Первые 200 строк.
تقدیم به تمام پارسیزبانان
NESTED با افتخار تقدیم میکند
خانوم ها و آقایون، به مسابقه دیتونا ۵۰۰ خوش اومدین،
سوپربولِ رویدادهای ماشین سواری!
داریم می بینیم که یه قهرمان دو دوره
دیتونا ۵۰۰ و مدافع عنوان، راودی برنز، داره وارد پیست میشه.
و رقیب همیشگی از ریدینگ، پنسیلوانیا، آلدو بندتی.
آقایون، ماشیناتونو روشن کنین!
یه چرخش بزرگ برای شماره ۴۳، ریچارد پتی.
پتی داره به سمت داخل پیست لیز می خوره.
واقعاً ضربه سختی به ریچارد پتی خورد.
ریچارد پتی از دیتونا ۵۰۰ خارج شد.
اگه بخوایم از کسایی که از مسابقه بیرون رفتن حرف بزنیم،
شاید وقتشه که از مربی افسانه ای، هری هوگ، یاد کنیم،
که راننده بزرگش، بادی برترتون،
پارسال اینجا تو یه تصادف آتشین جونشو از دست داد،
وقتی با سرعت بیش از ۱۹۵ مایل در ساعت به دیوار برخورد کرد.
خب هری، زندگی رو خوش می گذرونی؟
آره.
هیچ وقت از پخش کردن یه کم کود دور و برم بدم نیومده.
چیزای بدتری هم هست.
- ماشین چطور کار می کنه؟ - خوب کار می کنه.
می خوام برام یه ماشین مسابقه بسازی.
حالا تیم، همه میدونن که یه فروشنده ماشین تو شهر
نمی تونه هزینه یه تیم مسابقه رو بده.
هیچ راننده درست حسابی ایی با تو قرارداد نمی بنده.
چون اگه یه ماشینو خراب کنن،
تو نمی تونی یه دونه دیگه براشون بسازی
و اونا از دور خارج میشن، می فهمی؟
و هیچ ماشینی بدون راننده نمی تونه برنده شه.
حتی مال منم نه.
اگه تو ماشینو بسازی، من یه راننده درست حسابی پیدا می کنم.
وسط فصل که شروع شده، چه جور راننده ای قراره پیدا کنی؟
یه پیرمرد از کارافتاده که از اولشم به درد نمی خورد.
تو می تونی باهاش کار کنی.
تو می تونی یه راننده بسازی،
همون طور که ماشین میسازی، هری.
تیم، یه نگاه به اون سگ بنداز.
این بهترین سگ شکار راکونه که تا حالا دیدم یا شنیدم.
- و من هیچی بهش یاد ندادم. - خب، من یه نفر رو دارم.
- کی؟ - یه نگاه بهش بنداز.
هر کی که باید برم ببینمش، آدم درست حسابی ای نیست.
خب پس به هیچ کس نگاه کن.
ببین تیم، من مسابقه دادنو ول کردم. اینو باید بدونی، باشه؟
تو مسابقه دادنو ول نکردی، هری.
تو کنار کشیدی که از تحقیقات درباره تصادف بادی تو دیتونا فرار کنی.
هی، من از هیچ تحقیق لعنتی ای فرار نکردم.
به هر حال، با نسکار حرف زدم
و اگه برگردی، هیچ تحقیقی در کار نخواهد بود.
چطور تونستی اونا رو راضی کنی؟
من فروشنده خیلی خوبی ام.
این یه راننده مسابقه ست!
رانندت کی قراره بیاد؟
هری بهم گفت که آدمش تو مسابقه های ایندی کار می کنه.
آره، بیشتر اسپرینت.
دو تا قهرمانی ورلد آو اوت لاو، سه تا برد آل استار،
هفت برد پیاپی تو فیچر و تو مسابقات ASA هم رانندگی کرده.
هی!
یه آماردان حسابی داری اونجا!
از راننده ها چیزی میدونه؟
حالا می بینیم.
هری، گفتی رانندت از کجاست؟
ایگل راک.
