Первые 200 строк.
...آنچه در «مسافرخانه ی بیتس» گذشت
چند روز پیش دوتا جسد از .دریاچه پاییزی بیرون کشیدیم
.همین الان یکیشون رو احراز هویت کردیم
فکر کردم که تو میخوای اون .کسی باشی که این رو به همسرت میگه
.مسافرخانه ی بیتس» یه تجارت خانوادگیه»
و من حس میکنم که انگار جزوی .از این خانواده بودم
.نورما» تو همیشه باهام صمیمی بودی»
.اون مادرش رو کشته
.اون عاشقش بود
،اگه بدونی که «نورمن» چیکار کرده .شریک در قتل محسوب میشی
!یه کلوم از مجرم فراری
نورمن بیتس» تو به خاطر قتل»
!سم لومیس» بازداشتی»
.نورمن» برات یه وکیل میگیرم»
تا وقتی وکیلت اونجا نرسیده !چیزی نگو
،نورمن» آدم بدی نیست»
.و اون مجرم هم نیست
چی لازمه در موردش بدونم؟
.اون یه روی دیگه ای داره
نمیدونم اسمشو چی میزاری؛
!شاید چندگانگی شخصیت
من تنها کسی هستم که .ازت مراقبت میکنه
.دیگه وقتشه من اوضاع رو راست و ریس کنم
.به چپ بچرخید لطفا
.خیله خب. بیاید کنار میز لطفا
.لازمه اثر انگشت هات رو بگیرم
باید چیکار کنم؟
انگشت شست دست راستت رو .روی اسکنر بزار
تا وقتی صدای بوق نشنیدی .اونجا نگه ش دار
.و تکون هم نخور
جوهری در کار نیست؟
جوهر کثیف کاری و لکه داره. همه چیز دیگه دیجیتال شده
.منتظر صدای بوق باش
لطفا انگشت سبابه دست راستتون روی اسکنر بزارید
.شست دست چپ لطفا
خب بعدش چی میشه؟
!منتظر صدای بوق باش - .راست میگی -
.فردا میری جلوی قاضی
.بعدش دیگه با خداست
نظر من اینه که توی 48 ساعت به
.یه بازداشتگاه قبل از محاکمه منتقل میشی
انگشت سبابه دست چپ لطفا
بازداشتگاه؟ منظورت مثل زندونه؟
تو رو به هر جا که قاضی بخواد .نگه ـت داره، منتقل میکنن
.اما مطمئنا اینجا نمی مونی .از این کارا نمی کنیم
.یکم دیگه نامردیه
وثیقه نمیشه گذاشت؟
این دیگه بستگی به .قاضی داره
،شخصا
.روی این موضوع حساب باز نمیکنم
دیلن» چی شده؟»
.کیتی» پیش بابامه»
.من کنارتم. باهم یکاریش میکنیم
خودم میخواستم که اینجا باشم .و تو این موضوع کمکت کنم
.«اِم»... «اِما»
.نمیدونم چطور این رو بهت بگم
اون... اونها جسد مامانتو توی
.دریاچه پاییزی پیدا کردن
.اون به قتل رسیده
.میدونم که کار «نورمن» ـه
.متاسفم
.متاسفم
« مسافرخانهي بيتس »
ارائــه اي از مــرتضــي نـمــا
سرما خوردی؟
.نه. به گرد و خاک حساسیت دارم
احتمالا این خونه از وقتی که مادره .مُرده گردگیری نشده
اون دو سال پیش مُرده اما
این اتاق یجوریه که انگار .اون هنوز اینجا زندگی میکنه
.شبیه به یه موزه میمونه
.آره شاید
موزه ی خیلی جذاب
.یکی رو تخت میخوابیده
روتختی ها تازه ـن
،«کلانتر «گرین
یه بخش از ساکی رو پیدا کردیم .که بیرون دفن شده بود
.متعلق به «آدری دکودی» ـه
.تکون نخورید. دارم میام
،از این بدم میاد که خودم رو شیرین ماجرا کنم
.اما یه چیز خیلی بهتری پیدا کردم
.این واقعی نیست
.این اتفاق نمی افته
.میدونم. منم همین حس رو دارم
منظورم اینه علی رقم اینکه به این چیزا برای مدت زیادی
فکر میکردم و در موردشون ...سوال داشتم، اما فقط
.به نظر غیرممکن میاد
.«متاسفم «اِما
.فقط میخواستم خوشبختت کنم
.تقصیر تو نیست
تو که «نورمن» رو وارد .زندگی من نکردی
وقتی که اول دیدمش .آدم خیلی مهربونی بود
...نورمن» مهربونه. اون» .اون فقط دیوانه ست
.این موضوع به حال من فرقی نمیکنه
.البته که نمیکنه
.باید برم خونه
.اِما» لطفا اینکارو نکن. لطفا»
.لطفا اینجا باهام بمون
.لطفا نرو
اینجا میمونم تا ترتیب .کارهای جسد مادرم رو بدم
اما نمیدونم که از پس این .«قضیه بر میایم یا نه، «دیلن
.نمیتونم این قول رو بهت بدم
.درک میکنم
و لطفا در مورد دلسوزی .برای «نورمن» چیزی بهم نگو
