Первые 200 строк.
بهترین دیدارم با یه سلبریتی چطوری بود؟
.اوه، عجب سوال توپی
.یک دفعه "جک نیکلسون" رو توی کارواش دیدم
.دوباره شروع نکن
...جک نیکلسون یه هیوندای ادیسه که رویش
.برچسب "همزیستی" زدن، سوار نمیشه
وقتی توی کار کمد بودم کلی آدم معروف دیدم
نمیتونم اسمشون رو بگم
.فقط انقدش رو بگم همه جا، حرف حرف اونه
بروس اسپرینگستین" رو دیدی؟" - ."نه، "تونی دنزا -
اوه، همون که توی برنامه تلویزیونی ـه؟ .نه، همیشه حرف حرفه اون زن مجریه بود
.هرکسی میتونه تفسیر خودش رو بکنه
.من بابا نوئل رو توی فروشگاه دیدم
"خانم کسل بیخبر" این دیگه چه کتابیه؟
درمورد سه زنه که در دورههای مختلف زمانی ،مورد آزار و اذیت قرار گرفتند
.یا شایدم درمورد یه مسافرزمان فوقالعاده بدشانسه
.دقیق نمیدونم
بطریقی تونستم به یک باشگاه کتاب ویژهای ملحق بشم
.که پره از خانم های باهوش
.عمراً نمیتونم تحت تاثیر قرارشون بدم .اونا از کلماتی مثل "خوش طبع" استفاده میکنن
،نمیخوام وسط اونا اسکل بنظر بیام .واسه همین منم همین کلمه رو استفاده میکنم
مثلا میگم "این خوش طبعترین چیزی نیست "که تاحالا شنیدید؟
.جملهت اشتباهه
...هر فصلش رو هشت دفعه خوندم .هنوزم جریانش رو نگرفتم
فقط تو باشگاه بهشون بگو "این کتاب بازتابی از جامعهست"
.نمره قبولی میگیری رو از اونجا میای بیرون
هان
صبح بخیر - سلام -
اون چیز جوونونه چیه؟
اون برچسب رو مال بچه های سریال "گروه ماد" ـه؟
...اوه آره، من، آه .دارم یه خونه رو به یکی نشون میدم
.ترجیح میدم اسمش رو نگم
.کاملاً درک میکنم - ."کریس مارتینِ"، خوانندهی گروه "کلدپلی" -
ولمون کن، جدی میگی؟ - .چیز مهمی نیست -
مردی داره این رو میگه که تمام دیشب رو
.داشته یه گل رو میچسبونده به شلوارش
.باشه، واقعاً چیز مهمیه
دارم مردی رو ملاقات میکنم که حس من رو میخونه
آره، موسیقیش خیلی "خوش طبع" ـه
.نزدیک شدی
.هیچوقت زیاد از کلدپلی خوشم نیومد
بیشتر با هیپهاپ حال میکنم، متاله مرگبار ."ليتل ميرميد"
.قدیما بدجوری رو این یکی قفل بودم
.معدم یجوریه - .احتمالاً فقط استرس داری -
.شاید لازم داری یکی باهات بیاد
،نه، اون میاد اونجا که یه خونه بخره قرار نیست درمورد موزیک حرفی زده بشه
واسه همینم اصلاً نمیخوام اشارهای .به اینکه منم شاعرم بکنم
.تو فقط یک شعر نوشتی
.تمام چیزایی که لازم بود رو توش گفتم - .درمورد یه دلال معاملات ملکی -
درمورد زندگی بود! واسه همین کج فهمیته که توی باشگاه کتاب دستت میندازن
یه دیدار با یه سلبریتی داشتم که .میتونم درموردش صحبت کنم
تابستون گذشته، دعوت شدم
،به شرکت در بزرگترین سنت آمریکایی
.یعنی انجام وظیفه هیئت منصفه
هیچ تجربهای درمورد اجرای قانون دارید؟
.بدجور ،من به پلیس ها اعتماد ندارم
.همچنین قربانیان سرقت رو شماتت میکنم
مجرمان اصلی خودشونن که .وقت سیستم قضایی ما رو حروم میکنن
تلاش خوبی بود، داور شماره سه - مشکلات اقتصادی چی؟ -
،دفعه قبل که نتونستم سر کار برم .بازار کمد کالیفورنیا سقوط کرد
بعضی از مردم فکر میکنن دلیل .شورش های لسآنجلس همین بوده
