Первые 200 строк.
تقدیم به تمام پارسیزبانان
NESTED با افتخار تقدیم میکند
- من یکی از اینا بر میدارم، داداش. - دستت درد نکنه.
بی زحمت کمک کن، داداش.
- ببخشید، آقا. - بله، بفرمایین.
- یکی به من میدی؟ - صبر کن، الان پخش میکنیم.
- میل دارین، آقا؟ - آره.
- آماده اس؟ - آره، الان میخوایم بازم اضافه کنیم.
- قهوه ها رو ببر بیرون. - باشه، خانم.
- همه چی آماده اس، خانم؟ - یکم دیگه تمومه، خانم.
- این شیرینی ها کافیه؟ - آره، تا شب میرسه، خانم.
ممنون.
خانم ها، سبزیجات کافیه؟
- آره، هنوز هست، خانم. - دستتون درد نکنه.
باید خنک بشه، دخترم.
باشه، خانم. گل رز هم زیاد بذارین.
که قشنگ به عروس بیاد.
- خانم، تمیز و مرتب باشه ها. - باشه خانم، حله.
- ممنون. - خواهش میکنم.
چه خوشگل شده.
مامان.
تموم شد، دخترم.
دستت درد نکنه.
بابای خدابیامرزت حتما الان بهت افتخار میکنه.
میدونم، مامان.
بابا حتما به تو هم افتخار میکنه.
که تنهائی منو بزرگ کردی
تا روی پای خودم وایسم.
رین.
بعد ازدواجت، دیگه مامان نمیتونه مواظبت باشه.
ازدواج کردن
فقط عقد و جشن و اینا نیست.
بلکه یه مسیر طولانیه.
باید مطمئن بشی که هیچ چیزی از گذشته ته دلت نمونده باشه.
اگه چیزی هست که تموم نشده،
هر کسی که تو گذشته بوده،
چه از طرف تو، چه پرام،
باید قضیه اش حل بشه.
هیچی نیست مامان، خیالت راحت.
خداروشکر.
مامان فقط میخواد تو واقعا خوشبخت بشی.
ممنون، مامان.
خب دیگه.
مراسم الان شروع میشه.
برق رفت، نه؟
انگار آره.
بی زحمت چک کنین، مراسم داره شروع میشه.
چشم، خانم.
خانم، چی شده؟
فکر کنم اتصالی کرده. آقای پونو داره چک میکنه.
بسه دیگه، تو تو اتاق بمون.
باشه، مامان.
کیه؟
چی شده؟
چیزی نیست.
استغفرالله.
مامان!
- دخترم! - چی شده؟
چته رین؟
- استغفرالله. - استغفرالله.
موش اینجا چیکار میکنه؟
- چه خبره؟ - آقا!
این چرا آبش سیاهه؟
این شبیه خونه.
چه خونی، آقا؟
خون مگه رنگش سیاهه؟
نمیدونم والا.
نمیدونم والا.
1980
برگشتن به ونوسوبو چه حسی داره، خانم مدیر؟
راستش، زیاد یادم نیست.
ولی حسش همونجوریه.
خنک و تمیز.
ولی من دیگه خانم مدیر نیستم.
زنِ آقا مدیرم.
خب، همون خانم مدیر میمونی.
- رین. - جانم؟
دمت گرم
که واسه زندگیمون فداکاری کردی.
بیخیال شغلت شدی.
منم دیگه از اینور اونور رفتن خسته شده بودم.
خداروشکر که ترفیع گرفتی.
منتقل شدی به شعبه ونوسوبو.
خونه هم که بهمون دادن.
آره، خداروشکر، رین.
رین؟
چی شده؟
همش دارم به اون اتفآقای قبل مراسم غسل فکر میکنم، آقا پرام.
رین، ما قبلا هم کلی در مورد این موضوع با هم حرف زدیم.
این چیزای ماورایی اصلا وجود ندارن.
آره ولی بقیه اهالی خونه هم همین فکرو میکنن.
اگه اون آینه ترک خورد
بخاطر این بود که جنسش بد بود.
برق هم بخاطر اتصالی و فشار زیاد قطع شد.
اگه اون عکس هم افتاد بخاطر این بود که درست نصبش نکرده بودن، رین.
