Первые 200 строк.
از این قضیه عمل مطمئن نیستم، میلی.
در موردش حرف میزنیم.
با بچهها حرف میزنیم.
تصمیم رو من و تو میگیریم.
باشه.
امید هست. فقط باید خیلی کار کنیم.
هر چی که هست، حلش میکنیم. باشه؟
دیگه هیچوقت تنهات نمیذارم.
چی داری به من میگی؟ میخوایم ازدواج کنیم؟
آره.
لانچِنِت... دارم دوباره این اعداد رو چک میکنم.
فکر کردم اون قضیه رو تموم کرده بودیم.
جاسمین اومد باهام در موردش حرف زد.
نظرم عوض شد. بیا دوباره لانچِنِت رو راه بندازیم.
کراسبی، بی خیال. میشه یه بحث دیگه نداشته باشیم؟
درباره میکسِرها؟ ما باید در مورد میکسِرها حرف بزنیم.
خواهش میکنم... هی. تو... تو زیادی بلندی.
هان؟ نه، نه، نه نه، نه. تو کمه.
تو باید مال خودتو ببری بالا. پایینش بیار!
نه، گوش کن. هی... خب، فقط پایینش بیار.
مدلهای خیلی خوبی تو بازار هست.
و میخوام یکی رو امتحان کنم قبل از اینکه انتخابش کنیم.
نمیخوام مثل تو با اولین دختری که باهاش قرار میذارم ازدواج کنم.
اون اولین دختری نبود که باهاش قرار گذاشتم.
در هر حال، الان نباید پولی برای استودیو خرج کنیم.
چرا؟ ما پول بیمه داریم. هنوز چک بیمه رو نگرفتیم.
باشه، خب، به محض اینکه اون چک بیاد،
باید لانچِنِت رو دوباره تجهیز کنیم.
حتماً! ...تا بتونیم کار کنیم و پول بیشتری دربیاریم.
میخوایم مطمئن بشیم که تو بودجهمون جا میشه.
فقط باید یه میکسر بگیریم که تو بودجهمون باشه. باشه؟
آقای براوِرمن؟
تابلو اون طرف یه کم پایینتره.
اه، از اون طرف. درسته.
یه کم پایینه. آدام: میدونی چیه ادگار؟ حواسمون هست.
اون طرف دیگه رو میاریم پایین.
بسیار خب، خانم براوِرمن میگه که...
برای هفته شغلی به یه راهنما نیاز دارم.
درسته. میشه راهنمای من باشی؟
اوه، میخوای وارد کار موسیقی بشی؟
باید بگم وقتی اومدی بیرون یه جور اُبهت راک اند رول تو راه رفتنت دیدم.
خب، یه جورایی میخوام آشپز فرانسوی بشم.
آشپز؟ عالیه ادگار. هدف خیلی خوبیه.
باشه. ولی میدونی، احتمالاً باید برات یه آشپز واقعی پیدا کنیم،
تا راهنمات باشه چون من مدیر استودیوی ضبط هستم.
و راستش رو بخوای من زیاد از آشپزی سر در نمیارم.
خب، این مانعت نشد...
از اینکه وارد کار موسیقی بشی.
نداشتن اطلاعات!
ببین، من تو رو میخوام آقای براوِرمن.
حتماً باید تو باشی.
ادگار، باعث افتخاره که راهنمات باشم.
باشه. قبول میکنم.
باشه. ناامیدت نمیکنم.
قشنگ نبود؟
اه، چطوری میخوای بهش آشپزی فرانسوی یاد بدی؟
یه کتاب آشپزی فرانسوی میگیرم. یه فکری براش میکنم.
چرا مکانیک دیزل رو یادش نمیدی؟
یا کاراته یا یه همچین چیزی؟
فکر نمیکنی میتونم راهش رو پیدا کنم؟
که کمکش کنم آشپز فرانسوی بشه؟ نه، فکر نمیکنم.
