Первые 200 строк.
مرغ چیپوتله با نون سفید
اوه، ببخشید
معذرت میخوام. نه، نه
خیارشور اضافه
یه ظرف چیپس
و سالاد کلم
اوه، سالاد کلم دارین
چطوره؟
نه، نه، سالاد کلم نمیخوام
اوم، سالاد سیبزمینی؟
با سس خردله یا مایونز؟
مایونز. باشه. همون سالاد سیبزمینی
سالاد سیبزمینی میخواین، آقا؟
نه. نه، سالاد کلم
اما همین الان گفتین که
هر چی گفتم رو فراموش کن. داشتم
پس مرغ چیپوتله با نون سفید رو نمیخوای؟
چرا، همون مرغ چیپوتله با نون سفید
و، اوم، سوپ تورتیلا
اما سالاد کلم نه. و سالاد کلم
اما سالاد سیبزمینی
نه. آره. اوم، شیربرنج دارین؟
آره. نه. اوه، میشه گوجه اضافه بذارین؟
مایونز اضافه
اوم، میشه کوکی دبل شکلات بردارم؟
پپرونی، دوبرابر. و بعدش، اوم، مثلاً مارچوبه
پنیر چدار کنارش... بذارین کنارش
اوه، راستش، من نمیخواستم
اینو نمیخواستم. و کوکیها هم
میشه مثلاً مارچوبه و سالاد سیبزمینی بردارم؟
پیاز هم نباشه. بدون پیاز
خودتون یه جوری سر و تهش رو هم بیارین
برجس؟ اوه، مایک
سالاد کلم؟
مال منه
پنیر چدار مال منه
سوپ مال منه
کوکیها؟ اوه، مال منه. مرغ چیپوتله؟
اونم مال منه
این دیگه چیه؟
شیربرنج؟
این تنها توضیح ممکنه
من چیپس گرفتم
مال منه
وقت؟ وقت ندارم
یک و نیم. یک و نیم؟
همین رو گفتم. دیرم شده
هی، من با این همه غذا چیکار کنم؟
برین پیکنیک
ببخشید، میتونین بهم بگین دفتر "سوزان دنورز" کجاست؟
من "ابی مورل" هستم
همین الان باهاشون مصاحبه دارم
حتماً
دستیارشون امروز نیست ولی من راه رو نشونت میدم
اوه، باشه
خب، برای چه سمتی دارین مصاحبه میدین؟
دستیار سردبیر
توصیهنامه از یه سردبیر ارشد دارین؟
نه، ولی قبل از اینکه بیام اینجا، به عنوان
معاون اجراییِ انتشارات لنسینگ کار میکردم
توی تولیدو هستش
خب، بدون توصیهنامه از یه سردبیر ارشد محاله استخدام بشی
باور کن، من سه ساله دارم سعی میکنم به سمت دستیار سردبیر ارتقا پیدا کنم
ولی هیچ جایی رو به اینجا ترجیح نمیدم
هوم
بفرمایید، رسیدیم
برام آرزوی موفقیت کن
به یه معجزه احتیاج داری
خانم دنورز، "ابی مورل" برای سمت دستیار سردبیر اومدن
عمراً
نه، تو به درد نمیخوری
من کسی رو میخوام که بفهمه دِدلاین یعنی ساعت ۲ بعدازظهر، نه ۲ و ۲ دقیقه
دقیقاً مثل قرار ملاقاتها، مخصوصاً مصاحبههای شغلی
من همه چیز رو دربارهی این صنعت و دربارهی "بل اند هاول" میدونم
شما بزرگترین انتشارات توی شمال غربی اقیانوس آرام هستین
از هر پنج تا کتاب توی لیست پرفروشترینهای تایمز، یکیش اینجا چاپ شده
از بچگی آرزوم بوده که اینجا کار کنم
منم وقتی بچه بودم آرزوم بود فضانورد بشم
زندگی پر از ناامیدیهاست
من پنج سال سابقهی کار توی انتشارات لنسینگ دارم
همون که توی تولیدو هستش
اوه
تولیدو
میدونم که با "دکستر هیز" مشکلات جدی پیدا کردین
کی اینو بهت گفته؟
نه، کسی بهم نگفته
کاملاً واضحه
انتشارات "بل اند هاول" از وقتی "دکستر هیز" شروع به کار کرده
هر ۱۸ ماه یه رمان جدید ازش منتشر کرده
اون برترین نویسندهی شماست
فقط اینکه الان چهار سال گذشته
هیچ انتشارات دیگهای هم برای دزدیدنش از چنگ شما سر و صدا نکرده
اگه بازنشسته شده بود، شما کتابهای قبلیش رو تبلیغ میکردین
و اگه مرده بود، که دیگه واقعاً کتابهای قبلیش رو تبلیغ میکردین
پس حتماً یه مشکلی باهاش دارین
نمونه کارهات رو آوردی؟
بله، آوردم
توصیهنامه از یه سردبیر ارشد هم داری؟
خب، نه
اوم
راستش نه دقیقاً
طبق قوانین شرکت، هیچکس بدون توصیهنامهی یه سردبیر ارشد
به عنوان دستیار سردبیر استخدام نمیشه
موفق باشی
جانین، من اومدم خونه
سلام، رمی
