Первые 200 строк.
همینجا سمت چپ. میخوایم پارک کنیم
اوه، برندا، آرومتر برو
انقدر داد نزن، عصبیم میکنی
نزدیک بود به کشتنمون بدی، معلومه که آدم عصبی میشه
از دو تا تابلوی ایست مثل برق رد شدی
خب دیگه
نمیخواستم روز اولت دیر برسی
خب، ممنونم ولی این کار اصلاً فکر خوبی نبود
متأسفانه مجبورم درسهاتون رو به تعویق بندازم
تا زمانی که در هیئت منصفه هستم
خب، این کار چقدر طول میکشه؟
دقیقاً نمیتونم بگم
و متأسفانه وقتی دادگاه شروع بشه، نمیتونم درباره پرونده حرفی بزنم
خیلی خوشحال میشم که شما و پدر براون هم نظارهگر باشید
اما هیچگونه بحثی از هیچ نوعی درباره پرونده نباید صورت بگیره
متوجهم
ما هم تا تموم شدن پرونده نظراتمون رو پیش خودمان نگه میداریم
موفق باشید، خانم سالیوان
ممنونم، پدر
اگه نتونم تمرین کنم، چطوری باید پیشرفت کنم؟
شاید زودتر از چیزی که فکر میکنید درسهاتون رو از سر بگیرید
به احتمال زیاد دادگاه کوتاهی خواهد بود
خب، شما از کجا این رو میدونید؟
طبق نوشته روزنامهها، متهم قبلاً اعتراف کرده
اوه
من تا حالا توی هیچ دادگاه قتلی نبودم
ببخشید پدر، میدونم که مقتول رو میشناختید
اسمش چی بود دوباره؟
اسمش آرتور گادارد بود
مرد خوبی بود
من از طریق دخترش، جوزی، باهاش آشنا شدم
که وقتی بچه بود توی کلاسهای تعلیمات دینی شرکت میکرد
اونجاست
اون آخری که لباس سبز پوشیده
همگی به احترام جناب قاضی کارمایکل بلند شید
متهم لطفاً بلند شه
لطفاً نام کاملتون رو برای دادگاه بگید
اهم، دیوید توماس اِنسلی
شما به یک فقره قتل متهم هستید
به این ترتیب که در نهم مه سال ۱۹۵۵، مرتکب قتل شدید
آرتور گادارد
برخلاف حقوق عامه
آیا اتهام وارده علیه خودتون رو متوجه شدید؟
بله
چه دفاعی دارید؟
بیگناهم
این معطلیِ لعنتی برای چیه؟
مطمئن نیستم
اعضای محترم هیئت منصفه
باید به اطلاعتون برسونم که متهم وکیل خودش رو عزل کرده
و میخواد خودش از خودش دفاع کنه
درخواستی که من باهاش موافقت میکنم
وکیلش رو اخراج کرده؟
پدر، به نظرتون این کار درستیه؟
معمولاً نه
خانمها و آقایان
آرتور گادارد تمام عمرش رو در آرامش زندگی و کار کرد
اون تمام عمر به عنوان یه سفالگر توی زمین کوچیکش مشغول بود
تا اینکه در دل شب، توی کارگاهش با ضربات چاقو به طرز وحشیانهای کشته شد
چرا باید همچین اتفاقی بیفته؟
چون پنج سال پیش
اون به دیوید اِنسلی کار داد
درست بعد از اینکه اِنسلی به خاطر قتل غیرعمد از زندان آزاد شده بود
طبق تمام شواهد، آقای گادارد در حق اون دوستی رو تمام کرده بود
اما روز قتل
کارگرها صدای بحث و جدل شدیدی رو بین اونها شنیدن
و عذر آقای اِنسلی خواسته شد و اخراج شد
بعداً پلیس تماسی تلفنی از طرف آقای گادارد دریافت کرد
در حالی که داشت نفسهای آخرش رو میکشید
آنها آقای اِنسلی رو موقع تلاش برای فرار گرفتن
خونِ کارفرماش روی کتش بود
و پول نقد توی جیبش داشت
که از صندوق امانات برداشته شده بود
آقای اِنسلی بعد از دستگیری، اعتراف کاملی به پلیس داد
اعترافی که حالا میخواد پسش بگیره
اما من معتقدم که بدون هیچ شک و شبههای ثابت خواهیم کرد
که اون در این جنایت گناهکاره
اهم
میدونم اوضاع چطور به نظر میاد، ولی من هیچوقت آرتور رو نکشتم
اون پول رو خودش به من داد، من ندزدیدمش
و
من فقط برگشتم که حالش رو بپرسم
و دیدم که یکی دیگه بهش چاقو زده
میدونم نباید فرار میکردم
اما قسم میخورم، کار من نبود
ممنونم
پدر، فکر میکنید داره راست میگه؟
قصد دارم بفهمم
پدر، من آدم باخدایی نیستم
به خاطر این اینجا نیومدم
من آرتور رو میشناختم
و دلم میخواد حقیقت رو بدونم
وقتی به قتلش اعتراف کردی، داشتی دروغ میگفتی؟
یا توی دادگاه وقتی گفتی بیگناهی دروغ گفتی؟
من نکشتمش
حقیقت همینه
پس چرا تا الان صبر کردی تا از خودت دفاع کنی؟
چون میدونستم پلیس
فقط با یک نگاه به من
اون خون، اون پولها
فرض رو بر این میذاره که من گناهکارم
با این حال، اکثر مردم اعتراض میکردن
