دورين
فكر نمي كنم "بنت" با دوستاي دبستانيش هنوز رفت و آمد داشته باشه
نه. من كسي هستم كه اون منو باردار كرد
ببخشيد؟ - من باردارم -
ببخشيد... ولي.. نمي فهمم
من سه ماهه كه باردارم
كار "بنت" بوده؟
بله
تو مطمئني؟
بله
ميخواي نگهش داري؟
اون بهم گفت يه شب پيشمون بمونه
باورم نميشه كه جايي براي رفتن نداره
بايد يه جايي تا زمان تست بارداري براي موندن باشه
تست بارداري؟
من اون دختر بيچاره رو تنها نمي زارم
داري ازش محافظت ميكني؟ - نه من اين كارو نميكنم -
فقط نمي خوام ببينم كه تو هچل افتاده
چرا؟ اون 18 سالشه و هيچ پولي نداره
من نميتونم تحملش كنم واقعا نميتونم
گريس، گريس، گريس بيا اينجا ... بيا اينجا
ما حتي اين دختره رو نميشناسيم
به نظر دختر خوبي مياد
اگر بعد از اين همه مدت اينه، من خوش حال نميشم
من نميخوام كه همه فكر كنن خاك توسريم
تو اينجور فكر مي كني؟ - معلومه كه نه -
حتما اين بوده كه موهاي پسرمونو رنگ كرده
اون هيچ وقت نميتونسته خودش رنگ كنه
تو تختو درست كن. مين ميرم پايين كه بيارمش
چرا بايد بياد تو خونه ي ما؟
ما در عزاداري هستيم، اين براي نوزاد خوب نيست
اون هيچ انتخاب ديگه اي نداره
تو واقعا حامله اي؟ - پَ نه پَ !0 -
... تصورش آسونه
... تنها كار بدي كه برادر من كرد اينكه
اينجا نيستش كه با مشكلات روبرو بشه
من "رز"هستم - ميدونم، ميدونم تو كي هستي -
برادر من عكستو ميزاشت رو ميز كنار تختش
واقعا - آره -
و بهش دست نميزد چون مطمئنا دستش هر شب آبكي بود ( ديگه خودتون منظورشو بفهميد)0
تو كوچيك ترين برادري؟ - آره بدجور -
اون هيچ وقت بهت نگفته بود كه من دمدمي مزاجم؟
نه، اون هيچ وقت نگفته بود كه تو دمدمي مزاجي
فقط خواسته بود با ادب باشه
تو حالت خوبه؟
بله، عاليم، به نظر نمياد كه عاليم؟
خوب، يه ذره خشن به نظر ميرسي
... من يه ذره ناراحتم، آره
تو تب داري
نميدونم چرا من حالم خوبه
" رايان " بله -
مامان من تازه براي توانبخشي بستري شد
نوشابه انرژي زا بخور، كمك مي كنه
من چي بايد بگم اگر در مورد امشب پرسيدند؟
اون موضوعي كه من قبلا بهت گفتم چطوره؟
براي اينكه تو به من هيچي ندادي
من به تو همه چي دادم - باشه، ولي من بيشتر مي خوام -
داري به چي فكر ميكني؟
لطفا
... من ميگم
... من ميگم
بزرگترينش؟
... ازش خوشم مياد
اين كلمه ها رو دوست دارم
يكي به من كمك كنه بچه مو پيدا كنم
يكي به من كمك كنه بچه مو پيدا كنم
نميدونم اون كجا رفته
شما بچه ي منو ديدي؟ مي توني پيدا كني؟
نمي تونيم پيداش كنيم اون خيلي كوچيكه
... من نميتونم نمي تونيم پيداش كنيم
مامان من هرشب ساعت 6 قدم ميزنه
من دوشب اونو دنبال كردم اون ميرفت اطراف بلوك،0
پشت سر هم دنبال جيمز ميگشت
يه لحظه ببخشيد
سلام. تو بايد '' رايان "باشي
بفرما تو، لطفا بشين
ما تازه با '' ليتون '' شروع كرديم
ميتوني گوش كني و هر وقت خواستي مشاركت كني
باشه - ببخشيد، ليتون -
وقتي از بابام پرسيدم اون كجاست،0
گفت كه داشت دنبال جيمز ميگشت
بعضي وقتا ميره تو اتاق ... و درو محكم باز ميكنه
مي خواد كامپيوترش يا يه چيزه ديگه رو ببينه...
معمولا، والديني كه كسي رو نمي بينن ،مثل مادر اون،
هنوز دنبال بچه هايشان تو شلوغي ميگردن
بعضي وقتا حتي مي بيننشون
اين طبيعيه، " ليتون"0
بهترين كاري كه براي مادرت ... ميتوني انجام بدي اينكه كه
كه درمورد اون باهاش صحبت كني ...
من فكر كنم بتونم بهت كمك كنم
و بعد " رايان".سلام - سلام -
چه چيزي تو رو كشونده اينجا؟ - هيچي -
فقط فكر كردم اين طبيعيه كه بيام اينجا
تو در از دست دادن چيزي تجربه كسب كردي؟
نه
چه كسي اومد كه اين خانومو ببينه؟ - " جوردن واكر" -
No comments yet. Be the first to leave one.