Black Blood

Black Blood (Getih Ireng)

Скачать Farsi Persian субтитры

Информация о релизе

Black Blood 2025 1080p NF WEB DL DDP5 1 H 264 NESTED
Комментарий от NESTED
🔥Mr. Rocky | T.me/NestedSubtitle 🔥

Теги

webdl
Опубликовано: 2026-02-23
Загрузки: 79
Для слабослышащих: No

Предпросмотр субтитров (Farsi Persian)

Первые 200 строк.

‫تقدیم به تمام پارسی‌زبانان

‫NESTED ‫با افتخار تقدیم می‌کند

‫- من یکی از اینا بر میدارم، داداش. ‫- دستت درد نکنه.

‫بی زحمت کمک کن، داداش.

‫- ببخشید، آقا. ‫- بله، بفرمایین.

‫- یکی به من میدی؟ ‫- صبر کن، الان پخش میکنیم.

‫- میل دارین، آقا؟ ‫- آره.

‫- آماده اس؟ ‫- آره، الان میخوایم بازم اضافه کنیم.

‫- قهوه ها رو ببر بیرون. ‫- باشه، خانم.

‫- همه چی آماده اس، خانم؟ ‫- یکم دیگه تمومه، خانم.

‫- این شیرینی ها کافیه؟ ‫- آره، تا شب میرسه، خانم.

‫ممنون.

‫خانم ها، سبزیجات کافیه؟

‫- آره، هنوز هست، خانم. ‫- دستتون درد نکنه.

‫باید خنک بشه، دخترم.

‫باشه، خانم. گل رز هم زیاد بذارین.

‫که قشنگ به عروس بیاد.

‫- خانم، تمیز و مرتب باشه ها. ‫- باشه خانم، حله.

‫- ممنون. ‫- خواهش میکنم.

‫چه خوشگل شده.

‫مامان.

‫تموم شد، دخترم.

‫دستت درد نکنه.

‫بابای خدابیامرزت حتما الان ‫بهت افتخار میکنه.

‫میدونم، مامان.

‫بابا حتما به تو هم افتخار میکنه.

‫که تنهائی منو بزرگ کردی

‫تا روی پای خودم وایسم.

‫رین.

‫بعد ازدواجت، ‫دیگه مامان نمیتونه مواظبت باشه.

‫ازدواج کردن

‫فقط عقد و جشن و اینا نیست.

‫بلکه یه مسیر طولانیه.

‫باید مطمئن بشی که هیچ چیزی ‫از گذشته ته دلت نمونده باشه.

‫اگه چیزی هست که تموم نشده،

‫هر کسی که تو گذشته بوده،

‫چه از طرف تو، چه پرام،

‫باید قضیه اش حل بشه.

‫هیچی نیست مامان، خیالت راحت.

‫خداروشکر.

‫مامان فقط میخواد تو واقعا خوشبخت بشی.

‫ممنون، مامان.

‫خب دیگه.

‫مراسم الان شروع میشه.

‫برق رفت، نه؟

‫انگار آره.

‫بی زحمت چک کنین، ‫مراسم داره شروع میشه.

‫چشم، خانم.

‫خانم، چی شده؟

‫فکر کنم اتصالی کرده. ‫آقای پونو داره چک میکنه.

‫بسه دیگه، تو تو اتاق بمون.

‫باشه، مامان.

‫کیه؟

‫چی شده؟

‫چیزی نیست.

‫استغفرالله.

‫مامان!

‫- دخترم! ‫- چی شده؟

‫چته رین؟

‫- استغفرالله. ‫- استغفرالله.

‫موش اینجا چیکار میکنه؟

‫- چه خبره؟ ‫- آقا!

‫این چرا آبش سیاهه؟

‫این شبیه خونه.

‫چه خونی، آقا؟

‫خون مگه رنگش سیاهه؟

‫نمیدونم والا.

‫نمیدونم والا.

‫ ‫1980

‫برگشتن به ونوسوبو چه حسی داره، ‫خانم مدیر؟

‫راستش، زیاد یادم نیست.

‫ولی حسش همونجوریه.

‫خنک و تمیز.

‫ولی من دیگه خانم مدیر نیستم.

‫زنِ آقا مدیرم.

‫خب، همون خانم مدیر میمونی.

‫- رین. ‫- جانم؟

‫دمت گرم

‫که واسه زندگیمون فداکاری کردی.

‫بیخیال شغلت شدی.

‫منم دیگه از اینور اونور رفتن خسته شده بودم.

‫خداروشکر که ترفیع گرفتی.

‫منتقل شدی به شعبه ونوسوبو.

‫خونه هم که بهمون دادن.

‫آره، خداروشکر، رین.

‫رین؟

‫چی شده؟

‫همش دارم به اون اتفآقای ‫قبل مراسم غسل فکر میکنم، آقا پرام.

‫رین، ما قبلا هم کلی ‫در مورد این موضوع با هم حرف زدیم.

‫این چیزای ماورایی اصلا وجود ندارن.

‫آره ولی بقیه اهالی خونه هم همین فکرو میکنن.

