Days of Thunder

Days of Thunder

Скачать Farsi Persian субтитры

Информация о релизе

Days of Thunder 1990 REMASTERED 720p BluRay x265-RARBG
Days of Thunder 1990 REMASTERED 1080p BluRay x265-RARBG
Комментарий от NESTED
🔥Mr. Rocky | T.me/NestedSub 🔥

Теги

bluray
Опубликовано: 2025-08-22
Загрузки: 79
Для слабослышащих: No

Предпросмотр субтитров (Farsi Persian)

Первые 200 строк.

‫تقدیم به تمام پارسی‌زبانان

NESTED ‫با افتخار تقدیم می‌کند

‫خانوم ها و آقایون، ‫به مسابقه دیتونا ۵۰۰ خوش اومدین،

‫سوپربولِ رویدادهای ماشین سواری!

‫داریم می بینیم که یه قهرمان دو دوره

‫دیتونا ۵۰۰ و مدافع عنوان، ‫راودی برنز، داره وارد پیست میشه.

‫و رقیب همیشگی از ریدینگ، پنسیلوانیا، ‫آلدو بندتی.

‫آقایون، ماشیناتونو روشن کنین!

‫یه چرخش بزرگ برای شماره ۴۳، ریچارد پتی.

‫پتی داره به سمت داخل پیست لیز می خوره.

‫واقعاً ضربه سختی به ریچارد پتی خورد.

‫ریچارد پتی از دیتونا ۵۰۰ خارج شد.

‫اگه بخوایم از کسایی که ‫از مسابقه بیرون رفتن حرف بزنیم،

‫شاید وقتشه که از مربی افسانه ای، ‫هری هوگ، یاد کنیم،

‫که راننده بزرگش، ‫بادی برترتون،

‫پارسال اینجا تو یه تصادف آتشین ‫جونشو از دست داد،

‫وقتی با سرعت بیش از ۱۹۵ مایل در ساعت ‫به دیوار برخورد کرد.

‫خب هری، زندگی رو خوش می گذرونی؟

‫آره.

‫هیچ وقت از پخش کردن ‫یه کم کود دور و برم بدم نیومده.

‫چیزای بدتری هم هست.

‫- ماشین چطور کار می کنه؟ ‫- خوب کار می کنه.

‫می خوام برام یه ماشین مسابقه بسازی.

‫حالا تیم، همه میدونن که ‫یه فروشنده ماشین تو شهر

‫نمی تونه هزینه یه تیم مسابقه رو بده.

‫هیچ راننده درست حسابی ایی ‫با تو قرارداد نمی بنده.

‫چون اگه یه ماشینو خراب کنن،

‫تو نمی تونی یه دونه دیگه براشون بسازی

‫و اونا از دور خارج میشن، می فهمی؟

‫و هیچ ماشینی بدون راننده نمی تونه برنده شه.

‫حتی مال منم نه.

‫اگه تو ماشینو بسازی، ‫من یه راننده درست حسابی پیدا می کنم.

‫وسط فصل که شروع شده، ‫چه جور راننده ای قراره پیدا کنی؟

‫یه پیرمرد از کارافتاده ‫که از اولشم به درد نمی خورد.

‫تو می تونی باهاش کار کنی.

‫تو می تونی یه راننده بسازی،

‫همون طور که ماشین میسازی، هری.

‫تیم، یه نگاه به اون سگ بنداز.

‫این بهترین سگ شکار راکونه ‫که تا حالا دیدم یا شنیدم.

‫- و من هیچی بهش یاد ندادم. ‫- خب، من یه نفر رو دارم.

‫- کی؟ ‫- یه نگاه بهش بنداز.

‫هر کی که باید برم ببینمش، ‫آدم درست حسابی ای نیست.

‫خب پس به هیچ کس نگاه کن.

‫ببین تیم، من مسابقه دادنو ول کردم. ‫اینو باید بدونی، باشه؟

‫تو مسابقه دادنو ول نکردی، هری.

‫تو کنار کشیدی که از تحقیقات درباره ‫تصادف بادی تو دیتونا فرار کنی.

‫هی، من از هیچ تحقیق لعنتی ای فرار نکردم.

‫به هر حال، با نسکار حرف زدم

‫و اگه برگردی، هیچ تحقیقی در کار نخواهد بود.

‫چطور تونستی اونا رو راضی کنی؟

‫من فروشنده خیلی خوبی ام.

‫این یه راننده مسابقه ست!

‫رانندت کی قراره بیاد؟

‫هری بهم گفت که آدمش ‫تو مسابقه های ایندی کار می کنه.

‫آره، بیشتر اسپرینت.

‫دو تا قهرمانی ورلد آو اوت لاو، ‫سه تا برد آل استار،

‫هفت برد پیاپی تو فیچر ‫و تو مسابقات ASA هم رانندگی کرده.

