Первые 200 строк.
می خوام آخرین چیزی باشم که می بینی
.اون بمیره ما هم می میریم
!ایست
.از اینجا به بعد به عهده ی ما
.قراره اعدامش کنیم بهش نقره زده شده؟
.کمتر از یک ساعت پیش یه دوز دیگه بهش بزنم
بعد بیارمش پیش شما؟- عالیه-
.ما یه رییس گله ی تازه داریم: من
اینم جزو قرارتونه که خون ِ خونآشام قورت بدی؟
من مقام ریاست این گله رو قبول می کنم
قبل از اینکه بتونی رییس رو به .مبارزه بطلبی باید یه پشتیبان داشته باشی
.من
.یکی دنبال تغییرشکل دهنده هاست
می تونی مراقبش باشی تا وقتی که بفهمیم اون آدم کیه؟
.می تونم کمکت کنم ردّ ِشون رو بگیری
می تونم تبدیل به هر چیزی بشم که لازم باشه
و تیزترین حواس پنج گانه ی روی زمین رو در اختیارت بذارم
گلوله های چوبی می فروشی؟
یه چندتاشو همینجا دارم اگه دوس داری ببینی
!"اندی"
یکی لبهاش رو دوخته
،اون پیش یه مرد پلیده مجبورش کرد خون ِ بز بنوشه
."دون بارتولو"
یه هیولای دودی پلید می خواد شکارم کنه
می خواد من و تمام کسایی که دوستشون دارم بکشه
.اگه پیش تو بمونم، می میری
.پس لازمه بری
!هی- !بمیر نیش دراز-
هویت فورتنبری"؟"
خب، امشب رو شانسی چون همین الان جونت رو نجات دادیم
خون آشاما مامان و بابامون رو کشتن؟
یه خون آشام سر راه والدینت کمین کرده بود
به خاطر بوی چیزی که از ماشین حس کرده بود سمتشون کشیده شده بود
.خون ِ تو- !نه-
حرف هیچ کدومتون رو باور نمی کنم
"رومن" فرمان داده "راسل" .امشب اعدام بشه
.بالاخره داره اتفاق می افته- چی داره اتفاق می افته؟-
هشدار: در اين فيلم از ادبيات زننده و کلمات ِ بي پروا استفاده شده که براي رعايت امانت .در ترجمه به همان صورت آورده شده اند
!پروتکل مرحله ی یک
...پروتکلهای مرحله ی اول آغاز می شوند
،من و تو .بالاخره به هم رسیدیم
!"نورثمن"
!"اریک"- .من نمی فهمم-
چرا کار نکرد؟- اریک"؟"-
!"اریک"- !بکشش
!نه، زنده نگهش دارین
باید بابت کاری که کرده !محاکمه بشه
نورثمن"، زنده ای؟"
.صدراعظم ها، تحت پوشش باقی بمونید
!"اریک"
"درود بر تو، "لیلیث
ما را از میان تاریکی هدایت کن
."درود بر تو، "لیلیث
این خون توست که به ما زندگی می بخشد
."چیزی نیست "نایجل .به زودی آزاد میشیم
!همگی آزاد میشیم
.زندانی دستگیر شد
...صدراعظم ها
اریک"؟"- .به اقامتگاهتان برگردید...
