Первые 200 строк.
...آنچه گذشت
حتماً نیرون دنبال یه کالبد جدید میگرده
!نورا
نورا؟
.از نیت خوشم نمیاد ...این اشتباهـه و
اون ازت خوشش میاد
چرا با نیت حرف نمیزنی؟ بهش بگو چه حسی داری
میک داره یه رمان عاشقانهی علمی تخیلی مینویسه
ربکا سیلور؟ - اسم مستعارمـه -
تقریباً به قیمت جونش تموم شد
ولی اون اهریمن لعنتی رو کُشت
سرما میاد تو، مرد
یه چیزی پیدا کردیم، قربان
ولی توضیحش سختـه
.همینطوری مثل احمق منو نگاه نکن .حرف بزن
یه چیزی توی یخ گیر افتاده بود و
...به نظر میاد - طلاست -
خب، مراقب باشید، قربان
این...محشره
اصلاً نمیدونم چیه
من دقیقاً میدونم چیـه
بزرگترین اکتشافم
آره، همشون همینو میگن
.اوه، سلام خانما توی دردسر افتاده؟
زدی تو خال
،راستش، حالا که نیرون نیست
گرفتن فراریها هیچوقت از این راحتتر نبوده
فکر میکردم تمام هفته طول میکشه
عالیـه
این یعنی لازم نیست امشب انجمنِ کتابخونی رو از دست بدی
...درسته
انجمن کتابخونی
،واو، انگار یکی از وقتی پرندهها
حروف الفبا بودن، دوش نگرفته
یه شوخی هیروگلیفی بود
هـه، چه باحال
،واو، رفیق، با دهن پر حرف نزن
درست نمیگم؟
مومیاییها خیلی اسکلن
،هی، مومیاییِ اسکل
سلولت رو راه انداختم و
برات یه تابوت سنگیِ سایزِ پادشاه دست و پا کردیم
،اوه، میخوای به پذیرش بگیم
زنگ بزنن بیدارت کنن؟
نمیدونم، مثلاً هزار سال بعد؟
ایول
خیلی خب، خوبـه
خداحافظ - خداحافظ -
اون دیگه چی بود؟
روش کار میکنم - آره -
زی، اوضاع چطوره؟
توپِ توپـه
رابطهات با نیت چطوره؟
!واو، واو، واو خوبه
آه...داداشیمون نیت؟
،داره...عالی پیش میره
خیلی خیلی به هم نزدیکیم
پس چرا انقدر عجیب غریب رفتار میکنید؟
خیلی ضایع بود، نه؟
حتی مومیایی هم فکر کرد ضایعست
ببین، تو ازش خوشت میاد، مگه نه؟
آره، فکر کنم. ولی نمیدونم که
قدم بعدی چی باید باشه
.اوه، خیلی راحتـه .فقط باهاش بخواب
اگه اینکارو بکنم و گند بزنه توی دوستیمون چی؟
،ببین زی، گاهی به خاطر رابطه
باید کاری رو بکنی که انجامش برات راحت نیست
برای مثال، من تا امشب قراره
پونصد صفحه از یه رمانِ آشغال رو به خاطر ایوا بخونم
و ببین، با نبود نیرون، الان فرصت ماست تا
به زندگیهای شخصیمون سر و سامون بدیم
من کمکت میکنم
خواهشاً نکن
متخصص رابطه
:گردنبندم را نشانش دادم، گفتم"
،عزیزانم را اینجا نگه میدارم "نزدیکِ قلبم
:گوستاوو در جواب گفت من عزیزام رو
،توی فریزر نگه میدارم نزدیک مایکرویوم
او حس شوخ طبعی پلیدی داشت که
"در نظرم خیلی جذاب بود
سلام، ری
فقط داشتم کتاب انجمنِ کتابخونیمون رو برای نورا میخوندم
اوه، لطفت رو میرسونه، مونا
ری، خوبی؟
انگار چند روزه نخوابیدی
اوه، آره، خوابای عجیبی داشتم
اون چطوره؟
خوب نشده ولی بد هم نشده
خبری از کنستانتین نشد؟
هنوز هیچی
خب، مطمئنم یه راهی برای برگردوندنش پیدا میکنه
شما رو تنها میذارم
برات بازم گل آوردم
،چون وقتی بیدار بشی
میخوام بدونی که
از این به بعد قراره زندگی زیبایی داشته باشی
یعنی چی؟
چه خبره؟
...ری، چیکار
داری با بالش چیکار میکنی؟
خفش...خفش میکنی؟
...چیکار
جالب نیست. اصلاً جالب نیست
ترجمه از آریـن و امیـرعـلی .:: Cardinal & illusion ::.