‫هی!

‫یه آماردان حسابی داری اونجا!

‫از راننده ها چیزی میدونه؟

‫حالا می بینیم.

‫هری، گفتی رانندت از کجاست؟

‫ایگل راک.

‫اونجا نزدیک ویلکسبوروئه، درسته؟

‫نه، گلندیل، کالیفرنیا.

‫یانکیه؟

‫نه دقیقاً. اگه از کالیفرنیا باشی، ‫یانکی نیستی.

‫در واقع هیچی نیستی.

‫خودت گفتی!

‫شوک ها درستن، همه چیز روبراهه، رفیق.

‫هیچی عوض نکن.

‫هی، انگار تو کود اسب غرق نشدی!

‫- خیلی خوب به نظر میرسه. ‫- تو خودت خوب به نظر میرسی!

‫هری، کار آسونی نبود، بهت قول میدم،

‫ولی این ماشین آماده مسابقه ست.

‫نمی تونم بهت بگم چقدر قدردانیم

‫که گذاشتی از ماشینت استفاده کنیم، راودی.

‫راودی، بهت گفته بودم.

‫هری یه راننده جدید داره

‫و فقط می خواد چند دور بزنه.

‫بهت گفتم هری هوگ شخصاً ‫ازمون خواست، به عنوان یه لطف.

‫این راننده کیه؟

‫تیم بهم گفت تو با ماشین های ‫اوپن ویل مسابقه میدادی.

‫درسته.

‫و حالا می خوای یهو بیای نسکار برونی؟

‫درسته.

‫درباره مسابقه های استاک کار چی میدونی؟

‫خب، معلومه که تو تلویزیون دیدمش.

‫تو تلویزیون دیدی؟

‫ESPN، پوشششون عالیه.

‫باور نمی کنی چقدر می تونی ازش یاد بگیری.

‫مطمئنم شگفت زده میشم.

‫ببین، شاید الان بهترین زمان ‫برای روندن این ماشین نباشه.

‫مشکلی پیش اومده؟

‫نه قربان، شما برید ادامه بدین.

‫ولی اگه این ماشینو یه ذره خراب کنی،

‫خودم جرت میدم!

‫باشه. اشکالی نداره اینو برام نگه داری؟

‫مگه نشنید اون مرد چی گفت؟

‫یه لحظه صبر کن. ‫فکر نمی کنی باید یه گپی بزنیم؟

‫چی؟ درباره اینکه چطور قراره برونم؟ معلومه.

‫درباره اینکه چطور تا حالا زنده موندی!

‫ببین، نمیذارم تو این ماشینو برونی.

‫- چی شده؟ ‫- نظرش عوض شده.

‫- گفتی یه نگاه بهش می کنی. ‫- نگاه کردم.

‫هری، من ۲۵۰۰ دلار دادم که ‫امروز از این پیست استفاده کنیم.

‫بی خیال. این مرد به یه اسم بزرگ ‫مثل اکسون یا ریچارد پتی نیاز داره.

‫من وقتی یه راننده ‫درست حسابی می بینم، می فهمم.

‫هری، چی به سرت اومده؟ ‫بالاخره این کارو می کنیم یا نه؟

‫هری، یه لطفی به همه مون بکن.

‫بذار من برونم. ‫قول میدم آبروتو نبرم.

‫پیچ تونل خیلی گول زننده ست.

‫حالا چه گرم باشه چه سرد، ‫مثل کون لیز میشه.

‫بعد لیز می خوری و می لغزی

‫و قبل از اینکه بفهمی چی به چیه، ‫خودتو به دیوار کوبیدی.

‫پس آروم بگیر.

‫- دارم گازشو می گیرم! ‫- نه، نمی گیری!

‫زیر زمان راودی بود.

‫خب، شاید اگه ماشینو خراب کرده بود بهتر بود.

‫- خیلی سریع بود. ‫- آره؟

‫سی و یک ثانیه تخت.

‫این برای گرفتن پول پوزیشن ‫تو مسابقه قبلی کافی بود.

‫جهان، فکر می کردم این یه شوخیه.

‫- تا حالا استاک کار نروندی؟ ‫- نه، بیشتر اسپرینت.

‫- اسمت چیه؟ ‫- باک برترتون. تو اسمت چیه؟

‫کول تریکِل. ‫خیلی خوشحال شدم باهات آشنا شدم، باک.

‫منم خیلی خوشحال شدم، کول.

‫تو اون پیچ تونل خیلی شانس آوردی.

‫ماشینت حسابی از شکل افتاده بود.

‫خب، اگه فکر می کنی شانس بود، ‫بیا یه بار دیگه امتحان کنیم.