من شکهای خیلی جدی، جدی دارم... خب، میتونم رفیق.
درباره موفقیت این مدرسه... باشه.
با اینکه میدونم میخوای آشپزی فرانسوی یاد بدی.
من این تابلو رو درست میکنم.
عالیه، عالیه. مسیرت اشتباهه.
تو این یکی، براوِرمن. باشه.
پس، بابا داره برمیگرده خونه؟ درسته.
من دارم برمیگردم خونه. اون داره برمیگرده خونه.
درست مثل قبل میشه.
بالاخره!
اه، هی، ویکتور. میفهمم اگه این برای هضم کردن زیاد باشه. این...
برای همیشه برمیگردین خونه؟
آره.
دائمیه؟
آره.
چطور میتونید انقدر مطمئن باشید؟ چی... از کجا میدونید؟
خب، در واقع در موردش خیلی حرف زدیم و... اومم.
و میخواستیم مطمئن بشیم.
و ته تهش ما فقط... کاملاً.
ما فقط همدیگه رو دوست داریم و خب...
و ما همیشه همدیگه رو دوست داشتیم، میدونی؟
حتی... حتی وقتی مشکل داشتیم.
پس، وقتی مشکل بعدی پیش بیاد چی میشه؟
وقتی دعواتون شد چی میشه؟ اون وقت چی؟
یه مراسم فضای باز چطوره، میدونی؟
شاید این کوکی شانس بگه عروسیمون رو کجا بگیریم.
اینجا نوشته بروس ویلیس تو یه کابانای کنار استخر انجامش داده. خیلی خوبه.
شما فردی خوشگذرون هستید. و شادی زیادی پیدا خواهید کرد.
من یه آلاچیق مسخره و کلیشهای نمیخوام.
قرار نیست آلاچیق داشته باشیم. ...مزخرف.
میدونی، منظورم اینه که باید خاص باشه.
مثل یه ساحل؟ سارا: ولی اون وقت چی رو تصور میکنی؟
یا مثلاً یه، اوم... متوجه نمیشم.
مثل یه جزیره؟ من همیشه به یه آتشفشان فکر میکردم.
اوم، ببخشید؟ چی؟ آره. یه آتشفشان خاموش.
اون گفت آتشفشان؟ هان؟ عجیب به نظر نمیاد.
نه روی آتشفشان، بلکه پایهاش. همیشه آرزو داشتم...
دومین عروسیم رو تو... الان میتونم تصورش کنم.
باید هنری بهش نگاه کنی. این فال یا چیزی نیست.
مادربزرگ داره هذیون میگه. بورا بورا، کوه پونینی
آمبر] کوه پونینی؟ این که درست نیست.
من یه بار رفتم یه آتشفشان خاموش. این بیفایدهست.
با یه... اِم... با این آقا ازش بالا رفتم. از کجا میدونی
که خاموشه، با این حال؟ یه غار چطور؟
نه! من نمیخوام توی غار ازدواج کنم.
نه، کاملاً جدی میگم. کاملاً جدی میگم. اونا خیلی ترسناکن.
ما ترسناکش نمیکنیم. و اونا مرطوبن و موهام افتضاح میشه.
وز میکنه و نمداره.
این همون تضا... تضاده. من نمیخوام... که نمدار باشه.
هنر در مورد همینه. تضاد.
نه، نیست. آخ.
نه وقتی داری ازدواج میکنی... مامان.
قضیه زیبایی عروسیه... مامان. مامان! مامان!
چی؟ چی؟ فکر کنم دارم انقباض دارم.
چی؟ وای خدای من... اوه! بشین. آخ، آخ، آخ!
داری چیکار میکنی؟ بشین!
فقط آروم باشید، بچهها! فقط آروم باشید!
مطمئنی؟ یعنی درد میکنه؟ مطمئنم، مطمئنم.
معلومه که مطمئنم.
دارم کیفتو میارم. دارم ماشینمو آماده میکنم.
