Первые 200 строк.
...آنچه در آیزامبی دیدیم
ازم خواست باهات آشنا بشه
یه آزمایش مطمئن میشناسم که زامبیها رو تشخیص میده
ضربان قلبشون رو بررسی کنید
من و رفیقهام
به خوبی مسلح هستیم، و میخوایم باهاشون بجنگیم
اینجا چیکار دارید؟
اون بازوبند فشارخونـه؟
!از روش رد شدی
!برو، برو - !دارم میرم -
!سریعتر
!آره
از امروز به بعد، همهی مشتریهات متعلق به ما هستن
بابات میخواست یه پیغامی بهت برسونم
!آخ
بیخوابی در سیاتل
جدیدترین نظرسنجیها در برنامه کاندیدای شهرداری سیاتل
بازپرس بخش قضایی فلوید باراکوس ...با دهدرصد آرای بیشتر جلو هست
چه بلایی سرت اومده؟
دوتا درخواست دارم
به دوتاش جواب مثبت بده وگرنه مغزت رو پخش زمین میکنم
اول، بهم میگی تأمینکنندههای مغز جدیدت کجا هستن
بهت میگم
دیگه چی؟
،دوست حقیقتجوی زامبیهامون، هارلی جانز
دیشب اون فیلم رو توی یوتیوب گذاشته
چندتا بازدید داشته؟
حدود هزارتا
راهی نبود که بتونیم از این فیلم سربازگیری علیه زامبیها جلوگیری کنیم؟
ما مجبورشون کردیم برن
...ولی بعدش از روی جاستین رد شدن، و - و اجازه دادین فرار کنن -
تقصیر منه
نباید اجازه میدادم زیر بشم
اونها از آسیب رسیدن به باراکوس محافظت کردن
مأموریتشون این بود
دشمن اطلاعات بهدست آورده
از وجود زامبیها مدرک پخش کردن
فقط برای افرادی که باورش دارن مدرک حساب میشه
تا اینجا، نظرات نشون میدن که باور ندارن
مشخصه که این افراد مسئول قتلهای تاتلرید هستن
هارلی جانز و سه برادرش هنوزم مظنونهای اصلی ما هستن
ولی هنوز مدارک محکم کافی رو نداریم
تازه، چند صد نفر آدم توی مسیجبُرد ضدزامبیهاشون پست گذاشتن
هرکدوم اونها ممکنه خانوادهی والی رو کشته باشه
من پیشنهاد میدم خودمون این موضوع رو حل کنیم
آروم باش، پسر
نیمهی پر لیوان، کاندیدای شهرداریمون هنوز داره دووم میاره
و حس خوبی نسبت به کلایو و لیو دارم
که آدم بده یا بدها رو میگیرن
و بعدش همهمون میتونیم با آرامش بخوابیم
تمومه. جلسه به پایان میرسه
تو، بمون کارت دارم
میجر لیلیوایت
!شروع کاریت خیلی توپ بوده
تو نبرد کومار بودی
ستوان ناظرت مُرده
و تونستی یه پشتبوم از اسنایپرهای دشمن رو پاکسازی کنی؟
!با اینکه تازهکاری ولی خیلی کارت درسته
و اون همه قهرمانبازی وقتی چندین بار به شکمت چاقو خورده بود
میدونی این نشوندهندهی چیه برام؟
که چیزی به اسم سیکسپک آهنی وجود نداره؟
نگاش کن. شوخی میکنه. خبری از اختلال پس از سانحه نیست
نشونم میده که تو همون میجری هستی که به کومار رفت
هستی، درسته؟
همون میجر قدیمی؟
راستش، من متعهدتر از قبل برگشتم
!عاشقشم
میخوام باهات دست بدم، سرباز
...امیدوارم خیلی شخصی نباشه، ولی
دارم نبض انسانی رو حس میکنم
یا از دیدنم خوشحال شدی؟
...چی؟ من
ویویان، هلیکوپترت رسیده
ممنون
مشکل اینه که، وقتی توی کومار اینقدر عالی عمل میکنی
و تو خونه ضعیف میشی، مردم متوجه میشن
توی جلسه برام سؤال شده بود
که چطوری سرباز کاردرست جدیدمون اجازه داده اون زامبیکُش احمق فرار کنه
همهچیز خیلی سریع اتفاق افتاد
نه واسهی یه زامبی
و چطوری شده که دیگه زامبی نیستی؟
...میجر
بگو
نمیتونی من رو بکشی، من نمیتونم بمیرم
نمیتونی من رو بکشی، من نمیتونم بمیرم
مگه اینکه شلیک کنی تو چشمم
مگه اینکه شلیک کنی تو چشمم
بلند بگید - یک، دو -
بلند بگید - سه، چهار -
خب، بهت ترفیع داد؟
باید صدات کنیم میجر میجر؟
میدونه انسان شدم
وظایفم رو به تعلیق انداخت
شاید بتونم باهاش صحبت کنم
باید صبرکنی
اون و فورتسان دارن به جزیرهی زامبیها میرن
میخواد وقتی برگشت با راوی دربارهی اینکه چطوری درمان شدم صحبت کنه
...راوی قرار نیست
خدای من
شروع
عفونت
تبدیل
نامزد سابق
رفیق صمیمی
همدست
شغل
همکار
ولی من یه زامبیام...
