Generations: The Evolution of Spider-Man

Generations: The Evolution of Spider-Man

Скачать Farsi/persian субтитры

Информация о релизе

Generations The Evolution Of Spider-Man 2026 1080p WEB-DL H 264 AAC2 0-NESTED
Комментарий от NESTED
Generations.The.Evolution.of.Spider-Man.2026.720p.WEB.H264

Теги

webdl
Опубликовано: 2026-08-03
Загрузки: 26
Для слабослышащих: No

Предпросмотр субтитров (Farsi/persian)

Первые 200 строк.

‫تقدیم به تمام پارسی‌زبانان

‫NESTED ‫با افتخار تقدیم می‌کند

‫- پیتر. ‫- هان؟

‫- اوه ببخشید، منظورت من بودم؟ ‫- اوه ببخشید، منظورت من بودم؟

‫من کی ام؟

‫پیتر یک، پیتر دو، پیتر سه.

‫پیتر سه.

‫مطمئنی میخوای بدونی؟

‫- وای. ‫- پیتر.

‫میشه ازت عکس بگیرم؟

‫- برای روزنامه مدرسه؟ ‫- حتما.

‫اگه یکی بهت گفته که من فقط

‫یه آدم معمولی و عادی ام،

‫دروغ گفته.

‫یه حس عجیبیه که دوباره

‫اینجام، انگار یه چیز تازه ‫و متفاوت انجام دادم.

‫تام هالند، بهترینه.

‫اون همون چیزیه که پیتر پارکره.

‫چون خودش پیتر پارکره.

‫اصلا پنهون نمیکنم که خیلی ‫به لباساشون حسودیم میشد.

‫لباس اسپایدرمنت باحاله.

‫تو هر فیلم اسپایدرمن،

‫بزرگترین چالش اینه که ‫چجوری اکشن رو پیش ببری.

‫فکر میکنم این یکی از بهترین

‫اکشن هاییه که تو این فیلما داشتیم.

‫و انگار آدمای همه سن و سالی ‫عاشق اسپایدرمن هستن.

‫واقعا یه لذت و یه افتخاره که

‫بتونی این جور خوشحالی رو به مردم هدیه بدی.

‫وووو!

‫این هدیه منه،

‫لعنت منم هست.

‫من کی ام؟

‫- من اسپایدرمنم. ‫- من اسپایدرمنم.

‫من اسپایدرمنم.

‫ممنون، ممنون، ممنون، ممنون.

‫فکر کنم میبینمت.

‫هر نسخه ای از اسپایدرمن کاملا فرق داشته،

‫ولی روح پیتر پارکر همیشه یکیه.

‫فکر میکنم خیلی باحاله که ‫این شخصیت رو ببینیم

‫که نویسنده ها و کارگردانای مختلف طی زمان ‫دوباره تفسیرش کردن، و جالبیش اینه

‫که تو این فیلم ببینیم ‫پیتر ما از اون تجربه چی یاد گرفته.

‫هم بازی بودن با توبی و اندرو

‫تا آخر عمرم یکی از بهترین لحظه های کارمه.

‫اصلا پنهون نمیکنم که به لباساشون ‫خیلی حسودیم میشد،

‫چون خیلی باحال بودن، و خیلی راحت بودن، ‫و طوری طراحی شده بودن

‫که تو فیلمبرداری خیلی راحت تر باشن.

‫لباس واقعا میتونه گاهی

‫یه چالش باشه وقتی باید کاملش کنی.

‫ولی بعد که بهش عادت میکنی ‫ یه چیز باحالی هم داره.

‫آره، به بازیگر کمک میکنه که وقتی ‫ لباست رو میپوشی، شروع میکنی به

‫حسش کردن و بیشتر واردش شدن.

‫من دوست داشتم بپوشمش چون وقتی ‫میرفتم تو اکشن یا حتی حرکاتم،

‫واقعا یه آزادی بهم میداد ‫که وارد اون شخصیت بشم.

‫یه لباس امتحان کردم ‫که تار عنکبوتاش سه بعدی بودن.

‫تیکه های جدا از هم روی خود لباس بودن.

‫همین باعث شد یه چیز خاص بشه، ‫چون به لباس بُعد میداد.

‫لباس اسپایدرمنت باحاله.

‫ممنون.

‫وای.

‫- اون از تو دراومد؟ ‫- آره.

‫- تو نمیتونی این کار رو بکنی، نه؟ ‫- نه.

‫تو سه گانه اول همه چی طبیعی بود،

‫ولی ما فکر کردیم تو این دوره و زمونه، ‫قابل باور باشه

‫که پیتر بتونه یه سیستم بسازه ‫که کارو مکانیکی انجام بده.

‫این براش یه چیز خیلی بزرگ بود،

‫که میتونه عضلات علمیشو نشون بده،

‫و یه چیز هیجان انگیز برای تماشاگر ‫که همراهش این تجربه رو بگذرونه.

