Nine Perfect Strangers

Nine Perfect Strangers

Скачать Farsi Persian субтитры

Сезон 1

Информация о релизе

Nine Perfect Strangers Season01 720p AMZN WEBRip DDP5 1 x264-FLUX
Nine Perfect Strangers Season01 1080p HULU WEBRip DDP5 1 x264-FLUX
Nine Perfect Strangers Season01 720p HULU WEBRip DDP5 1 x264-FLUX
Nine Perfect Strangers Season01 WEBRip x264-ION10
Nine Perfect Strangers Season01 1080p WEB H264-GGEZ
Nine Perfect Strangers Season01 720p WEB H264-GGWP
Комментарий от HosseinTL
زیرنویس تمام قسمت‌ها ██► HosseinTL حـسـیـن | Bia2Movies.bid ◄◄

Теги

web
720p
720
webrip
x264
BRip
1080
Опубликовано: 2021-09-26
Загрузки: 73
Для слабослышащих: No

Предпросмотр субтитров (Farsi Persian)

Первые 200 строк.

« نُـه غـریـبـۀ بـی‌نـقـص »

:تــرجــمــه « حـسـیـن رضایی و ســـروش » :.:.: SuRouSH_AbG & HosseinTL :.:.:

‫واقعاً مشتاقم براش

‫اونجا دو تا جایزه جهانی ‫تو بخش سلامت گرفته

‫سلامت ذهنی ‫و تأثیر اجتماعی

‫البته دومی ممکنه جایزه افتخاری بوده باشه

‫نکته‌ش اینه که این زن داره

‫یه تخفیف درست و حسابی بهمون میده

‫از نظر اجتماعی عجب کار ترقی‌خواهانه‌ایه

‫اینکه اولویت رو میده به شفا دادن آدما، ‫نه به سود شخصی

‫فکر کنم بعضی از اونایی که میان

‫هزاران دلار دارن پول میدن

‫اتفاقاً هر چی نزدیکتر میشیم ‫حس سبکی بیشتری میکنم

‫تجربه خوبی میشه. ‫مگه نه عزیزم؟

‫- آره ‫- آره؟ تو چطوری زویی؟ زویی!

‫بله؟

‫تو در چه حالی؟

‫بهتر از همیشه، بابا. ‫مشتاقم

‫عالی میشه

‫سلام بچه‌ها، جس هستم

‫الان داریم میریم

‫به یه خلوتگاه تحول روحی ‫به اسم آرامکده

‫می‌خواستم براتون تگش کنم ‫ولی تو شبکه‌های اجتماعی نیستن

‫خیلی مرموزن

‫خلاصه، قراره ده روز

‫مدیتیشن و یوگا ‫و تغذیه سالم داشته باشیم

‫و یکم خلوت کنم با مردِ...

‫تو روحت بن، از قصد کردی؟

‫تقصیر جاده‌ست. ‫داره ماشینم رو به فنا میده

‫باید همشو از اول بگیرم

‫- مجبور نیستی ‫- چرا، هستم

‫ببین، اگه از من بپرسی داریم ‫این قضیه‌ی

‫رشد شخصی رو زیادی بزرگ میکنیم

‫من که نپرسیدم ولی منظورت چیه؟

‫منظورم اینه که... یا خدا!

‫ببین، اگه هی بهتر و بهتر بشیم، ‫تهش بی‌نقص میشیم

‫درسته؟ بعدش چی؟

‫تو شاید بتونی دیوث بی‌نقصی بشی

‫دیوث‌بازی درنمیارم

‫فقط نمی‌فهمم چرا دارم میرم اونجا

‫داریم میریم چون مشکلات داریم بنجامین

‫تو رابطه‌مون

‫این باید از ماشینت برات مهمتر باشه

‫یه چیز مهیج نیاز داریم

‫آره، مهیج که هست

‫اگه تعلیق ماشینم بگا بره...

