Первые 200 строк.
زمان اکران، این فیلم ردهبندی سنی ۱۵ سال گرفت
اون هم از طرف هیئت ردهبندی، به خاطر «صحنههای خشونتآمیز شدید»؛
«که باعث شده برای بچههای دوره راهنمایی و کوچکتر نامناسب باشه.»
بنابراین افراد زیر ۱۵ سال اجازه تماشای اون رو نداشتن
برای تماشای خانگی، توصیه میکنیم والدین یا سرپرستان نظارت داشته باشن
با توجه به کسانی که توی خونهتون میخوان این فیلم رو ببینن
نبرد سلطنتی - نسخه ویژه
در آغاز هزاره، کشور فروپاشید
با نرخ بیکاری ۱۵ درصد، ۱۰ میلیون نفر از کار بیکار شدن
هزار دانشآموز مدرسه رو تحریم کردن ۸۰۰
و نرخ جرم و جنایت نوجوانها به شدت بالا رفت
بزرگترها اعتمادبهنفسشون رو کاملاً از دست داده بودن و حالا، از ترس جوونها
در نهایت یه قانون تصویب کردن
قانون اصلاحات آموزشی هزاره، معروف به: قانون «بیآر»
امسال، کلاس «ای» از مدرسه راهنمایی زنتسوجی انتخاب شد؛
از بین ۴۳ هزار کلاس سال نهمی
بازی امسال حتی از پارسال هم وحشیانهتر بود
نگاه کن، اونجاست! برنده یه دختره
بعد از دووم آوردن توی نبردی که ۲ روز و ۷ ساعت و ۴۳ دقیقه طول کشید
برنده یه دختره
ببین، داره لبخند میزنه. داره میخنده
قشنگ معلومه که لبخنده
ردهبندی ۱۵ سال، برای افراد زیر ۱۵ سال ممنوع
نسخه ویژه
وقتی کلاس چهارم بودم، مامانم ولمون کرد
و اولین روز کلاس هفتمم، بابام خودش رو دار زد
برو جلو شویا، تو میتونی، شویا
اصلاً نمیدونستم باید چیکار کنم و هیچکس هم بهم کمک نکرد
صبح بخیر. = چی؟
ببخشید دیر کردم... چه خبره؟
امروز رو تعطیل میکنیم چون دلمون میخواد - کلاس ب
کمی بعد از اون اتفاق، اون معلم از مدرسهمون رفت
اما ما با وجود این دنیای دیوونهی اطرافمون، تونستیم شاد بمونیم
و بعد، یهو
تحصیلات اجباریمون متوقف شد
آقا - ببخشید
بیا بریم. = نه
زود باش، بیا بریم
ببخشید، اجازه بدید رد شیم
ناناهارا، یه سری کوکی درست کردم. گفتم شاید بتونم بین بقیه پخششون کنم
اگه دوست داری، با نوبو هم بخور. واقعاً؟ مرسی
اینطرف رو نگاه کنید! = باشه
نوریکو خیلی وقت بود منتظر بود اینا رو بهت بده
وااای مگومی، چقدر خوشمزهان. شویا، تو هم بخور
من خوبم. تو بخور، نوبو
ناکاگاوا، میدونی چیه؟ خوشحالم که اومدم
= ممنون. = این چه حرفیه، نوبو
عکس آماده شد! من که اصلاً توی عکس نیفتادم
= نوبو. = ها؟ چی شده...؟
بعد از اینکه تو
کیتانو! کیتانو؟ نه بابا، مگه میشه
خب دیگه، بشینید
بشینید! بشینید
خیلی وقته همو ندیدیم
منم، کیتانو، معلم سال هفتمتون
دوباره مسئولیت کلاس «ب» با منه. پس بیاین با هم همکاری کنیم
از امروز دو تا دانشآموز انتقالی بهمون اضافه میشن. اون که اونجاست، کاواداست
و اون یکی هم کیریاماست
باهاشون مهربون باشید
قانون نبرد سلطنتی