الان چی شد؟
چیکار میکنی؟
چرا سعی کردی نورا رو خفه کنی؟
داری خُل میشی، ری؟
اوه، فکر نکنم دیوونه باشی، ری
.بیا گپ بزنیم .بین ری و نیرون
نیرون؟
...نه، نه، تو تو مُردی. تو مُردی
.این...این واقعی نیست .واقعی نیست
واقعی نیست؟
این...همش توی سرمـه
اینا...همش توی سرمـه. خیلی خب
ری
واو، اینجا چقدر به هم ریختهست
هی...دستشویی طبقهی نگهداری
...یجورایی محل گریهی منـه
!الان نه، گری - باشه. باشه -
تو مرد منطقیای هستی، ری پالمر
پس یه پیشنهاد منطقی بهت میکنم
مختارانه خودت رو تسلیم من کن
نه. نه، گفتگو تمومـه
چارهای برام نذاشتی جز اینکه
مجبورت کنم یکی از عزیزانت رو بکُشی
تو...تو مجبورم کردی که
سعی کنم نورا رو بکُشم، ولی چرا؟
،چون اگه یکی از عزیزانت رو بکُشی
روحت مال من میشه
چه خبره؟
اوه، میک، آبجو میخوای؟ - باید لباس بشورم -
ببخشید، ببخشید
من توی کارای علمی آزمایشگاه میکنم
هیچکس مزاحم من یا دستم نشه
!مو قشنگ
این همه داد و بیداد چیه؟
هی - هی، خودم جمع میکنم -
اینا نامههای طرفدارای ربکا سیلورن؟
نه، نیستن
!بده. بدش به من - ...چی -
دعوتنامهای برای ربکا سیلور تا"
در همایش آثار عاشقانهی 2019 "در ازای 20 هزار دلار هویتش را فاش کند
ربکا اهل همایش نیست
میک، میدونم دوست نداری مردم دربارهی اینکه یه شغل دیگه
به عنوان یه نویشندهی رمانهای ...عاشقانه داری بدونن ولی
به نظرت من شبیه نویسندهی رمانهای عاشقانهام؟
گوش کن، از دست من عصبانی نشو
اینکار مثل آب خوردنـه و ما قراره اون پول رو بگیریم
بیست هزار دلار...چطوری؟
خب، من میشم ربکا، رفیق
...خیلی خب، صفحهی اول
باید بمونه واسه بعد
خیلی خب، یه چیزی پیدا کردیم
،نیویورک، 1933
انجمن ماجراجویان
بگو تو بمیری
انجمن ماجراجویان چیه؟
یه انجمن برای باستانشناسها و کاشفهاست
اصولاً باحالترین جای تاریخـه
بچهها، این معرکه میشه
...نیت، این بار تو وارد عمل میشی با زاری
خدایی؟ - خدایی؟ -
سارا، در این باره بحث نکردیم
ببین، آروم باش، فقط یه تمیزکاریِ سادهست
از پسش برمیان
،باشه، فراری رو پیدا کنید، دستگیرش کنید
ترجیحاً زنده
حالا برید
همم - آره -
،حاضری یه مأموریت رو به خطر بندازی
تا بانی امر خیر بشی؟
مشخصاً هستم
راستش، حس میکنم فقط دوستن
بیست دلار شرط میبندم که سر مأموریت سکس میکنن
قبولـه
اینکه من و تو این مأموریت رو انجام بدیم، اصلاً عجیب نمیشه
آره، خیلی ردیف پیش میره
آره
،و فقط چون سر ایوا و سارا شلوغـه
به این معنی نیست که بقیه هم همینطورن
آره. بیا افراد رو جمع کنیم
آره
ریموند، یه مأموریت داداشای زمانیِ واقعی گیرمون اومده
چی؟ داداشای...زمانی. خودمون رو میگی
...آم، ببین، من فقط اینجا یه کارایی دارم
بیخیال، از علم بکش بیرون
یه موجود جادویی پیدا کردیم
ببین، فعلاً فقط من و زاری هستیم و
،اگه بخوام روراست باشم
دوتایی بریم یکم ضایع میشه
پس واقعاً یه همراه به کارم میاد
داشتم اینجا کارای جالبی میکردم
...یه چیزیـه که مربوط به خودمـه
...روی یه واکسن کار میکردم برای نیــــ
برای چی؟ - ...نیــــ -
خوبی؟
فهمیدم - فهـ...فهمیدی؟ -
موضوع نوراست
No comments yet. Be the first to leave one.