.باید حرفم رو تموم کنم
!درد زایمانم داره شروع میشه
.خانم، خانم. همهچی درست میشه
نگهبان، داور 12 هرچه احتیاج داشتند .در اختیارشون قرار بدید
.و جایگزین بعدی رو بیار داخل
،به عنوان مربی بدنیا آوردن بچهاش
...فکر میکنم باید باهاش برم بیرون
!تری برادشاو". من عاشق تری برادشاو هستم"
داور شماره 11، مشکلی وجود داره که مانع خدمت موثر شما
توی این هیئت منصفه بشه؟
.هیچ مانعی وجود نداره، عالیجناب
هرچند که دارم دورهی سختی .رو پشت سر میگذارم
.میدونید، بهترین دوستم رو از دست دادم
یا شایدم یه جدیدش رو پیدا کرده؟
.اما از خدمت کردن خوشحالم
،من به سیستم قضایی آمریکا اعتقاد دارم
.اعتقاد دارم که یک کار دسته جمعیه
.خفنترین جواب دنیا بود، قهرمان
...خانمی که اونجایی
.اینی که میگم رو بنویس
برای یکم عدالت آمادهاید؟
اوه، خدای - چیه؟ سلبریتی دیدی؟ -
سم انویلمکر" ـه" - کی؟ -
"کتاب "فراموش کنندگان و فراموش شدگان .رو نوشته
"نمایش مضحک، به سبک آمریکایی" بخاطر خوندن این پدرت رو در میارم"؟"
چه کوفتی داره اتفاق میوفته؟
.آره، اینم نوشته .نمایشنامه نویس مورد علاقهی منه
چرا نمیری اونجا و بهش نمیگی که طرفدارشی؟
.شاید بتونه یکم نصیحتت کنه
.نه، نه. نمیخوام مزاحمش بشم .به شدت انزواطلبه
کتابهاش رو توی یه تنهی درخت خالی .که یه جایی توی مونتاناس مینویسه
.نترس - .حسی بهم میگه درست نیست -
...منی، اگه کسی انقد از کار من خوشش میومد
.دوست داشتم بدونم
.برو - .باشه، بزن بریم -
.ببخشید، آقای انویلمیکر - ...بذار حدس بزنم -
.دلیل اینکه میخوای نویسنده بشی، منم
.راستش آره
...اولین نمایشنامهی شما طرز دید من رو نسبت به
.گوش بگیر بچه جون
من نیومدم اینجا که شورت هایی .که روشون شماره نوشته رو جمع کنم
من اینجام که سردیه پوچی که توی .زندگی جریان داره رو تجربه کنم
.برو یکی دیگه رو برای ستایش کردن پیدا کن
.ببخشید که مزاحمتون شدم
...یه نکتهی نویسندگی برات دارم
،نشونم بده که برای مزاحم شدنم شرمندهای .به زبون نیارش
باشه، بذار از این دوتا دوست جدیده جون جونی .عکس بگیرم
.به هم بچسبید
.هرگز نباید درختم رو ترک میکردم
و بعد "دانیل دی-لوئیس" رو توی خشکشویی دیدم
.اون نبود !نخیر
درواقع اولین باری که یه سلبریتی رو دیدیم دسامبر گذشته بود
.همون موقع که داشتیم لوازم باغبانی میخریدیم
...هیچوقت حسی رو که وقتی بازیگر آبراهام لینکلن
،مستقیم توی چشات نگاه میکنه رو یادم نمیره ...که میگه
"!نتونستیم سس بارکیو رو پاک کنیم"
.ما که 2جفت نمیخوایم .میتونیم شریکی استفاده کنیم
و اگه مال خودم رو بخوام چی؟
.ما همه رو شریکی استفاده میکنیم .مسواک رو هم شریکی استفاده میکنیم
...واقعا؟ اوه - اوه، خدای من -
همون یارو که برنامه تغییرشکل خونه .که دوستش داشتیم رو، مجری گری میکنه
چی؟ کوش؟ - ."اسکات هانتر" -
.اسکات هانتر درست اونجاست
هرهفته اسکات هانتر، مجریه "من باغتون رو میخوام"
یک زوج که توی یه فروشگاه توی حال .خودشون هستن رو انتخاب میکنه
آره، میزنه روی شونههاشون و میگه
."باغتون رو میخوام"
