Первые 200 строк.
روح عادلان در دست خداست"
و هیچ عذابی آنها را لمس نخواهد کرد
از نظر احمقها انگار که آنها مردهاند
مرگ آنها به عنوان یک مصیبت
و دور شدن آنها از ما فنای کامل تصور شدهاست
ولی آنها در آرامش هستن
شاید از نظر دیگران، آنها مجازات شده باشن
ولی همچنان امیدی جاودانه دارن
کمی تنبیه شده ولی به آنها بخشش عطا میشود
"...چون خدا آنها را امتحان کرده است
ما را هدایت کن
نه به سمت وسوسه
بلکه ما را از شر شیطان نجات بده
من شاهدش بودم
یکی در حد مرگ خونریزی کرده بود
این یه پرونده قتله
هفت روز بعد از قتل
من هان جییونگ رو مرده پیدا کردم
و یکی دیگه بالای پلهها بود
سو هیسو بود
پرونده تشکیل شده
هرکی تو صحنه بوده رو بازجویی میکنم
آشکار کردن حقیقت آسون نیست
همه دروغ میگن
قسمت سیزده همه دروغ میگن
هیچی یادم نمیاد
نه تنها چیزی که اون شب اتفاق افتاد
بلکه همه خاطراتی که بعد از ... دیدن هان جییونگ داشتم
همشون از بین رفتن
چیزی یادم نمیاد
بخاطر شوکی که از اون اتفاق بهش وارد شده
فراموشی گرفته
گزارش کالبد شکافی نشون میده که بخاطر ایست قلبی فوت کرده
ولی طبق حرف شاهد
خونریزی داشته
فکر نمیکنین از جایی افتاده باشه؟
اون بخاطر ایست قلبی مرده
دکتر اینو گفته
و مراسم ترحیمش تازه تموم شده
... طبق حرف مادر اِما
فقط سه نفر سر صحنه بودن
خانم سو هیسو بالای پلهها مرحوم هان جییونگ
و یه نفر دیگه کنارش
...ولی وقتی به صحنه برگشته
کسی که کنار آقای هان جییونگ بوده غیب شده
کسی که غیب شده کیه؟- منم نمیدونم-
خانم سو یادشون نمیاد
پس باید شخص گمشده رو پیدا کنیم
اون شخص همهچی رو میدونه
لطفا پیداش کنین
من خودمَم واقعا کنجکاوم
این یه نوع انتقامجویی هست
از قصد کشتنش
مطمئنم همه تو این خونه میخواستن که اون بمیره
یازده روز قبل از مرگ
گالری
منم
حس خوبی ندارم فکر کنم دارن تعقیبم میکنن
یهویی قطع کردی، الآن کجایی؟
همین الان میخواستن منو بدزدن
جدی میگی؟
فکر کنم جییونگ یکی رو اجیر کرده لعنت بهش
سریع برو به نزدیکترین ایستگاه پلیس
و آروم باش، چیزی نمیشه
ده روز قبل از قتل
الو؟- سلام-
بازرس هوانگ هیونگسو از ایستگاه پلیس گوآن گون هستم
سلام
... دیشب
کواک سو چانگ رو مرده پیدا کردن
ولی آخرین نفری که باهاش تلفنی صحبت کرده
شما بودین، آقای هان
لازمه که بیاین ایستگاه پلیس
دلیل اصلی رد شدن هان جینهو اعتیاد به الکل بوده
هان جینهو
بابت همکاریتون ممنونم
سریع دنبالشون میگردم
حتما یکی رو گرفته که اونو بکشه
مطمئنم که هان جییونگ بوده
کواک سو چانگ قرار بود امروز صبح با یه خبرنگار مصاحبه کنه
و قبل اینکه این اتفاق بیفته کشته شده کاملا معلوم نیست؟
چون پولداره میترسی؟
! خونِ اصلی هیوون تو رگهای منه
اون تقلبیه
این جرمه که آدما رو مجبور کنی تو رینگ سگ کشی با هم مبارزه کنن
...نگو که
داداشم قبلا خریدتت
هی، حواست باشه چی میگی
!پس اونو بگیر بندازش تو زندان
!ما اول باید این پرونده قتل رو حل کنیم ولی هیچ دوربین مداربستهای نبوده
لعنت بهش- ...پس-
برو ملاقات برادر آقای کواک تو بیمارستان
رفتم قبلا
ولی هنوز بیهوشه
هیسو
اون مرد مرده
اون مردی که قرار بود امروز باهاش مصاحبه کنن
به قتل رسیده
منم شنیدم
مطمئنم کار جییونگ بوده- ...هیونسو-
خانم لی رو تعقیب کردن- چی؟-
نمیدونم جییونگ تا کجا پیش میره
دیگه از دستمون در رفته- کانگ جا کیونگ-
