Первые 200 строк.
در نظام عدالت کیفری
جرایم جنسی، جرایمی بهشدت شنیع تلقی میشوند
در شهر نیویورک، کارآگاهان وظیفهشناسی
که بر روی این جنایات وحشیانه تحقیق میکنند
اعضای یک واحد نخبه هستند
که به نام «واحد قربانیان ویژه» شناخته میشود
اینها داستانهای آنهاست
من سارا لوگان هستم
شما من رو در حال مصاحبه با آدمهای دیگه دیدید
وقتی داشتن داستان زندگیشون رو تعریف میکردن
زیاد با اول شخص حرف زدن راحت نیستم، اما شروع میکنم
ژانویه، با یه پناهنده از تیمور شرقی مصاحبه داشتم ۱۱
برای یه ماموریت ویژه
جلسهمون تا بعد از نیمهشب طول کشید
چون فقط نُه بلوک با خونه فاصله داشتم
تصمیم گرفتم پیاده برم
مسیر برگشتم از کنار این مجموعه استخر میگذشت
همینجا بود که دو نفر از پشت من رو گرفتن و بهم تجاوز کردن
یه کت روی صورتم انداختن و من رو کشونکشون آوردن اینجا
بهم گفتن اگه صدام دربیاد، من رو میکشن
یکیشون گرمکن ورزشی تنش بود
اون یکی هم روی قسمت داخلی مچ دستش، تاتوی یه چشم داشت
و بوی سیگار میخک میداد
در طول ۱۲ هفته گذشته
تعدادی از بهترین مامورهای نیویورک روی پروندهام کار کردن
با وجود تمام تلاشهاشون
موفق نشدن هیچکدوم از اون دو نفر رو پیدا کنن
شاید شما یکی از این دو نفر رو بشناسید
به من حمله شده و من قراره مقابله کنم
من سارا لوگان هستم
اپراتور؟
نه، نه عزیزم، الان وقت تلفن زدن نیست
مارک کریگر، امم... نماینده فروش قطعات خودرو از کلیولند
چند باری برای نوشیدنی همدیگه رو دیدیم
کجا؟ توی کافه هتل
یه رابطه گذریِ احمقانه بود که با هزینه شرکت انجام شد
اصلاً فکرش رو نمیکردم
خب، مجبورت کرد به این کار؟
یارو حسابی من رو زهرهترک کرد
خب، یعنی جوابت «بله» است؟
نمیخوام شکایت کنم، باشه؟
از طرف من نه. فقط میخواستم کمک کنم
خیلی خب، پس کلید رو به ما بده
مارک کریگر؟
چی؟
شما به جرم تجاوز بازداشت هستید
شما حق دارید سکوت کنید
میدونم، میدونم، حق دارم سکوت کنم
شما حق دارید وکیل داشته باشید
این شهرِ لعنتی هم باید پولش رو بده
چون بدبخت و بیچیزم
ببخشید
سه ماهه دنبال این دو تا کثافت میگردم
درست امشب که خبرش میرسه، من باید توی سخنرانی چامسکی باشم؟
درباره این کریگر بگو. توی کارهای ساختمونیه
سوابقش شامل چند مورد اتهام مالکیت مواد مخدره
چند مورد ضرب و جرح، که بیشترشون دعواهای توی کافه بوده
و کشیدن چک بیمحل. اهل کوئینزه ولی به طرفش گفته
که نماینده فروش قطعات خودرو از کلیولنده
"طرفش"؟ چقدر میشه به حرفش اعتماد کرد؟
خیلی زیاد. اون میدونه
که چیزی نمونده بود تبدیل به یکی از قربانیهای "آقای گودبار" بشه
آره، بلافاصله وکیل گرفت و کلمهای حرف نزد
به نظرت چطور آدمیه؟
خب، پروندهی خودته جان، به نظرت باید چطور باشه؟
