Первые 200 строк.
نواک و وایولت ده دقیقه دیگه میرسن
من از پسش برمیآم
اوم، برام سواله چرا اینقدر مشتاقه
ممکنه به یه پارامدیک خاص ربط داشته باشه؟
میخوای برگردیم خونهی تو؟
شارون، تو داری بر برنامهی پرستاری نظارت میکنی؟
آره، همینطوره. برادرزادهم، کالتون
من قبول شدم؟
تو یه کاندیدای دیگه رو انتخاب کردی
بله، اما
نه، درک میکنم که چرا از کسی حمایت میکنی که
از همون فرصتهایی که به تو داده شده بهرهمند میشه
میدونی، من نمیخوام با جواب دادن به این حرفت
بهش اعتبار و ارزش بدم
ممنونم
صبح بخیر
اینهمه سروصدا و جنجال
فقط برای اینکه بریم دستبوسیِ سهامدار اصلیمون
خب، یه پچپچهایی شنیدم که
این جلسه فقط یه تشریفات ساده نیست
ظاهراً از سود سال گذشته راضی نیست
خب، اگه میخوان هزینهها رو کم کنن
میتونن با اجاره نکردنِ جت اختصاصی شروع کنن
به مقصد جکسون هول
آره، خب شاید بهتره بحث رو با این شروع نکنی
میتونم با میراندا صحبت کنم
ببینم میتونیم با یه نقشهی واحد بریم جلو یا نه
وقت ندارم اشتباهت رو برای رئیست توضیح بدم
همین الانشم دیرم شده
به نظر میرسه حالش حسابی سرِ کیفه
احتمالاً باید برم سر کار
پاهات تکون نمیخورن. عجیبه، نه؟
احتمالاً داری مریض میشی
باید مرخصی بگیری. اوم، آره، شاید
اوم
ببخشید، میتونم کمکتون کنم؟
شبیه دکترها هستی. ممنون، تو هم همینطور
اوه، من دانشجوی پزشکیم. دنبال دکتر چارلز میگردم
قرار بود توی بخش اورژانس ببینمش
اما مدام راه رو گم میکنم
بسیار خب، بله
راستش من دارم میرم اونجا، پس میتونم ببرمت پیشش
میخوای ادامهش رو بذاریم برای بعد؟ آره
گزینههای غذای بیرونبر رو برات پیامک میکنم
باشه
دختر مهربونی به نظر میرسه. عالیه
پسر، دانشجوهای پزشکی هر سال دارن جوونتر میشن
انگار دبیرستانیان
سال اولیان. سال اولی؟
اینجا چیکار میکنن؟
تو، ام... یادت هست دوستم هاوی رو؟
البته. آره، بابت فوت همسرش متاسفم
میدونم چقدر با هم صمیمی بودید. آره، خب، ممنون
اوم، به هر حال، هاوی عضو هیئت علمی دانشکدهی پزشکیه
توی دانشگاه پورتر، درسته؟
همونطور که شاید بدونی، ما با کمبود
کادر سلامت روان در این کشور مواجهیم
واسه همین هاوی چندتا دانشجو رو انتخاب کرد
که به روانپزشکی علاقه داشتن
ازم خواست برم باهاشون صحبت کنم
اوه، اما این کافی نبود؟
نه، نبود، چون من خیلی تنبلم
واسه همین مجبورشون کردم بیان پیش من
دکتر چارلز، ایشون امیرا هستن
دنبال شما میگشت
امیرا، از دیدنت خیلی خوشحالم
داشتم میرفتم به دوستات یه سری بزنم
اوه، اونا دوستای من نیستن
هنوز توی دانشگاه واقعاً دوستی ندارم
اوه، نه؟ خب، اوم، کسی چه میدونه؟
شاید تا پایان امروز، این وضعیت عوض بشه
اوضاع چطوره؟
ام، نه به خوبیِ تو
با قضاوت از روی اون جای ماتیک روی گردنت
پس بگو چرا نگهبانی امروز مدام باهام "بزن قدش" میکنه
باشه. ببخشید
ببخشید، این، ام، یه پیام تبلیغاتیه
داشتی، ام، چی میگفتی؟
هیچی، فقط به نظر میرسه رابطهت با نواک داره
حسابی داغ و جدی میشه
آره، قطعاً داغه. اما در مورد جدی بودنش مطمئن نیستم
اون زیاد اهل صحبت کردن درباره مسائل شخصی نیست
نظری داری؟
آخه این مردا چرا اینقدر دنبال صمیمیت عاطفیان؟
نمیتونی فقط از این خوشحال باشی
که توی پارکینگ با هم رابطه دارین؟
این... این دیگه زیادی دقیق بود
اتاق معاینه سه. اوم
اگه سوال خاصی درباره روند درمان داشتیم، اشکالی نداره
هر وقت خواستی بپرس، سابرینا
هی، تیکتاک، چه خبر؟ حواست به من باشه کوئنتین، باشه؟
صد در صد. خیلی هیجانزدهم، رئیس
خب، شما اینجا برای تریاژ از پروتکلهای ساختاریافته استفاده میکنین؟
یا بیشتر روی ارزیابی سریع تمرکز دارین
برای مداخلهی بهتر در بحران؟ سوال خیلی خوبیه
ام، باید... باید همهمون یادداشتبرداری کنیم؟
میدونید چیه؟ تنها آرزوی من اینه که
در پایان امروز، ایدهی خیلی روشنتری
از این تخصص داشته باشین
یکی لطفاً به ما کمک کنه
به پسرم شلیک شده! لطفاً بهش کمک کنید
بیاید راه رو باز کنیم
