The Magicians

The Magicians

Скачать Farsi Persian субтитры

Сезон 1

Информация о релизе

The Magicians US S01E09 1080p WEB-DL DD5 1 H264-RARBG
The Magicians US S01E09 720p WEB-DL DD5 1 H264-RARBG
The Magicians US S01E09 HDTV x264-KILLERS
The Magicians US S01E09 720p HDTV x264-AVS
The Magicians US S01E09 HDTV XviD-FUM
The Magicians US S01E09 1080p HDTV x264-BRISK
Комментарий от zirkhaki
IMDB-DL * Zirkhaki * iMovie-DL.Co

Теги

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
1080
720p
720
Опубликовано: 2016-03-17
Загрузки: 53
Для слабослышащих: No

Предпросмотр субтитров (Farsi Persian)

Первые 200 строк.

...‏آنچه در "جادوگران" گذشت

‏این کار اون بختک هستش، درسته؟

،‏و از فیلوری اومده .‏جایی که واقعی‌ـه

‏می‌خوای بدونی بختک به دنبال چیه؟

‏اون می‌خواد فیلوری و همه‌ی درهای ورودی .‏به اونجا رو کنترل کنه

.‏من یه کتاب در این مورد بهت دادم

.‏کارهایی که میگن من انجام دادن رو یادم نمیاد

‏وقتی با هم آشنا شدیم هم به هوش نبودی؟

...‏ما به یه چیز یا یه نفر نیاز داریم

.‏تا بهش تکیه کنیم

‏- اون چی بود؟ ‏- کار کرد؟

.‏تا حالا اینقدر انرژی رو احساس نکرده بودم

.‏هنوز هم همون "جین" کوچولوی مصمم هستی

.‏الیزا مُرده

‏اون تنهای کسی بود که می‌تونست .‏جواب‌های من رو بده

،‏هیچ جوابی نیست

.‏چون اصلاً نمی‌دونیم بعدش قراره چی بشه

!‏کوئنتین عزیز

‏نیازی نیست بهت بگم که چقدر .‏از تو عصبانی هستم

...‏شاید هر از گاهی خبرش بهت برسه

.‏همه‌ش دارم از تو بد میگم

...‏نمی‌دونم چطور بعد از این همه مدت دوستی

.‏از هم جدا شدیم

.‏به هر حال، من به سهم خودم معذرت می‌خوام

.‏هیچوقت واقعاً قصد ناراحت کردنت رو نداشتم

.‏دیگه بی‌خیال شدم .‏از یکی کمک گرفتم

...‏می‌دونم نمی‌خوای بگی که

،‏دوستت هم مثل خودت داغونه

،‏ولی تو خودت داغونی

،‏و این باعث جداییِ ما شد .‏و از این بابت از تو متنفرم

.‏چون واقعاً دلم برای خودمون تنگ شده، کیو

.‏دارم سعی می‌کنم که تو رو ببخشم

.‏جولز

.‏جِی. نامه‌ت رو دریافت کردم

.‏فکر کنم هنوز هر دو عصبانی هستیم

.‏ولی خوشحالم که حالِت خوبه .‏واقعاً میگم

.‏مراقب خودت باش

!‏تو که فقط دو تا انتخاب نداری

...‏تمام روزهایی که اونجا بودم

،‏همه‌ش به این فکر می‌کردم

‏و حالا که بیرون اومدم هم .‏همه‌ش به همین فکر می‌کنم

.‏خب، توبه به درد همین موقع‌ها می‌خوره

‏چی، مثل 50 ضربه شلاق جادویی؟

‏اون طلسم که برای ورود ...به ذهن دوستت استفاده کردی

‏رو یادت میاد؟

...‏اون یه مثال عالی

‏از چیزیه که میشه به جای صدمه زدن .‏برای کمک کردن، ازش استفاده کرد

...‏اگه از انجام این کار ترسی نداری

.‏ترسی ندارم

.‏خوبه

‏کیو؟

‏خوابت نمی‌بره؟

...‏فقط

،‏الیزا یه جوابی به من داد