‫این لباسه. متفاوته. ‫یعنی، داریم چیزا رو عوض میکنیم.

‫آره.

‫چیزی که مردم عاشقشن خود لباسه. ‫هر بدنی که تو اون لباس باشه

‫اصلا مهم نیست. چیزی که این شخصیت رو ‫ اینقدر فوق العاده میکنه همینه،

‫اینکه مال همه هست و همه هست.

‫این چه لباسیه که پوشیدی؟

‫لباس خودمه.

‫چمدونش کجاست؟

‫این لباس یکی از باحال ترین چیزاییه که

‫تو کل زندگیم برام اتفاق افتاده.

‫لباس اسپایدرمن احتمالا، بدون هیچ اغراقی،

‫یکی از بهترین طراحی های ‫گرافیکی تو تاریخ طراحی گرافیکه.

‫وای. خدای من.

‫این دیوونه کننده ست.

‫عجیبه، چون انگار داری یه

‫اثر هنری میپوشی، و دقیقا شبیه همونین ‫که تو کمیک ها تصورشون میکنی،

‫که انگار باید بتونی از دیوار بری بالا

‫و تار بزنی.

‫این لباس چه کارای دیگه ای میتونه بکنه؟

‫چی؟

‫قبل از اینکه شروع کنیم ‫به طراحی لباس برای برند نیو دی،

‫لباس اندرو رو پوشیدم، ‫لباس توبی رو هم پوشیدم،

‫بعد لباس خودمو پوشیدم،

‫ و ما یه جورایی یه بچه عنکبوتی از ‫هر سه لباس ساختیم. و فکر میکنم حالا که

‫برادرای بزرگترشو دیدم که

‫لباساشونو پوشیدن و اینقدر عالی به نظر میومدن، ‫واقعا یه حس خوب بود که

‫به برادرای بزرگترش نگاه کنم ‫و مثل اونا لباس بپوشم.

‫داشتیم راجع به این حرف میزدیم که

‫چقدر باحاله که آدم لباس

‫اسپایدرمن رو بپوشه، ولی در واقعیت، ‫ سه نفر و پنج تا پاشنه کش لازمه و

‫کلی پودر تالک و روغن.

‫کجا از پودر تالک استفاده میکنی؟

‫- راستش زیاد از پودر تالک استفاده نمیکنم. ‫- اوه باشه.

‫چون من اولش اینجوری شروع کردم.

‫راهی که چکمه هامونو میپوشیم اینه که

‫یه کیسه پلاستیکی رو پاهام میکشم.

‫- اوه لیز میخوره. ‫- بعد راحت میره تو.

‫تنها مشکلش اینه که ‫پاهات خیلی عرق میکنه.

‫اهم.

‫کار کردن با تام فوق العاده ست، یعنی،

‫اون این شخصیت رو از هرکسی بهتر میشناسه. ‫خیلی وقتمونو صرف

‫حرف زدن باهاش میکنیم ‫و سعی میکنیم لباس رو

‫تا حد امکان راحت و کاربردی کنیم.

‫و از همین جا این ایده جالب زاده شد

‫که چی میشه اگه یه ‫لباسی بسازیم که

‫ادای احترامی باشه ‫به طراحی های توبی و اندرو،

‫چون حالا پیتر پارکر ما ‫اون دوتا رو دیده بود.

‫این دفعه واقعا جالبه. ‫چون تازه با اون دو اسپایدرمن دیگه آشنا شده،

‫ لباسی که برای خودش میسازه ‫خیلی تحت تاثیر لباس

‫توبی و اندرو هست.

‫تو آخر راهی به خانه نیست، چون هیچکس

‫نمیدونه اون کیه،

‫همه چیزی که ممکنه داشته باشه ‫همون قطعات لباسای قدیمیه

‫ که تونی براش ساخته،

‫و هوش خودشه.

‫خودش داره لباسو میسازه. این باعث شد

‫ظاهر لباس عوض بشه، ‫ کمتر تکنولوژیک به نظر بیاد

‫و خیلی خاکی تر باشه.

‫تو این فیلم مهم بود که ‫داستان یه پیتر پارکری

‫تعریف کنیم که دیگه تونی استارک رو نداره ‫تا بهش تکیه کنه،

‫پس لباسی که میبینین ‫حس یه اسپایدرمن کلاسیک رو داره.

‫اون واقعا خوشحال بود. ‫توش خیلی باحال به نظر میرسه.

‫از توبی تا اندرو، و حالا تام،

‫اسپایدرمن یه نقش خیلی سخت فیزیکیه، ‫و اگه برگردیم و نگاه کنیم،

‫هر فیلم اونو بیشتر و بیشتر ‫تو اکشن ها فشار داده.

‫اکشن.

‫توبی خودش خیلی از حرکات پرخطر

‫این فیلم رو انجام داد، تا جایی که ‫من اجازه میدادم.