آخ، آخ، آخ! یخ میخوای؟ یخ میخوای؟
واقعاً؟ برای چی؟ سارا: اون یخ نمیخواد. سردشه.
این چیه، لوزه است، درسته؟ همیشه سردت میشه.
وقتی انقباض داری. هی. کلیدام کجاست؟
کلیدا کجاست؟ من نمیدونم کلیدا کجاست.
تو مسئول اینی که بدونی کلیدا کجاست. آروم باش.
این تنها چیزیه که باید بدونی.
میدونی، توی ماشین یه آهنگ آروم میذارم.
ببخشید. چی داره میشه؟ داریم میریم؟ من ایر ساپلای دارم.
مامان! داری چیکار میکنی؟ آره. داریم میریم.
بیا، زیک.
نزدیکیم. فقط یه کم دیگه.
آره، دارم میام، میلی. دارم میام.
میدونی.
ما سالهاست در مورد این منظره شنیدیم.
و هیچوقت اینجا بالا نیومدیم.
آره، باشه. میرسیم.
همه رو میبینیم، میلی. میبینیمش.
آره، میبینیم. آره.
فقط یه لحظه.
فقط یه نفس تازه کنم اینجا.
لعنتی.
وای خدا.
خب، میدونی این، اِم...
اینجا تقریباً عالیه.
ببین. فکر کنم اینجا جای ماست.
واقعاً؟
آره، قشنگه.
آره، واقعاً قشنگه.
باشه.
آه، رفیق.
اوه، میلی، از این خسته شدم.
وای خدا.
من، اِم...
داشتم به حرف دکتر فکر میکردم.
میدونی، در مورد عمل جراحی.
نمیخوام دوباره ازش بگذرم.
فقط میخوام زندگیم رو بکنم، میلی.
از هر... هر لحظه باقیموندهام لذت ببرم.
آره.
نمیخوام... نمیخوام دوباره زیر تیغ برم.
من... فقط... این کارو نمیکنم.
فقط.
خیلی زیاده.
فکر کنم این کار درسته.
فکر کنم این چیزیه که...
برای ما بهترینه.
باشه.
با منی؟
البته که باهاتم.
همیشه باهاتم.
آره.
نزدیکیم.
باشه، پلیس، پلیس، پلیس. آه. نگران اون نباش!
فقط برو! آخ، آخ، آخ! چرا رانندگی میکنی؟
باشه. تو توی... تو توی اقیانوسی. تو فقط...
بس کن این حرفای اقیانوسو. فقط رانندگی کن! هنک: باشه. دارم رانندگی میکنم.
هنک، خیلی یواش میری!
من که الان نمیخوام تصادف کنم.
باشه، خب، من نمیخوام بچه رو به دنیا بیارم.
توی ماشین، پس فقط برو. هنک، فقط برو! رانندگی کن!
خیلی خب، باشه! باشه! باشه!
میخوری به چراغ قرمز! آروم باش!
چراغ قرمز رو ببین!
تو توی اقیانوسی! تو توی اقیانوسی!
فقط مثل یه آدم عادی رانندگی کن! فقط یواش کن.
آروم باش، آروم باش. یواش کن، یواش کن.
خانم باردار! کجا بریم؟ آه!
خانم باردار!
بچه کجاست؟ اینجا چیکار میکنی؟
توی شکمش، معلومه که! آخ!
صبر کن، همین الان پیام دادی که داره بچه میاره.
چرا داریم در مورد چیزی که بهت پیام دادم حرف میزنیم؟
پیام گروهیت که گفت بچه سه تا علامت تعجب، بیمارستان!
اِم، یعنی بچه داره میاد.
هر وقت تونستی خودتو برسون بیمارستان! آه!
بچه کجاست؟ هنوز اینجا نیست!
درسته؟ هنوز تو راهه.
از سر راه برو کنار!
No comments yet. Be the first to leave one.