.‏ولی من یادم رفته

.‏فیلوری و فِردِر: جلد ششم

،‏چیز مهمی بود .‏ولی یهو ناپدید شده

‏خب تو دنبالش گَشتی؟

.‏آره، البته ...‏همه‌جا رو. من

...‏همیشه فیلوری تصمیم می‌گیره

....‏که چه موقع "چتوین‌ها" به داخل، راه بده

،‏و تصمیم می‌گیره که کِی اونا رو بیرون کنه

...‏چون اِمبِر و آمبِر

.‏درسته، خدایان دوقلوی فیلوری

‏اونا تصمیم‌گیرنده هستند .‏و هر چی رو بخوان بیرون می‌کنن، می‌دونم

.‏لزوماً آره

.‏اونا دلایل خودشون رو دارن

.‏ولی این اتفاقی بوده که به سرِ اون نوشته اومده

.‏به دلایلی، من لیاقتش رو نداشتم

‏اون فقط یه نوشته است .‏نه ابزاری برای تعیین شخصیتِ تو

...‏نه. من

...‏- در کتاب‌ها .‏- پس گم کردیش

‏وقتی یه چیزی رو گم کنی چیکار می‌کنی؟

.‏پس همیشه داشتیش

.‏مثل همیشه، نمی‌دونم چی داری بلغور می‌کنی

.‏جلد ششم

‏روزی که همدیگه رو دیدیم، تو گفتی .‏به کتاب دست نزدی

.‏همونطور که گفتم، کار من نبوده

‏می‌خوای اون چیز رو از جلوی چشمم دور کنی؟

.‏اَه، باشه .‏من اون چیز احمقانه رو برداشتم

.‏خسته بودم .‏اون هم اونجا بود

.‏حالا دیگه نیست

‏نیست؟ ‏منظورت چیه که نیست؟

.‏یعنی خوندمش

.‏مشروبم ریخت روی اون

،‏من هم انداختمش توی سطل آشغال

.‏بعد رفتم و یک آبجوی دیگه گرفتم

.‏باورم نمیشه .‏باورکردنی نیست

.‏صبر کن .‏تو گفتی خوندیش

‏- اون رو...اون رو یادته؟ .‏- ایش

.‏خیلی مهمه ...‏ببین، تو باید

...‏اگه بگی چیکار باید بکنم

.‏یه مشت می‌زنم توی گلوت

.‏اون بختک سراغ هر دوی ما میاد

.‏تو خودت نتیجه‌ش رو دیدی

.‏نمی‌دونم چرا نمی‌تونیم دو تا دوست معمولی باشیم

...‏احتمالا می‌خوای بیشتر زندگی کنی

.‏نه اینکه یه آدم عوضی باشی ...‏من

‏"پلاور" توی کتاب چی گفت؟ .‏یالا

،‏اولاً .‏اسمش توی کتاب نوشته نشده بود

.‏پلاور .‏کریستوفر پلاور

.‏اسم دختره بود

.‏جین چتوین

‏اون ‏جلد ششم رو نوشته؟ .‏‏وای لعنتی

...‏آره، با این جمله شروع کرد

...‏کتاب‌های قبلی اشتباه هستند

‏و می‌خواست برگرده و بعضی از .‏اشتباهات رو روشن کنه

‏از چه لحاظ اشتباه بودن؟

،‏این...این همون تابستونی بوده که مامانش می‌میره

،‏و رفته بودن به خونه‌ی پلاور

.‏و داشتن کیک می‌خوردن

....‏خب

...‏جِین و مارتین، یک کمد رو باز کردن

.‏و وارد فیلوری شدن

.‏نه. مارتین نرفت

.‏فیلوری همیشه اون رو یادش میرفت

‏- یادش می‌رفت؟ .‏- آره

...‏مارتین مثل یه هرزه‌ی کوچولو گریه می‌کرد

،‏و نغ می‌زد که فیلوری دیگه اون رو نمی‌طلبه

‏و جِین بهش می‌گفت که منتظر بمونه ...‏تا یه راهی پیدا کنه

.‏که مارتین بتونه هر موقع خواست، به فیلوری برگرده

.‏آره، و اونجا یه موجوداتی هم بود

...‏موجودات متجسس ،‏اگه یکی‌شون رو بگیری

.‏مجبور میشن یک آرزوت رو برآورده کنن

.‏هفت تا از اونا بود ...‏یک سگ، یک خرگوش

!‏واستا

،‏هر قدر بیشتر تعریف می‌کنی .‏حال من بیشتر گرفته میشه