اونجا نزدیک ویلکسبوروئه، درسته؟
نه، گلندیل، کالیفرنیا.
یانکیه؟
نه دقیقاً. اگه از کالیفرنیا باشی، یانکی نیستی.
در واقع هیچی نیستی.
خودت گفتی!
شوک ها درستن، همه چیز روبراهه، رفیق.
هیچی عوض نکن.
هی، انگار تو کود اسب غرق نشدی!
- خیلی خوب به نظر میرسه. - تو خودت خوب به نظر میرسی!
هری، کار آسونی نبود، بهت قول میدم،
ولی این ماشین آماده مسابقه ست.
نمی تونم بهت بگم چقدر قدردانیم
که گذاشتی از ماشینت استفاده کنیم، راودی.
راودی، بهت گفته بودم.
هری یه راننده جدید داره
و فقط می خواد چند دور بزنه.
بهت گفتم هری هوگ شخصاً ازمون خواست، به عنوان یه لطف.
این راننده کیه؟
تیم بهم گفت تو با ماشین های اوپن ویل مسابقه میدادی.
درسته.
و حالا می خوای یهو بیای نسکار برونی؟
درسته.
درباره مسابقه های استاک کار چی میدونی؟
خب، معلومه که تو تلویزیون دیدمش.
تو تلویزیون دیدی؟
ESPN، پوشششون عالیه.
باور نمی کنی چقدر می تونی ازش یاد بگیری.
مطمئنم شگفت زده میشم.
ببین، شاید الان بهترین زمان برای روندن این ماشین نباشه.
مشکلی پیش اومده؟
نه قربان، شما برید ادامه بدین.
ولی اگه این ماشینو یه ذره خراب کنی،
خودم جرت میدم!
باشه. اشکالی نداره اینو برام نگه داری؟
مگه نشنید اون مرد چی گفت؟
یه لحظه صبر کن. فکر نمی کنی باید یه گپی بزنیم؟
چی؟ درباره اینکه چطور قراره برونم؟ معلومه.
درباره اینکه چطور تا حالا زنده موندی!
ببین، نمیذارم تو این ماشینو برونی.
- چی شده؟ - نظرش عوض شده.
- گفتی یه نگاه بهش می کنی. - نگاه کردم.
هری، من ۲۵۰۰ دلار دادم که امروز از این پیست استفاده کنیم.
بی خیال. این مرد به یه اسم بزرگ مثل اکسون یا ریچارد پتی نیاز داره.
من وقتی یه راننده درست حسابی می بینم، می فهمم.
هری، چی به سرت اومده؟ بالاخره این کارو می کنیم یا نه؟
هری، یه لطفی به همه مون بکن.
بذار من برونم. قول میدم آبروتو نبرم.
پیچ تونل خیلی گول زننده ست.
حالا چه گرم باشه چه سرد، مثل کون لیز میشه.
بعد لیز می خوری و می لغزی
و قبل از اینکه بفهمی چی به چیه، خودتو به دیوار کوبیدی.
پس آروم بگیر.
- دارم گازشو می گیرم! - نه، نمی گیری!
زیر زمان راودی بود.
خب، شاید اگه ماشینو خراب کرده بود بهتر بود.
- خیلی سریع بود. - آره؟
سی و یک ثانیه تخت.
این برای گرفتن پول پوزیشن تو مسابقه قبلی کافی بود.
جهان، فکر می کردم این یه شوخیه.
- تا حالا استاک کار نروندی؟ - نه، بیشتر اسپرینت.
- اسمت چیه؟ - باک برترتون. تو اسمت چیه؟
کول تریکِل. خیلی خوشحال شدم باهات آشنا شدم، باک.
منم خیلی خوشحال شدم، کول.
تو اون پیچ تونل خیلی شانس آوردی.
ماشینت حسابی از شکل افتاده بود.
خب، اگه فکر می کنی شانس بود، بیا یه بار دیگه امتحان کنیم.
- خوب روندی. - مرسی.
حالا برو یه ماشین برای خودت گیر بیار، بعد ببینیم تو شلوغی چی کار می کنی.