‫سلامتی، بگیر که اومدم. ‫فرانسیس نسخه 2.0

‫آماده باش

‫آره، آماده باش

‫بی‌خاصیت. حتی یه تماس ‫هم نمی‌گیرین، ها؟

‫چرا؟ احترامم زیادی میشه؟

‫اوه

‫سلام

‫سلام. خب هنوز به نیروانا نرسیدی؟ ‫(مفهومی در بودیسم)

‫هنوز با آرامش بی‌نهایت فاصله دارم

‫خیلی‌خب. باید بهش ‫یه فرصت بدی عزیزم

‫دارم بهش فرصت میدم دیگه

‫الان دارم میرم اونجا

‫دیگه چجوری فرصت بدم

‫و به اون پسره هم فکر نکن

‫عوضیه

‫فکر نمیکردم. فقط کاش یه کاری میکردم ‫که دوستام

‫هم انقدر زنگ نزنن ‫که بحثش رو وسط بکشن

‫- تو میدونی چجوری باید این کارو بکنم؟ ‫- اوه

‫با مدیر برنامه‌هات حرف زدی؟

‫خیر، ولی الان هم بحث ‫اونو باز کردی

‫هم کار. دیگه چیزی نیست

‫- بخوای بکوبونی تو صورتم؟ ‫- فقط اینکه دوستت دارم

‫کتاب جدیدت محشره، ‫خودت محشری

‫و قراره یه ده روز معرکه ‫رو تو آرامکده تجربه کنی

‫آره. میدونم. ‫منم همین حس رو دارم

‫با یه شخصیت جدید برگردم

‫حتماً همه از اون شخصیت ‫بیشتر خوششون میاد

‫خب، من الانیه رو دوست دارم

‫مرسی. اوه، اِرین، مدیر برنامه‌هامه

‫باید قطع کنم. دوستت دارم

‫بهم زنگ بزن! ‫دوستت دارم!

‫- سلام عرض شد ‫- فرانسیس؟

‫کار و بار کتاب چطوره؟

‫امروز چقدر...

‫سرحال بنظر میای

‫دارم میرم اون خلوتگاهه که بهت گفتم

‫میخوام یکم وضعیت ذهنیم رو مثبت کنم

‫آره، اونایی که توی عرق‌خونه

‫مردن رو یادته؟

‫فکر کردن دارن روشنگری‌شون میکنن

‫ولی در واقع داشتن پخته میشدن

‫این هیچ شباهتی به اون نداره. ‫خیلی فوق‌العاده بنظر میاد

‫فقط میرم یکم بهتر شم

‫میدونی، ماساژ و شایدم ‫یکم روزه‌ی ملایم بگیرم

‫عالیه، خب...

‫برات خبرای خوبی ندارم فرانی

‫یعنی چی الان؟

‫بنظر من قلم کار زیباست

‫واقعاً میگم اینو

‫وایسا ببینم. داری میگی...

‫داری میگی کتابم رو نمیخوان؟

‫گفتنش اصلاً راحت نیست فرانی

‫پس دیگه میگم بره

‫میخوان قراردادت رو فسخ کنن

‫خیلی متأسفم فرانی

‫بخصوص بعد از اون اتفاقاتی که

‫سر اون مردک حقه‌باز افتاد

‫واقعاً خیلی برات ناراحتم

‫نمیخوام دربارش باهات حرف بزنم

‫تمومه

‫دیگه بسمه. این تهشه

‫تو این دنیای کوفتی نیستم!

‫نیستم!

‫دیگه تو این دنیای کوفتی نیستی!

‫خدای من

‫آهای؟

‫حالتون خوبه؟

‫کمک میخواین خانم؟

‫نه. من... من خوبم. خوبم

‫خوب بنظر نمیای

‫خب، داشتم در سکوت ‫یه لحظه‌ی تلخ رو تجربه میکردم

‫باشه. پس شما به این میگی سکوت؟

‫چون انگار...

‫مثل بنشی جیغ میزدی

‫برای همین زدم کنار

‫- خب ببخشید. عذرخواهی میکنم ‫- اشکالی نداره

‫فکر کردم وسط ناکجام ‫و کسی هم نیست

‫- گویا اینطور نیست ‫- مریضی؟

‫- ببخشید؟ ‫- آخه انگار از این...