...‏حتماً کمان جادویی رو داشته

.‏پس واقعاً می‌تونسته یکی بگیره

...‏اِ

.‏آره، درسته، آره

.‏واستا، وگرنه یه تیر می‌زنم

.‏سلام، بچه آدم

.‏اون یه سگ بود

.‏من یه کلید برای باز کردنِ در فیلوری می‌خوام

.‏- من گرفتمت، سگه .‏- نه صبر کن

.‏سگ نبود

.‏خوک بود

،‏به فرمان اِمبِر و آمبِر

.‏باید خواسته‌ی من رو برآورده کنی

.‏اشتباهه. نه ‏چی بود؟

.‏- برگردیم از اول ...‏-تو رو به خدا

.‏سلام، بچه آدم

.‏من ‏گرفتمت

.‏خواسته‌ی من رو برآورده کن

‏جواب داد؟

.‏هر طور شما مایل باشی، همون میشه

.‏صبر کن .‏پس اون دکمه، همون کلیده

.‏- خب، همه‌ش منطقی به نظر میاد ‏- واقعاً؟

...‏در آخرین کتاب، مارتین

.‏همه‌ش دنبال پیدا کردن اون دکمه‌ی گمشده است

.‏اون خونه‌ی پلاور رو زیر رو می‌کنه

...‏نظریه‌های مختلفی داده شده

.‏چون کتاب‌ها...اونا میگن که اون دکمه جادوئیه

.‏اونا هیچ جزئیاتی در موردش نمیگن

.‏- اُه، خیلی پیچیده شد ‏- چرا پیچیده شد؟

.‏چون هنوز ممکنه اونجا در خونه‌ی پلاور باشه

.‏مارتین هیچوقت پیداش نکرد ...‏ما می‌تونیم

...‏وای، تو داری در مورد یه بلیط یکطرفه

.‏به سمت اون بختک عوضی حرف می‌زنی

.‏بهتر از اینه که اون به سراغ ما بیاد

...‏ببین، این یک نوشته است که ممکنه تو

.‏تنها کسی باشه که اون رو خونده

.‏احتمالش هست که اون دکمه هنوز اونجا باشه

،‏من میرم

،‏و خوشت بیاد یا نیاد .‏تو هم باید بیای، پنی

.‏من هم میام

.‏باشه

‏خب، سریع‌ترین راهِ رسیدن به انگلیس چیه؟

...‏اُه، پنی، تو

.‏عوضی

.‏باشه .‏من وسایلم رو جمع می‌کنم

‏مطمئنم که می‌تونیم .‏یه بلیط پرواز مستقیم جور کنیم

‏به کجا؟

.‏زود باش برو، رونالد

.‏ریموند

.‏ریموند .‏روز خوش

.‏به نظر میاد که خوب هستی

.‏می‌تونم بهتر از این هم باشم

‏خب، دقیقاً کجا می‌خواین برین؟

.‏انگلیس

.‏اُه، نیازی به هواپیما ندارین

‏من و مارگو یک ورودیِ مستقیم .‏به میخونه‌ی محبوبمون ایجاد کردیم

.‏می‌تونین از اونجا به هرجایی که بخواین برین

.‏اگه من رو ببرین، بهتون نشونش می‌دم

.‏مارگو هنوز در "ایبیزا" هستش

.‏رونالد هم بدجور سردرد شده

.‏تقصیر خودش نیست .‏فَکِش درد گرفت

.‏خسته شدم

...‏- تو که حتی نمی‌دونی ما .‏- بعد می‌فهمم

‏امروز حالِت چطوره، "کِیرا"؟ .‏یکی از دوستام رو آوردم

.‏روی اون چیزی که در موردش حرف زدیم، کار می‌کردم

.‏جولیا اومده تا کمک کنه ‏میشه در رو ببندی؟

.‏باشه

‏کِیرا، دوست دارم به یه جایی که .‏ازش خوشت میاد، فکر کنی

‏می‌خوایم اون مکان رو با هم .‏در ذهنت ایجاد کنیم

‏اون که صدامون رو می‌شنوه، آره؟

.‏جولیا اونجا به دیدنت میاد

.‏اون در تجسمِ ذهنی، تجربه داره

.‏من اسمش رو یک تخصص نمیذارم

More Farsi Persian subtitles for The Magicians

Комментарии

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left