Homicide: Life on the Street

Homicide: Life on the Street

Скачать Farsi Persian субтитры

Сезон 3

Информация о релизе

Homicide Life on the Street S03E15 End Game 720p PCOK WEB-DL DD2 0 x264-NTb
Комментарий от warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 3 قسمت 15 Homicide.Life.on.the.Street زیرنویس فارسی سریال

Теги

webdl
Опубликовано: 2025-12-21
Загрузки: 16
Для слабослышащих: No

Предпросмотр субтитров (Farsi Persian)

Первые 200 строк.

بگو وقتی برای اولین بار رسیدی

سرِ صحنه‌ی اصلی تیراندازی چه حسی داشتی؟

خب، می‌دونی، شوکه شده بودم

آخه سه تا مرد و یه زن بودن

که باهاشون از نزدیک کار می‌کردم

و دیدنشون تو اون وضعیت

اون‌همه خونی که از بدنشون رفته بود و اون‌طوری افتاده بودن

می‌دونی، دیدنِ اون صحنه روی زمین

دیگه انگار اونجا نبودن

فقط خودت مونده بودی

با خون و پوکه‌ها، و

فقط همین‌ها رو دیدی؟ خون و پوکه‌ها؟

آره

استن، ببخشید این‌قدر طول کشید تا برسم

مجبور شدم یه روز کامل تلپ شم

تو اون فرودگاه خراب‌شده‌ی شیکاگو

تو برف گیر کرده بودم

شیکاگو کلاً دوتا فصل داره: زمستون و روز سنت پاتریک

مارجی، لطف کردی اومدی

می‌دونم چقدر از پرواز متنفری

دمت گرم مرد بزرگ، زنِ سابق وفاداری داری

چیزی که من نصیبم نشده

اونم با اینکه دوتا داشتم

پس تیر بهت نخورد، نه؟

متأسفم که ناامیدت می‌کنم، ولی نه، نخورد

این‌همه گلوله جفت‌وجفت رد شد و یکی هم به تو نخورد

حتماً خیلی خرشانسی که جون سالم به در بردی

خیلی خسته‌م

انگار دارم یه جور

استن راست می‌گه. از پرواز متنفرم

یه نوشیدنیِ منهتن می‌خوام

بولندر، صدامو می‌شنوی؟

فقط خوابش برده

چی شده؟

مشکل چیه؟

چشماش به نور واکنش نمی‌دن

۲۲ فشار داخل جمجمه‌ش؟

آی‌سی‌پی دیگه چه کوفتیه؟ چی

ببریمش اتاق عمل

اینجا چه خبره؟

همین چند دقیقه پیش داشتیم باهاش حرف می‌زدیم

گفت یه کم خسته‌ست

اینجا چه غلطی دارین می‌کنین؟

اون فقط... داشتیم باهاش حرف می‌زدیم

یکی به من بگه اینجا چه اتفاقی داره می‌افته؟

کاپیتان، باید باهاتون حرف بزنم

به نظر فوری می‌رسه. همین‌طوره

رسمی به نظر می‌رسه. مشکل چیه؟

سه تا از کارآگاه‌های من داغون شدن، اون‌وقت شما دارین جا می‌زنین

فعلاً کسی قصد جا زدن نداره

سه تا از کارآگاه‌های من، دوستای من

تو بیمارستان تو بخش مراقبت‌های ویژه‌ان

و اون تیرانداز، هر خری که هست، داره تو خیابون ول می‌گرده

واحد من باید این پرونده رو دنبال کنه

ال، من مجبور نیستم تصمیمم رو توجیه کنم

می‌خوایم اینو خارج از جرایم دیگه بررسی کنیم

نمی‌تونم جلوی آدم‌هام واستم و بگم:

"یه واحد دیگه داره پرونده رو تحویل می‌گیره

کارآگاهِ مربوطه در جریان قرارتون می‌ذاره."