نه، لی ههجین
اونو برمیگردونم به این خونه
ایندفعه، من میارمش اینجا
ما باید مراقبش باشیم
دلیل اصلی رد شدن هان جینهو اعتیاد به الکل بوده
پدر
این کار جییونگ عه، داره کرم میریزه
تو آستینت مار بزرگ کردی، کاملا فریب خوردی
بس کن
میخوام به کل دنیا نشون بدم اون کیه
!بخاطر همین بهت اعتماد ندارم
پسرهی عوضی، زده اون یارو رو کشته
قبل از احساساتِت !مصلحتِ کمپانی رو اولویت قرار بده
سو هیوک اومد
با شما ملاقات کرد؟
گفت که برای مدیریت کردن یه بیزینس زیادی بیتجربهس
و وقت بیشتری میخواست
چرا اول با من حرف نزد؟
اگه عجله کنی همهچی نابود میشه
...سو هیوک گفت
یکی دیگه باید این موقعیت رو قبول کنه، نه اون
کی؟
تا وقتی که هان جییونگ نباشه برام مهم نیست کی باشه
لعنت بهش
فکر میکنی میتونی یجوری زندگی کنی که هیچ اتفاقی نیفتاده؟
تو کواک سو چانگ رو کشتی، نه؟
چی باعث شد همچین فکری کنی؟
عوضی
حتی بهمَم نریختی
درسته، حق با من بود
هی، هان جین هو
پسر واقعی رئیس کل هان سوک چول
هیچکار احمقانه ای نکن
فقط بی صدا بمون
اگه میدونی چه آدمیم، پس باید بدونی که باید ازم بترسی
شاهزاده یی بانگ وون و شاهزاده یی بانگ گانم خیلی ظالمانه برا تاج و تخت جنگیدن
اما یی بانگ وون از کشتن یی بانگ گان اجتناب کرد
میدونی چرا؟
چون برادرِ خونی بودن
پدر، میام داخل
مراقب باشین
چرا اینجایی؟
چون به این نتيجه رسیدم که کشتن بهتر از کشته شدنه
سلام
...من معلم ها جون
لی هه جینم
تو اون آدمو کشتی؟
اره
…میخوای منم
مثل اون بکشی؟
آره
…فکر کردی وقتی گفتم میکشمت
داشتم شوخی میکردم؟
کسایی که نمیتونن یه مرگ با آرامش داشته باشن، فقط باید خودشونو مقصر بدونن
چرا داری خودتو به کشتن میدی؟
همینجا دیگه بس کن
چیو؟
من چیکار کردم؟
...اگه بس نکنی
! میکشنت
بیا زمانو به عقب برگردونیم
...برگردیم به روز اولی که به عنوان معلم ها جون
به اسم خانم کانگ جا کیونگ اومدی اینجا
چرت و پرت نگو
میخوای زنده بمونی؟
...اگه میخوای
پس سو هی سو رو بکش
اونوقت میتونی همونطوری که میخواستی ها جونو بزرگ کنی
این همون چیزی نیست که همیشه میخواستی؟
تو واقعا دیوونه شدی
یکی از شما باید بمیره
همونطور که خودت گفتی ها جون نمیتونه دوتا مامان داشته باشه
میخوام جی یونگو بکشی
کمکت میکنم گردنبندُ بفروشی
شوخی میکنین، درسته؟
چرا باید همچین کاری کنم؟
شما باید، منظورم اینه، چطوری ازم میخواین یه انسانو بکشم؟
اون عوضی انسان نیست
بکشش و برو موناکو اونجا جای خوبی برای زندگیه
کمکت میکنم مستقر بشی
راحت میتونی بیست بیلیون وون به جیب بزنی
هیچوقت برنگرد
...این چهره ی واقعی هان جی یونگه
...مردی که حق رد کردن
هر کدوم از تصمیمات شما رو داره
اون از آدما به عنوان وسیله ای برای تفریحش استفاده میکنه
...تنها شاهدی که میتونست علیه اش شهادت بده
دیشب به قتل رسید
ما الان در حال سروکله زدن با موقعیت کاملا متفاوتی هستیم
گروه هیوون الان توی دوراهی سرنوشت سازی قرار داره
یکی هست که من دوست دارم با سهامم ازش حمایت کنم
جونگ سو هیون
...برای اینکه گروه هیوونو قوی و زنده نگه دارم
به همه ی شما نیاز دارم
تا بهترینتوتو انجام بدین و بیشتر از همیشه واقع بین و متمرکز باشین
…من
مسئولیت همه چی رو بر عهده میگیرم و گروه هیوون رو رهبری میکنم
No comments yet. Be the first to leave one.