High Water

High Water (Wielka woda)

Скачать Farsi Persian субтитры

Сезон 1

Информация о релизе

High Water S01E01 Episode 1 1080p NF WEB-DL DUAL DDP5 1 Atmos H 264
Комментарий от NESTED
🔥Mr. Rocky | T.me/NestedSub 🔥

Теги

webdl
Опубликовано: 2025-11-16
Загрузки: 46
Для слабослышащих: No

Предпросмотр субтитров (Farsi Persian)

Первые 200 строк.

‫تقدیم به تمام پارسی‌زبانان

NESTED ‫با افتخار تقدیم می‌کند

‫برداشتی هنری از دیدگاه خالقان ‫که از رویدادهای واقعی الهام گرفته شده.

‫شخصیت‌ ها و رویدادها ‫برای این داستان خلق شده‌ اند.

‫به عنوان شهردار

‫این شهر قشنگ اینو میگم.

‫که پاپ ژان پل دوم داره میاد، ‫که برام باعث افتخاره.

‫کاملاً موافقم، قربان.

‫و شهردار، دقیقاً میدونین ‫جشن ‌ها چه شکلی میشه؟

‫میخوایم با یک جشن خیلی خاص ‫به ژان پل دوم خوش ‌آمد بگیم،

‫و برای همین، امیدوارم هوا خوب باشه

‫و همه چیز طبق برنامه پیش بره.

‫بیشتر از یک سال روی ‫مراسم خوش‌آمد گویی کار کردیم.

‫پس خلاصه، منتظر یک جشن عالی برای شهرمونم.

‫- انگشتامونو می ‌چسبونیم به هم. ‫- خیلی ممنون.

‫فوری: تحلیل سیل برای شهر ‫وروتسواف و جنوب غربی لهستان

‫بر اساس تحقیقات هواشناسی توسط ‫جی. ترمر، کارشناسی ارشد.

‫و این مسیر ماشین پاپ هست.

‫آقایون، ۱۲۰۰ پلیس،

‫سرباز، دفاع مدنی... ‫این برای پاپ کافیه.

‫علاوه بر این... ببخشید. میتونم؟

‫مشکلی دارین، آقایون؟

‫آه، سرهنگ، لطفاً ادامه بدین.

‫بله قربان. مراسم رو به روش معمولی ‫با طناب‌ های محافظ امن می‌ کنیم.

‫تیم‌های عملیات ویژه مخفی ‫در جمعیت داریم. درسته، رئیس تالارک؟

‫بله قربان. بهترین افرادمون رو میفرستیم.

‫فقط یه نقطه حساس هست.

‫اینجا، کنار سد شچیتنیتسکی، تنگه.

‫دارن روی ساحل رودخونه کار میکنن.

‫پس باید این قسمت رو برای تماشاچی ‌ها ببندیم.

‫پس همین کارو میکنیم.

‫در مورد سد، آیا برای سیل بزرگ ‫آماده‌ سازی کردیم؟

‫چه سیلی؟

‫بارون نمیاد. خشکسالیه، مگه نه؟

‫کی اینو نوشته؟

‫ترمر؟ اصلاً این کیه؟

‫سه‌شنبه، ۸ زوئن ۱۹۹۷ ‫تالاب‌ های ژووافی

‫مویا! مویا!

‫آخ، لعنتی!

‫عقب بمون، عقب بمون، ‫عقب بمون، عقب بمون.

‫- عقب بمونید، بچه‌ها. ‫- لعنتی!

‫نشونه‌ گیریم عالیه! تیکه خوبیه، نه؟

‫چرا اینقدر ناراحتی، خانوم؟ ‫گله باید کم بشه.

‫- خودت گورتو گم کن. ‫- چی گفتی؟

‫بهاشو میدی، احمق! ‫با بچه ا‌ش بود.

‫چی، دیوونه ‌ایی؟ آخ، لعنتی!

‫آره، من دیوونه لعنتیم! ‫مدرکتو بده.

‫- چه مدرکی؟ ‫- کارت شکار لعنتیتو.

‫چی؟ چه کارت شکاری؟

‫- دست به من نزن! ‫- همین کارت گاییدم!

‫بریم. مویا، شلما!

‫شلما!

‫اه! روزنامه‌ ها رو آوردم.

‫از این موتور لعنتی خسته‌ ام. ‫ای تیکه آشغال.

‫چه خبره؟

‫باید امروز بریم شهر. ‫متادونم داره تموم میشه.

‫چرا هنوز میخوری؟

‫فاجعه: آیا لهستان با سیل هزاره روبروست؟

‫دیگه لازم نداری.

‫بس کن دیگه؟ ‫نباید منو تو این گند میکشوندی

‫بهترین کاری بود که کردم.