دقیقاً ترجیح می‌دادی چطوری مدیریت کنمش؟

یه کم دیگه بهم فرصت بده

دو روز وقتمون رو با دنبال کردنِ آدمِ عوضی تلف کردیم

بهم وقت بیشتری بده

بذار پمبلتون مسئول اصلی بمونه

تیرانداز رو می‌گیریم

باشه، نظرت چیه با هم کنار بیایم؟

دایره قتل تو شیفتِ تو فرماندهی می‌کنه

از هر پرسنلی که خواستی استفاده کن

ولی شیفتِ مگان راسرت برمی‌گرده به وظایف عادی‌ش

ممنون

ساعت وقت داری ستوان ۴۸

یا تا اون موقع تیرانداز رو بازداشت می‌کنی

یا اینکه پرونده از دستت خارج می‌شه

چه حسی داری از اینکه آدم اشتباهی رو دستگیر کردین

تو پرونده تیراندازی به همکارهاتون؟

حس خیلی بدی دارم

اشتباهاتی رخ داد

که با تمام توان برای اصلاحشون تلاش می‌کنیم

خب، پس ۴۸ ساعت وقت داریم

قبل از اینکه پرونده رو ازمون بگیرن

چی می‌دونیم؟

می‌دونیم که تیرانداز داخل ساختمون بوده

مستأجر بوده؟ اومده بود به یه دوست یا فامیل سر بزنه، یا چی؟

لوئیس، صاحبخونه رو پیدا کردی؟

آقای... اسمش چی بود؟ لبکوویتز

آره، بهش گفتم همون آدرس قبلی بیاد ببینیمش

بهش گفتم هرچی مدرک داره با خودش بیاره؛

اسم‌ها، آدرس‌ها، کدهای ملی، همه‌چیز

خوبه، دوباره با تمام مستأجرها مصاحبه می‌کنیم

درباره شب تیراندازی

اطلاعاتی بوده که از قلم انداخته باشیم؟

سرنخی رو گم کردیم

چون همه‌ی تمرکزمون روی هولتون بود؟

همین الآن با مانچ تو بیمارستان تلفنی حرف زدم

استن رو دوباره بردن اتاق عمل

می‌تونی سرت رو به سمت چپ بچرخونی؟

دردی حس می‌کنی؟

حدسِ خوبیه

حالا سرت رو به راست بچرخون

تا یه مدتی سخت خواهد بود

دست راستت رو ببر بالای سرت

می‌دونی، تنها دلیلی که دارم این‌ها رو تحمل می‌کنم

اینه که زودتر از اینجا خلاص شم

دست راستت رو بیار پایین. چپ رو ببر بالا

بیشتر از این بالا نمی‌ره

سعی کن یه کم دیگه ببریش بالا

باشه

خوبه، حالا لطفاً به جلو خم شو

ساعت سه صبحه

و این پرستارهای دانشجو میان اینجا

تا پاهامو چک کنن

ملافه رو می‌کشن کنار، منم اون زیر کاملاً لختم

چیز جدیدی نیست که ندیده باشن

می‌خوای شرط ببندی؟

سرِ کار هم همین‌طوری هستی؟

چه‌جوری؟

یه آدمِ نق‌نقویِ رو اعصاب

نه، من یه آدمِ نق‌نقویِ فوق‌العاده رو اعصابم

دراز بکش و سعی کن آروم باشی

خب دکتر، تو فکرت چی می‌گذره؟

فرصتی داشتین تا با

هیچ‌کدوم از مامورهایی که بهشون شلیک شده حرف بزنین؟

بله، خوشحالم بگم که تونستم صحبت کنم

با کارآگاه بو فلتون و کارآگاه کی هاوارد

ما هنوز... منتظریم تا استنلی بولندر

هوشیاری‌ش رو به دست بیاره

بقیه چی گفتن؟

خب، نگرانی اصلی اون‌ها

بابت همکارها و کارآگاه‌هایی بود که سرِ صحنه بودن

آیا هیچ‌کدومشون تردیدی داشتن

بابت پلیس بودن

با توجه به اتفاقی که براشون افتاده؟

خب، بذارید این‌طوری بگم

من با یه گروهِ خیلی فداکار از زن‌ها و مردها کار می‌کنم

با این حال، تعجب نمی‌کنم

