Nine Perfect Strangers

Nine Perfect Strangers

Скачать Farsi Persian субтитры

Сезон 1

Информация о релизе

Nine Perfect Strangers S01E05 WEBRip x264-ION10
Nine Perfect Strangers S01E05 720p WEB H264-GGEZ
Nine Perfect Strangers S01E05 1080p WEB H264-GGEZ
Nine Perfect Strangers S01E05 2160p WEB H265-GGWP
Nine Perfect Strangers S01E05 Sweet Surrender REPACK 720p HULU WEB-DL DDP5 1 H 264-FLUX
Nine Perfect Strangers S01E05 Sweet Surrender REPACK 1080p HULU WEB-DL DDP5 1 H 264-FLUX
Nine Perfect Strangers S01E05 Sweet Surrender 720p HULU WEB-DL DDP5 1 H 264-FLUX
Nine Perfect Strangers S01E05 Sweet Surrender 1080p HULU WEB-DL DDP5 1 H 264-FLUX
Nine Perfect Strangers S01E05 Sweet Surrender 2160p HULU WEB-DL DDP5 1 H 264-FLUX
Комментарий от HosseinTL
██► HosseinTL حـسـیـن | Bia2Movies.bid ◄◄

Теги

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
720p
720
1080
webrip
x264
BRip
Опубликовано: 2021-09-01
Загрузки: 36
Для слабослышащих: No

Предпросмотр субтитров (Farsi Persian)

Первые 200 строк.

‫پس دوباره ازت میپرسم. ‫داری چیزخورمون میکنی؟

‫اسمش میکرودوزینگ ـه ‫و کاملاً هم بی‌خطره

‫ممکنه بری زندان بخاطرش

‫میدونی، بعضی مخدرها ‫میتونن خیلی کمک کنن...

‫به آدما

‫- داره نگامون میکنه ‫- تهدیدها

‫از طرف تو که نیستن، نه؟

‫چرا باید بخوام ماشا رو تهدید کنم؟

‫- کاردرست‌‌‌ترین آدمه ‫- خشن میشی

‫آره. خبر داری

‫فردا تولد 21 سالگیته

‫تولد 21 سالگی اونه

‫- صمیمی نبودیم ‫- من که باورم نمیشه

‫خیلی‌هامون از آدمای دیگه ضربه خوردیم

‫من معتادم

‫دو تا بچه دارم که باهام حرف نمیزنن

‫حرفه‌ام تو یه چشم بهم زدن ‫تموم شد. چرا اینجام؟

‫ « بیاتوموویز؛ مرجع دانلود فیلم و سریال بدون سانسور با دوبله و زیرنویس فارسی » ‫:.: Bia2Movies.bid :.:

‫نه، نه، نه!

‫دو تا حرف دارم، یه سوال

‫اول، تولدت مبارک

‫دوم، تقصیر تو نبود

‫حالا نوبت سوالمه

‫چرا همش به همه میگی ‫با هم صمیمی نبودیم؟

‫تو واقعی نیستی. تو واقعی نیستی

‫عه... من جلو روت وایسادم زویی

‫دیدی؟ ‫روح رو نمیشه لمس کرد

‫هی. دیگه میتونی بغلم کنی

‫- خیلی تخمیه ‫- خب آره

‫میتونه تخمی باشه

‫میتونه خواب باشه، ‫صد درصد میتونه بخاطر...

‫چمیدونم، اون اسموتی‌ای ‫باشه که سر شام خوردی

‫مهم اینه که اینجام. خب؟ ‫بابا همیشه چی میگفت؟

‫"تک تک لحظات رو قدر بدون، ‫کوچیک و بزرگ

‫چون اون لحظه ممکنه ‫ادامه‌دار نباشه"