پس اون گل و لای چی؟
موشها؟
اون آب غسل که یهو سیاه شد چی؟
مامان هم میگفت
که با همسایه بغلی بحثش شده.
مامان شک داره که کار اون باشه.
آدم کرم ریزیه.
تازه رین،
تا امروز که همه چی خوب پیش رفته.
واسه کسی که اتفاقی نیفتاده، درسته؟
رین.
کلی چیزای دیگه هست که خیلی مهمتره
و باید به اونا فکر کنیم.
زندگی جدیدمون.
خیلی منتظرم که ازت بچه دار بشم.
منم همینطور.
- دو تا. - دو تا؟
نه بابا، یازده تا!
مامان!
آقا پرام اومد!
آقا پرام!
کثیفه، آقا.
- آقا. - آقا پرام.
خانم، حالتون چطوره؟
خداروشکر، خوبم آقا.
- خداروشکر. - سفر چطور بود؟ خوش گذشت؟
خداروشکر همه چی خوب بود.
- خداروشکر. - خب، ایشون...
همسرم رین هستن.
رین، آقا موری و خانم دار رو اداره فرستاده
که هفته ای یه بار بیان واسه تمیزکاری.
- همین نزدیکی ها میشینن. - اونجا.
بفرمایین.
خونه حاضره، تمیزِ تمیز. داره برق میزنه!
بفرمایین تو.
- سلام علیکم. - علیکم السلام.
لامپ ها رو هم تازه عوض کردیم.
آهان، خوبه.
- اتاق خواب هم حاضره. - باشه.
خیلی خب.
- خانم؟ - بله، آقا؟
این چیه دیگه؟
- آقا؟ - بله؟
- آقا! - بله خانم؟
- چیه؟ - این خاک ها اینجا چیکار میکنه؟
عه، من اینجا رو تی کشیده بودم، خاکی نبود.
پس این چیه؟
خیلی خب، اشکال نداره.
بی زحمت تمیزش کنین، آقا موری.
- چشم آقا. - چشم.
- من میرم اتاق رو ببینم. - برو عزیزم.
اینجا چقدر گرمه.
آره، پنکه نداره اینجا، پرام؟
نه، نداره.
فردا از اداره میگیرم.
ببخشید، خانم رین.
خانم دار، چیزی شده؟
خانم رین، واسه خونه نویی مراسم دعا میگیرین؟
اگه میگیرین، من و آقا موری و همسایه ها کمک میکنیم.
آره میگیریم، دستتون درد نکنه.
خواهش میکنم.
عه؟
پنکه گرفتین، خانم؟
از اداره آقا پرام آوردن.
دیشب از گرما پختیم.
چه عجیب.
اینجا بعیده کسی بگه
گرمه و از گرما اذیت شده.
اینجا همیشه سرده.
بفرمایین تو.
بذارینش همونجا.
خانم دار، موزها رسیده اس.
خوبه، بی زحمت تو این لیوان ها قهوه بریزین.
باشه.
الو؟
رین، من یکم دیر میام خونه.
یه کاری پیش اومده تو اداره که باید تمومش کنم.
اگه حاج آقا اومد،
بی زحمت براش دمنوش زنجبیل درست کن.
خیلی دوست داره.
باشه، پرام.
- آهان، اینم خانمشون. - سلام خانم.
سلام علیکم حاج آقا.
بفرمایین.
بفرمایین بشینین.
آقا پرام یکم دیر میرسن.
حاج آقا دمنوش زنجبیل میل دارین؟
یا چای گرم؟
خیلی خب، من الان برمیگردم.
- آقا موری؟ - بله، خانم؟
حاج آقا کو؟
کدوم حاج آقا؟
همونی که تو خونه منتظر بود.
من که ندیدم.
یه لباس سیاه تنش بود.
حاج آقا که لباس سیاه نمیپوشه.
همیشه سفید میپوشه.
- حواستون باشه، آقا موری. - چشم، خانم.
پرام.
رین.
حاج آقا.
تو راه اتفاقی دیدمشون، با هم اومدیم.
- بفرمایین تو، حاج آقا. - ممنون.
No comments yet. Be the first to leave one.