Первые 200 строк.
شورای بازبینی فیلم
آپارتمان فروشی، تحویل فوری
خیلی ارزونه
گلشن، خیلی ممنون
صبح بخیر
حداقل باید بهم میگفتی
که شام خونه نمیای
ببخشید پوجا
آدم از کجا بدونه یهو چه جلسهای پیش میآد؟
اصلاً توی این جلسهها و بحثهاتون چی میگذره؟
فقط جروبحث
اونم سر یه موضوع قدیمی و تکراری
هنر! زندگی! سینما
یواشتر
اگه خیلی خسته نیستی
این نامه رو بخون
آها! پس واسه همینه؟
نامه مهمیه. لطفاً بخونش
چی نوشته؟
جناب آقای ایندر مالهوترا، به دلیل اختلافات اساسیِ شما
با سیاستهای فیلمسازی آژانس
مدیریت بدینوسیله به همکاری با شما پایان میدهد
لطفاً این رو به منزلهی حکمی برای تخلیهی آپارتمان در نظر بگیرید
کارمو از دست دادم، نه؟ خب، به درک
این دیگه نگرانی داره؟
باید تا سه ماه دیگه این خونهی شرکتی رو خالی کنیم
این نگرانی نداره؟
نه
سه ماه دیگه دوباره آوارهی خیابون میشیم
شاید واسه اونم نباید نگران باشیم، آره؟
تا کی میتونیم اینجوری ادامه بدیم، ایندر؟
از وقتی ازدواج کردیم، هر جا که زندگی کردیم
همیشه با این ترس زندگی کردیم که بعدش چی میشه؟
بعد از این همه سال، حتی یه خونه هم نداریم
که مال خودمون باشه
بهت قول میدم، پوجا
خیلی زود صاحبِ خونهی خودت میشی
خواب و خیال... باز شروع کردی ایندر
تو هر وقت مشکل مسکن پیدا میکنی
فکر میکنی دنیا به آخر رسیده
آروم باش، پوجا
من مثل تو توی ناز و نعمت بزرگ نشدم
من یتیمم. توی پرورشگاه بزرگ شدم
همیشه آرزوی خونهای رو داشتم که بتونم توش با عزت زندگی کنم
وقتی با ایندر ازدواج کردم، فکر کردم اون آرزوهام رو برآورده میکنه
چه فایده! بیشتر از سه ماه نمیتونه سر یه کار بمونه
همیشه هم در حال دعوا کردنه
به خاطر همین مشکلاته که هنوز بچهدار نشدم
حالا گوش کن
تا وقتی همدیگه رو دوست دارید، بقیهاش فرقی نمیکنه
مهم همینه، پوجا
سلام پوجا. سلام
ناهارم حاضره، مگه نه؟ الانه که آماده بشه
سرفهات چطوره؟ بهترم
چی شده، پوجا؟ نگران به نظر میرسی
چیزی نیست
تا سه ماه دیگه باید دنبال یه خونهی دیگه بگرده
گفتی سه ماه؟
من توی این مدت میتونم سیصد تا خونه براش ردیف کنم
نگران نباش
واقعاً بهت حسودیم میشه
چرا؟
چطوره جاهامون رو عوض کنیم؟ پوجا، از این فرصت استفاده کن
هر کی هست، بگو خونه نیستم
الو
ایندر؟! چطوری؟
چه حلالزادهای! داشتیم در مورد تو حرف میزدیم
اصلاً. اتفاقاً داشتم ازت دفاع میکردم
البته که اینجاست
ببین، اینقدر دوستِ منو نگران نکن
خیلی خب. باهاش حرف بزن
بله؟
چی؟
اما چطور ممکنه؟
اما... از کجا داری زنگ میزنی؟
باشه، همین الان میام
چی شده، پوجا؟
باید همین امروز خونه رو خالی کنیم
همین الان؟
اینو بگیر
به نظرت خندهداره، نه؟
فکر کنم داری دیوونه میشی
ما خونهای واسه زندگی نداریم
اونوقت تو داری به من کتاب دکوراسیون داخلی میدی
کی گفته خونه نداری؟ داری
ایندر، خواهش میکنم
خونهی خودته
هنوز باورت نمیشه؟
انگلیسی بلدی، مگه نه؟
یه نگاه به این بنداز
نام صاحب واحد: خانم پوجا مالهوترا
هی! پوجا! پوجا
هی! پوجا
پوجا، گریه نکن
پوجا
پوجا
دخترِ دیوونه
ایندر، ممنونم ازت
ممنونم
خب، حالا بهم بگو چطوری همچین آپارتمان بزرگی خریدی؟
این همه پول رو از کجا آوردی؟
بانک زدم
راستشو بهم بگو
تو همیشه منو دستکم میگرفتی
شاید چون شوهرتم
