Первые 200 строк.
رولکس پرزیدنتتون از جنس طلای 18 عیار
یه ساعت خیلی شیک خانوم نولان
مناسبتش چیه؟ - تولد آقای نولان -
دوست دارم روش حکاکی بشه، لطفاً - بسیار خوب -
ساعت رو به حساب آقای نولان ثبت میکنم
نه
یعنی... اینجوری نمیشه
،ببینین، این یه هدیه برای تولد آقای نولانه
و اون نمیتونه چیزی در موردش بدونه
زمانِ تحویل نقداً پرداخت میکنم
ولی ساعت باید خریداری شده باشه
تا بشه حکاکیش کرد
که یعنی باید به حساب آقای نولان ثبت بشه
،و اگه این ممکن نیست
،متأسفانه نمیتونم کمکتون کنم
کار دیگهای از دستم برمیاد؟
نه
ببخشید که مزاحمتون شدم
،کاملاً موضع شما رو درک میکنم
و میدونم که شما هم درک میکنین وقتی به شوهرم بگم
حسابش رو اینجا ببنده و کاسبیش رو
،که شامل خریدهای خیلی کلانی میشه
به جای دیگه منتقل کنه
جای دیگه؟ - بله -
مثل یه جای دیگه
میتونم ساعت رو تا پنجشنبه براتون نگه دارم، خانوم نولان
این نهایت کاریه که میتونم انجام بدم
پنجشنبه کفایت میکنه، آندره
اینجا چیزی هست که متوجهش نمیشم؟
خدمتکارا میخوان غذا رو بذارن تو چادر
،این جشن تولده
"نه یه صحنه از فیلم "لارنسِ عربستان
این مهمونی یه عالمه خرج برمیداره
هر روز سر کار، فکر میکنم
تو قراره بیای تو بانک و درخواستِ وام بدی
میدونی به نظرم چی باحال میشد؟
"لطفاً نگو که یه "کاستوم پارتی
یه کاستوم پارتی
و اونجا نشین و جوری رفتار نکن
انگار تو مالِ من بهت خوش نگذشت
من عاشق کاستوم پارتیام
لباسِ "زنِ شگفتانگیز" رو پوشیده بودم عاشقِ لیندا کارترم
اون با پال مایکل گلیزر دوسته
واقعاً؟
گرگ تو بخش جذبِ بازیگر ،پارامونت کار میکنه
و تمام شایعاتِ هالیوود بهش میرسه
کاتلین بهم میگه تو نیویورک موندگار شدی که بازیگر شی
درسته، ولی بعدش دورانِ فیلمهای موزیکال رسید
و من از اونجا زدم بیرون
همچنین کنجکاوم بدونم چرا حرفهـت رو دنبال نکردی؟
حامله شدم، و این کاری نبود
که دختران شایسته و مجرد از خانوادههای نجیب نیویورک
اون روزا انجام میدادن - مامانی -
وای، عزیزم
بکا، عزیزم، بیا اینجا
یه بغل بیعلاقه به مادرت بده
اینا ستارههای این خانواده هستن
،دخترا، به دوستِ خاله کتلینتون گرگ سلام کنین
سلام - سلام -
به جولیا بگین براتون یه خوراکی آماده کنه
جولیتا
چه با احساس - وای، خدای من، دایانا -
اون پسره مسئول استخر همش اینجا رو نگاه میکنه
فکر کنم یه چیزی میبینه که دوست داره
آره. تیرگی
اشکالی نداره من یه تنی به آب بزنم؟
البته. بفرمایین از اینطرف
یه در هست که به حموم مهمونا ختم میشه
خوش بگذره
از اینطرف؟ - آره -
نمیدونم چرا اون قرصهای لاغری رو میخوری، کتلین
الانشم لاغر به نظر میرسی
...ممنون، ولی
هر چهار خواهرم ازدواج کردن
،حتی خواهرم کانی هم ازدواج کرده
و تازه یه انگشتم نداره
،خب، حالا من یه دوست پسر دارم
و من هرکاری بتونم میکنم که از دستش ندم
چرا نگرانِ از دست دادنش هستی؟
!خب، نگران که نیستم
گرگ عالیه
اون خیلی مهربون و دلانگیزه
ولی هیچ جرقهی عشقی نیست
گاهی فکر میکنم شاید به تیپش نمیخورم
خب، تیپش چیه؟
کانال آخرین زیرنویسهای تیم ترجمه رسانه کوچک @LiLMediaSub
:ترجمه و تنظيم زيرنويس sin«سـينـا»cities
عزیزم! من اومدم
سلام، آقا خوشگله
عالی شدی. این لباس جدیده؟
امروز خریدمش
...امم
رنگش رو دوست دارم
روزت چطور بود؟
خوب
دخترا اومدن
بعد از ظهر خیلی خوبی کنار استخر داشتیم