همیشه حس میکردم این یه تجاوزِ از پیش برنامهریزینشده بوده
اونا سارا رو هدف نگرفته بودن
حتی نمیدونستن اون کی هست
داشته پیاده میرفته خونه
میبیننش و میگیرنش
خب، چون فعلاً فقط یکی از دو مظنون رو داریم
ممکنه توی موقعیتی قرار بگیریم که
دادستان مجبور بشه تمام اتهامات رو علیه کریگر تنظیم کنه
و یک "همدستِ متواری"
پس موقعی که داری اظهارات رو مینویسی، این رو مدنظر داشته باش
پس بذاریم کریگر ما رو به نفر دوم برسونه
میتونیم بعداً اون رو امتحان کنیم، جان
میخوام سعی کنم متجاوز دوم رو بگیرم
قبل از اینکه کریگر بهش خبر بده
که احتمالاً به محض اینکه مستی از سرش بپره، این کار رو میکنه
بسیار خب، پس ریز مکالمات تلفنش رو میگیریم
سوابق کاریش رو میگیریم
صورتحسابهای کارت اعتباریش رو
فکر کنم باید بتونیم نفر دوم رو ردیابی کنیم
کسی به سارا گفت که یه مظنون داریم؟
اِم، نه، فکر کردم
بهتره از زبون خودت بشنوه، جان
هی جان، مقالهم رو دیدی؟
دیدمش. شجاعانه و فصیح بود
اوه، خب، باید یه روز این رو روی سنگ قبرم بنویسم
"اینجا سارا لوگان آرام گرفته؛ شجاع و فصیح."
نامههای حمایتیه؟
واکنشها فوقالعاده بوده
تازه بهتر هم میشه
گرفتیشون؟
یکیشون رو
زنی که داشت پخش زنده شما رو میدید
متوجه شد مردی که تو تختشه با مشخصات شما مو نمیزنه
لوش داد
دوستدختر خودش لوش داد؟
کلمه "دوستدختر" یه رابطه طولانیمدتتر رو
نسبت به "سلام، چطوری؟ بیا بریم اتاقم" تداعی میکنه
اون کیه؟ اگه میتونستم
عکسهای بچگی و آدرس خونهش رو هم بهت میدادم
اما
اما این کار صف شناسایی رو به خطر میندازه
صف شناسایی رو به خطر میندازه؟
این همون مردیه که به من تجاوز کرد
کی میتونی بهم بگی؟
به محض اینکه این نمایش مسخره تموم بشه
تو خیلی منو یاد برادرم میندازی
خب... خیلی خب، فرض کنیم این همون یارو باشه
خب، این یعنی چی؟
بعدش چی میشه؟
آپارتمان متهم رو بازرسی میکنیم
نه، منظورم برای خودمه
بعد از صف شناسایی
ممکنه این یارو رو دیگه نبینیم تا وقتی که بریم دادگاه
هر کاری که تا اون موقع انجام میدیم
باید برای مقابله با هر نوع دفاع احتمالی باشه
پس این جنبه کاریِ قانونِ "بیگناهی تا زمانی که جرم ثابت بشه" هستش
منم جز این نمیخواستم
فکرش رو میکردم که همین رو بگی
جفریز: پسر، تمام مؤسسات وصول مطالبات
توی شهر دنبال این یارو هستن
نه حساب بانکی داره، نه کارت اعتباری
فقط یه آهنربای یخچال از یه صرافی داره که چک نقد میکنه
یعنی فقط وقتایی که مجبور باشه کار میکنه
آره، متجاوز بودن خودش یه شغل تماموقته
پیتزای بیرونبر، مشروبفروشی و شمارههای غیراخلاقی تلفنی
سه تا پیراهن
دو تا شلوار
نه چوب گلف، نه چوب ماهیگیری، هیچی
اما مردیه که مشخصه سیگار کشیدن رو دوست داره
