Первые 200 строк.
به به، چه غذای عالیای بود
خب، کلاس قایقرانی چطور پیش میره؟
خیلی خوب پیش میره، بابا
آره، واقعاً ازش لذت میبری
آره، آره، خب، قدیما منم انجامش میدادم
اوه، واقعاً؟
عروس دریایی چی؟
تا حالا نیشت زدن؟
آره، گزید. هنوزم درد میکنه
چی شده بابا؟
اوه
لابد گوشام اشتباه شنیدن
خب، شروع شد
میدونی، شلوغ کردنِ جای ماهیگیریِ یه نفر
معمولاً اینجا کار درستی نیست
ساحل عمومیه
تازه، به نظر میرسه به هر حال دست خالی میری خونه
نه بابا، یه «بلوفیش» ۳۴ اینچی پشت وانتم دارم
در ضمن، نباید بیرون باشی و از مردم خوبِ
وینیارد در مقابل جنایتکارهای خطرناک محافظت کنی؟
خب، واسه همین اینجام
بهم خبر دادن یه کد ۲-۱۱ در حال انجامه
یه توریست داره همه ماهیها رو میدزده
چرا این یکی رو امتحان نمیکنی، رئیس؟
۷۵۰ سند استرایکر
تازه اومده بازار
با مال خودم راحتترم، ممنون
هر طور راحتی
دوست ندارم بازم دست خالی بری خونه
نگاه کن و یاد بگیر، جِی.دابلیو
موفق باشی
من شیفتم
ولی امشب یه مراسم خیریه توی کلوب قایقرانی برگزار میشه
ارزشش رو داره که به خاطرش یه دستی به سر و روت بکشی
میدونی که این فازها به من نمیخوره
تازه، یقه پیرهنها گردنم رو به خارش میندازن
«زی» هم اونجا میآد
بعداً میبینمت رئیس
آره
نوش جان
صبح بخیر باب
چه خبر؟
قهوه داغه و هوا عالیه
فرصت کردی اون قایق بادبانی بزرگ رو
ته اسکله چک کنی؟
همون «رودز ۷۷» که کاملاً بازسازی شده؟
قایق قشنگیه
پنجشنبه از خشکی رسید
یه جورایی هنوز با صاحباش ملاقات نکردم
همم
یه فیلهی بلوفیش
بسیار عالی
به نظر معاملهی منصفانهایه
قایق بابات چطور پیش میره؟
اوم، کند پیش میره
فکر کنم حلالزاده به باباش میره
خب، بابات هیچوقت توی کارهاش عجله نمیکرد
به نظر نمیرسید هیچکدوم رو هم تموم کنه
خب، همونطور که «جان فاستر دالس» یه بار گفت
«دستاوردهای یه مرد در زندگی
نتیجهی جمعیِ دقتش به جزئیاته.»
وزیر امور خارجهی دوره آیزنهاور
مرد باهوشی بود
حتماً باب، هر چی تو بگی
جف
جف
جودی
امروز چه کمکی از دستم برمیآد؟ خب، امکانش هست
یه نگاهی به موتور قایقم بندازی؟
استارت میخوره، ولی هی خاموش میشه
حتماً
خلاصه به تد گفتم بیاد
و تد کمکم کرد این رو بذارم اینجا
اما نتونست راهش بندازه
خب، بذار یه نگاهی بندازم
میدونی، اگه موتور استارت میخوره
احتمالاً جرقه میزنه
آها. شاید فقط سوخت کافی بهش نمیرسه
اوه
خیلی ممنون، جف
واقعاً لطف کردی
همونطور که فکر میکردم، فیلتر بنزینت گرفته
اوه
قایق زیباییه
خودت بازسازیش کردی؟
نه
کی انجامش داده؟
تحسینبرانگیزه
یه بنده خدایی توی بوستون
از اونجا با قایق اومدی؟
آره، از اسکله چارلستون
آهان
بردلی، بالاخره اومدی
آره. روز عالیای واسه قایقرانیه
اوه، قطعاً
از دیدنت خوشحالم. منم همینطور پسر
بهت گفته بودم که اینجا قشنگه
واقعاً هست
ایشون هم باید خواهرت استیسی باشن
از کجا حدس زدی؟
خب، چی میل دارید بخورید؟
همه چی داریم
بفرمایید تو
من هنوزم فکر میکنم این عجیبه
تو این یارو رو کلاً چند وقته میشناسی؟ سه روز؟