کتلین یه دوست پسر جدید گرفته
اوهوم
البته که گرفته
خیلی خسته شدم، به زور میتونم چشمام رو باز نگه دارم
اگه خیلی خستهای، شاید باید کنسلش کنیم
نه، نمیتونم
پال و زنش تازه به شهر اومدن
هیچکس رو نمیشناسن
همچنین یه جورایی من رو یاد
زمان شروع رابطهمون میندازه
استاد در زمینه فیزیک... یا تبدیل به یه جراح مغز بشه
این تقاضای یک زنِ شاغله
که حقوق و فرصتهای ترفیع
...یکسان با یک مرد به دست بیاره
چی، این رو نگاه میکنی؟
راستش نه. فقط روشن گذاشتمش
وایسا، میفهمی از چی حرف میزنه؟
چون من اصلاً نمیفهمم - خب، فکر کنم بعضی از زنان -
میخوان کار کنن
و یه حرفه داشته باشن
این کاریه که دایانا میکنه
فکر نکنم اونقدرام دیوونگی باشه - ،آره، به گمونم -
ولی کار کردن اون بیرون تو دنیای واقعی آسون نیست
و حس میکنم شما زنا وضعیت خیلی خوبی دارین
منظور، گلایه برای چی؟
من تو یه سینما ازش خواستگاری کردم
."وسط فیلمِ "بن هور و یه نقشهی کامل داشتم
قرار بود منتظر شم فیلم ،تموم شه، همه برن
،زانو بزنم
،حلقه رو در بیارم، ازش بپرسم
تمام کارای عاشقانه، باشه؟
حتی یه بطری شامپاین کنار گذاشته بودم
در صورتی که بگه بله
ولی یه ذره استرس گرفتم، مگه نه؟
واقعاً؟
وسط مسابقهی ارابهرانی ازش خواستگاری کردم
کی به کالیفرنیا نقل مکان کردین؟
بعد از تولد دخترمون بکا
کالیفرنیا، آره، اون موقع فرق میکرد
خب نظرت در مورد جری براون چیه، استیو؟
،جری براون؟ اوه، میدونی
"من که میگم "ببینیم و تعریف کنیم
اون با لیندا رانستد دوسته
اهل گوش دادن به موسیقی راک هستی، بانی؟
فکر میکنی چند سالمه، مارگو؟
ببخشید. منظورم اونجوری نبود
،فقط به نظر چشم و گوش باز میای
و بیشتر آهنگایی که میزنن یه جورایی اون بیرون موجوده
لیندا رانستد کونِ خیلی خوبی داره
!ولی مثل مالِ تو نمیشه، عسلم
اون مهربونترین نیست؟
من یه سر میرم دستشویی
بانی؟ - فقط بذار واکرم رو بردارم -
چند وقته که باهم ازدواج کردین؟
دو سال
و چند وقته حاملهای؟
خدای من، میتونی تشخیص بدی؟
حدسِ شانسی بود
نمیخوایم کسی بدونه
پول میخواد سقطش کنم
چرا؟
میگه وقتِ خوبی نیست
و حق داره، میدونی
تازه داره حرفهـش رو شروع میکنه
و الان خانواده نمیخواد
خب، پس چیزی که تو میخوای چی؟
...خب، من
دوست دارم بچه دار بشم
همیشه این رو میخواستم
که مامان بشم
...به هر حال
نظر من مهم نیست مهم نظرِ پاله
باید از شوهرامون حمایت کنیم، آره؟
مگه وظیفهمون این نیست؟
آره، وظیفهمون اینه
بوی همیشگیـت رو نمیدی
واقعاً؟ - نه -
یه ادکلن دیگه زدی؟
اوه، آره، این... یادم رفت بهت بگم
از وقتی باهات آشنا شدم "اُلد اسپایس" میزدی
آره، گفتم یه چیز تازه امتحان کنم
...استیو - هی -
برای مهمونی پولِ بیشتری لازم دارم
گوش کن، بهت گفتم زیادهروی نکنی
این رو نگفتم؟ - نمیکنم -
فقط میخوام برات خاص باشه
این مهمونی هدیهی من به توئه
خب، اگه من پول همه چی رو بدم دیگه هدیه محسوب نمیشه
هی. ببخشید
ببخشید
میدونم خیلی برای این مهمونی زحمت کشیدی
،اگه پولِ خودم رو داشتم
مجبور نمیشدم همیشه ازت بخوام
گوش کن، گوش کن
فردا صبح، برات یه چک مینویسم، باشه؟
هرچی لازم داری به دست میاری
من رو میبخشی؟
آره
دوسِت دارم
آره؟ دوسِت دارم - منم دوسِت دارم -
!تو خیلی خوشگلی لعنتی
خیلی خب. بیا اینجا
!استیو، دیر وقته
No comments yet. Be the first to leave one.