!چی؟! اوه، خدای من !باورم نمیشه
.هردفعه همینطوری میشه
.هردفعه
دوربین کجاست؟
.میدونم. کاش یه چیز رنگارنگتر پوشیده بودم
باشه، میدونی چیه؟ .ما باید بریم توی برنامهاش
میتونی تصور کنی ممکنه چه باغی برامون درست کنه؟
،آره، یک کلمه، دو بخش .با "آلا" شروع میشه و با "چیق" تموم
.آلاچیق - .من عاشق آلاچیق هستم -
منم همینطور! حالا که فکرش رو میکنیم .باید یکی داشته باشیم
اوه، خدای من - .صبر کن، ما سخت کار میکنیم -
سزاوار این هستیم که چند سانت بالاتر از زمین .و توی سایه وایسیم
آره. باشه، میدونی چیه؟ .بیا بریم بزنه پشت شونمون
اینجا چی هست؟
نمیدونم، اوه خدای من. میچل از اینا خوشت میاد؟
توی حیاط پشتی ناامیدکننده و قدیمی و گرم ما عالی میشه
.خب، اگه تو دوسش داری، منم دارم نظرت درمورد کفپوش هاش چیه؟
...با اون آلاچیقی که همیشه آرزوی
.داشتنش رو داشتیم، قشنگ میشه
.فراموشش کن، اون رفت
چی رو اشتباه انجام دادیم؟ .ما دلپذیر بودیم
میدونی چیه؟ .شاید زیادی خوب بودیم
زوج های اون برنامه همیشه دارن .با هم در حال نزاع هستن
ما هم داریم. آخرین باری که سر یه موضوع با هم موافق بودیم کِی بود؟
.ما دائم دعوا داریم
میدونم، خب معلومه که بعضی وقتا ...اختلافمون عمیقه
.اما نه همیشه
میدونی چیه؟
.بیا بریم یه چشمه از اختلافهای خفنمون رو نشونش بدیم
.منم داشتم به همین فکر میکردم
انقد چش تو چشم نگاه نکن - ببخشید، ببخشید -
.بیا بریم پیداش کنیم و یه بحث و جدل راه بندازیم
.آره، ایدهی فوق العادهایه
...از قصد اینکار رو انجام نمیدم، فقط
.اوه، وای جریان چیه؟
!تخـ.. اوی...اوه
یه کابوس بود، در آستانهی ملاقات با قهرمانم بودم
،و داشتم این درد تحمل میکردم ...دردی که توی
.توی... منطقه زیرینم
،وایسا، من یه آدمه بزرگم ...باید بتونم به زبون بیارمش
...توی کیسهی لوبیای سمت چپم .بازم اینکارو کردم
.بیضیهام... دیگه بهتر از این نمیتونم بگم
سلام؟
!هی، هی
خوش اومدی، خوش اومدی خوش اومدی
فیل - .هی، من کریسم -
هی، چیزی شده؟
.اوه، چیزی نیست
.خیال میکردی من باید خوش قیافهتر باشم
...مردم اینطوری فکر میکنن، چون بقیه اعضای گروه
شبیه هابیت ها هستن - ...نه، نه، نه، این... این یکم -
هی، عاشق گل روی جینتم از کجا آوردیش؟
.از یه مغازه
.خب، خیلی از این چیزا خوشم میاد. خیلی اسم مغازه رو یادته؟
.درواقع، من خودم دوختمش - .جالبه -
،هروقت براش آماده بودی ...یه تیشرت بگیر
،روی یک آستین بلند بپوشش
این باعث میشه همه بدونن که تو .چندتا تیشرت داری
.جالبه
خب رفیق، بریم یه چرخ بزنیم؟
.لطف داری
،ولی بذاریم این رابطه حرفهای بمونه .قدم بزنیم
...اون منظورم... اوی ... این نبود
تری اونجا تک و تنها نشسته بود
چون همه از ،حرف زدن با خوشگلترین دختر میترسن
.بجز این رفیقمون .فقط اعتماد به نفس لازمه
...ببخشید، آقای
ببخشید، آقای برادشاو .جی پرچت هستم، داور شماره سه
.تری، تری صدام کن
چطوری تری؟ - سلام، خوبی؟ -
این پروندهی سرقت، هان؟
...خب میدونم که هنوز تمام مدارک رو نشنیدیم
No comments yet. Be the first to leave one.