‫حمله‌های عصبی اینا بهت دست داده بود

‫البته قضاوت نمیکنم. خودم...

‫تو خانواده خودمون هم بیماری روانی داریم

‫که اینطور؟ من خوبم، مرسی

‫میدونی، نرمال نیست یکی فریاد بزنه

‫"من تو این دنیای کوفتی نیستم"

‫اونم با تمام توان، میدونی؟

‫میدونی چیه؟

‫دچار گُرگرفتگی شده بودم

‫اوه

‫پس خوبم. خیلی هم ممنون

‫داروی مکمل میخوری؟

‫ببخشید. چی...

‫پروژ... پروژسترون؟ پروژسترون

‫- شنیدم کمک میکنه ‫- الان واقعاً داریم درباره این موضوع حرف میزنیم؟

‫- این چه طرز صحبته خانوم؟ ‫- کدوم طرز صحبت؟

‫فقط عادت ندارم غریبه‌ها ‫وسط جاده

‫برام داروی جایگزینی هورمون

‫- تجویز کنن! ‫- معذرت

‫الان فهمیدم که فرد غمگینی هستی

‫روز خوبی داشته باشی

‫- صبح بخیر ‫- سلام

‫خیلی‌خب

‫می‌بینم که دارین میرین آرامکده

‫چطور به این نتیجه رسیدی؟

‫داری تمام غذاهای ممنوعه ‫رو میخری

‫منم دارم میرم اونجا

‫چه عالی

‫اگه با اینا از در اصلی رد بشی

‫شانس آوردی

‫ ‫

‫اونم میگیرن ازت

‫گوشی توی...

‫آرامکده قدغنه

‫از اونجا چی به گوشتون رسیده؟

‫چیز زیادی نشنیدم. ‫مهمون‌ها با یه دید وارد میشن

‫با یه دید دیگه میان بیرون

‫پس حتماً زنه یه کاری باهاشون میکنه

‫شما دیدینش؟ ‫زنی که اونجا رو اداره میکنه رو میگم

‫نه، نه، ولی...

‫طبق چیزایی که شنیدم، دوست دارم ببینمش

‫انگار کلاً آدما رو عوض میکنه

‫منم برای همین میرم، ‫که متحول بشم

‫موفق باشین واقعاً

‫سلام

‫بخاطر بازاره

‫ژانر عاشقانه بدجور ضربه خورده. ‫تا ابد اینطور نمیمونه

‫این کشمکش برای کمرم خوب نیست مارتی

‫فرانی، بیخیال

‫انرژیت رو سر این مزخرفات هدر نده

‫سعی کن فراموشش کنی. ‫خوش بگذرون

‫من آفت فمنیسمم چون رنگ چشمِ...

‫قهرمانم رو توصیف کردم؟

‫اوه

‫. به آرامکده خوش اومدین ناماسته ‫(سلام در هندی)

‫اوه، خیلی مشتاقم حرفاتون رو بشنوم

‫فقط یه لحظه. یه لحظه

‫میگن باید جین رو می‌کشتم

‫کی کاراکتر اصلیش رو میکشه؟ کی؟

‫شما باید فرانسیس باشین. بیا

‫یه سفر به پایان میرسه و دیگری آغاز میشه

‫چطور میتونن بگن ‫من زن‌گریزم؟

‫نمیتونم زن‌گریز باشم. ‫خودم زنم

‫و خیلی هم عاشق خودمم

‫ببین. هنوزم وقت داریم ‫قضیه رو کنسل کنیم

‫بن، بیخیال، رسیدیم دیگه

‫فقط حس میکنم خودمون میتونیم ‫روی این موضوع کار کنیم

‫روش کار کردیم

‫الانم که مشخصاً وضع خوبی نداریم

‫و یا تلاش میکنیم یا...

‫نمیکنیم

‫چه مرگته حاجی؟

‫مشکلی ندارم

‫فقط میخوام یه کوچولو بری جلو ‫که منم بیام داخل

‫پس میخوای همینجوری ‫بوق بزنی؟

Комментарии

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left