صدراعظم ها به اقامتگاهتان برگردید
اریک"؟"- منظره ی این بالا بی نظیره-
کاری مشترک از تیمهای ترجمه ی RapidBaz & TvShow
اون مثلاً باید کمکش کنه .نه اینکه دوباره برق بفرسته سمتش
.داریم کمکش می کنیم .داریم بازتابشش رو می سنجیم
خیله خب، گوش کن. من نه دانشکده ی پزشکی درس خوندم، نه دانشکده ی پری بازی، نه هیچی
پس اگه بتونی به زبون ساده توضیح بدی که چی میگی
.خوشحال میشم
من نورم رو از درونش رد می کنم و اگه پری درونش قوی باشه
نورم بدون برخورد با هیچ مانعی از بدنش عبور می کنه
!خب، رد کنش دیگه
...چیه؟ یعنی بده؟ چون
کله ش... به نظر من که خوب برق زد
.بیدارش کن
من کجام؟- .جات امنه-
آره جون عمه تون. تو یکی از همون جنده هایی هستی که سمتم جرقه زد
.و تو یکی هم همچین بهتر نیستی
اوه، چیزی نیس "سوک"، اونا فقط !داشتن بازتابشت رو می سنجیدن
بازتابشم؟ اون دیگه چه کوفتیه؟
."تو داری تخلیه میشی "سوکی
.گه خوردی که تخلیه میشم
.می خوام برم خونه .یالا "جیسون". بیا بریم
هی، خب بزنینش به پریز .تا دوباره شارژ بشه
،باورت بشه یا نه
قرن هاست که خانواده ی من .مواظب ِ خانواده ی تو هستن
فقط حرفامون رو بشنو، باشه؟ .واسه خوبی ِ خودته
می خوام ازت یه چیزی بپرسم
.لطفاً صادقانه جواب بده
هیچ اختلالی در توانایی هات احساس نکردی؟
...اختلال هایی مثل
.مثل شنیدن افکار
گاهی پیش میاد که گوش دادن بهشون سخت به نظر برسه
گاهی هم اصلاً چیز خاصی نشنوی؟
الان که فکرش رو می کنم، می بینم جدیداً دیگه تمرکز سابق رو ندارم
ما و تو "سوکی"، جادویی هستیم
ولی از اونجا که فقط نیمی از تو .پری هست، جادوت هم متناهیه
اگه مراقب نباشی که چطور و چقدر ازش استفاده می کنی
.جادوت به پایان می رسه
اگه تموم بشه چی میشه؟ می میرم؟
...نمی میری، ولی- عادی میشم؟-
انسان میشم؟
.دیگه پری نخواهی بود. بله
.ممنون بابت یه شب جالب ِ توجه
.یالا "جیسون". بیا بریم
سوکی"، ما پری ها توانایی هایی داریم"
که حتی فرصت نکردی .کشفشون کنی
یعنی می خوای بگی کارای شاخدار ِ دیگه ای هم می تونه بکنه؟
امیدوارم لااقل متقاعدت کرده باشیم که قابل اعتمادیم
،اگه زمانی کنجکاو بودی
اگه زمانی دیدی که سوالاتی درباره ی این مسائل داری
.دیگه می دونی که چطور پیدامون کنی
.می دونم
،و این کارو می کنم .اگه زمانی کنجکاو شدم
"باید قبل از رفتن با "هدلی .خداحافظی کنیم
کی متوجه شدی که فروشنده داره دست به اسلحه میشه؟
"نه قبل از اینکه "مرلات از پا درش بیاره
هی، متاسفم که انقد طولش دادم
امشب خونه ی یه خانمی بودم
و بیرون زدن از اونجا .واقعاً کار مشکلی بود
حتی داشتم به این فکر می کردم که دستمو با دندون از جا بکنم
ولی بعد با تلفن خبر جسد رو دادن
.دیگه بهتر از این نمی شد
چی؟- ."جزییات ِ زیادی، مامور "اسپنسر
.ببخشید
اه، لعنت بهش. هیچی نشده داخل کیسه کردینش؟
.تیر ِ کمونی داخل سینه
.دوست داشتم ببینم چه شکلی میشه
...خب، پس
.یادم رفت کجا بودیم
که من وقتی دست به اسلحه برد کجا رو نگاه می کردم