‫علاوه بر این، ‫نمیخوای مثل مامانم غرغرو باشم.

‫اگه از تو غرغروتر باشه، ‫خوبه که ندیدمش.

‫همون‌ طور به تو. پوو-پوو-پوو!

‫اینقدر دود.

‫دودکش خونه‌ ات چی؟ ‫کل ژووافی بو میده!

‫این کیه؟

‫یه احمقی که یه گوزن ماده زد.

‫با بچه کوچولوش بود.

‫- برای همین اینقدر عصبی‌ هستی؟ ‫- آره.

‫چرا امروز یه بچه کوچولو درست نکنیم؟

‫هنوز دوش نگرفتم.

‫برای همین روشنم میکنی.

‫اسمت چیه؟

‫اسمت چیه، آقا؟

‫وان هوک. آرین وان هوک!

‫وان هوک؟ ترمر! دنبال ترمرم!

‫منم! من ترمرم.

‫ها! جدی؟

‫- آره! ‫- باید با ما بیای.

‫- منظورش چیه، "بیا" ؟ ‫- خوب میشه، آرین.

‫- داری چی کار میکنی؟ ‫- باید کمکشون کنم.

‫وان هوک، نباید اینقدر عصبی بشی.

‫خانوم کوچولوت قبل از اینکه ‫بفهمی خونه‌ هست. بریم.

‫دیدم وان هوک دودخونه داره.

‫از کجا یاد گرفته؟ ‫فکر نکنم تو کشورش.

‫چرا نه؟

‫جنگلی ندارن، ‫پس چیزی برای دود کردن ندارن.

‫چیه؟ از پرواز میترسی؟

‫خود پرواز ترسناک نیست. فرود...

‫- فرود بدترینشه. ‫- آره، میدونم.

‫سرهنگ دوم ماتسیوشک، معاونم.

‫- سلام. ‫- سلام.

‫لطفاً سوار بشید. بفرمایید، خانوم. ‫عقب بشینید.

‫اینا برای سیل هست؟

‫- نه. تمرین ‌های ناتو. ‫- و کیسه‌ های شن؟

‫دارن سنگرها رو محکم میکنن.

‫از پدر مقدس.

‫میدونی اوایل ژوئن بهمون سر زد.

‫بگم چی. چه آدم فروتنیه.

‫- اون موقع بارون می‌ اومد. هان، ماتسیوشک؟ ‫- بله قربان.

‫و با کلاهش و اون منگوله، اونجا بود،

‫تو بارون به گروه برنجیمون ‫گوش میداد. بگم چی.

‫تا کسی رو ناراحت نکنه.

‫- پس، مومنی؟ ‫- نه، نیستم.

‫- مدت‌هاست اینجا نبودی. ‫- بله.

‫تغییرات بزرگ. تغییرات زیاد.

‫آینده بدون ابر برای لهستان: جیکوب مارچاک

‫چرا اینقدر دیر؟ همه اینجان.

‫میخواستم یه کم شهر رو ‫به خانوم ترمر نشون بدم.

‫اینجا برای گشت‌وگذار نیومده. ‫میفهمی؟

‫- خوش اومدین. ‫- سلام.

‫اقدامات ایمنی رو میفهمم، ‫ولی طبقه بیستم؟

‫ایناره، یه کم زیاده؟

‫کنار یه ایستگاه تلویزیونی؟

‫بله، برای همین طبقه بیستم. ‫میدونی چی میگن. دوستاتو نزدیک نگه دار

‫ولی دشمناتو نزدیک ‌تر.

‫سلام.

‫سلام به همگی.

‫اینشون خانوم ترمر هستن. ‫شاید خودمونو معرفی کنیم.

‫- دکتر سلاوومیر گورا. ‫- سلام.

‫مسئول بیمارستان تخصصی ‫اینجاست در وروتسواف.

‫- سلام. ‫- خوشبختم، خانوم.

‫اینشون رئیس پلیس آندژی تالارکه.

‫- و این... ‫- آه، ببخشید.

‫دستیار ستادمون، مایا کروک.

‫- سلام. ‫- لطفاً بشینید.

‫باشه.

‫سرهنگ چاتسکی و سرهنگ دوم ‫ماتسیوشک رو میشناسی،

‫و این ها متخصصای هیدرولوژی‌مونن.

‫پروفسور یان نوواک، ‫رئیس دپارتمان هیدروژئولوژی.

‫و این دکتر پیپکاست.

‫من واقعاً مخالف مزاحمت برای شما بودم.

‫اینجا داریم خوب پیش میریم. ‫واقعاً به حمایت شما نیاز نداریم.

