Первые 200 строк.
تقدیم به تمام پارسیزبانان
NESTED با افتخار تقدیم میکند
- پیتر. - هان؟
- اوه ببخشید، منظورت من بودم؟ - اوه ببخشید، منظورت من بودم؟
من کی ام؟
پیتر یک، پیتر دو، پیتر سه.
پیتر سه.
مطمئنی میخوای بدونی؟
- وای. - پیتر.
میشه ازت عکس بگیرم؟
- برای روزنامه مدرسه؟ - حتما.
اگه یکی بهت گفته که من فقط
یه آدم معمولی و عادی ام،
دروغ گفته.
یه حس عجیبیه که دوباره
اینجام، انگار یه چیز تازه و متفاوت انجام دادم.
تام هالند، بهترینه.
اون همون چیزیه که پیتر پارکره.
چون خودش پیتر پارکره.
اصلا پنهون نمیکنم که خیلی به لباساشون حسودیم میشد.
لباس اسپایدرمنت باحاله.
تو هر فیلم اسپایدرمن،
بزرگترین چالش اینه که چجوری اکشن رو پیش ببری.
فکر میکنم این یکی از بهترین
اکشن هاییه که تو این فیلما داشتیم.
و انگار آدمای همه سن و سالی عاشق اسپایدرمن هستن.
واقعا یه لذت و یه افتخاره که
بتونی این جور خوشحالی رو به مردم هدیه بدی.
وووو!
این هدیه منه،
لعنت منم هست.
من کی ام؟
- من اسپایدرمنم. - من اسپایدرمنم.
من اسپایدرمنم.
ممنون، ممنون، ممنون، ممنون.
فکر کنم میبینمت.
هر نسخه ای از اسپایدرمن کاملا فرق داشته،
ولی روح پیتر پارکر همیشه یکیه.
فکر میکنم خیلی باحاله که این شخصیت رو ببینیم
که نویسنده ها و کارگردانای مختلف طی زمان دوباره تفسیرش کردن، و جالبیش اینه
که تو این فیلم ببینیم پیتر ما از اون تجربه چی یاد گرفته.
هم بازی بودن با توبی و اندرو
تا آخر عمرم یکی از بهترین لحظه های کارمه.
اصلا پنهون نمیکنم که به لباساشون خیلی حسودیم میشد،
چون خیلی باحال بودن، و خیلی راحت بودن، و طوری طراحی شده بودن
که تو فیلمبرداری خیلی راحت تر باشن.
لباس واقعا میتونه گاهی
یه چالش باشه وقتی باید کاملش کنی.
ولی بعد که بهش عادت میکنی یه چیز باحالی هم داره.
آره، به بازیگر کمک میکنه که وقتی لباست رو میپوشی، شروع میکنی به
حسش کردن و بیشتر واردش شدن.
من دوست داشتم بپوشمش چون وقتی میرفتم تو اکشن یا حتی حرکاتم،
واقعا یه آزادی بهم میداد که وارد اون شخصیت بشم.
یه لباس امتحان کردم که تار عنکبوتاش سه بعدی بودن.
تیکه های جدا از هم روی خود لباس بودن.
همین باعث شد یه چیز خاص بشه، چون به لباس بُعد میداد.
لباس اسپایدرمنت باحاله.
ممنون.
وای.
- اون از تو دراومد؟ - آره.
- تو نمیتونی این کار رو بکنی، نه؟ - نه.
تو سه گانه اول همه چی طبیعی بود،
ولی ما فکر کردیم تو این دوره و زمونه، قابل باور باشه
که پیتر بتونه یه سیستم بسازه که کارو مکانیکی انجام بده.
این براش یه چیز خیلی بزرگ بود،
که میتونه عضلات علمیشو نشون بده،
و یه چیز هیجان انگیز برای تماشاگر که همراهش این تجربه رو بگذرونه.
این لباسه. متفاوته. یعنی، داریم چیزا رو عوض میکنیم.
آره.
چیزی که مردم عاشقشن خود لباسه. هر بدنی که تو اون لباس باشه
اصلا مهم نیست. چیزی که این شخصیت رو اینقدر فوق العاده میکنه همینه،
اینکه مال همه هست و همه هست.