،اگه یه بار دیگه چشمم بهش بیفته .احتمال داره بکشمش
.آره
.دستبندها رو دربیارید .باید مدارکی رو امضاء کنه
.من همین بیرونم
خدا رو شکر
باهات درست رفتار میکنن؟
،اگه بگم که نه میتونی از اینجا درم بیاری؟
متاسفم «نورمن». اما .راه سختی در پیشه
پس الان چی میشه؟
خب فردا جلسه بررسی شواهد رو داری
قاضی تصمیم میگیره که آیا .پرونده رو برای محاکمه قبول کنه یا نه
با توجه به مدارک موجود ایالت
کار تشریفاتیه. اما ،اون چیزی که من دیدم
.دارن تو رو به محاکمه میبرن
واسه همین باید در مورد دفاعیه مون فکر کنیم
.خب کار من نبوده
.پس گناهکار نیستم
.موافقم
باورم داری؟
با اظهاراتت موافقم
برای قاتل های سریالی هیچ
حکم مشخصی وجود نداره
،اگه اعتراف به گناه کنی بهترین کاری که میتونیم برات
.انجام بدیم اینه که زنده نگه ـت داریم
چندین حکم حبس ابد !توی یه زندون فوق امنیتی
،با اجازه ی خودت
.میخوام یکم دست بالا بگیرم
اجازه داری. ولی چطوری؟
.اعلام بی گناهی به خاطر مشکلات روانی
پس قراره بقیه عمرم رو توی یک آسایشگاه زندگی کنم؟
.احتمالا آره
.خوشم نمیاد
.باید هم خوشت نیاد
اما... وقتی که سوال پیچم میکردن توی
.وضعیت ذهنی درستی نبودم
.چندین بار سراغ داروهام رو گرفتم
اما اونها بهم ندادنش. و اون ...کلانتر «گرین» ـه؟ اون
.از وقتی منو دید از من بدش میومد
.انگار من بهش بدی چیزی کرده باشم
.آدم عجیبیه. خیلی عجیب ـه
.درست نیست
.آره اون اشتباه کرده
.از خط و مرزها گذشته
و من یه حرکتی توی دادگاه میزنم مبنی بر اینکه
اعترافات پایه و اساسی نداره چون
.در فشار و اختلالات شناختی صورفت گرفته
.عالیه. از ایده ش خوشم میاد
اما دادگاه هنوز مدارک فیزیکی
.«خیلی قوی رو علیه ت داره، «نورمن
نیگا، ما میتونیم شونه به شونه ،باهاشون مبارزه کنیم
اما تو یک دادخواست عفو .مشروع برای مشکلات روانی سنگین داری
فقط واسه اینکه پدرخوندم من رو
توی یه آسایشگاه انداخته بود؟
.البته
همینطور، به این دلیل که .شاید واقعا به بودن در اونجا احتیاج داشتی
نیگا برادرت میگه که
.تو از چندگانی شخصیت رنج میبری
مگه «دیلن» دکتر شده؟
اون اصطلاح درست این بیماری رو .نمیدونست اما من میدونم
.اختلال هویت تفکیک شده»؛ دیآیدی»
تا حالا شده دکتری این
بیماری رو برات تشخیص بده؟
،همه
.«چند شخصیت دارن «جولیا
هر وقت که نیازی به چیزی .داشته باشیم روی های خودمون رو نشون میدیم
.«این جواب سوال من نبود «نورمن
حداقل این جوابی نبود که .بشه ازش در دادگاه استفاده کرد
خب، من فقط برای دو هفته .توی آسایشگاه «پاین ویو» بودم
و من فکر نمیکنم که کسی در اونجا .من واقعی رو درک میکرد
واسه همین فکر میکنیم ضروریه که
.تو رو الان مورد ارزیابی قرار بدیم
.باید درکت کنم
.تا بتونم بفهمم چطوری میتونم بهت کمک کنم
تو مادری؟
.نه
میخوای که مادر باشی؟ - .نه -
.هوشمندانه ست
چون به نظر میاد دوست داری .به موفقیت برسی
.تا برنده بشی
و مادر بودن یه کار .غیرممکنیه
هر بار یه قدم برمیداریم. باشه؟
یه قدم به سمت جهنم؟
.من به جهنم باوری ندارم
.بابا... من نمیدونم
.نه. نمیخوام که پاشی بیای اینجا
.میخوام اونجا کنار «کیتی» باشی
.نه. نمیخوام که اون رو بیاری
...اِما» شاید»
الان اینجا جای امنی برای .دخترم نیست بابا
!یک دیوانه خونه ای اینجا
اگه منو دوست داری... اگه ،که اون رو دوست داری
.پس اون رو همونجا نگه دار
درسته. و من هم به کارهای .مامان میرسم
.و بعد میام خونه
لطفا بابا... این لطف .رو در حق من بکن
.خیله خب
.از طرف من ببوسش .بعدا دوباره زنگ میزنم
No comments yet. Be the first to leave one.