اگه بعضی‌هاشون نگران یا مضطرب باشن

حس خیلی خوبی دارم

حس خوبی دارم که هر

کسی می‌تونه بره بقالیِ سرِ کوچه

یه اسلحه نیمه‌خودکار واسه خودش بخره

و بره بیرون و شروع کنه به شلیک کردن

می‌دونی دیگه واسه چی حس خوبی دارم؟

حس خوبی دارم واسه شما کثافت‌های رسانه‌ای

که باید این گندکاری رو بردارید و بذارید تو اخبار شبانه‌تون، باشه؟

آمارِ بیننده‌هاتون خوب می‌شه

شما لاشخورها باید خجالت بکشید

مرتیکه‌ی عوضی

باشه

اسم همه‌ی مستأجرها رو تو کامپیوتر چک کردم

سه‌تاشون پرونده‌دار از آب دراومدن

یکی‌شون با قید وثیقه آزاده، تو واحد ۲۰۴ واسه فرار مالیاتی یه مدتی حبس کشیده

و اون رقصنده رو یادتونه؟ همونی که هیکل خوبی داشت؟

واحد ۱۰۹؟ آره

دو مورد سابقه تن‌فروشی. یه ننگِ دیگه واسه دنیای هنر

اما اونی که واقعاً می‌خوام باهاش قرار بذارم

این یکیه، گوردون پِرَت

یه بار قبلاً دستگیر شده

به خاطر حمل غیرقانونی کلتِ کمریِ خودکار

دلار جریمه داد ۵۰۰

و بعد اسباب‌بازیش رو ازش گرفتن

۹۱ بسیار خب، سال

به جرم ضرب و جرح عمدی دستگیر شد

یه جورایی دعوای تو کافه بوده

از اون قضیه با آزادی مشروطِ تحتِ نظارت قسر دررفت

و یه حکمِ جلبِ باز هم داره

بابتِ یه درگیریِ دیگه، همین سال گذشته

پِرَت تو واحد ۲۰۱ زندگی می‌کنه

۲۰۱، همون دری که اشتباهی رفتن سراغش

پس وقتی می‌بینه مامورها دارن میان، اسلحه رو برمی‌داره

از خونه‌ش می‌زنه بیرون، می‌ره تو پاگرد و منتظر می‌مونه

اونا اشتباهی رفتن دمِ واحد ۲۰۱ و اونم شروع کرده به تیراندازی

اما موضوع فقط این نیست که اونا رفتن دمِ یه درِ اشتباه

موضوع اینه که اونا زدن به درِ *اون*

یه لحظه صبر کن، یعنی به خاطر یه دعوا و یه حکمِ جلب

به سه تا پلیس شلیک می‌کنه؟

عقلانی نیست

شاید از اون آدماییه که اصلاً نمی‌خواد عاقلانه رفتار کنه

خب، وقتشه این پِرَت رو پیدا کنیم

کسی خونه نیست؟

پسر، از اینجا دیدِ خیلی خوبی به کافی‌شاپ داشته

می‌تونسته ببینه بچه‌های ما دارن از خیابون رد می‌شن

اینم ببین. "جمهور" افلاطون؟

مارکس و انگلس. ایلیاد

نبرد من. و سوفوکل

رفیقمون یه کارت پستال داره با آدرس فرستنده

از لیبرتی‌تاون، مریلند

که زیرش امضا شده: "مامان و بابا"

اینا رو چک کن. مجله "تفنگ و مهمات"

"هفت‌تیرکش آمریکایی"؟

پس آقای پِرَت از اون عشقِ‌اسلحه‌های افراطیه

آقای لبکوویتز. بله؟

این گوردون پِرَت‌ـه؟

آره، خودشه. اینو ببین

چرا این یارو مثل لی هاروی آزوالد فیگور گرفته؟

خب، شاید با کسی طرفیم که بدجوری می‌خواد ادای اونا رو دربیاره

باشه، باشه، فهمیدیم

میچ، تیم، می‌خواید یه سری

به مامان و بابا تو لیبرتی‌تاون بزنید؟

آره. باشه

اول باید برم دستشویی

Homicide: Life on the Street subtitles in other languages

Комментарии

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left