.درسته
وقتی دست به اسلحه برد تو کجا رو نگاه می کردی؟
واضحه که داشتم سمت مقابلش رو نگاه می کردم
کلانتر، متوجهی که این خلاف چیزیه که بهمون آموزش دادن؟
.البته که متوجهم
،پناه بر پستونهای عیسی مسیح
این حتماً بدترین شب ِ زندگی منه
دقیقاً دنبال چه کوفتی می گردی، آقای "مرلات"؟
معاون، دستکش دستته؟
.این جعبه رو بازرسی کن
و امیدواری توش چی پیدا شه؟
.ماسکای پلاستیکی
آدمایی که این ور اونور میرن
و به آدما عین حیوون شلیک می کنن
و موقع این کار واسه تغییر قیافه ماسک "اوباما" زدن
کی می دونست آدمای متعصب عمده می خرن؟
چطور این کارو کردی؟
،پنج تا مرد حس می کنم .شاید شیش تا
حس می کنم رژیم غذایی بدی دارن
.بوی نفرت و حسادت هم میشنوم
چیزی نیست که بخوای درباره خودت بهم بگی، آقای "مرلات"؟
.نه
کاش شماها منو تو اون وضع نمی دیدین
تو یه کوچه تاریک با یه خون آشام که گردنم رو می مکه
احساس می کنم آخرین ذره ی غروری که تا به حال داشتم رو از دست دادم
و نمی دونم این اتفاق کی افتاد
وقتی افتاد که خون آشاما
از قبراشون ریختن بیرون
و رسانه های مسخره هم با آغوش باز ازشون پذیرایی کردن
.اوهوم، درسته
و حالا سعی می کنن متقاعدمون کنن
که ما باید درباره ی خودمون حس گهی داشته باشیم
چون ماها اصلاً مث اونا خاص نیستیم
کار دنیا وارونه شده
انگار دیگه یه آدمیزاد ِ معمولی بودن شده یه جور جنایت
.اوهوم. همینه که میگی
،"قضیه اینه که، "فورتنبری
مهم نیست که تو چطور کارت به اینجا رسید
.چیزی که مهمه اینه که اینجایی
جو باب"، من تو رو از" .دوران راهنمایی می شناسم
و شما بچه ها، "ری، "تایریس"، تازه امشب با شماها آشنا شدم
،ولی همین جا، در همین لحظه تو این گروه ِ تنفرورزی
عشق بیشتر و پذیرش ِ بیشتری
احساس می کنم تا زمانی که تو کلیسا یا بازی بسکتبال بودم
.یا درواقع هر جای دیگه ای
.این چیزیه که مردم نمی فهمن گروه های تنفرورزی چیزی بیشتر از تنفرن
البته اگه هم اسمش رو بذارن گروه های عشق ورزی
.دیگه هیچ کس نمی خواست عضو شه آره آره، این کس شعرا حقیقت محضه-
.اژدهاست
بله اژدها؟
اژدها دیگه کیه؟
اسمش چی بود؟- کی؟-
اون نیش درازی که درباره ش بهمون می گفتی
.جیسکا". "جسیکا همبی" بود"
ببین، من نمی دونم هرگز چطور می تونم خودم رو بابت ِ این ببخشم
که دختره رو به قلبم راه دادم
."باید خودتو ببخشی "فورتنبری
.تقصیر تو که نیس در واقع حاضرم یه پول کلفت شرط ببندم
که اون جنده ی دندون دراز هیپنوتیزمت کرد که بگاییش
.آره، در واقع سکس نبود .تجاوز ِ سر قرار بود
،نمی دونم چی بود ولی مث سگ مطمئنم طلسمم کرده بود
می دونی چیه؟ فرقی نداره
تنها چیزی که مهمه اینه که تو قلبت چیه
.همین الان
از "جسیکا همبی" متنفر هستی؟
.هستم
پس ما هم در تنفرت از اون با تو شریک هستیم
.اونا "جونیر" رو کشتن
چی؟- جونیر" دیگه کیه؟"-
با یه تیر ِ کمونی ِ کیری !بهش شلیک کردن پسر
...نه، من حتی- جونیر"؟ "جونیر" مرده؟"-
No comments yet. Be the first to leave one.