Первые 200 строк.
متوجه نشدم اومدی
روزت چطور بود؟
خوب بود
طولانی... امروز امتحان داشتم
واتساپت رو چک نکردی؟ برات پیام فرستادم
باتریم تموم شد. چیکار داشتی؟
یه کم شراب لازم داریم
چرا؟ اینا چیه دیگه؟
اینا؟
یه کم مزه و خوراکی
خوراکی؟ آره
خوراکی
منتظر کسی هستیم؟
همسایههامون. همسایههامون؟
آره. دیروز بهت گفتم. یادت نیست؟
کاملاً یادمه، آره
گفتی دلت میخواد دعوتشون کنی
نه اینکه همین الان دعوتشون کردی
زمان دستوریِ فعل خیلی فرق میکنه، آنیتا
اینطوریه؟
زمان فعل خیلی فرق میکنه؟
آره آنا، فرق میکنه
یه روز صداتو ضبط میکنم تا بفهمی چی میگی، خولیو
معذرت میخوام
خستهام و هنوز ۵۰ تا برگه دارم که باید صحیح کنم
فقط زنگ بزن بگو یه وقت دیگه دور هم جمع میشیم
دیگه خیلی دیره. تو همیشه یه بهانهای میاری
شش ماهه که بهشون یه مهمونی بدهکاریم
چرا باید دعوتشون کنیم؟
کی گفته؟ کجا نوشته؟
هیچجا. آروم باش. لازم نیست عصبی بشی
عصبی نیستم
میدونی چرا عزیزم؟
اصلاً نمیدونم
موقع بازسازی خونه اونا بهمون کمک کردن
قول دادیم آپارتمان رو بهشون نشون بدیم
و وقتی تموم شد، برای یه وعده غذا دعوتشون کنیم
و اون مال شش ماه پیش بود، باشه؟
آدمهای خونگرمی به نظر میان، نه؟
خستهکنندهان. همیشه سلام علیک میکنن. خستهکن
خستهکنندهان چون همیشه سلام علیک میکنن؟
منظورمو میدونی؛ همیشه باید وایسی باهاشون حرف بزنی
میپرسن اوضاع چطور پیش میره
این کاریه که آدمهای معمولی میکنن
یه جور ابراز علاقه به موجودات زنده دیگه
میدونی چی رو مخمه؟ چی، خولیو؟
منم اینجا زندگی میکنم. محض اطلاعت اگه یادت رفته
معلومه که یادمه
اگه میخوای کسی رو دعوت کنی، حداقل میتونی از من بپرسی، نه؟
نه، فکر نمیکنم. میدونی چرا؟
چرا عزیزم؟ چون میگفتی نه
هر وقت هر پیشنهادی میدم، همین کار رو میکنی
آنا. بله
این چیه؟
این یه فرشه
چون مهمان داریم خریدیش؟
نه، چون اون یکی قدیمی شده بود
نه، چون همسایهها دارن میان
خوشت میاد؟ بستگی داره
خوشت میاد خولیو؟ بستگی داره چقدر برات آب خورده باشه
چطوره بری بیرون و دوباره بیای تا از اول شروع کنیم؟
حتماً، همین کار رو بکنیم. خوبه
سلام عزیزم
اوضاع چطوره؟ خوبی؟
روزت چطور بود؟
وای، اینا چیه دیگه؟
اوه، کاملاً یادمه
که گفتی دلت میخواد همسایههامون رو دعوت کنی
نه اینکه قبلاً دعوتشون کرده باشی
زمان فعل خیلی فرق میکنه. یه فرقِ بزرگ، درسته آنا؟
باید یه چند تا پرده بگیریم. من از پرده خوشم نمیاد
خوشم نمیاد همسایهها بتونن ما رو ببینن
خولیو
میتونیم توافق کنیم که فقط برای امروز خوشاخلاق باشیم؟
آره، البته
اولین کاری که میکنم اینه که ازشون تشکر کنم
برای هر باری که درِ آسانسور رو نگه داشتن
و اون باری که بهمون چکش قرض دادن
چکش بود دیگه، نه؟
آره، چکش بود
و مطمئن باش سعی میکنم کاری کنم که زود برن
تا بتونی با دوستت، همون تلسکوپ، بری بالای پشتبوم
من نگاه کردن به ستارهها رو دوست دارم، آنا
اون چیزی که دوست نداری، خونه بودنه
امروز جمعهست. امروز نباید با هم بحث کنیم
میدونی چرا میرم پشتبوم؟
چرا عشق من؟
تا بتونم سیگار بکشم، در کنار کارهای دیگه
تو خونه اجازه ندارم، چون ممکنه فرش کثیف بشه
به خاطر دخترت این کار رو میکنیم. اون آسم داره
درسته، ما یه دختر داریم
یادم رفته بود
مجبور بودی گرونترین ژامبون رو بخری؟
نمیشد تنقلات معمولی بگیریم؟ چیپسی، پفکی؟
نه، من مثل تو گداگشنه نیستم
آخرش کارمون به دعوا میکشه
آنا
چی؟
حالا که صحبت از دخترمون و سلامتِ روانِ آیندهشه
حدس میزنم بدت نیاد اگه اون مشکل رو باهاشون در میون بذارم
خولیو، قبلاً دربارش بحث کردیم. درباره چی بحث کردیم عزیزم؟
اینکه حرفی ازش نزنیم
ولی دخترمون داره اذیت میشه
ممکنه در نهایت باعث آسیب روانی بهش بشه
و ممکنه بازیگر فیلمهای پورن بشه. یا بدتر از اون! راهبه
میشه یه وقت دیگه دربارش حرف بزنیم؟
