Первые 192 строк.
۳ خانهای برای کریسمس
دسامبر ۲۴
پلاستیکش رو بعد از کریسمس برمیدارم. بغلهای کریسمسی، بو
سلام ماریا. کریسمس مبارک
عالیه
با قطار میای؟
میتونم بیام دنبالت
باشه. آره، فعلاً
تورِ کریسمسِ بابانوئل یوهانه
کریسمس مبارک، خواهر جون
کریسمس مبارک
اصلاً نمیتونم اون دعوا رو فراموش کنم. باید عذرخواهی کنم
نه، اون... آره
آره، باید میذاشتم حرف بزنی و بهت گوش میدادم
اما در عوض، فقط چرتوپرت گفتم و حرفهای بدی زدم
منم حرفهای بدی زدم، و اینکه
حق تو این نبود
ببخشید
ببخشید
خیلی ممنون که وقتی من نبودم، جای من رو پر کردی
آره
البته
اون چیه؟
از طرف «بو»ئه، همون نجاره
عادت داره از این یادداشتها بنویسه
واقعاً کار قشنگیه. آره
آشپزخونهم هنوز تموم نشده
واسه همین دعوتتون رو قبول کردم. خوبه
خوب بود یکم دور باشی؟
خوب بود یکم فاصله بگیرم
داشتم به مامان و بابا فکر میکردم. خب
وقتی کوچیک بودیم
با وجود اونهمه شلوغی و کلاسهای فوقبرنامه
و اون همه کار، همیشه وقت داشتیم
موقعی که مامان سر شام از روزش میگفت
میتونست نیم ساعت فقط دربارهی قدم زدنش تا صندوق پست حرف بزنه
آره. یادت میاد؟
آره
توی اون ده متریِ درِ ورودی تا گاراژ
گلهای زعفران درومده بودن
روی چمنها خزه بسته بود و شکوفههای بیدمشک زودتر درومده بودن و
گنجشک روی سقف لونه ساخته بود
زیر سنگفرشها مورچه بود و توی آسمون هم ابرهای صدفی
یا مثلاً زمستون دیوار گاراژ رو فرسوده کرده بود
آره
اون ده متر مسیر
واسه مامان مثل یه سفر دور دنیا بود
ما همیشه وقت داشتیم
توی زندگیِ الانِ من به عنوان یه مادر
انگار روزها فقط یه مهِ خاکستری و تاره
یه مبارزهای که باید به زور ازش رد بشم
که باعث میشه ماریای بدی باشم
آدمِ کوتهفکر و تلخی میشم و
بداخلاق
و نمیخوام اینجوری باشم. نه
دلم میخواد دوباره اون شکوفهها رو ببینم
دلم میخواد بیشتر به آسمون نگاه کنم
میخوام اونقدر به شمشادها خیره بشم تا گنجشکی که توش نشسته رو ببینم
و میخوام دوباره دستهای ایاز رو بگیرم
سلام
هر شب کریسمس خیلی خوشحالم
چون اون موقع بود که عیسی به دنیا اومد
ستاره مثل خورشیدی درخشان میتابید
و فرشتهها چقدر شیرین آواز میخوندن
اون طفل کوچک در بیتاللحم
او پادشاهِ پادشاهان بود
چون از عرشِ آسمان به زمین آمد
تا به دنیایی نیازمند کمک کنه
واسه همینه که عاشق هر شب کریسمسم
و عیسی رو هم دوست دارم
عشق اون به من هیچوقت تموم نمیشه
و میدونم که این عینِ حقیقته
خدایا، دیگه لازم نیست تنبیهم کنی. فهمیدم
هی، دیر کردی
آره، رفتم دنبال ماریا. برگشته
چه خبر خوبی. آره، عالیه
بیاین دعا کنیم
ای پدر ما که در آسمانی
نام تو مقدس باد
ملکوت تو بیاید
ارادهی تو چنانکه در آسمان است، بر زمین نیز کرده شود
نان روزانهی ما را امروز به ما عطا فرما
و گناهان ما را ببخش
چنانکه ما نیز آنان را که به ما گناه کردهاند، میبخشیم
و ما را در آزمایش میاور، بلکه از شریر رهایی ده
زیرا ملکوت، قدرت و جلال تا ابدالآباد از آنِ توست. آمین
یک، دو، سه! وای
یه کلاهه
یه کلاه! نگاه کن! چقدر قشنگه