‫- خوب روندی. ‫- مرسی.

‫حالا برو یه ماشین برای خودت گیر بیار، ‫بعد ببینیم تو شلوغی چی کار می کنی.

‫خب، چرا به اوپن ویل ها وفادار نموندی؟

‫ماشینمو از دست دادم.

‫بعد از دو تا قهرمانی ‫و هفت برد پیاپی، اخراجت کردن؟

‫ماشینمو از دست دادم.

‫مهم نیست. ‫به هر حال خودم می خواستم ولش کنم.

‫- چرا؟ ‫- چون داشتم درجا میزدم.

‫- می خوای کجا بری؟ ‫- ایندیاناپلیس.

‫ولی تو ایندی بدون یه ماشین عالی ‫نمی تونی برنده شی.

‫و اسم من آندری یا آنسر نیست.

‫از طرف دیگه، ‫استاک کارا همشون مثل همن.

‫هی، هیچ چیز استاک ‫درباره استاک کارا نیست!

‫ببین، قصد توهین ندارم.

‫فقط می گم استاک کارا ‫طوری ساخته شدن که برابر باشن.

‫- درسته؟ ‫- قانوناً همین طوره.

‫پس لازم نیست نگران این باشم ‫که یه ماشین دیگه منو شکست بده.

‫به عبارت دیگه،

‫تنها چیزی که باید نگرانش باشی، ‫شکست خوردن از راننده های دیگه ست.

‫تو برام یه ماشین بساز، ‫من سال بعد دیتونا رو می برم.

‫می خوام یه موتور برات بذارم ‫که نزدیک زمین باشه.

‫یه مخزن روغن گنده که باد رو از زیرت کم کنه.

‫این بهت ۳۰ تا ۴۰ اسب بخار بیشتر میده.

‫یه لوله سوخت بهت میدم ‫که یه گالن بنزین اضافی نگه داره.

‫نیم اینچ ازت کم می کنم ‫و مثل یه گلوله شکلت میدم.

‫وقتی رنگت کردیم، آماده کردیمت و وزن کردیم،

‫آماده میشی که بری تو پیست. ‫می فهمی چی می گم؟

‫تو عالی میشی.

‫باشه. ‫می خوام یه کم این تازه کارو اذیت کنم.

‫کول، داری همه جای پیست ول می چرخی.

‫آره، خب، اون یارو حسابی بهم زد!

‫نه، بهت نزد، تنه ات نکرد، هلت نداد.

‫فقط یه کم بهت مالید، ‫و مالیدن، پسر، یعنی مسابقه!

‫اونجا گلگیر رفت!

‫اونجا هم یه تیکه دیگه رفت!

‫باشه، عقب بکشین!

‫باشه، حالا که هنوز زیر پرچم احتیاطیم،

‫می خوام بری تو پیست و به ماشین پیشرو بزنی.

‫- به ماشین پیشرو بزنم؟ ‫- آره، به ماشین پیشرو بزن!

‫برای چی؟

‫چون به هر چیز لعنتی دیگه ای اونجا زدی!

‫می خوام کامل باشی. حالا برو! ‫برو! برو! برو!

‫داری زیادی بالا میری. ‫تو گروه بمون.

‫این چطور بود؟ ‫این سمتو دیگه لازم نیست درست کنیم.

‫باک، نمی خوام لوست کنم.

‫این یکی درد داره.

‫جابه جا شو! جابه جا شو!

‫اونو دیدی؟

‫باید برم پیت.

‫فکر نکنم. الان حسابی سرمون شلوغه.

‫- چی هستی؟ ‫- داریم بستنی می خوریم.

‫بستنی؟

‫حالا اگه دوست داری بیا یه دونه بردار،

‫ولی فکر نکنم نسکار

‫از این که بخوای تو پیست ‫بستنی بخوری خوشش بیاد.

‫به اندازه کافی تو پیست ‫دور زدن برات دردسر داره.

‫آروم بگیر.

‫بیا کول، بزن بریم!

‫کول! کول!

‫یکشنبه حسابی گند زدیم.

‫اسپانسرها رو تریبون بودن

‫و من داشتم بغلشون می کردم ‫و دستاشونو می فشردم

‫و تو دلم دعا می کردم ‫که یه نمایش خوب داشته باشیم.

‫و ما چی کار کردیم؟

‫آخرش مثل یه میمون که داره ‫با یه توپ فوتبال ور میره شدیم.

‫همه برین بیرون، لطفاً.

‫به جز شما دوتا.

‫یه سؤالم دارم.

‫یه چیزی که حتماً باید برای بردن ‫یه مسابقه انجام بدی چیه؟

‫- کاملاً واضحه... ‫- تو ساکت باش!

More Farsi Persian subtitles for Days of Thunder

Комментарии

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left