Первые 200 строк.
نه. متشکرم
ممنونم
نه. همین کافیه. متشکرم
ـ نمک؟ ـ ممنون
خب... حالا دقیقا چکار میکنه؟
راستش مرخصیه رفته تعطیلات
میتونیم بگیم یکی باهاش تماس بگیره
بله. حتما مشکلی نیست
ـ وادارش کنین سری به برلین بزنه ـ شدنیه
خوبه
کیالجی، خیلی حیف شد
ـ چطوری کشته شد؟ ـ با شلیک
ـ چه تفنگی؟ ـ از راه دور، درست توی ستون فقراتش
ـ درست مثل متزلر ـ واقعا؟
ـ خب، ناهارت چطوره؟ ـ نسبتا خوبه
ـ چی هست؟ ـ قرقاول
ـ پس باید خیلی خوب باشه ـ بد نیست. نسبتا خوبه
در این قسمت، سی و یکهزار تماشاچی جا میگیرند
و اونجا پشت میدان، محل مخصوص ماراتن رو میبینین
میبخشین، آتیش دارین؟
البته
ـ از این سیگارا میکشین؟ ـ نه. گمون نمیکنم اینا رو بشناسم
پس چطوره شما رو باهاشون آشنا کنم؟
متشکرم
قبلا اومدین اینجا؟
چشمنوازه، نیست؟
سال ۱۹۳۶ ورنر اینجا رو برای المپیک ساخت
صدهزار نفر رو توی خودش جا میده
گمونم یه زمانی، رجال کلهگنده با افتخار اون بالا میایستادن
چه سرو صدایی بر پا بوده
صد هزار نفر که یکصدا تشویق میکردن
بله. خیلی پر سر و صدا بوده
ـ سوسیس جگر میل دارین؟ ـ نه. ممنون
کمی ژامبون هم هست چی دارم میگم؟
فقط سوسیس جگره، ژامبون ندارم با یه لقمه چطورین؟
ـ گرسنه نیستم ـ گرسنه نیستین؟ ولی من هستم
میخواین قدم بزنیم و منم ناهارمو بخورم؟
چی میخواین؟
ـ متوجه شدم که در تعطیلات هستین ـ بله. هستم
کنار دریا؟
شما چهکار دارین؟
ـ به هر حال، من پل هستم ـ چی؟
پ با صدای ضمه: پل
ـ منم کوئیلر هستم ـ اینو که میدونستم
شنیدم یه مدتی خاور میانه بودین
بله. اونجا کار میکردم
ما اینجا کارهای نسبتا مشکلی داشتیم
گمونم سایر نقاط کشور، کارا خوب پیش میره
اما در برلین نمیشه کنترل رو در دست داشت
یه گروه سر سخت همهشون نازیان
در مفهومی کلاسیک
فقط پیر و پاتالهای دورهی هیتلر نیستن
اینا تازهنفس و قویان جوان
خیلی معتقد خیلی خطرناک
نباید دست کم گرفتشون
در مجموع، خیلی پیچیده است چطور بگم؟
به سختی میشه تعریفشون کرد
میدونی؟ این روزا شناختنشون خیلی سخت شده
تابلو ندارن
به این سادگی نمیشه پیداشون کرد
درست شبیه مردم عادی هستند
بین طبقات مردم جامعه جا گرفتن
اما خیلی مراقبن و خیلی هم زیرک
خب اونا هم جزو سایر مردمن
جالب نیست؟
البته قبول دارم. این حرفا مربوط به سیاسته و این، کار ما نیست
الان میگم کار ما چیه
کار ما اینه که به هستهی گروه نفوذ کنیم و شما اونقدر نزدیک بشین
که بتونین عناصر افراطی رو شناسایی کنین
اونا در اینجا یه پایگاه دارند و ما محلشو نمیدونیم
و پیدا کردنش خیلی فوریت داره
پروندهها رو خوندم
ـ وقتی لندن بودین؟ ـ درسته
در آخرین پرونده، بهترین مامور ما کی بود؟
ـ متزلر ـ اون کشته شده