آره، خب، شاید اینا یادگاری باشن
از رابطههای یکشبهش با مسافرای غریبه؟
شاید
تمام رابطههاش کوتاهمدت، تمام دوستیهاش مصرفی
چقدر ما احساساتی شدیم
ما ۱۲ هفتهست که داریم فرض میکنیم
که هر دو متجاوز همدیگه رو میشناختن
آره، شاید دومی فقط یه نفری بوده که همون موقع باهاش آشنا شده
واو، میکده وایت هورس
بلک لایت
کمکم دارم حس نوستالژی پیدا میکنم
استیبلر: داری شوخی میکنی؟
خب، یه جورایی؛ ولی توی یه بارِ تاریکِ هتل
هر چیزی ممکنه
تا قبل از اینکه لیوان هفتم یا هشتم رو بخوری
بنسون: بسیار خب، کدوم یکی از اینها
به محل حمله نزدیکتر بود؟
اِم... اون میشه کابارهی «شَد» توی مهمانپذیر «ریگال»
باکلاسه
آره، خب، نه «شَد»ی در کاره و نه کابارهای؛
فقط یه مشت محلی که مدام مشروب میخورن
و مسافرهایی که راهشون رو گم کردن
اگه چیزی تغییر کرد بهم خبر بده
به شش تا شماره زنگ زدم، همهشون پیمانکار بودن؛
اصلاً کریگر رو درستوحسابی یادشون نمیاومد
با یه نفری صحبت کردم که میگه کریگر رو میشناسه
بهش گفتم که ما از دوستاش هستیم
گفت پاشید بیاید اینجا
مرد: چه جور... چه جور
دردسری برای مارک پیش اومده؟
اون مظنون به تجاوز است
فقط گفتی «اوه»؟
این خبر یه «خدای من» یا «چقدر وحشتناک» نمیطلبه؟
نه، نه، اون آدم همیشه توی دردسره
منظورم اینه که مارک خودش هم نمیدونست میخواد چیکار کنه
تا مثلاً دو ثانیه قبل از اینکه انجامش بده
تکانشی عمل میکنه. شما چطور میشناسیدش؟
ما یه جورایی نوه عمو یا نوه عمه هستیم
یعنی، دقیق نمیدونم
مادرم یه بار برام توضیح داد
فکر کنم عموش با عمه بزرگم ازدواج کرده بود
ژانویه، دو بار بهتون پیجر زده. دیدینش؟ ۱۱
نه، نه. آخرین بار روز کارگر دیدمش
توی، اِم، تورِ «هیولاهای متال» توی «مدیسون اسکوئر گاردن»
هیچکدوم از دوستاش رو میشناختین؟
اِم، اون واقعاً دوستی پیدا نمیکرد
همونطور که میگن، میدونید
فامیلها به آدم این فرصت رو میدن
که با کسایی معاشرت کنی
که اگه فامیل نبودن، عمراً باهاشون نمیگشتی
اوه، آره، اون یارو ۳۶ دلار به من بدهکاره
مارکِ فلان... اِم... یه لحظه وایسا
میشناسیدش؟ نه
ولی اجازه دادید حساب دفتری داشته باشه؟
بهم یه کارت اعتباری داد
من صورتحساب رو کشیدم، اونم جیم شد
بفرما، ایناهاش. مارک کریگر، درسته؟
به نظر درسته
با کسی اینجا بود؟
من از کجا باید بدونم؟
خب، صورتحساب
منظورم اینه که، ده تا «بویلرمیکر» توی لیست هست
این بهم میگه که یا خودش زیاد مینوشه یا اینکه با یه نفر دیگه بوده
پنج تا بویلرمیکر و پنج تا «لانگآیلند آیستی»
خب، شاید با یه زنِ بازرگان بوده که در حال سفر بوده
با قدرتی برای قضاوت که مخدوش شده بوده
No comments yet. Be the first to leave one.