این چه لباسیه که پوشیدی؟
لباس خودمه.
چمدونش کجاست؟
این لباس یکی از باحال ترین چیزاییه که
تو کل زندگیم برام اتفاق افتاده.
لباس اسپایدرمن احتمالا، بدون هیچ اغراقی،
یکی از بهترین طراحی های گرافیکی تو تاریخ طراحی گرافیکه.
وای. خدای من.
این دیوونه کننده ست.
عجیبه، چون انگار داری یه
اثر هنری میپوشی، و دقیقا شبیه همونین که تو کمیک ها تصورشون میکنی،
که انگار باید بتونی از دیوار بری بالا
و تار بزنی.
این لباس چه کارای دیگه ای میتونه بکنه؟
چی؟
قبل از اینکه شروع کنیم به طراحی لباس برای برند نیو دی،
لباس اندرو رو پوشیدم، لباس توبی رو هم پوشیدم،
بعد لباس خودمو پوشیدم،
و ما یه جورایی یه بچه عنکبوتی از هر سه لباس ساختیم. و فکر میکنم حالا که
برادرای بزرگترشو دیدم که
لباساشونو پوشیدن و اینقدر عالی به نظر میومدن، واقعا یه حس خوب بود که
به برادرای بزرگترش نگاه کنم و مثل اونا لباس بپوشم.
داشتیم راجع به این حرف میزدیم که
چقدر باحاله که آدم لباس
اسپایدرمن رو بپوشه، ولی در واقعیت، سه نفر و پنج تا پاشنه کش لازمه و
کلی پودر تالک و روغن.
کجا از پودر تالک استفاده میکنی؟
- راستش زیاد از پودر تالک استفاده نمیکنم. - اوه باشه.
چون من اولش اینجوری شروع کردم.
راهی که چکمه هامونو میپوشیم اینه که
یه کیسه پلاستیکی رو پاهام میکشم.
- اوه لیز میخوره. - بعد راحت میره تو.
تنها مشکلش اینه که پاهات خیلی عرق میکنه.
اهم.
کار کردن با تام فوق العاده ست، یعنی،
اون این شخصیت رو از هرکسی بهتر میشناسه. خیلی وقتمونو صرف
حرف زدن باهاش میکنیم و سعی میکنیم لباس رو
تا حد امکان راحت و کاربردی کنیم.
و از همین جا این ایده جالب زاده شد
که چی میشه اگه یه لباسی بسازیم که
ادای احترامی باشه به طراحی های توبی و اندرو،
چون حالا پیتر پارکر ما اون دوتا رو دیده بود.
این دفعه واقعا جالبه. چون تازه با اون دو اسپایدرمن دیگه آشنا شده،
لباسی که برای خودش میسازه خیلی تحت تاثیر لباس
توبی و اندرو هست.
تو آخر راهی به خانه نیست، چون هیچکس
نمیدونه اون کیه،
همه چیزی که ممکنه داشته باشه همون قطعات لباسای قدیمیه
که تونی براش ساخته،
و هوش خودشه.
خودش داره لباسو میسازه. این باعث شد
ظاهر لباس عوض بشه، کمتر تکنولوژیک به نظر بیاد
و خیلی خاکی تر باشه.
تو این فیلم مهم بود که داستان یه پیتر پارکری
تعریف کنیم که دیگه تونی استارک رو نداره تا بهش تکیه کنه،
پس لباسی که میبینین حس یه اسپایدرمن کلاسیک رو داره.
اون واقعا خوشحال بود. توش خیلی باحال به نظر میرسه.
از توبی تا اندرو، و حالا تام،
اسپایدرمن یه نقش خیلی سخت فیزیکیه، و اگه برگردیم و نگاه کنیم،
هر فیلم اونو بیشتر و بیشتر تو اکشن ها فشار داده.
اکشن.
توبی خودش خیلی از حرکات پرخطر
این فیلم رو انجام داد، تا جایی که من اجازه میدادم.
یه هارنس بهت میبندن و به سیما وصلت میکنن،
و میتونن سرعت گرفتنت
و کاهش سرعتتو کنترل کنن. اولش آروم آروم میبردنم بالا.