illusion مترجم: امیرعلی #iZombie_S03E08
یه مشکل گریوزی
سازمان هوانوردی فدرال اعلام کرد
...که تصادف بخاطر نقص فنی بوده
نقص فنی، مزخرف میگن
این یه حملهی دیگه به زامبیهاست
هنوز مطمئن نیستیم
کلایو، هارلی و افرادش دارن زامبیها رو هدف میگیرن
این قتلها بههمدیگه مرتبط هستن
فکرنمیکنی اینکار واسه هارلی جانز و متنفرین
از زامبیهاش یهکم پیچیده باشه؟
اگه میدونن که فیلمور گریوز یه سازمان ،زامبیهاست
پس پُزش رو نمیدن
توی مسیجبرد هیچ صحبتی دربارهی تصادف نبوده
حالا کی قراره رئیس تنها ارتش
زامبیهای دنیا بشه؟
شایعه شده که برادر ،شوهر ویویان
چِیس گریوز، داره از تریپولی برمیگرده تا کنترل اوضاع رو بهدست بگیره
خب، بیاید سعی کنیم وقتی برگشت براش چندتا جواب پیداکنیم
،طبق مسیجبردشون متنفرین زامبیها
یکشنبهی این هفته توی محل تیراندازی هارلی جمع میشن
تمام جانسختها میرن اونجا
،اگه دنبال جوابیم اونجا واسه شروع جای خوبیه
هارلی با من و لیو آشنا شده
میدونه داریم دربارهی قتلهای زامبیها تحقیق میکنیم
و شک دارم از مردی که زامبیها رو
از زیرزمین مکسریجر فراری داد، استقبال کنن
هارلی با من آشنا نشده
،اگه برنزه کنم و کلاهگیس بذارم هارلی من رو نمیشناسه
میتونم با راوی برم
،اگه بفهمن نفوذی هستین ،نه معتقدین واقعی
باهاتون خوب رفتار نمیکنن
مطمئنی پایهی اینکار هستی؟
آره
معلومه
خیلی
نترسید، مردم آمریکا
رفیقتون فین وینسیبل برگشته
و یه برنامهی ویژه واسه شما کسخلها دارم
اینبار میخوام خیلی خطر کنم
دیدین که روی بدنم آبلیمو ریختم و موهام رو کَندم
بین انگشتهای پام میخ کوبیدم
،ولی این یکی
یه دردیه که هیچوقت از بین نمیره
عشق اول، عزیزم
!هوی. تارن
چهخبره اینجا؟
تارن کجاست؟
اینجا زندگی میکنه، درسته؟
فین؟ اینجا چه غلطی میکنی؟
اینا رو میشناسی؟
تارن، شب هالووین، سال 2004
میخواستی یه سفر با واگن پر از علف خشک بری
ولی من مست کردم و هرچی ایزیمک خورده بودم روت بالا آوردم
بعدش باهام کات کردی
بزرگترین اشتباه زندگیم بود
ولی امشب، اومدم که برتگردونم
ببخشید؟
فین، این شوهرمه
فعلاً آره
!نگاش کنید
بهت یه سواری پشت واگن علف خشک رو قول داده بومد
پس امشب، به قولم عمل میکنم
میخوای علف تنت کنی و بزنی به چاک؟
!عمراً
،دبیرستان که بودیم، تارن گفت
اگه همهش مثل یه احمق رفتارکنم به هیچجایی تو زندگیم نمیرسم
خب عزیزم، 22 اسپانسرم که خلاف این حرف رو میزنن
!ممنون، رودی
!تو خونه از اینکارها نکنید
!فیلم نگیر! خاموشش کن
حادثه در نیروی بدلکاری
حواستون باشه، لطفاً. ممنون
مسیر رو باز کنید، لطفاً. ممنون
جریان تماشاچیها چیه؟
"هوادارهای ناراحت فین" شکستپذیر
اون و افراد بدلکار/شوخیخرکی کنندهاش، ستارههای سری اینترنتی پرمشتری، پیشرفت بدلکاری هستن
،وقتی میخوام بخندم
میرم تو صفحهی یوتیوبشون
و فیلمشون رو نگاه میکنم که توی سوپ یه غریبه استفراغ میکنن
یا با ماهی بههم سیلی میزنن
خندهداره
هرکی نظری داره دیگه
23میلیون مشترک اشتباه نمیکنن
پس، این یارو با لباس مترسکی از داخل یه حلقهی آتشین رد میشه
و تا حد مرگ میسوزه؟
نیومدم اینجا که به آدمهای بانمک جایزهی داروین رو تقدیم کنم
چرا قتل محسوب شده؟
یه نفر این رو توی سطلآشغال بالای خیابون پیداکرده
ببین
نظریهام اینه که یهنفر عوضشون کرده
!هی! ببخشید
No comments yet. Be the first to leave one.