هوی، مسخرهبازی رو تموم کنید. اینجا دیگه کجاست؟
کدوم گوری هستیم؟ اینا دیگه کیان؟
چیزی در مورد این قانون میدونید؟
فایده نداره. اصلاً خوب نیست
این کشور دیگه به هیچ دردی نمیخوره. میخواین بدونین چرا؟
دردم اومد
وقتی یکی داره حرف میزنه، خفه شید و گوش بدید
آقا، اجازه هست برم دستشویی؟
نمیتونی صبر کنی، چیگوسا؟
دلم براتون تنگ شده بود
کونینوبو
واقعاً به باسنم صدمه زدی
بهت گفته بودم دیگه دور و بر مدرسه پیدات نشه، مگه نه؟ گفتم که تو آدمبشو نیستی
ولی تو هم واقعاً دیگه مدرسه نیومدی
این اصلاً خوب نیست
و حالا فقط واسه اردوی کلاسی برگشتی
به خاطر آدمایی مثل همین کونینوبو، این کشور الان یه ویرانهی تمامعیاره
واسه همین کلهگندهها دور هم جمع شدن و این قانون رو تصویب کردن
نبرد سلطنتی
پس درس امروز اینه: همدیگه رو بکشید
تا وقتی که فقط یک نفرتون باقی بمونه
چی انقدر خندهداره؟
آقا، من نمیفهمم منظورتون چیه
آخه مگه ممکنه
معلمتون، آقای هایاشیدا
اون به شدت با انتخاب شدنِ کلاس «ب» مخالف بود
همه ساکت شید
اینم از یه بزرگسالِ شکستخورده
حواستون باشه که مثل اون بزرگ نشید
وقت دیدنِ فیلمه. خوابتون نبره یه وقت
راه و رسم درستِ جنگیدن در نبرد سلطنتی
از طرف کمیتهی ترویج قانون نبرد سلطنتی
سلام به همهی بچههای سال نهم، کلاس «ب» از مدرسهی راهنمایی شیرویوا
شما همون کلاس خوششانسی هستید که واسه نبرد سلطنتیِ امسال انتخاب شدید
تبریک میگم! ممنونم
حالا میخوام قوانین رو براتون توضیح بدم
خوب گوش کنید و بعد با انرژی و درست بجنگید
همهی شما به این جزیرهی غیرمسکونی آورده شدید
محیطش ۱۰ کیلومتره
ولی ما همه رو تخلیه کردیم، پس اینجا کاملاً خالیه
فوجیوشی، گفتم پچپچ نکن
خیلی خب، حرکت کنید، راه بیفتید
ببخشید، مگه طبق قانون من اجازه نداشتم کسی رو بکشم، درسته؟
دختر شماره ۱۸، فوجیوشی - مرده
نوریکو
آشغال عوضی! نوبو
نوبو
لعنتی
خب، بریم سراغ ادامهی ویدیو
جزیره به این منطقههای کوچیک تقسیم شده
معلمتون ساعت ۱۲ و ۶ صبح و شب، اطلاعیه صادر میکنه
روزی چهار بار
اینها بهتون میگن که کدوم منطقهها قراره خطرناک بشن و از چه ساعتی
اگه توی یکی از اون منطقهها باشید، باید از اونجا برید
میخواید بدونید چرا؟
اینجاست که این قلادههایی که گردنتون انداختیم وارد عمل میشن
اینها کاملاً ضدآب و ضدضربهان
و هیچ راهی هم واسه باز کردنشون نیست
این سنسور ضربان قلبتون رو چک میکنه
و دقیقاً به ما میگه کجا هستید و دارید چیکار میکنید
اگه وقتی زمان تموم میشه هنوز توی منطقهی خطر باشید
یا اگه کار خطایی ازتون سر بزنه، ما سیگنال مخصوص خودمون رو براتون میفرستیم
قلاده شروع میکنه به بوق زدن و بعد... بووم
تلاش برای به زور باز کردنش هم باعث انفجارش میشه، پس اصلاً امتحانش نکنید، باشه؟