بعد یه همکار دیگه پرونده رو به دست گرفت
کنت لیندسی جونز
اونم کشته شد دو روز پیش
با یه شلیک از راه دور به پشت
ما میخوایم شما مسئول پرونده باشین
اون کلهشق بود بدون پوشش رفت جلو
اگه خودشو لو نداده بود حالا زنده بود
و ما میتونستیم بفهمیم که چهقدر جلو رفته و باید چهکار کنیم
اون صرفا کارایی رو میکرد که نسبت به اونا توجیه شده بود
خب معلوم شد در این مورد، روش کارآمدی نبوده
شما راجع بهش چی میدونین؟ یا اینا رو فقط به اداره میگین؟
این عملیات خیلی حساسه و خیلی هم فوریه
اونا دو تا از مامورین ما رو کشتن میخوایم که جای جونز رو بگیرین
از من خواستن که به شما بگم: این یک دستور نیست. فقط یه خواهشه
سبک و سنگینش کنین اگر وقت داشتین. ممکنه؟
من پنجدقیقه به شما وقت میدم
شاید یازده و بیست دقیقه در بخش ای اومدین پیشم
من یه ویسکی جک دانیلز دوبل میخوام
جک دانیلز دوبل؟
دوست داری روزنامهی عصرو رو ببینی؟
از این سیگارا میکشین؟
نه. فکر نمیکنم اینا رو بشناسم
چطوره شما رو باهاشون آشنا کنم؟
یعنی میگین اینا از بقیهی سیگارا ملایمترن؟
تقریبا از بعضی سیگارا ملایمترن
خب. یکیشو امتحان میکنم
من گمت کردم
چطور؟ مگه تعقیبم میکردی؟
داشتی با من بازی میکردم زیاد خوشم نمیاد
بیخیال. چرند نباف
ممکن بود یکی از گروه مقابل باشی
ـ اونا نمیدونن اینجایی. هنوز نمیدونن ـ اینطور فکر میکنی؟
من بهت پوشش میدم. مراقبم لو نری
عرض سلام
دوست دارم بپرسی چه برنامهای داری؟
همون، دوباره
بهت میگم. میگی نمیدونن که من اینجام پس بهتره کاری کنم که بفهمن من اینجام
ـ در غیر این صورت، چطور ممکنه ببینمشون؟ ـ متوجهم. به خودت مربوطه
در واقع، از من خواسته شده که در موارد خاصی بهت اطلاعات بدم
در بارهی بعضی از فعالیتهای کیالجی
و نمیدونیم که این اطلاعات، ارزش خاصی داره یا نه
ـ اسمت چیه؟ ـ هنگل
چرا اینقدر عصبی هستی، هنگل؟
ـ فکر میکنی بامزهای؟ ـ ببین چقدر دستاتو به هم فشار دادی
پوستشو ببین پوستت خیلی درب و داغونه
واضحه که خیلی کم ورزش میکنی
آقای کوئیلر، حس میکنم که
اینقدر اینجا زنده نمیمونی که از شوخی کردن لذت ببری
ـ چرا ویسکیتو نمیخوری؟ ـ دوستش ندارم
ـ من برات خریدم ـ نمیتونی مجبورم کنی بخورمش آقای کوئیلر
خب، یه تعقیبکننده میخوام
ـ من با کیالجی کار کردم، میشناختمش ـ واقعا؟
ـ تو هم میشناختیش؟ ـ بله
اگه میگذاشت پیشش بمونم
جونشو نجات داده بودم
ـ بهم اطلاعات بده ـ چی؟
گفتی که اطلاعات داری بهم بده
استخر شنا شولنگبرگ
آموزگار دبستان بازداشت میشود، جنایت جنگی هانس اشنایدر به دلیل جنایات جنگی بازداشت شد
میخوام یه مجموعهی ورزشی زنجیرهای در ایالات متحده ایجادکنم
