Cocaine Trade Exposed: The Invisibles

Cocaine Trade Exposed: The Invisibles

Скачать Farsi Persian субтитры

Сезон 1

Информация о релизе

Cocaine Trade Exposed The Invisibles S01E05 Super Villain 720p AMZN WEB-DL DD 2 0 H 264-playWEB
Комментарий от warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 1 قسمت 5 Cocaine Trade Exposed: The Invisibles 2020 زیرنویس فارسی سریال

Теги

webdl
Опубликовано: 2026-02-04
Загрузки: 3
Для слабослышащих: No

Предпросмотр субтитров (Farsi Persian)

Первые 200 строк.

کوکائین داره تولید می‌شه

اونم در مقادیری بیشتر از هر زمان دیگه‌ای

«نامرئی‌ها» آینده‌ی تجارت کوکائین هستن

اونا دنبال «یوزی» با روکش طلا نیستن

حتی نمی‌خوان به یه کیلو کوکائین دست بزنن

اونا فهمیدن که بهترین راه محافظت از خودشون

اینه که اصلاً تو رادارِ کسی نباشن

ما می‌بینیم که قیمت عمده‌ی یه کیلو کوکائین

بین ۱۸۰ هزار تا ۳۰۰ هزار دلاره

همین مقدار در آمریکا حدود ۲۵ هزار دلار فروخته می‌شه

مشکل استرالیا همینه

همیشه مشکل استرالیا همین بوده

قیمت یه کیلو کوکائین سرسام‌آوره

ما بالاترین قیمت‌ها رو تو کل دنیا داریم

بنابراین اونا از هر روشی که بتونن استفاده می‌کنن

تا اون مواد رو وارد استرالیا کنن

اون یه گرداننده‌ی پشت‌پرده است

کسی که تشنه‌ی قدرت، پول و نفوذ بود

اون یه رئیس نامرئی بود؛ در حد یه آدرس ایمیل

یه اسم مستعار بود، یه شماره تلفن

صدایی بود که از اون طرف خط تلفن می‌اومد

هیچ‌کس دقیقاً نمی‌دونست اون کیه

اون مظهر همون چیزیه که همه‌ی مردم

در مورد یه «ابرشرور» توی ذهنشون دارن

یه ذهن درخشان که

با بدترینِ بدترین‌های دنیا همکاری می‌کرد

و این من رو تشنه‌تر می‌کرد

که از میدون به درش کنم

قایق نزدیک جزیره‌ای در «تونگا» واژگون می‌شه

این شناور، یعنی «ژِرو»، حسابی داغون شده بود

جسد یه مرد داخل قایق پیدا شده بود

نیروی دریایی تونگا به همراه پلیس فدرال استرالیا

کیلو کوکائین توی قایق پیدا کردن ۲۰۴

مدارکی به دست ما رسید

که تایید می‌کرد «ایوان واکلاویک» ناخدای قایق بوده

«میلان ریندزاک»، تبعه‌ی اسلواکی هم داخل قایق بود

طبق برگه‌های ترخیص، اونا اعلام کرده بودن که

مقصد نهایی‌شون سیدنیِ استرالیاست

یه جسد پیدا کردیم

که روی قایق متلاشی شده بود

اما اون یکی جسد، نمی‌دونم چی سرش اومد

داستان‌های زیادی درباره‌ی اتفاقی که افتاده وجود داره

چطوری کارشون به اینجا کشید؟

آخرش چه بلایی سر کاپیتان ایوان و دستیارش اومد؟

«لورو» بزرگترین مجرم استرالیایی بود

که تا حالا اسمش رو هم نشنیده بودیم

«پل لورو» به شدت مشتاق بود که

یه عملیات بزرگ کوکائین رو تو استرالیا راه بندازه

فکر می‌کرد دست‌نیافتنیه

می‌شه برامون توضیح بدید که

چرا می‌خواستید کوکائین رو به استرالیا ببرید؟

حاشیه‌ی سودِ فوق‌العاده زیاد

قاچاقچی‌ها بازار استرالیا رو

جایی بسیار پرسود برای فرستادن کوکائین‌شون می‌بینن

اگه به قیمت اون توی آمریکا نگاه کنید

خرید هر گرم کوکائین ۸۷ دلاره

در حالی که اینجا در استرالیا گرمی ۳۰۰ دلاره

این نشون می‌ده که

تفاوت حاشیه‌ی سود چقدر چشمگیره

چون وارد کردنش خیلی سخته

و ما خیلی دور هستیم، همین باعث بالا رفتن قیمت می‌شه

تقاضا هم وجود داره و مردم پولش رو می‌دن

استرالیا برای قاچاقچی‌های کوکائین یه معدن طلاست