روز سختی توی کار داشتی، مریل؟
رزومهم رو بردم به تکتک انتشاراتیهای شهر
به همراه کوکی، براونی، چیزکیک و شیربرنج
شیربرنج؟
تعجب میکنی اگه بدونی
بالاخره یه نفر توی دنیای نشر باید شکمو باشه
ظاهراً همهشون رژیم دارن
امیدوارم تو رژیم نباشی
میدونستم نقلمکان از تولیدو سخت میشه، ولی من
این همه راه نیومدم که فقط به عنوان ویراستارِ
دفترچه راهنما و چکلیست بازنگریشدهی سیستمهای تصفیه فاضلاب پورتلند کار کنم
تصفیه فاضلاب برای پایداری بلندمدت شهری خیلی مهمه
اشتباه برداشت نکن
من کاملاً موافق "پایداریسازیِ" شهری هستم
اصلاً این کلمه وجود داره؟
از الان به بعد آره. نمیدونستم میتونی همچین کاری کنی
که همینطوری تصمیم بگیری یه چیزی کلمه باشه
خب من یه ویراستارم، مگه نه؟
حتی اگه دفتر کارم بین تختخواب و کمد لباسم باشه
خب، تو خوشگلترین ویراستاری هستی که میشناسم
تو هم خوشگلترین مهندس برنامهنویسی هستی که میشناسم
البته تنها مهندسی که میشناسم
همینم خوبه، قبول دارم
فقط به یه تغییر حال و هوا احتیاج داری
یه کافه عالی تازه باز شده، و یه
تعدادی از بچههای شرکت هم قرار برن اونجا
بیل، بیل و ویل؟
گیل رو فراموش نکن
هیچکدومشون از تو خوشگلتر هستن؟
چرا خودت نمیای اونجا و شخصاً تصمیم نمیگیری؟
ممنون
واقعاً ممنون بابت دعوتت، ولی من توی چند کاره بودن خوب نیستم
اول کار، بعد عشق
خیلی خب، منتظرم باش ای دفترچه راهنما و چکلیستِ
بازنگریشدهی سیستم تصفیه فاضلاب پورتلند
دارم میام سراغت
چی؟
مرغ چیپوتله
سلام. ساندویچ ژامبون و پنیر سوئیسی با نون چاودار؟
مال منه
چی؟
مرغ چیپوتله؟
امیدوارم اون نسخهی خطی رو آورده باشی
بله
بله
یه کم تافت بزنی کمک میکنه اون جوهر پاک بشه
منو ساعت ۶ صبح از تخت کشیدی بیرون
که بهم توصیهی آرایشی بکنی؟ من فقط دربارهی پاک کردن جوهر از روی پوست کلی اطلاعات دارم
اوه، اینم از نسخهی خطیت
گرگ
دن. گرگ دوستمه
این، اوم، کتاب اونه
شمارهی منو از کجا آوردی؟
روی برگهی سفارشِ کار داخل، اوم
مرکز تصفیه فاضلاب پورتلند بود
دفترچه راهنما و چکلیست بازنگریشده
درسته. اوه، به همراه نصفِ دیگهی ساندویچت
با نصفهی اولش چیکار کردی؟
پیاز داشت
هی، معذرت میخوام
اگه پشت تلفن یه جورایی... بودم
بیادب؟ میخواستم بگم هولزده
آره، این کتابِ بهترین دوستمه، و دیشب
کامپیوترش سوخت و فضای ابریش هم
از کار افتاد، برای همین این رسماً تنها نسخهی موجود در کل دنیاست
این تنها نسخهی موجود در همهجاست؟
آره، میدونم. باورش سخته
بسه دیگه. با من میای
خب، پس شد سه نسخهی چاپی کامل، دو نسخه روی
سیدی، یه بکآپ روی فلش مموری، پنج سال فضای میزبانی روی
سرور ابری اونا، و یه نسخهی الکترونیکی هم که برات ایمیل شد
شاید باید نسخههای بیشتری میگرفتیم
وقتی آخرالزمان بشه، تنها چیزهایی که
زنده میمونن سوسکها هستن و این کتاب
فکر میکنی زیادهروی کردیم؟
آره، به نظرم کردیم
فقط نمیتونستم تحمل کنم که این کتاب ممکنه برای همیشه
گم بشه فقط چون دوستت حجمِ فضای رایگانش تموم شده بود
مردم به داستانهایی مثل این احتیاج دارن
میفهمم چی میگی. من خوندمش
بعد از اون... همه چیز متفاوت به نظر میرسید
آره، یه جورایی
امیدوارکنندهتر. دقیقاً
خب، میتونم به صرف صبحانه دعوتت کنم؟
چون صبح به این زودی بیدارت کردم و
اوه
ببخشید، باید اینو جواب بدم
الو؟
ابی، "بئاتریس" هستم از انتشارات "بل اند هاول"
درسته
سلام. سلام. خانم
دنورز ازم خواستن باهات تماس بگیرم
ایشون گفتن که یه موقعیت شغلی برات دارن
اما فقط به شرطی که بتونی زود کار رو شروع کنی
No comments yet. Be the first to leave one.