Первые 200 строк.
ه . ع . ب
ه . ع . ب
هيولاها عليه بيگانگان
اين ماييم عليه اونا
دشمن عليه دوست
مغز متفکر عليه باب
اين شغلي فوق العاده عجيبه
اوه آره ، عجيبه
ه . ع . ب
هيولاها عليه بيگانگان
هيولاها عليه بيگانگان
هيولاها عليه بيگانگان
ه . ع . ب
! گلوله ي توپي
. يخ ، دشمن ديرينه ي من
ميشه کمکت کنم پشتت که يخ زده ، آزاد بشه ؟
... آره ، اگه بتوني اين کارو بکني خيلي خوب ميشه
. ديگه به کمکت نياز ندارم
. از واحد رزم به مرکز کنترل عمليات
. ما داريم به مکان مورد نظر مي رسيم و منتظر دستوريم
دريافت شد که رقص تانگوي
دشمن شجاع داره به باله ي
هواپيما برخورد مي کنه
. ميکروفون ، ميکروفون ، تک تکش بررسي شد
ميشه با يه نفر ديگه حرف بزنم ؟
ببخشيد ، باب يجورايي در مورد اين عمليات
. هيجان زده شده
! من مسئول اين کارم
. به کلاه لبه پهن بزرگي که سر گذاشتم دقت کنيد
! اينو واسه فرماندهي گذاشتم
! آره ، خيلي بهت مياد
حالا ميشه بدونيم اين ماموريت سري که ميگي چيه
يا همينجوري کنار لبه هاي
يخ ول بگرديم و بخنديم ؟
! انگار قطب جنوب سرده
! من دارم کاکائو ميل مي کنم
! راحت شدم
! توجه کنيد
. اطلاعاتي که قراره اعلام کنم فوق العاده محرمانس
کساني که کارت امنيتي آبي ندارند
! حرف هاي ما رو نشنيده بگيرند
ساعت 4 صبح امروز
يه کوه يخي به اندازه ي " منهاتان " از سواحل قطب جنوب جدا شد
. و يه صخره ي عمودي از خودش به جا گذاشت
. اين خيلي بده
دکتر سوسک ، اون کوه يخي رو پيدا کن
! و فوراً به دادگاه بيار
! هيچ صخره ي عمودي جا نمونه
. باب ، کوه يخي رو بيخيال شو
. مشکل اون چيزيه که تو ديواره ي يخي گير کرده
. يه پوسته ي بنفش و ناشناخته
بررسي هاي جغرافيايي بهم مي گن فقط دو چيز
در 10 هزار سال گذشته تو اون يخ دفن شده
. و اون دو چيز واسه کره ي زمين نيستند
صبر کن ببينم ، تو ما رو مجبور کردي اين همه راه پرواز کنيم
و وسط ناکجا آباد که منجمده بيايم
اونم واسه اينکه يه قطعه ي فضايي قديمي رو بررسي کنيم ؟
. نه ، من دکتر سوسک و اسکوييپ رو واسه اونکار فرستادم
من تو رو به اونجا فرستادم تا تلافي کاري . که سر مسواک من آوردي در بيارم
... من نمي دونم راجع به چي حرف
واسه لينک شاد و سلامت
هر موقع پولک هات بو داد مسواکشون بزن
. باشه ، قبول دارم سخته ولي منصفانس
. ژنرال ما تو راهيم
. مطمئناً منشأش يه چيز بيگانس
عاليه . بهترين راه واسه خرد کردنش چيه ؟
سنگ ، درسته ؟ ببينم اينجا سنگ بزرگ پيدا ميشه ؟
چي ؟
. اين يه جور کشف مهم در زمينه ي محصولات مصنوعي قديميه
. محصول بيگانه ي قديمي
. درس يک : بيگانگان " هميشه برابر با " دردسر " هستند
. قصد توهين ندارم بچه جون . من اهدافم رو انتخاب نمي کنم
. فقط بمبهاي واقعي رو ميندازم
به عنوان يه مرد دانشمند
احساس مي کنم که مجبورم اين بي تربيتي رو
. يه تحقيق کامل بدونم
هرچند ، اگه واقعاً خطري بيگانه وجود داره
واقعاً بايد اونو لمس کنيم ؟
. سرده دکي . خودم انجامش ميدم
. خيلي عجيب غريبه
! آخ ! بينيم
! بينيمو گرفته
. چقدر فريبنده بود
. دانش ايجاد شد
! خردش کن ! اونو ناکار کن
! اون سوراخ بيني قديمي و فضايي رو ول کن
... آهاي کنترل کننده ي عمليات ، مي دونيد چجوري
! خيلي درد داره
. داريم روش کار مي کنيم
. نمي دونم
! بسيار خب ، رفقا خيلي کارتون مفيد بود
. اون دکمه رو فشار بده ! سريعتر
! خيلي اضطراريه
حالا بگو " يعني امروز دنيا بخاطر کارهايي
" که کرديم ما رو مي بخشه
... من نمي دونم