با توجه به قیمت‌های بالایی که ما داریم

«نامرئی‌های» پشت همه‌ی این ماجراها

از هر وسیله‌ای استفاده می‌کنن اگه

فکر کنن که می‌تونن محموله رو رد کنن

اگه شما یه تاجر باشید

و یه کیلو کوکائین داشته باشید که بتونید تو آمریکا

هزار دلار بفروشید یا تو استرالیا ۲۵

هزار دلار، چیکار می‌کنید؟ ۳۰۰

شک ندارم لورو وقتی به استرالیا نگاه می‌کنه، فکر می‌کنه

که قراره کلی پول به جیب بزنه

اون یه تاجرِ تمام‌عیاره

اگه بتونه اون کانال انتقال

یا اون جریان مواد رو به استرالیا باز کنه

و یه جریان همیشگی راه بندازه

در نهایت اون برنده‌ی بازیه

پل لورو در اصل در «رودزیا» به دنیا اومد

در زمان مهاجرت سفیدپوست‌ها از اونجا

در زمان قدرت گرفتن موگابه، سر از آفریقای جنوبی درآورد

طبق گفته‌ها

از اون بچه‌هایی بود که وقتی مدرسه تموم می‌شد

درِ اتاقش رو می‌بست و پای کامپیوتر می‌نشست

اون هر روز بعدازظهر با دوستاش بیرون نمی‌رفت

بسیار بسیار باهوش بود

فکر کنم ترک تحصیل کرده بود

اما شیفته‌ی تکنولوژی بود

علاقه‌ی زیادی به برنامه‌نویسی کامپیوتر نشون داد

و همین موضوع کم‌وبیش بقیه‌ی زندگیش رو رقم زد

خودآموخته بود

منحصربه‌فرد بودنِ پل در همینه

و همچنین نبوغش

بهش روشی یاد نداده بودن، خودش انجامش می‌داد

بیشتر دوران نوجوونیش رو منتظر فرصتی برای فرار بود

فرار از اون تربیتِ طبقه‌ی متوسط در آفریقای جنوبی

یهو فرصت گیرش می‌آد و ازش استفاده می‌کنه

می‌ره لندن

توی کامپیوتر استعدادی داشت

و به عنوان برنامه‌نویس نرم‌افزار کار پیدا می‌کنه

و اونجا با یه دختر استرالیایی آشنا می‌شه

که برای تعطیلات اومده بود لندن

اونا با هم ارتباط برقرار می‌کنن و رابطه‌شون رمانتیک می‌شه

در نهایت به خاطر اون دختر، راهی استرالیا می‌شه

می‌ره به سیدنی

راهی پیدا می‌کنه تا برنامه‌نویسی رو ادامه بده

و یه شرکت استرالیایی تاسیس می‌کنه

با اون زن استرالیایی ازدواج کرد

و به واسطه‌ی اون ازدواج، اقامت استرالیا رو گرفت

جایی که زندگی می‌کردن اصلاً مجلل نبود

یه واحد دو طبقه‌ی آجریِ زرد تو منطقه‌ی «بلمور»

در غرب سیدنی

روزها به عنوان برنامه‌نویس قراردادی کار می‌کرد

اما شب‌ها روی پروژه‌ی دومش کار می‌کرد

که یه برنامه‌ی رمزگذاری با گریدِ نظامی بود

این نرم‌افزاریه که تمام فایل‌های کامپیوتر رو قفل می‌کنه

و اجازه نمی‌ده هیچ سازمان دولتی بهشون دسترسی داشته باشه

اسمش رو گذاشته بودن «رمزگذاری برای توده‌ها»

«ای فور اِم»

فکر کنم بشه پل رو یه جورایی

آنارشیستِ حریم خصوصی دونست

اون معتقد نبود که دولت حق داره

به ایمیل‌های خصوصی مردم

و چیزایی مثل اون سرک بکشه

همه دوست دارن پل رو طبقه‌بندی کنن

بهش می‌گن «عشقِ تکنولوژیِ چاق» و این‌جور حرف‌ها

پل اصلاً یه آدم عشقِ تکنولوژیِ چاقِ معمولی نیست

پل یه فرد نابغه است که

شخصیتی مثل مدیرعاملِ ۵۰۰ شرکت برتر دنیا داره

اما در اون مقطع از زندگیش، لورو از استرالیا متنفره

از استرالیایی‌ها متنفره، از سیستم رفاهی‌شون متنفره

از طرز فکر استرالیایی‌ها متنفره

از اینکه استرالیایی‌ها خودشون رو کجای دنیا می‌بینن متنفره

هر فرصتی که آنلاین گیر می‌آورد، ازشون انتقاد می‌کرد

«استرالیا اگه تو اقیانوس آرام غرق بشه

تنها فرقی که می‌کنه اینه که آمریکایی‌ها

یه کشورِ بزدلِ کمتر برای محافظت کردن دارن.»