‫اگه اون آینه ترک خورد

‫بخاطر این بود که جنسش بد بود.

‫برق هم بخاطر اتصالی و فشار زیاد قطع شد.

‫اگه اون عکس هم افتاد بخاطر این بود ‫که درست نصبش نکرده بودن، رین.

‫پس اون گل و لای چی؟

‫موشها؟

‫اون آب غسل که یهو سیاه شد چی؟

‫مامان هم میگفت

‫که با همسایه بغلی بحثش شده.

‫مامان شک داره که کار اون باشه.

‫آدم کرم ریزیه.

‫تازه رین،

‫تا امروز که همه چی خوب پیش رفته.

‫واسه کسی که اتفاقی نیفتاده، درسته؟

‫رین.

‫کلی چیزای دیگه هست که خیلی مهمتره

‫و باید به اونا فکر کنیم.

‫زندگی جدیدمون.

‫خیلی منتظرم که ازت بچه دار بشم.

‫منم همینطور.

‫- دو تا. ‫- دو تا؟

‫نه بابا، یازده تا!

‫مامان!

‫آقا پرام اومد!

‫آقا پرام!

‫کثیفه، آقا.

‫- آقا. ‫- آقا پرام.

‫خانم، حالتون چطوره؟

‫خداروشکر، خوبم آقا.

‫- خداروشکر. ‫- سفر چطور بود؟ خوش گذشت؟

‫خداروشکر همه چی خوب بود.

‫- خداروشکر. ‫- خب، ایشون...

‫همسرم رین هستن.

‫رین، آقا موری و خانم دار رو ‫اداره فرستاده

‫که هفته ای یه بار بیان واسه تمیزکاری.

‫- همین نزدیکی ها میشینن. ‫- اونجا.

‫بفرمایین.

‫خونه حاضره، تمیزِ تمیز. ‫داره برق میزنه!

‫بفرمایین تو.

‫- سلام علیکم. ‫- علیکم السلام.

‫لامپ ها رو هم تازه عوض کردیم.

‫آهان، خوبه.

‫- اتاق خواب هم حاضره. ‫- باشه.

‫خیلی خب.

‫- خانم؟ ‫- بله، آقا؟

‫این چیه دیگه؟

‫- آقا؟ ‫- بله؟

‫- آقا! ‫- بله خانم؟

‫- چیه؟ ‫- این خاک ها اینجا چیکار میکنه؟

‫عه، من اینجا رو تی کشیده بودم، خاکی نبود.

‫پس این چیه؟

‫خیلی خب، اشکال نداره.

‫بی زحمت تمیزش کنین، آقا موری.

‫- چشم آقا. ‫ - چشم.

‫- من میرم اتاق رو ببینم. ‫- برو عزیزم.

‫اینجا چقدر گرمه.

‫آره، پنکه نداره اینجا، پرام؟

‫نه، نداره.

‫فردا از اداره میگیرم.

‫ببخشید، خانم رین.

‫خانم دار، چیزی شده؟

‫خانم رین، واسه خونه نویی ‫مراسم دعا میگیرین؟

‫اگه میگیرین، من و آقا موری ‫و همسایه ها کمک میکنیم.

‫آره میگیریم، دستتون درد نکنه.

‫خواهش میکنم.

‫عه؟

‫پنکه گرفتین، خانم؟

‫از اداره آقا پرام آوردن.

‫دیشب از گرما پختیم.

‫چه عجیب.

‫اینجا بعیده کسی بگه

‫گرمه و از گرما اذیت شده.

‫اینجا همیشه سرده.

‫بفرمایین تو.

‫بذارینش همونجا.

‫خانم دار، موزها رسیده اس.

‫خوبه، بی زحمت تو این لیوان ها قهوه بریزین.

‫باشه.

‫الو؟

‫رین، من یکم دیر میام خونه.

‫یه کاری پیش اومده تو اداره ‫که باید تمومش کنم.

‫اگه حاج آقا اومد،

‫بی زحمت براش دمنوش زنجبیل درست کن.

‫خیلی دوست داره.

‫باشه، پرام.

‫- آهان، اینم خانمشون. ‫- سلام خانم.

‫سلام علیکم حاج آقا.

‫بفرمایین.

‫بفرمایین بشینین.

‫آقا پرام یکم دیر میرسن.

‫حاج آقا دمنوش زنجبیل میل دارین؟

‫یا چای گرم؟

‫خیلی خب، من الان برمیگردم.

‫- آقا موری؟ ‫- بله، خانم؟

‫حاج آقا کو؟

‫کدوم حاج آقا؟

‫همونی که تو خونه منتظر بود.

‫من که ندیدم.

‫یه لباس سیاه تنش بود.

‫حاج آقا که لباس سیاه نمیپوشه.

‫همیشه سفید میپوشه.

‫- حواستون باشه، آقا موری. ‫- چشم، خانم.

‫پرام.

‫رین.

‫حاج آقا.

‫تو راه اتفاقی دیدمشون، با هم اومدیم.

‫- بفرمایین تو، حاج آقا. ‫- ممنون.

Black Blood subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for Black Blood

Комментарии

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left