اوه، بیخیال استیسی
فقط دارم میگم
لابد قایقسواری با پول بابای پولدارت خیلی کیف میده
نمیدونم
خب، این دیگه باید راه بیفته
احتمالاً باید این فیلتر رو عوض کنی
و من اگه بودم باک بنزین رو هم چک میکردم
فکر کنم توش آشغال رفته
باشه
اوه، جف، حالت خوبه؟
خوبم
خب، ممنونم
لابد باید نشون یه دکتر بدیش، نه؟
آره، آره، روز خوبی داشته باشی جودی
ممنون
بازم بابت شلوغی معذرت میخوام
داریم آخرین خردهکاریها رو انجام میدیم
ولی میخواستم اولین نفری باشین که از بخش جدید بازدید میکنه
که کل بودجهش توسط بنیاد «امید هریت» تأمین شده
دکتر مادیراس. سلام پیتون
خوش اومدید
خب، دنبال من بیاید ولی لطفاً مراقب باشید
به خاطر کارهای ساختمانی، نمیخوام کسی صدمه ببینه
جف جکسون
زی مادیراس
این واقعاً غافلگیرکننده بود
پس از نیویورک برگشتی
آره، چند سال پیش
تو چی؟
توی جزیره چیکار میکنی؟
حدود یه ماه پیش نقلمکان کردم اینجا
خونه قدیمی بابام
دکتر مادیراس؟
آره، فکرشو بکن
تو چی؟
شنیدم کارآگاه پلیس بوستون بودی؟
بودم
بازنشستگی پیش از موعد
چرا؟
دلم برای ماهیگیری توی وینیارد تنگ شده بود
اوه، واقعاً؟ کمرت هم موقع
ماهیگیری توی وینیارد اینطوری شد؟
نه، فقط بعضی وقتها رگ به رگ میشه
باشه
دکترم توی بوستون بهم آمپول کورتیزون میزد
وقتی اینطوری اذیت میکرد
چون اینجا بیمار جدید محسوب میشی
تا عکس رادیولوژی نگیرم، نمیتونم بهت آمپول بزنم
واقعاً لازمه؟
بله. بلند شو یه نگاهی بندازم
اوه، تازگی جراحی داشتی؟
شش ماه پیش
و توی عکس قراره چی ببینم؟
چند تا پلاتین که مهرههات رو نگه داشتن؟
نه
یه گلوله
حدس میزنم دلیل اصلیِ
بازنشستگی زودرس تو همین باشه
سعی کردن درش بیارن
و بعد به این نتیجه رسیدن که خیلی به نخاعت نزدیکه؟
عکس رادیولوژی رو خوب میشناسی
من هفت ماه هم توی نیویورک
توی پزشکی قانونی کار کردم
پس اونقدر کالبدشکافی انجام دادم که
بدونم یه گلوله چه بلایی سر بدن میاره
میدونی، اگه این گلوله تصمیم بگیره به ستون فقراتت نزدیکتر بشه
میتونه به اعصابت صدمه بزنه
و احتمالاً زمینگیرت کنه
بهم گفتن
دقیقاً داشتی چیکار میکردی که دردش شدید شد؟
داشتم همسایهنوازی میکردم
باید خیلی مراقب این باشی
آره، میدونم
خب، نظرت درباره اون آمپول کورتیزون چیه؟
بذار چند روز بگذره، ببینیم حالت چطور میشه
گوش کن، بهزودی یه نوبت معاینه مجدد برات مینویسم
تا مطمئن بشم التهابش بدتر نمیشه
شما دکتری
بله، من دکترم
پس دیگه خبری از تعمیرات دوستانه نیست
دستور دکتره
سلام، چطور پیش رفت؟
عاشقش شدن
خوشحالن که میبینن پولهای اهدا کردهشون جای خوبی خرج شده
عالیه
جف، ایشون پیتون بارتل هستن
ایشون هم جف جکسون
ایشون مدیریت بنیادی رو بر عهده دارن که بودجهی این بخش جدید رو داده
از ملاقاتتون خوشبختم
منم همینطور
میدونی، ما امشب مراسم سالانهمون رو توی کلوب قایقرانی داریم
آره. آره، شنیدم
باید بیای
زی، تو هم میآی، درسته؟
اصلاً از دستش نمیدم
No comments yet. Be the first to leave one.