خیلی وقت پیش یاد گرفتم
اگه نمیتونی برنده بشی، نجنگ
اما حالا تصمیم گرفتی بجنگی
پس شاید ته دلت هنوز ایمانی داری
نه
مطمئنم اعدامم میکنن
و با این موضوع کنار اومده بودم
اما بعد وکیلم گفت
قبول کردنِ گناه ممکنه به معنیِ حبس شدن باشه
برای بقیه عمرم
ترجیح میدم بمیرم
و اون محکومیت قبلیت برای قتل غیرعمد چی؟
اونجا هم به ناحق متهم شده بودی؟
نه
قدیما دلم میخواست با کل دنیا سرِ جنگ داشته باشم
تا اینکه یه بار یه نفرو انقدر محکم زدم
که دیگه هیچوقت بلند نشد
حقّم بود که اون بلا سرم بیاد
میدونم گرفتنِ جانِ یک انسان چقدر اشتباهه
مخصوصاً مردی مثل آرتور
نه
تو آرتور رو نکشتی
اما الان تو جایگاه متهم نشستی
پس وقت زیادی ندارم تا مجرم واقعی رو پیدا کنم
باید بهم کمک کنی
دلم میخواد پدر
اما چطوری؟ وقت تمومه
با تعریف کردن دقیق و مو به موی هر چیزی که ازت میپرسم
گاهی سرنخ توی کوچکترین جزئیاته
باورت میشه حتی بابت این کار دستمزد درستی هم بهمون نمیدن؟
همینجوری هم به زور از پسِ مخارج هفتگی برمیام
امیدوارم این دادگاه لعنتی خیلی طول نکشه
خب، در این صورت، شاید بهتر باشه شروع کنیم
خب، اِم
نظر بقیه درباره چیزهایی که تا الان شنیدیم چیه؟
خب، تابلوعه دیگه، مگه نه؟
اِنسلی مثل روز روشنه که گناهکاره
اوه، یه کم زود نیست برای اینطور قضاوت کردن؟
نه، اصلاً زود نیست، خودش اعتراف کرده
دلایل زیادی میتونه وجود داشته باشه که یه نفر اعتراف کنه
به جرمی که مرتکب نشده
تو از کجا میدونی؟ من
من به پروندههای قتل علاقه دارم
در ضمن، شوهرم هم بازرس پلیسه
این دلیل نمیشه که از ما باهوشتر باشی
اگه کسی قبلاً آدم کشته باشه، نُه بار از ده بار بازم این کار رو میکنه
عادلانه نیست کسی رو فقط به خاطر گذشتهش قضاوت کنیم
ببینید، من نمیگم اِنسلی بیگناهه
ولی باید این احتمال رو هم در نظر بگیریم که ممکنه باشه
هنوزم فکر میکنم خودم میتونستم تا اینجا رانندگی کنم
برندا، این همه عجله برای چیه؟
مطمئنم حکم به زودی صادر میشه و اون وقت کاملاً در اختیارتم
من باید برم
اوه، صبح بخیر گروهبان
صبح بخیر
صبح بخیر پدر. دوشیزه پالمر
شما دوتا اینجا چیکار میکنید؟
داریم روند یه دادگاه قتل رو تماشا میکنیم گروهبان
شما؟ من قراره توی یکی از شعبههای کوچیکتر شهادت بدم
البته به جالبیِ پرونده قتل نیست
روز خوش
همم
حالا بیانیهای رو قرائت میکنم
که توسط گروهبان پلیس، آلیستر فلین ارائه شده
از پاسگاه پلیس سایرنسستر
که نتونستن شخصاً حضور پیدا کنن
«تلفن پاسگاه حدود ساعت ۱:۳۰ صبح زنگ خورد.»
«وقتی جواب دادم، صدای مردی رو شنیدم که درد زیادی داشت.»
«اسمش رو آرتور گادارد، از کارگاه سفالگری گادارد معرفی کرد.»
«بهم گفت که بهش چاقو زدن و درخواست کمک فوری کرد.»
«بعدش صدای نفسنفس زدن و فریادِ از سرِ ترسِ آقای گادارد رو شنیدم.»
اون گفت:
«دیوید، نه.»
بعد از اون، تماس قطع شد
پدر، مطمئنید درباره دیوید اشتباه نمیکنید؟
چرا آرتور باید اونطوری اسمش رو صدا بزنه؟
دوشیزه پالمر، من هم مسلماً جایزالخطا هستم
اما فکر میکنم حرفهای آرتور گمراهکننده بود
ببخشید که حرفتون رو قطع میکنم
من رو یادتون هست؟
پدر براون، البته که بله
خدای من، سالهای زیادی گذشته
بله، واقعاً همینطوره
حیف که دوباره توی چنین شرایط غمانگیزی همدیگه رو میبینیم
بابت فوت پدرتون تسلیت میگم
ایشون دوشیزه پالمر، خانهدار من هستن
و ایشون هم شوهرم هستن
رویس هالند. از دیدن هردوی شما خوشبختم
طفلکی. اون
اون خیلی خسته شده
حالم خوبه
فقط تماشای دفاع کردنِ اون آدم وحشی از خودش، خیلی سخته
شما معتقدید دیوید اِنسلی گناهکاره؟
البته که هست. اون سالها از پدرم سوءاستفاده کرد
اون حتی ما رو مجبور کرد مراسم تدفین مادرم رو ترک کنیم
اون به شوهرم ضربه زد. خودت رو
خودت رو ناراحت نکن. همهش مربوط به گذشتهست
اجازه بده ببرمت خونه
No comments yet. Be the first to leave one.