‫حالا ازت میخوام که خیلی بادقت ‫به حرفام گوش کنی، خب؟

‫باشه. چیه؟ چیه؟ چیه؟

‫به بقیه نگو صمیمی نبودیم

‫تو تنها میراث منی، به جز... میدونی دیگه

‫هر روز دلم برات تنگ میشه

‫- هر روز ‫- میدونم

‫خیلی تنهام

‫نمی‌دونستم تنهایی چه حسی داره

‫چون همیشه تو رو داشتم

‫میدونم

‫- زک؟ ‫- زویی؟

‫سلام. یه صداهایی شنیدم

‫شنیدم داری حرف میزنی

‫آره، فکر کنم داشتم با خودم حرف میزدم

‫درباره چی؟

‫دلم براش تنگ شده

‫تولدت مبارک

‫امروز روز سختی میشه

‫نه بابا؟

‫ما میتونیم

‫اتفاق تلخی رو شاهد بودی

‫باید بیشتر بهت توجه میکردم

‫ولی هی یادم میره که خیلی قوی‌ای

‫من هنوز دارم یاد میگیرم

‫منو ببخشین عشقای من

‫تولدت مبارک

‫- تولدت مبارک ‫- مرسی

‫خیلی‌خب. فقط من اینجوری بودم ‫یا بقیه هم

‫دیشب یکم خوابشون واضح‌تر بود؟

‫- آره بابا! ‫- چون خواب من...

‫نه، منم... منم خواب محشری دیدم

‫- آره؟ ‫- من یه "بیتل" شده بودم ‫(عضو بند بیتلز)

‫هوم

‫جدی میگم، یکی از گروه فب فور

‫تو استادیوم "شی" داشتم می‌نواختم، ‫جلوی 50 هزار نفر

‫وایسا، بیتل شده بودی؟

‫چیه مگه؟ آره بابا. ‫قشنگ حس کردم

‫که بیتل بودن واقعاً چه حسی داره

‫دی، هر چی تو اینا هست ‫قطعش نکنین، خب؟

‫باشه

‫- کدوم بیتل؟ ‫- مرسی

‫فکر کنم جان بودم. ‫خودم رو که ندیدم

‫ولی جان اونجا نبود و منم داشتم ‫با پُل یه بالاد میخوندم

‫- الان یه ورس براتون بخونم؟ ‫- نه!

‫- اصلاً ‫- جون من بخون!

‫نه، قشنگ بود

‫میدونین چی داشتیم می‌خوندیم؟

‫داشتیم ترانه "Something" رو می‌خوندیم

‫که در اصل از آهنگای جرج هست

‫همینجوری تو خواب می‌دونستم

‫ولی یه سری هارمونی‌ ‫محشر پیدا کردیم

‫اون آهنگ عروسیم بود

‫گمونم همین تحریکم کرد

‫نمیدونم چرا. ‫عروسی قشنگی بود

‫و... آهنگ دوست‌داشتنی‌ای هم هست

‫چنگال به آدم دروغ نمیگه

‫خیلی‌خب، اینو درش بیاریم

‫و... نه

‫بفرما. فقط همینو نیاز داری

‫برای غلات... قاشق خوبه

‫- صبح بخیر ‫- سلام

‫ببخشید دیر کردم، اگه کردم

‫میدونین، هنوز یکم سرم درد میکنه

‫شاید زیادی خوب خوابیدم

‫این فقط همینه... ‫یا چیزی هم قاطیشه؟

‫- فقط جوی دوسره ‫- فقط جو

‫آره

‫خیلی‌خب، دوستان، گوش کنین!

‫سریع برنامه امروز رو مرور کنیم

‫صبر کن، میخوام خواب لارز رو بشنوم

‫- چون انگار خوب بوده ‫- نه بابا

‫بیخیال، نمیتونی خوش و خرم بیای اینجا

‫- و از خوابت بگی و... ‫- بیخیال

‫- تعریف کن! ‫- تعریف کن!

‫تعریف کن!

‫باشه، باشه بابا، باشه

‫- اگه اصرار دارین بدونین... ‫- چه راحت راضی شد

‫زاییدم

‫یعنی چی زاییدی؟

‫همینی که گفتم

‫و شما هم بودین

‫خیلی عجیب غریب بود، ‫ولی یه جورایی زیبا هم بود

‫زور بزن! زور بزن!

‫زاییدی. بچه زاییدی

‫مسکن هم نزدم. ‫سرسخت‌تر از اونی‌ام که بنظر میاد

‫- ما هم بودیم؟ ‫- بخصوص تو، تونی

‫انگار باباش تو بودی

‫- آخی! ‫- خیلی‌خب

‫هنوز میتونم ببینمش، به وضوح

‫یه پسربچه‌ی خوشگل

‫و... میدونی چیه تونی؟ ‫خودت مثل بچه‌ها گریه میکردی

‫پسرت بدنیا اومده بود. ‫همش میگفتی

‫فکر نمیکردی این روز رو ببینی

‫زدی زیر گریه

‫تو خیلی روانی هستی. ‫می‌دونستی لارز؟

‫آره، میدونم. ولی از بقیه ‫هم می‌شنوم خوشحال میشم

‫- سلام فرانسیس ‫- سلام یائو!