واسه همین هیچوقت قدرم رو ندونستی
ولی بقیه قدرم رو دونستن
منظورت چیه؟ منظورم اینه که... یه شریک پیدا کردم
اون سرمایه میذاره و من هم از فکرم استفاده میکنم
منظورم اینه که فیلم میسازیم
در واقع، حتی شرکت فیلمسازی خودمون رو هم راه انداختیم
از این به بعد دیگه واسه بقیه کار نمیکنم. آقای خودم هستم
این واسه توئه
واسه دکوراسیونِ داخلی این خونه از هیچچیزی کم نذار
تمامِ آرزوهاتو برآورده میکنه
و وقتی برگردم... برگردی؟ کجا داری میری؟
گوا
چرا؟
باید اونجا سه تا فیلم بسازم
توی یکی از فیلما حتی... ستارهی سینما، کاویتا هم بازی میکنه
کی باید بری؟ امروز
نه... امروز نه
واسه به دست آوردنِ هر چیزی، باید فداکاری کرد
تو خونه میخواستی، بهش رسیدی
در عوض، حالا باید چند روزی رو دور از من باشی
در ضمن، سرت با دکوراسیون این خونه گرم میشه
پردهها، تخت، کابینتها
نمیذارن به من فکر کنی
با اینکه اتاقخوابمون کوچیکه
میدم یه تختِ بزرگ واسمون بسازن
دیوارها رو کرمرنگ میکنیم
پردهها هم همینطور
فرشِ قرمز چطور میشه؟
مبلمان حصیری، و کلی پرده میزنم
انگاری کلِ سرسبزیِ دنیا رو آوردی توی خونه
الو! شمارهی ۵۷۸۴۸۳؟
بله
خانم پوجا مالهوترا تشریف دارن؟ خودم هستم
لطفاً گوشی دستتون باشه
از گوا تماس گرفتن
الو گوا، در حالِ اتصال
پوجا، چطوری؟ خوبم
کی برمیگردی؟
شاید فردا عصر
دستِ من که نیست! هنوز کارم تموم نشده
پوجا، صدامو داری؟
داشتم خواب میدیدم... خوابِ اینکه یه بچه داریم
تنهایی، نه؟
منظورت چیه؟
کسِ دیگهای که توی اتاق نیست؟
معلومه که نه! فقط تنهاییم باهامه
هریش هم اونجاست؟
کی؟ هریش! دستیارت
اینجا نیست. چطور؟ بهش بگو واسم چند تا گلدون بیاره
خودم برات میگیرم. دیگه قطع میکنم
خداحافظ پوجا. خداحافظ
اون گلدونها یادت نره
نگهبان گفت که دنبال خدمتکار میگردید
بیا داخل
چه کارهایی بلدی؟
شستن ظرفها و لباسها، بقیه کارهای خونه
هر کاری باشه انجام میدم
من هیچوقت از زیر کار در نمیرم
ما توی خونه فقط دو نفریم. من و شوهرم
صبح و عصر یکی دو ساعت کار هست
بعدازظهرها جای دیگه کار میکنم... همین خوبه
چقدر باید بهت بدم؟
شما بفرمایید
فعلاً ۵۰ روپیه بهت میدم
بعداً بیشترش میکنم
باشه
چشمت چی شده؟
شوهرم زدتم
واسه چی؟
از وقتی پای اون زنِ دیگه اومده وسط
همش یه بهانهای جور میکنه
دوباره ازدواج کرده؟ نه، فقط رابطهست
توی شهرداری کارِ خوبی داشت
اما چون همش مست میکرد، بیرونش کردن
الان یک ساله که من دارم خرجِ خونه رو میدم
حتی پولِ عرقش رو هم میدم، ولی باز منو میزنه
چند تا بچه داری؟
فقط همین یه دونهست
همیشه همراهمه. اذیتتون نمیکنه
میذارمش یه گوشه بشینه
نمیخوام با شوهرم تنهاش بذارم
عیبی نداره
اما تو باید اون شستت رو از دهنت بیاری بیرون
وگرنه دندونات خراب میشه و اونوقت هیچکس باهات ازدواج نمیکنه
من اگه جای تو بودم، شوهرمو ول میکردم
چطوری میتونی این همه رو تحمل کنی؟
ولش کنم؟ حتی به ذهنم هم نرسیده بود
این یه رابطهی ازلیه
چطوری میتونیم اینجوری پیوندمون رو ببریم؟
اون منو میزنه، بدرفتاری میکنه و منم فقط جیغ میکشم
ولی بالاخره شوهرمه، مگه نه؟
ولی اون زنِ دیگه خیلی پَسته
مگه نمیدونه اون شوهرِ توئه؟
چرا، مطمئنم میدونه
ولی اونم طفلی بیچارهست
No comments yet. Be the first to leave one.