فکر میکنم بهترین موقعست که مطرحش کنیم
وسطِ ناخنک زدن به این ژامبونهای عالی بهشون میگیم
یه بار تو آسانسور نزدیک بود بگیم، یادت هست؟
یادمه. اینم یادمه که تصمیم گرفتیم نگیم
چون فکر کردیم دیگه از این بدتر نمیشه
همین شنبه پیش، قاب عکسها روی دیوار میلرزیدن
آره، میلرزیدن. خولیو، خواهش میکنم
یه کم میخندیم، میبینی. اونا خیلی باحالن، نه؟
خولیو
داری یه چیز مهم میگی
همهمون باید تلاش کنیم با هم کنار بیایم
آره، درسته. خب؟
و اینکه دیگران رو بپذیریم، حتی اگه بعضی وقتها سخت باشه
بگو، دارم گوش میدم
باید نسبت به همسایهها و شریکهای زندگیمون صبورتر باشیم
وگرنه... میدونی چیه آنا؟
تو خیلی سریالهای آبکی میبینی
این باجگیریه؟
داری از من باج میگیری چون میدونی ناراحتم میکنه
گوش کن
اگه ساعت ۴ صبح صدای آهنگشون رو تا ته زیاد میکردن
و ما رو بیدار میکردن، باهاشون حرف نمیزدی؟
اینم هیچ فرقی نداره
این یه تهدیده؟ اگه بیان بهشون میگی؟
این پیرهن نوئه؟
آره، نوئه
خیلی قشنگه. به فرش میاد. از همون مغازه خریدی؟
از مغازه بغلیش. بهم میاومد
آره، بهت میاد
پیرهن خیلی بهت میشینه
میتونی هر از گاهی بهم بگی
خیلی خوشتیپ شدی
میدونم
مرسی
چطوره یه بطری شراب باز کنیم و از اول شروع کنیم؟
آره، برامون خوبه
ولی اول به همسایهها زنگ بزن و بگو نیان
میدونی درباره همه اینها چی فکر میکنم؟ چی؟
تهِ دلمون، بهشون حسودی میکنیم
به کی؟ به همسایههامون
همسایههامون؟ چرا؟
هر بار که موقع عشقبازی صدای نالههاشو میشنوم
وقتی موقع ارضا شدن مثل گربه جیغ میکشه
این چیزیه که حس میکنم؛ حسادت
واسه همینه که نمیخوام باهاشون حرف بزنم
خوشحالم که هنوز یکی هست که اینقدر بهش خوش میگذره
عالی شد! پس حالا به این همسایههای نئاندرتالمون حسودی میکنیم
فوقالعادهست
پس دخترت چی؟ تو بودی که نگرانش بودی
براش گوشگیر بخریم که بخوابه؟
وقتی از ترس بیدار میشه چون سقف داره میلرزه باید چیکار کنیم؟
ولی جرئت نمیکنه بیاد تو اتاق خواب ما
چون فکر میکنه تو داری جیغ میزنی و منم مثل گوریل دارم بالا و پایین میپرم؟
باید چیکار کنیم؟
رسیدن به یه ارگاسم خوب سختتر از اونیه که فکر میکنی
اگه اون میتونه، بذار لذتشو ببره
الان واقعاً به یه نوشیدنی احتیاج دارم
باشه، برو بنوش، بفرما
شما مَردها نمیفهمید ولی داستان همینه
به همین راحتیها نیست که آدم یه ارگاسمِ خوب داشته باشه
گوش کن
اگه بهشون بگیم که صداشونو میشنویم و مزاحممون هستن
هر بار که دارن سکس میکنن و اون میخواد ارضا بشه
یهو صورتهای ما میاد جلوی چشمش
صورتهای ما
انگار که ما لبه تختشون نشستیم
و داریم بهشون زل میزنیم و سرکوبشون میکنیم
ممکنه دیگه هیچوقت اونقدر لذت نبره و من هیچوقت خودمو نمیبخشم
به نظرت خندهداره؟
آره، بعضی وقتها به نظرم بامزه میشی
ولی قرار نیست متقاعدم کنی
این بحثها دیگه خیلی فلسفیه. ولی منم تئوریهای خودمو دارم
یه وقت دیگه بهم بگو. الانه که بیان پایین
لطفاً امروز چیزی نگو. یه روز دیگه دربارش حرف میزنیم
یعنی باید دوباره ببینیمشون؟
عمراً! آخرش میری یه فرش دیگه میخری
قبلاً برات مهم بود
درباره چی؟
ما! قبلاً به همدیگه اهمیت میدادیم
آنا
آنا
باز این بازیِ عذاب وجدان دادن رو شروع نکن
اونا فقط یه مشت آدم بیشخصیت و بیفرهنگن
میخوای باور کنم اونا نمیدونن صداشون میاد؟
تازه باید بابت ارگاسم اونا هم احساس مسئولیت کنیم؟
اونا جیغ و ناله میکنن چون ما اصلاً براشون مهم نیستیم
تمام
اگه من شب سروصدا کنم، میدونم که دارم بقیه رو اذیت میکنم
باید برن هتل برای این کارا! ولی نه... میدونی چرا نه؟
چون دوست دارن صداشون شنیده بشه
این کار حشریشون میکنه
و حالا باید اینجا تحملشون کنیم و هیچی نگیم؟
حالم از این مبادی آداب بودن به هم میخوره
ببخشید که اینو میگم ولی قبلاً اینطوری نبودی
No comments yet. Be the first to leave one.