آشغالای عوضی
خفه شید! نمیذارید صدای ویدیو رو بشنویم
تمومش کن نوبو
تمومش کن! آروم باش
هیچ راهی برای آدم کردن تو نیست، مگه نه؟
بهتره فرار کنید بچهها. این چیه؟ کمک
شویا! نوبو
نوبو
هی شویا، الان از کسی خوشت میآد؟
پسر شماره ۷، کونینوبو - مرده
حیف شد
من به روش خودم اون بچه رو دوست داشتم
ناناهارا، اونطوری نگام نکن، چیه؟
آه، یه چیز دیگه هم هست که باید بهتون بگم
این بازی محدودیت زمانی داره: سه روز
اگه توی این مدت یه برندهی نهایی مشخص نشه
هیچکس برنده نمیشه
پس بهتره تا جایی که میتونید سخت بجنگید
و نذارید کار به اونجا بکشه، باشه؟
خب، تا اینجا سوالی هست؟
بله. بفرمایید موتوبوچی
اگه زنده بمونم، میتونم برگردم خونه؟
البته
ولی فقط اگه بقیهی همکلاسیهات مرده باشن
بله. بفرما میمورا
ما چطور انتخاب شدیم؟
با انتخاب تصادفی
یکی دیگه؟ = حتماً
چرا داری این کار رو میکنی؟ تقصیر لعنتیِ خودتونه
شماها اصلاً برای بزرگترها احترام قائل نیستید، مگه نه؟
ایرادی نداره، اگه اینطوری دوست دارید
ولی فراموش نکنید، زندگی یه بازیه
پس برای بقا بجنگید... و بفهمید که اصلاً ارزشش رو دارید یا نه
حالا قراره یکییکی از کلاس برید بیرون
ولی قبلش، به هر کدومتون یه کیف میدیم
داخلش غذا و آبه
یه نقشه، قطبنما، چراغقوه و یه اسلحه
خودتون بعداً چکش کنید
این یکی مال دختراست؛ میتونید وسایل شخصیتون رو هم با خودتون ببرید، احمقا
توی هر کیف یه اسلحه متفاوته. قرار نیست به همه تفنگ یا چاقو برسه
کاملاً تصادفیه؛ بعضیا خوبن و بعضیا هم نه چندان
اینطوری به هر کسی یه شانس برای مبارزه داده میشه
یه نفر با این یکی حسابی شانس آورده
به والدینتون هم خبر دادیم. پس، فقط برید تو دلش
خب، به ترتیب شماره کلاسیتون خارج میشید
وقتی اسمتون رو صدا میزنم، میخوام یه "حاضر" بلند و رسا بشنوم
پسر شماره ۱، یوشیو آکاماتسو
حاضر
شروع بازی، روز اول - ساعت ۱:۴۰ صبح
دختر شماره ۱، میزوهو اینادا. = حاضر
ما همیشه با هم دوست میمونیم. = میدونم
پسر شماره ۲، کیتا ایجیما
دختر شماره ۲، یوکو اوتسومی
پسر شماره ۳، تاتسومیشی اوکی
دختر شماره ۳، مگومی اتو
من دارم میرم، نوریکو. مگومی
پسر شماره ۴، توشینوری اودا
دختر شماره ۴، ساکورا اوگاوا
پسر شماره ۵، شوگو کاوادا
دختر شماره ۸، ایزومی کانای
پسر شماره ۶، کازوئو کیریاما
سریع باش، بجنب
اون کیف منه
چی؟
احتمالاً تا الان حدس زدید
ولی دانشآموزهای انتقالی جدیدمون یه کم خطرناکن
دختر شماره ۱۴، مایومی تندو
پسر شماره ۱۵، شویا ناناهارا
منتظرت میمونم
ناناهارا
چی شد، تندو؟
باید چیکار کنم؟ این چیه؟
تندو
برو عقب، ناکاگاوا
لعنتی، دارم چیکار میکنم؟
هی، داری چیکار میکنی؟
No comments yet. Be the first to leave one.