‫یه هارنس بهت میبندن ‫و به سیما وصلت میکنن،

‫و میتونن سرعت گرفتنت

‫و کاهش سرعتتو کنترل کنن. ‫ اولش آروم آروم میبردنم بالا.

‫تا آخر روز داشتم 50، 60 پا میرفتم بالا ‫مثل یه شلیک. بوم.

‫بعد میومدم پایین. اوف.

‫هوهو!

‫میدونی، همیشه باحاله ‫وقتی میری یه کاری رو

‫انجام بدی و مطمئن نیستی ‫که از پسش برمیای یا نه،

‫ولی انجامش میدی، و از پسش برمیای، ‫و بعد میگی "وای."

‫اون واقعا یه چیز باحالی بود.

‫راستش باید یکم سرعتمو کم میکردم، ‫ همینو میگم.

‫بریم. آماده اید؟ ‫ سه، دو، یک، اکشن.

‫اندرو، ورزشکار ژیمناستیکه، پس میتونه

‫خیلی از حرکات خودشو انجام بده،

‫و واقعا رو نحوه حرکت اسپایدرمن تاثیر میذاره.

‫- باشه، جک، حالا بالا برو. ‫- نمیتونم.

‫- چرا میتونی. ‫- و بیوفت.

‫نه.

‫میخواستم از نظر حرکتی ‫یه چیز متفاوت انجام بدم

‫ از اونی که تا حالا ‫از این شخصیت دیده بودم،

‫مثل شروع از صفر و بگم، "خب پس چی به"

‫"دی ان ای پیتر پارکر شده؟" ‫ الان به همه این توانایی ها اعتماد داره.

‫هدف اصلی همه اینه که طوری به نظر بیاد

‫که داری یه بنده خدای واقعی رو میبینی که

‫این اکشن فیزیکی رو انجام میده. ‫اون نمیتونه تار داشته باشه

‫و نمیتونه از جرثقیل به جرثقیل بپره، ‫ولی میخوایم

‫تماشاگر با این فکر بره بیرون که ‫"وای، چطوری این کارو کردن؟"

‫یه بازیگر خیلی فیزیکی لازم داری ‫که بتونه این کارو بکنه.

‫اندرو رو داشتیم، ‫که دوست داره مرزهارو جابجا کنه.

‫مثل یه عنکبوت حرکت میکرد. ‫کل کارش همین بود.

‫همیشه میپرسید، ‫ "این حس عنکبوتی رو داره؟"

‫عاشق فیزیکی بودنم، و برام مهمه.

‫یکی از کارای مورد علاقمه.

‫و حالا.

‫و با تام، حتی خوش شانس تر بودیم چون

‫یه بچه پیدا کردیم که ‫نه تنها بازیگر خوبیه،

‫بلکه میتونه یه بک فلیپ ایستاده رو ‫ فقط برای تفریح انجام بده.

‫این که اون یه رقصنده بوده ‫و میفهمید یعنی چی که یه داستانو

‫از راه فیزیکی تعریف کنی، ‫ برامون عالی بود.

‫یکی از اولین روزایی که با هم کار میکردیم،

‫تصمیم گرفت با پریدن روی ترامپولین ‫ و یه بک فلیپ وارد صحنه بشه

‫و بعد درست جلوی من فرود بیاد.

‫اون خیلی باورنکردنی بود.

‫خیلی ورزشکاره ‫و بیشتر حرکات خودشو انجام میده.

‫الان حس یه آدم بدجنس رو دارم.

‫تو هر فیلم اسپایدرمن،

‫بزرگترین چالش اینه که چجوری ‫اکشن رو پیش ببری.

‫علامتش بزن.

‫فکر میکنم این مسیر رو تو ‫روز نو هم حس میکنید.

‫همیشه دوست دارم ‫یه حرکت واقعی انجام بدم.

‫میخوایم مردم وزن و قدرت رو حس کنن.

‫داریم راجع به این حرف میزنیم ‫که یه اکشن واقعی و زمینی

‫برای اسپایدرمن بسازیم.

‫یه تانک واقعی تو ‫خیابونای واقعی داشتیم

‫با استانت های واقعی ‫در حالی که پشت سرش

‫انفجارای واقعی راه انداختیم، ‫و دیدنش دیوونه کننده بود.

‫ولی همینه که باعث میشه مردم حس کنن،

‫"وای، انگار واقعا تمام تلاششونو میکنن."

‫سه، دو، یک، اکشن.

‫گذاشتن اسپایدرمن تو خیابون

‫با ماشینایی که منفجر میشن، ‫ خیلی محشره.

‫دوست خوبم نیتن کیم یه رقصنده ‫و کوریوگراف رقص فوق العاده هست،

‫و تونست با انواع مختلف ‫حرکت آزمایش کنه که کمک کنه

‫بخشی از داستانمونو منتقل کنیم.

Комментарии

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left