‫سلام. یه ملاقاتی داری

‫- جدی؟ ‫- و...

‫از کانادا کوبیده اومده اینجا

‫گفتی کانادا؟

‫آره. آره

‫آره

‫- ببرمت پیشش؟ ‫- آره. آره

‫از کجا عذرخواهیم رو شروع کنم؟

‫نکن پال

‫فرانسیس

‫ای خدا. گفتی یک و 85 قدته

‫از همون دم در با دروغ شروع کردی

‫در مورد دوست داشتنم دروغ نگفتم

‫آری چطور؟ ‫واقعاً جراحی لازم داشت؟

‫اصلاً پسر داری؟

‫یا همش سر این بود ‫که پولم رو بچاپی؟

‫می‌دونستم ممکنه اینو بگی، ‫برای همین صورتحساب آوردم

‫پول کاملت، به علاوه سودش

‫الان چند روزه میخوام باهات تماس بگیرم

‫و وقتی جواب ندادی، ‫با هواپیما اومدم

‫مدیربرنامه‌هات گفت اینجایی

‫اینجا گوشی‌هامون رو میگیرن

‫پس نمیتونم بفهمم که ‫واقعاً خواستی

‫باهام تماس بگیری یا نه

‫نمی‌فهمم چرا یهو غیبت زد

‫پول رو فرستادم ‫و بعد یهو...

‫از پهنه گیتی محو شدی

‫و منم گفتم حتماً...

‫سرم کلاه گذاشتی ‫و ساختگی هستی

‫چه جالب

‫منم به این نتیجه رسیدم که ‫تو ساختگی هستی

‫من چرا؟

‫خب، چجوری بگم؟

‫کتابات رو خوندم. همشون رو

‫تو هیچکدومشون ذره‌ای حقیقت پیدا نمیشه

‫خیلی سطحی‌ان

‫- چی؟ ‫- آره، اصلاً تجزیه تحلیل نمیکنی

‫فقط یکم عاشقانه برمیداری

‫و یه معجون طبق سلیقه ‫خودت درست میکنی

‫تبعیض جنسی، تبعیض سنی، ‫تبعیض نژادی، تبعیض معلولیت

‫اصلاً داستان نداره. ‫فقط تبعیضه همش

‫کار من اینجوری نیست! ‫اصلاً...

‫وقتی یه داستان کامل می‌نویسی، ‫اینجوری...

‫قرار نیست من بهت توضیح بدم ‫ولی کارم اینجوری نیست

‫منظورت اینه که غیبت زد

‫چون کتابام رو دوست نداشتی؟

‫نتونستم کتابات رو تحمل کنم. ‫نمیدونم چجوری کسی...

‫ممکنه کتابات رو تحمل کنه. ‫منم وحشت کردم

‫با خودم گفتم "وای خدا، من عاشق یه...

‫قلم‌فروش محض شدم"

‫این همه راه اومدم اینجا

‫اونم با کلی هزینه، ‫که خلافش رو ثابت کنم

‫ثابت کنم که لایق عشق من هستی

‫ثابت کنم یه موجود عمیق و مهم هستی

‫گرچه نمیتونی یه جمله آدمیزادی هم بنویسی

‫فرانسیس، رابطه‌مون می‌تونست ‫خیلی خوب باشه

‫فقط کاش کتاب‌های مزخرفت...

‫- بکشش ‫- رو نخونده بودم

‫بکشش. زود

‫فکر کنم یکم آب میخواد

‫عزیزم، بیدار شو

‫اوه!

‫فکر کنم یکم زیادی دارین ‫بهش از اون چیزا میدین

‫من خوبم

‫یهو خیلی خوابم گرفت

‫- آره ‫- شما هم خوابتون گرفت؟

‫شاید بهتره دوزت رو کمتر کنیم، نه؟

‫شاید بهتره، یائو؟

Комментарии

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left