ـ مگه یه چند تایی از اینا ندارین؟ ـ چرا
یه چند تا فقط. خیلی کم. حدود هزار تا
اما همیشه برای چند تای دیگه هم جا هست
ـ همیشه همینه ـ ببینم، کار و بار شما چطوره؟
خیلی خوب. مشتری ثابت خیلی داریم
یه دوست راجع به اینجا برام گفت چند شب پیش اینجا بود
نمیدونم دیدینش یا نه؟ اسمش جونزه
ـ کنت لیندسی جونز ـ جونز؟
نه. فکر نکنم البته نمیتونم همهی اسما رو به خاطر بسپارم
ـ دوست دارین بازی کنین؟ ـ نه
الان نه، اما شاید یه روز دیگه که برگشتم
خداحافظ آقای
ـ وایس ـ وایس
متاسفم، متوجه نمیشم
ـ اومدین شنا کنین؟ ـ نه
اینجا برای شنا کردنه این محل
من مربی شنا هستم در ایالات متحده
من شنا رو در ویلیامزبورگ یاد گرفتم در ویرجینیا
شنیدم که تعدادی از بهترین شناگرای برلین اومدن اینجا
یکی از دوستام در این باره بهم گفت
یه انگلیسی به اسم جونز
اینجا برای شنا کردنه شما نمیتونی تماشا کنی
اجازه ندارید تماشا کنید
حیف شد. امیدوار بودم که اجازه بدین تماشا کنم
حیف
اسم من کوپره یه روزنامهنگارم
من انگلیسی حرف میزنم اما میترسم که خوب نتونم
من می ترسم که اصلا نتونم آلمانی حرف بزنم
چه کمکی میتونم بکنم؟
من دارم یه مقاله مینویسم برای روزنامهی بررسی جهان در فیلادلفیا
ـ چیزی در این باره نشنیدین؟ ـ خیر
دلیلش اینه که هنوز انتشارش شروع نشده این اولین شمارشه
ما در فیلادلفیا قانع شدیم که جریانات فعلی اروپا
میتونه تاثیر زیادی بر زندگی شهروندان ایالت فیلادلفیا بگذاره
میدونین که. مردم بر میگردن به فیلادلفیا
درست متوجه نمیشم
من دارم مقالهای مینویسم در بارهی وضعیت نازیها در آلمان
ـ نازیها؟ ـ درسته. میدونین؟
ما میدونیم که شما معلمی داشتین به اسم اشنایدر
کسی که معلوم شد یه جنایتکار جنگیه
ـ درست میگم؟ ـ بله
خب، در این باره اطلاعات بیشتری میخوایم برای خوانندگان فیلادلفیا
همهشون منتشر شدن
فکر نمیکنم جزئیات گزارشها خیلی دقیق باشن
ـ مردی که خودشو دار زد، باورش سخته ـ اینکه خودشو دار زده؟
بله. اینطوری
آه بله. دار زدن
متاسفم. امان از ضعف زبان
معلمی رو میشناسم که
جایگزین این مرد شد
انگلیسیش خیلی خوبه شاید
دلتون بخواد با اون حرف بزنین
حتما. ممنونم
لطفا با من بیاین
تا ببینم این خانم هنوز هستن یا نه
ـ خداحافظ ـ ممنونم
پس دارین مقالهای مینویسین در بارهی آقای اشتاینر
نه. نه. این هنوز یه ایده است
این مقاله در بارهي وضعیت امروز نازیها در آلمان بحث میکنه
خودم من چیز زیادی در این باره نمیدونم تمام عمر، فقط ورزشینویس بودم
اما میدونین که این روزا کیا مسابقهی بوکس دارن
نه. چطور؟
پایان دوران طلایی. شما بوکس دوست ندارین؟
نه. دوست ندارم
خب. گوش کنین
No comments yet. Be the first to leave one.