‫دقیقاً. مطالعه پروفسور نوواک رو ‫نمیدونم اطلاع دارین یا نه

‫"مخروط‌های آبرفتی و کنترل سیل ‫رودخونه ‌ها در مسیر پایین‌ رفتشون."

‫- یه کار پیشرو در کنترل سیل. ‫- آره.

‫ولی وروتسواف در مسیر میانی رودخونه‌ هست.

‫آه، رئیس آتش‌ نشانی، رئیس کولسکی،

‫بعداً با اطلاعات بیشتر میاد.

‫هنوز منتظر شهرداریم.

‫شما چی، آقای مارچاک؟

‫- من چی؟ ‫- نقشتون اینجا چیه؟

‫آه...

‫- سرپرست موقت استانم. ‫- و فرماندار واقعی کجاست؟

‫رفته آمریکا برای قراردادهای استان.

‫آه. زمان جالبی برای غیبت انتخاب کرده.

‫و شما در اوترخت درس خوندید، ‫درسته؟ دکتری؟

‫- بله. ‫- ولی مدرک نگرفتی، درسته؟

‫خیلی جوون به نظر میرسی.

‫درسته. کار میدانی رو خیلی بیشتر از ‫تئوری دوست دارم.

‫ولی چرا هلند؟

‫چرا نخواستی تو لهستان بمونی؟

‫کافی‌ شاپ نداره.

‫- چی؟ ‫- علف قانونی نداره.

‫- سلام! ‫- سلام، قربان.

‫واقعاً ببخشید دیر کردم.

‫ولی همون ‌طور که میگن، ‫هیچکس کامل نیست.

‫آقای شهردار، این خانوم ترمره. ‫تازه رسیده.

‫آه! فکسی که فرستادی ‫تقریباً سکته‌ ام داد، خانوم ترمر.

‫من فقط از منابع مختلف نتیجه میگیرم.

‫- آقای مارچاک در موردت بهم گفت. ‫- نتونست از تعریف کردن دست بکشه؟

‫آره، دقیقاً.

‫باشه. حالا شروع کنیم، ‫چون وقت زیادی نیست.

‫پروفسور نوواک، داده جدید داریم؟

‫محاسباتم کاملاً نشون میده ‫که وروتسواف میتونه آروم بخوابه.

‫دیشب کلودزکو سیل اومد.

‫سیل حداقل هر ده سال یه بار ‫به کلودزکو میزنه،میدونی. چیز عجیبی نیست.

‫با این حال، آب داره ‫به وروتسواف نزدیکتر میشه.

‫- کلودزکو وروتسواف نیست. ‫- خیلی بدتره.

‫منظورت چیه؟

‫خب، کلودزکو سیل‌ های بزرگ کوهستانی میخوره،

‫و اونجا، بیشتر آب شهر رو میزنه ‫ولی زود میره.

‫در وروتسواف، اگه رودخونه ‫از ساحلش بیاد بیرون، آب اینجا میمونه.

‫- جایی برای رفتن نداره. ‫- جز اینکه وروتسواف سیل نمیگیره.

‫- سطح آب امروز رو میدونیم؟ ‫- آره. سطح هشدار کمی گذشته.

‫خب، نه خیلی کم. چند سانتیمتر.

‫- دقیقاً چندتا؟ ‫- فقط کمی.

‫قربان، میتونید یکی بگه ‫در پروتکل مدیریت سیلتون

‫الان در کدوم نقطه هستیم؟

‫بذار توضیح بدم.

‫در نقطه یکیم. ‫قفل‌ ها بالا رفتن، سدها پاک شدن،

‫و الان داریم از ‫گیرژونیوف آب خالی میکنیم.

‫و این پاسخ نهاییتون به سیل هست؟

‫این توسط پروفسور تویفل منتشر شده، ‫غول هیدرولوژی.

‫خب، عالیه. هنوز از داده‌ های ‫دهه ۶۰ استفاده میکنید.

‫همه چیزو زیر سؤال میبری!

‫ببخشید. همگی!

‫همه‌ مون به یه چیز اهمیت میدیم، ‫ایمنی مردم این شهر.

‫شما آقایون روی اینکه سیل ‫به وروتسواف چه شکلی میشه توافق ندارید.

‫برای همین دعوتتون کردیم ‫و نظر کارشناسیتون.

‫باور کنین، خیلی بد میشه، آقای شهردار.

‫میتونی به این سؤال جواب بدی؟

‫کدوم بیمارستان‌ ها الان بیشتر در خطرن؟

‫بدون مدل جواب دقیق نمیدم، ‫ولی وقتی آماده کردم،

‫به همه سؤالاتتون جواب میدم.

‫این مدل همه شک ‌ها رو ‫یک بار برای همیشه برمیداره؟

High Water subtitles in other languages

Комментарии

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left