اتاق ترومای ۳ خالیه. این طرفه
چی شده؟
فقط داشتیم پیاده میرفتیم به وقتِ گفتاردرمانیش
یه زخم زیر استخون ترقوه سمت راست
زخم دوم دقیقاً زیر نوک استخون کتف
مسیر گلوله از زیر ترقوه رد شده
پشت چراغ منتظر بودیم. دو نفر اونجا بودن
یکیشون اسلحه کشید و ما فقط یه صدای بلند شنیدیم
نبض رادیال دوطرفه کاهش یافته. خون بیارید داخل اتاق
حله. حالش خوب میشه؟
بیلی! دکتر مورگان رو پیج کن
شما باید بیرون منتظر بمونید
قول میدم که خوب ازش مراقبت کنیم، باشه؟
من کاتتر کوردیس رو میذارم. باید لولهگذاری کنیم
با بانک خون تماس بگیرید و پروتکل انتقال خون انبوه رو به اتاق عمل بفرستید
حله. بیلی
اونا دارن بهش رسیدگی میکنن. حالش خوب میشه
گرم تی.ایکس.ای، ۱ گرم آنسف ۲
و آمادهی رادیولوژی بشید. انجامش میدم
ببخشید
سلام کیانا. من دکتر فراست هستم
اینجا میبینم که امروز غش کردی
آره، داشتم میرفتم مدرسه که خوردم زمین
و از وقتی بیدار شدم، کلاً گیج و نامیزونم
ببخشید. هاما... هاما چی؟
این یه اصطلاح هاواییه. یعنی "ناخوش" یا "نامیزون"
من جین هستم، مادر کیانا. از دیدن هردوتون خوشبختم
بسیار خب، پس اهل هاوایی هستید، هوم؟
کائوآئی. تابستون گذشته اومدیم شیکاگو
آره، اومدیم چون مامانم داره با "استیوِ دندونپزشک" ازدواج میکنه
استیوِ دندونپزشک... چرا این اسم به نظرم آشناست؟
پسر، عکسش تقریباً روی تمام اتوبوسهای شهر هست
شعارش "لبخند به وسعت مایلها" بود، درسته؟
بسیار خب
کیانا، میتونی مستقیم رو نگاه کنی؟
وقتی برای یه کنفرانس اومده بود لیهو، با هم آشنا شدیم
یه چند سالی پیش
رابطهمون از راه دور بود تا اینکه پیشنهاد ازدواج داد
تبریک میگم
و حالا اینجاییم و داریم از سرما میمیریم
کیانا، میتونی یه لحظه دستات رو ببینم؟
الان احساس سرما میکنی؟ یه کم
از دیروز بدنم درد میکنه
فکر کردم به خاطر اینه که این ماه پریودم خیلی شدید بوده
این ماه. کیانا
و بعد امروز صبح
سرم یه کم گیج رفت و وقتی به خودم اومدم روی زمین بودم
میدونی، فکر کنم فقط به غرب میانه آلرژی دارم
میرم تا چندتا آزمایش برات بنویسم
و بعد با بخش زنان و زایمان مشورت کنم تا ببینیم به قاعدگی ربط داره یا نه
ام، فعلاً، نانسی
میشه یه سرم نمکی گرم و یه پتوی حرارتی بیاری؟
بله
چطوری میراندا؟
خوبم
چه خبر؟
یه شایعاتی درباره این جلسه شنیدم
بازم تعدیل بودجه؟
نیومدم که بحث کنم
اومدم چون باید دربارش صحبت کنیم
تا مطمئن بشیم از چیزایی که مهم هستن محافظت میکنیم
بابت پیشنهادت ممنونم، اما بهتر نیست اول بریم داخل
و ببینیم اوضاع از چه قراره؟
میدونی، شاید خوب باشه روی اقداماتی تاکید کنیم
که در ابتدا برای بیمارستان هزینه داره
اما در درازمدت ازمون محافظت میکنه
استخدام کادر بهتر و گرفتن تجهیزات پیشرفتهتر
یعنی نتایج درمانی بهتر و شکایتهای کمتر
شکایتهای دکتر هیز یه ثروت برامون هزینه داشت
پس یعنی باید روی اون قضیه سرپوش میذاشتم؟
نه، اما دارم خسته میشم
از این طرز برخوردِ "مقدسمآبانهت" شارون
انگار که یه جورایی عاری از هر اشتباهی هستی
قطبِ اخلاقیِ این بیمارستان
منظورم اینه که، تو میتونی اون باشی
چون منم که تصمیمهای سخت رو میگیرم
دیگه بریدم
اوه، متوجهم
من همون "تعدیل بودجه" هستم، درسته؟
داری سعی میکنی از شر من خلاص شی. ببین، همونطور که گفتم
لعنتی
بیا فقط توی جلسه صحبت کنیم
خب، چیز غیرطبیعیای نیست
فکر کنم مشکلات قاعدگیت فقط دردهای معمولی باشن
اجازه هست بیام تو؟
میتونی وارد شی "استیوِ دندونپزشک"
هی، سلام
سلام
دخترا کجان؟
تازه رسوندمشون پیش مادرشون
فکر کردم شاید بد نباشه وقتی کیانا برمیگرده خونه
یه کم سکوت و آرامش داشته باشیم. اوه، چه با ملاحظه
همچنین این بهم اجازه میده که
توی بازی "سوپر اسمش بروز" بدجوری لِهت کنم
اوه، فکر کردی چون غش کردی قراره باهات راه بیام؟
آره، دوباره فکر کن. من به ضعیفها رحم نمیکنم
اوه
هی، میتونی یه لحظه بیای؟
No comments yet. Be the first to leave one.