ایول. حالا میتونیم از هم تشخیصتون بدیم
بیا عوض کنیم
شیطونها
ممنون. وای
کریسمس مبارک
یه هدیه واسه عشقم دارم
گفتم قبل از اینکه یوهانه بره، بازش کنیم
باشه. واسه منه؟
بله
اوه، یه ساعته
بازم فرنی میخوری، یوهانه؟
اوه نه، مرسی. این اولین جای استوپمه، کلی راه دارم امروز
واقعاً یه ساعته. وای
وای، تست کرونا
اوه
خب. دو تا خط روشه
لعنتی
«لعنتی»؟ آره، منظورم اینه که
این فوقالعادهست سونیوا. آره
تبریک میگم! آره
آره، یه معجزهی کریسمسه. بله، همینطوره
دقیقاً همینه. یه معجزهی کریسمس
تبریک میگم. ممنون
معرکهست. آره، خیلی خوبه
ممنون. کی وقتته؟
وای
میخوای یکم از این ببری؟ یه عالمه فرنی درست کردیم
ممنون. خواهش میکنم
اما... با هدیهت اوکیای؟
آره، هستم. فقط باید یکم خودمو جمعوجور میکردم
درسته. اما
امیدوارم دوقلو نباشه، اگه اجازه داشته باشم اینو بگم
تو چی؟
خبری نشد؟
چی؟
منظورم بعد از نمایش کریسمسیه
بو... بو نجاره؟ نه. آره
نه، اون دوستدختر داره
نه، شوخی میکنی؟
نه. درسته
خب... ای بابا
میدونی چیه؟ امیدوارم به هم بزنن. آره
وقتی دیدیش کلاً دستوپاتو گم کردی
وای خدای من. آره
یه آدم چقدر میتونه متوهم باشه؟
آدم اجازه داره یکم متوهم باشه
بیخیال
دوستت دارم. خوبه. منم دوستت دارم
کریسمس مبارک. تو هم همینطور
سلام. سلام
کریسمس مبارک. کریسمس مبارک
کریسمس مبارک. سلام. کریسمس مبارک
خوشحالم میبینمت. تورِ کریسمسِ بابانوئل یوهانهست
فرنی از طرف مورتن. قبلاً خوردی؟
آره، اما جای فرنی تو رو نگه داشتم
خب، خوبه
من میگیرمش. آره، عالیه
خیلی خوشگل شدی
ممنون
تو هم همینطور
آره. اینا رو بردارم؟
خاله، میخوای ویدیو موشه رو ببینی؟
چقدر بامزه
خاله یوهانه، بدجوری تو دردسری
آره، الانه که اتفاق بیفته
باشه
چی شد خاله یوهانه؟
ترس از صحنه گرفتی؟
آره، یه همچین چیزی. میخوام از روی پات بلند شم
باشه، اینو نگاه کن
دینگ! دینگ! اینو ببین
دینگ، دینگ، دینگ
فرنی رو تموم نکردیم
مال مورتن رو برداشتی، پس مال منم ببر
مال من خوشمزهتره
اووه. دو تا پرس فرنیِ مونده
خب دیگه، کریسمسه. راسته
یوهانه
به نظرم تو خیلی باحالی لعنتی
واو. فکر میکنی من خیلی باحالم؟
آره. آره
یادت میمونه از طرف من به «بو» کریسمس رو تبریک بگی؟
آره. وقتی دیدمش بهش میگم
بو نجاره رو میشناسی؟ آره، خیلی آدم باحالیه
واقعاً؟ ما باهاش رفتیم پیست پاتیناژ
واقعاً؟ و بازار و تئاتر
آره، فیلم «در واقع عشق» رو دیدیم
«در واقع عشق»؟ با بو نجاره؟
از فیلم خیلی خوشش اومد، هرچند نمیخواست اعتراف کنه
معلوم بود که تحتتاثیر قرار گرفته
اما من دیگه دارم میرم، پس
مرسی بابت اون ویدیوی سرگرمکنندهی موشه
خداحافظ. خداحافظ
سلام
تو که امروز توی لیست شیفت نیستی
ورا مریضه، واسه همین از چند ساعت پیش جای اون اومدم
باشه. در واقع باید با من هماهنگ میکردی، ولی
میدونم، ولی... با خودم گفتم شب کریسمسه و
همینجوری ردیفش میکنم دیگه
ورا چش شده؟
حالت تهوع و تب و این حرفها
فهمیدم
هی، من
No comments yet. Be the first to leave one.