! فرمانده کلاه لبه پهن
. با استفاده از روش هاي علمي درگير شو
. فرضيه : شوک الکتريکي اونو وادار به ول کردنش مي کنه
راجع به کمک چي بهت گفته بودم ؟
! نبايد بذاري به جت برسه
! اين تنها راه ما واسه رفتن به خونس
... نه
! نمي ذارم
! آره
... مشت خوردي ، آب بيني خور
ميخواد منفجر بشه ، نه ؟
. احتمالاً - ! پناه بگير -
لينک ، رفيق تو حالت خوبه ؟
ببينم تموم شد ؟
انگار انفجار هر چي تو پوسته بوده رو
. بخار کرده
. يه تهديد بيگانه ي ديگر با موفقيت نابود شد
. خواهش مي کنم
. رفقا کارتون عالي بود
. خوش اومديد . خوش اومديد . خوش اومديد
. مواظب باش رفيق
. فکر کنم سرما خوردم
... اوه ، پس بذار تو رو با بهترين دوا درمانت کنم
! خنده ي بلند
! بي حرکت
هر چي از اونتو بيرون بياد
. نوبت توئه که باهاش مبارزه کني
. کلاه لبه پهن فرماندهي رو از سرم بر مي دارم
! و بجاش کلاه مبارزه رو بر سر مي گذارم
! واي چه خوشکله
. خانوم من ، به زمين خوش آمديد
. ما عاشق موجودات بيگانه هستيم
ولي تو قبلاً گفته بودي که
! بيگانگان برابر با دردسرند
کجاس ؟
کجا قايم شده ؟
... اون کجاس
! وقت استراحته
تو کي هستي که جرات کردي به نيزه ي " استابي " دست بزني ؟
استابي ؟ تويي ؟
. استا ... آبي - استابي ؟ -
! استا آبي
. باشه ، بسيار خب
. و من سوزانم
ديدي حالا چقدر خوب ميشه با هم کنار اومد ؟
شايد بهتر باشه از اينجا شروع کنيم تو تو پايگاه ما چي کار مي کني ؟
... من ميخوام حيوان تشنه بخوني رو به اسم
. ورنيکارن شکار کنم
ورني چي ؟ راجع به چي حرف ميزني ؟
. تو خيلي بي مصرفي
. کمتر توهين کن . کمتر
محل تقاطع ارسال پيام بهم مي گه که
. شما يه تخم " ورنيکارن " يخ زده پيدا کرديد
منظورت اون پوسته ي بنفشي رنگ
بزرگه ؟
! آهاي مرد حشره اي
ورنيکارن کجاس ؟
... سرنوشت من اينه که
. خبر خوبي دارم موطلايي
. من قبلاً اون مکنده رو ترکوندم
پس تو بهتره آروم بشي
شايد بهتر باشه با يه مشروب گرم
. و بوسيدن لينک خودتو آروم کني
! کلاه دوستي
تو ورنيکارن رو ترکوندي ؟
. ولي شکم تو از جنس حيوون هاي اهليه
. حيوون اهلي
لينک ؟
مي خواي يه بيگانه با مهارت هاي اجتماعي ضعيف
و داراي يه نيزه به پايگاه سري مون دعوت کني ؟
. سوزان ، بهش مي گن پل هاي ساختماني
. کار ما اينه
. تدابير لينک نسبت به بيگانگان خيلي متناقضه
. بسيار خوب ، پس شکلاته ، ولي داغه
. و تو مي نوشيش
" قيافت اينجوري ميشه " چي ؟
. و مطمئنم که عاشقش مي شي
! اون توي ساختمونه
! بعد از اينکه منو نجات داديد ، خودتون هم نجات بديد
. کاورتون ، آروم باش ... او
! من مي دونم چجور موجوديه
اونا جنگجوياني بي رحم و وحشي هستند
. نبايد بهشون اعتماد کرد
! مي بيني ، حتي الانش هم داره شکار مي کنه
! اين غير ممکنه
اين سياره ي وارونه چالشي براي
. ورنيکارن درنده ايجاد نمي کنه
. عزيزم ، کار ما همينه
دوازده دور با کسي که بينيمو گرفت مبارزه کردم
. و بغير از سرما خوردگي هيچ مشکل ديگه اي واسم پيش نيومد
. ببخشيد
کي اون حرکتو نديد ؟
. ولش کن بره
! ديدي گفتم وحشيه
نگاش کن ، بي وقفه داره با اون چهار
. تا هيولا در يک ... آن مبارزه مي کنه
! من اون يکي رو به تيمم دعوت مي کنم
!حالا ميشه همديگه رو ببوسيم ؟
... داري چيکار
ببينم ، او رو صورتش فلفل پاشيد ؟
کي مي تونه اسرار عشق رو توضيح بده ؟
. ورنيکارن
. بسيار خوب ، خانوم ترسناک . همه چيو فاش کن
دقيقاً با چه جونوري روبرو هستيم ؟
No comments yet. Be the first to leave one.