توی تالارهای گفتگو می‌رفت و

حرصِ تمام استرالیایی‌های اونجا رو درمی‌آورد

اون یه کمپین نفرت علیه خودش راه انداخت

استرالیا برای پل زیادی قانون‌مند و با ساختار بود

پل برای رشد کردن به یه ذره بی‌قانونی نیاز داشت

اون به قوانین استرالیا نیشخند می‌زد

و فکر کنم همین باعث شد که از اینجا بره

در نهایت از اون زن طلاق گرفت

و راهش رو به سمت فیلیپین پیدا کرد

هر رئیس موفقِ جرایم سازمان‌یافته‌ی فراملی

باید در بالاترین سطوح دولتی

دستش به فساد بند باشه، همین و بس

پل لورو می‌دونست که توی فیلیپین

خیلی کارها می‌تونه بکنه و قسر در بره

فهمید که فرزندخوانده بوده

این موضوع براش کمرشکن بود

اصلاً روحش هم خبر نداشت و خیلی بد باهاش برخورد کرد

دیدگاهش نسبت به دنیا و زندگیش عوض شد

از اونجا بود که لورو شروع کرد به حرف زدن

درباره‌ی یه سرمایه‌گذاری تجاری

که داشت توی آمریکا راه می‌انداخت

آمریکا بازارِ قرصه، خب؟

حتی امروز هم با بحران مواد افیونی می‌شه این رو دید

آمریکایی‌ها می‌خوان که مثلاً یه قرص بخورن لاغر بشن

یه قرص بخورن مشکلشون حل بشه، همه‌ش قرص

فقط قرص. پل همه‌ی این‌ها رو پیش‌بینی کرده بود

اون از زمان خودش جلوتر بود

و خیلی خوب روی این موضوع فکر کرده بود

اون در مورد نحوه‌ی راه‌اندازی شرکتش

به اسم «آر ایکس لیمیتد» واقعاً نبوغ به خرج داد

این تجارت غیرقانونی داروسازی

برای فروش قرص توی اینترنت بود

که در سراسر آمریکا توزیع می‌شد

و صدها میلیون دلار درآمد داشت

پل لورو در زمینه‌ی ترامادول، ویاگرا

اکسی‌کدون و انواع مواد دارویی فعالیت می‌کرد

اونا دکترهایی رو استخدام کرده بودن

و اون دکترها به تماس‌های ورودی جواب می‌دادن

و می‌گفتن باشه، ۲۰ تا قرص

ویاگرا بهت می‌دم، بدون اینکه اصلاً طرف رو ببینن

اون می‌دونست که مجریان قانون در آمریکا

زیاد نگران داروهای طبقه‌ی چهارم

و موادِ غیرکنترل‌شده نیستن

با اینکه آدم‌ها داشتن می‌مردن

و با اینکه آدم‌ها داشتن معتاد می‌شدن

می‌دونست که این کار توجه زیادی جلب نمی‌کنه

اون ماهیانه حدود ۹ میلیون دلار درآمد داشت

فقط از عملیات داروخانه‌ی آنلاین

سود خالص؟ بله، سود خالص

برخی تخمین‌ها درآمد «آر ایکس لیمیتد» رو

حدود ۲۰۰ میلیون دلار در سال می‌دونن که فوق‌العاده‌ست

حالا اون این پول رو نگه نمی‌داره، جاهای دیگه سرمایه‌گذاری می‌کنه

دنبال اینه که کجا می‌تونه سود بیشتری ببره

اون توی ذهنش پروژه‌ی «آر ایکس لیمیتد» رو فتح کرده بود

داروسازی رو فتح کرده بود. خب، قدم بعدی چیه؟

دیگه وقتش بود که پل کار رو به سطح بعدی ببره

اون اساساً مثل یه سازمان جناییِ تک‌نفره در فیلیپین بود

و شاخک‌هاش رو به کل دنیا

کشیده بود

شروع کرد به بررسی امتیازهای جنگل‌داری

استخراج طلا و الماس

رفت سراغ طیف وسیعی از کالاها

جاهایی که قوانین خیلی کمی وجود داشت

Комментарии

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left