تا آخر روز داشتم 50، 60 پا میرفتم بالا مثل یه شلیک. بوم.
بعد میومدم پایین. اوف.
هوهو!
میدونی، همیشه باحاله وقتی میری یه کاری رو
انجام بدی و مطمئن نیستی که از پسش برمیای یا نه،
ولی انجامش میدی، و از پسش برمیای، و بعد میگی "وای."
اون واقعا یه چیز باحالی بود.
راستش باید یکم سرعتمو کم میکردم، همینو میگم.
بریم. آماده اید؟ سه، دو، یک، اکشن.
اندرو، ورزشکار ژیمناستیکه، پس میتونه
خیلی از حرکات خودشو انجام بده،
و واقعا رو نحوه حرکت اسپایدرمن تاثیر میذاره.
- باشه، جک، حالا بالا برو. - نمیتونم.
- چرا میتونی. - و بیوفت.
نه.
میخواستم از نظر حرکتی یه چیز متفاوت انجام بدم
از اونی که تا حالا از این شخصیت دیده بودم،
مثل شروع از صفر و بگم، "خب پس چی به"
"دی ان ای پیتر پارکر شده؟" الان به همه این توانایی ها اعتماد داره.
هدف اصلی همه اینه که طوری به نظر بیاد
که داری یه بنده خدای واقعی رو میبینی که
این اکشن فیزیکی رو انجام میده. اون نمیتونه تار داشته باشه
و نمیتونه از جرثقیل به جرثقیل بپره، ولی میخوایم
تماشاگر با این فکر بره بیرون که "وای، چطوری این کارو کردن؟"
یه بازیگر خیلی فیزیکی لازم داری که بتونه این کارو بکنه.
اندرو رو داشتیم، که دوست داره مرزهارو جابجا کنه.
مثل یه عنکبوت حرکت میکرد. کل کارش همین بود.
همیشه میپرسید، "این حس عنکبوتی رو داره؟"
عاشق فیزیکی بودنم، و برام مهمه.
یکی از کارای مورد علاقمه.
و حالا.
و با تام، حتی خوش شانس تر بودیم چون
یه بچه پیدا کردیم که نه تنها بازیگر خوبیه،
بلکه میتونه یه بک فلیپ ایستاده رو فقط برای تفریح انجام بده.
این که اون یه رقصنده بوده و میفهمید یعنی چی که یه داستانو
از راه فیزیکی تعریف کنی، برامون عالی بود.
یکی از اولین روزایی که با هم کار میکردیم،
تصمیم گرفت با پریدن روی ترامپولین و یه بک فلیپ وارد صحنه بشه
و بعد درست جلوی من فرود بیاد.
اون خیلی باورنکردنی بود.
خیلی ورزشکاره و بیشتر حرکات خودشو انجام میده.
الان حس یه آدم بدجنس رو دارم.
تو هر فیلم اسپایدرمن،
بزرگترین چالش اینه که چجوری اکشن رو پیش ببری.
علامتش بزن.
فکر میکنم این مسیر رو تو روز نو هم حس میکنید.
همیشه دوست دارم یه حرکت واقعی انجام بدم.
میخوایم مردم وزن و قدرت رو حس کنن.
داریم راجع به این حرف میزنیم که یه اکشن واقعی و زمینی
برای اسپایدرمن بسازیم.
یه تانک واقعی تو خیابونای واقعی داشتیم
با استانت های واقعی در حالی که پشت سرش
انفجارای واقعی راه انداختیم، و دیدنش دیوونه کننده بود.
ولی همینه که باعث میشه مردم حس کنن،
"وای، انگار واقعا تمام تلاششونو میکنن."
سه، دو، یک، اکشن.
گذاشتن اسپایدرمن تو خیابون
با ماشینایی که منفجر میشن، خیلی محشره.
دوست خوبم نیتن کیم یه رقصنده و کوریوگراف رقص فوق العاده هست،
و تونست با انواع مختلف حرکت آزمایش کنه که کمک کنه
بخشی از داستانمونو منتقل کنیم.
No comments yet. Be the first to leave one.