خب، چرا به اوپن ویل ها وفادار نموندی؟
ماشینمو از دست دادم.
بعد از دو تا قهرمانی و هفت برد پیاپی، اخراجت کردن؟
ماشینمو از دست دادم.
مهم نیست. به هر حال خودم می خواستم ولش کنم.
- چرا؟ - چون داشتم درجا میزدم.
- می خوای کجا بری؟ - ایندیاناپلیس.
ولی تو ایندی بدون یه ماشین عالی نمی تونی برنده شی.
و اسم من آندری یا آنسر نیست.
از طرف دیگه، استاک کارا همشون مثل همن.
هی، هیچ چیز استاک درباره استاک کارا نیست!
ببین، قصد توهین ندارم.
فقط می گم استاک کارا طوری ساخته شدن که برابر باشن.
- درسته؟ - قانوناً همین طوره.
پس لازم نیست نگران این باشم که یه ماشین دیگه منو شکست بده.
به عبارت دیگه،
تنها چیزی که باید نگرانش باشی، شکست خوردن از راننده های دیگه ست.
تو برام یه ماشین بساز، من سال بعد دیتونا رو می برم.
می خوام یه موتور برات بذارم که نزدیک زمین باشه.
یه مخزن روغن گنده که باد رو از زیرت کم کنه.
این بهت ۳۰ تا ۴۰ اسب بخار بیشتر میده.
یه لوله سوخت بهت میدم که یه گالن بنزین اضافی نگه داره.
نیم اینچ ازت کم می کنم و مثل یه گلوله شکلت میدم.
وقتی رنگت کردیم، آماده کردیمت و وزن کردیم،
آماده میشی که بری تو پیست. می فهمی چی می گم؟
تو عالی میشی.
باشه. می خوام یه کم این تازه کارو اذیت کنم.
کول، داری همه جای پیست ول می چرخی.
آره، خب، اون یارو حسابی بهم زد!
نه، بهت نزد، تنه ات نکرد، هلت نداد.
فقط یه کم بهت مالید، و مالیدن، پسر، یعنی مسابقه!
اونجا گلگیر رفت!
اونجا هم یه تیکه دیگه رفت!
باشه، عقب بکشین!
باشه، حالا که هنوز زیر پرچم احتیاطیم،
می خوام بری تو پیست و به ماشین پیشرو بزنی.
- به ماشین پیشرو بزنم؟ - آره، به ماشین پیشرو بزن!
برای چی؟
چون به هر چیز لعنتی دیگه ای اونجا زدی!
می خوام کامل باشی. حالا برو! برو! برو! برو!
داری زیادی بالا میری. تو گروه بمون.
این چطور بود؟ این سمتو دیگه لازم نیست درست کنیم.
باک، نمی خوام لوست کنم.
این یکی درد داره.
جابه جا شو! جابه جا شو!
اونو دیدی؟
باید برم پیت.
فکر نکنم. الان حسابی سرمون شلوغه.
- چی هستی؟ - داریم بستنی می خوریم.
بستنی؟
حالا اگه دوست داری بیا یه دونه بردار،
ولی فکر نکنم نسکار
از این که بخوای تو پیست بستنی بخوری خوشش بیاد.
به اندازه کافی تو پیست دور زدن برات دردسر داره.
آروم بگیر.
بیا کول، بزن بریم!
کول! کول!
یکشنبه حسابی گند زدیم.
اسپانسرها رو تریبون بودن
و من داشتم بغلشون می کردم و دستاشونو می فشردم
و تو دلم دعا می کردم که یه نمایش خوب داشته باشیم.
و ما چی کار کردیم؟
آخرش مثل یه میمون که داره با یه توپ فوتبال ور میره شدیم.
همه برین بیرون، لطفاً.
به جز شما دوتا.
یه سؤالم دارم.
یه چیزی که حتماً باید برای بردن یه مسابقه انجام بدی چیه؟
- کاملاً واضحه... - تو ساکت باش!
No comments yet. Be the first to leave one.